چیزی که The Sinner را بسیار جذاب و منحصر به فرد می کند، براندازی پیچیده انتظارات در مورد شخصیت هایی است که طرفداران آن را دوست داشتنی تر می دانند.
چه چیزی هیولایی را ایجاد می کند که مردم را به کشتن سوق می دهد؟ به گفته هری امبروز، همه افراد دارای افکار تاریک ناشی از آسیب های دوران کودکی هستند و تنها چیزی که آنها را از ارتکاب جنایت باز می دارد، کنترل و یادگیری زندگی با این افکار است. گناهکار همه چیز درباره این است که چگونه می توان قربانیان حوادث آسیب زا را پس از اینکه این افکار تاریک آنها را مجبور به قتل کرد نجات داد.
مربوط: گناهکار: 10 غم انگیزترین چیز درباره نیک
در بیشتر درامهای جنایی، قاتلان کمترین شخصیتهای دوستداشتنی را برای هر کسی که تماشا میکند میسازند، اما در این مورد نه. همه قاتلان در گناهکار فقط شرور هستند قبل از اینکه هری امبروز به ریشه وضعیت ذهنی آنها در هنگام ارتکاب قتل برسد. حتی مظنونها نیز در پایان روز به دوستداشتنیترین شخصیتهای سریال تبدیل میشوند، در حالی که قربانیانی مانند نیک هاس در نهایت کمترین دوستداشتنی هستند.
نیک هاس
نیک هاس هیچ قتلی در سریال مرتکب نشد، اما به نوعی، او به عنوان ترسناک ترین شرور شناخته شد. هیچ چیز خوبی از خاطراتش نمی آمد. هر زمان که جیمی حضور نیک را در اطراف خود احساس می کرد، همیشه برای انجام کارهای اشتباه، از تلاش برای خفه کردن پیرمرد در آسایشگاه گرفته تا نزدیک به تصادف زن در ماشین، تحت فشار قرار می گرفت.
هنگامی که جیمی هنگام حمل نوزاد توهماتی از او داشت، تقریباً جانش را از بین برد، که نشان می دهد نیک چقدر بد بود. او تأثیر زیادی بر جیمی داشت که او را به تاریکی سوق داد و باعث شد که به یک قاتل زنجیره ای تبدیل شود. او همچنین قصد داشت اولین قتل خود را قبل از مرگ انجام دهد و اگر از بین نمی رفت از جیمی بدتر می شد.
فیبی لیسی
فیبی لیسی بسیار شبیه نیک هاس بود، اگرچه او نمی توانست فانتزی های تاریکی را که در سر داشت به صورت فیزیکی اجرا کند و در پایان از خاطراتش چیزهای خوبی حاصل شد. با این حال، او دستکاری میکرد و همیشه دکمهای را میدانست که باید کورا را وادار به انجام دستورش کند. پدر و مادرش قبلاً کورا را متقاعد کرده بودند که گناهان او باعث بیماری فیبی شده است، بنابراین او مجبور بود هر کاری را که فیبی از او خواسته بود انجام دهد، حتی وقتی دردناک بود.
کورا مجبور شد کارهای خطرناکی انجام دهد، از جمله دزدی و در نهایت به خاطر فیبی در رختخواب J.D قرار گرفت. فیبی وقتی کورا به خاطر اشتباهاتش تنبیه شد هرگز پشیمان نشد. وقتی کورا را مجبور کرد که او را به باشگاه Beverwyck ببرد، می دانست که خطرناک است و ممکن است بمیرد، اما به هر حال این کار را کرد. این در نهایت تا آخر عمر کورا را آزار می دهد.
جیمی برنز
گناهکار دو فصل اول قاتلانی را آورد که مایل به تغییر و همکاری با هری امبروز بودند، اما فصل سوم کسی را آورد که می خواست او را بکشد. جیمی تحت تاثیر نفوذ نیک بر او در کالج قرار گرفت، اما جنایاتی که او مرتکب شد هیچ ربطی به نیک نداشت.
مطالب مرتبط: گناهکار: 10 ناسازگاری داستان و شخصیت که در مورد جیمی بی معنی است
او در تمام آن سال ها بر نیک غلبه کرده بود و زندگی خود را شروع کرده بود تا اینکه خودش نیک را به زندگی خود فراخواند. او سپس خود را متقاعد کرد که نیک از او می خواست مردم را بکشد و به این ترتیب تبدیل به یک هیولا شد. او افراد بی گناه از جمله رئیس حوزه هری را کشت تا هری را شبیه او کند. او به عنوان بدترین 'گناهکار' در سه فصل اول سریال شناخته شد.
جولیان واکر
جولیان واکر بچه شجاعی بود که در خانوادهای پرآشوب با افراد خشن اطرافش و آموزههای افراطی که او را به قتل سوق داد به دنیا آمد. به او آموختند که کمون ماسوود تنها خانهای است که میتوانست در جهان داشته باشد و دروغگوها بدترین افرادی هستند که مستحق مرگ هستند.
او در نهایت مرتکب قتل شد و معتقد بود که کار درستی انجام می دهد، بنابراین نمی توانید او را به خاطر جنایاتش سرزنش کنید. او بچه شیرینی بود که برای انجام آنچه درست بود جنگید و حتی قبول کرد که عقب بماند و تاوان جنایاتش را بپردازد. او با وجود همه بدی هایی که دنیا به او زده بود، یک جنتلمن بود.
لیلا برنز
لیلا میدانست که به زودی مادر میشود و حاضر است با جیمی کار کند، اما شوهرش یک کار گمشده بود. وقتی نیک وارد خانه آنها شد و لیلا متوجه شد که مشکلی وجود دارد، و شاید جیمی معشوق نیک بوده باشد، او در کنار او ماند و سعی کرد حتی زمانی که به چهره او دروغ میگفت، فهمیده باشد.
پس از مرگ نیک، لیلا سعی کرد به جیمی کمک کند تا از پس آن بربیاید، اما جیمی تنها از او دور شد و حتی سعی کرد نوزاد آنها را بکشد. وقتی متوجه شد که شوهرش دروغگو و هیولا است، او را از خانه بیرون کرد و حتی به هری کمک کرد تا او را به دست عدالت بسپارد. او همیشه کار درست را انجام می داد.
هدر نواک
اگر ورا بهترین گزینه نبود، هدر مادر بزرگی برای جولیان می ساخت. او هرگز از مبارزه برای او دست برنداشت. هدر بهترین شریکی بود که هری امبروز با او کار کرد گناهکار از آنجایی که او تنها کسی است که به اندازه هری فرضیات درستی ارائه کرده است. جک نواک پدر وحشتناکی بود، اما هدر یک کارآگاه عالی بود.
مطالب مرتبط: گناهکار: 10 صحنه ای که تماشای آنها سخت بود، رتبه بندی شده
او هرگز از دوستش دست نکشید حتی پس از پیوستن به ماسوود و زمانی که هدر سعی کرد او را متقاعد کند که ترک کند، او را احمق کرد. هدر همچنین به قدری عمیق کند که متوجه شد جولیان پسر مارین است. وقتی مارین با او تماس گرفت، هدر سعی کرد به او کمک کند جولیان را به طور قانونی بازگرداند و احتمالاً زندگی خود را به دست آورد، اما او به او گوش نکرد.
سونیا بارزل
بعد از ازدواج بهم ریخته هری با فی در فصل اول، به نظر می رسید که کارآگاه قدیمی هرگز دوباره عشق پیدا نمی کند تا اینکه با سونیا آشنا شد. زنی شجاع که به تنهایی در یک املاک جنگلی بزرگ زندگی می کند و حتی زمانی که مرگ به سراغش می آمد حاضر به ترک آن نیست.
او علاقه زیادی به نقاشی داشت و اجازه نمی داد چیزی او را بترساند. سونیا رنج هری را درک کرد و توانست به ذهن جیمی وارد شود. او قوی، شجاع و درخشان بود و برای هری همخوانی کاملی داشت.
میسون تانت
میسون کورا را دوست داشت و از همان لحظه ای که فرانکه بلمونت را در ساحل چاقو زد، برای او جنگید. کورا بیشتر گذشته خود را از او پنهان کرده بود، و او کاملاً حق داشت که او را یک هیولا فرض کند، اما او این کار را نکرد. او در کنار کورا ایستاد و حتی شروع به تحقیق درباره J.D و باندش به تنهایی کرد.
وقتی کورا به زندان فرستاده شد، پسرش را برای دیدن او آورد و قول داد تا زمانی که او در زندان بماند ملاقات کند. او حامی ترین شریک و یکی از دلایلی بود که کورا برای یافتن حقیقت به مبارزه ادامه داد.
هری امبروز
هری امبروز مرد قوی ای است که برای افرادی مبارزه می کند که بقیه دنیا محکوم می شوند. او شیاطین خود را از گذشته تاریک خود دارد، اما سعی می کند با آنها مبارزه کند و به اندازه کافی هوشیار بماند تا به سایر قربانیان تروما مانند او کمک کند. او قهرمان اصلی سریال است، پس باید او را دوست داشته باشید، اما او دوست داشتنی ترین شخصیت تا اینجای کار نیست.
مربوط: گناهکار: 10 غم انگیزترین چیز درباره هری
او عیب های خودش را دارد که گاهی اوقات در تاریکی فرو می رود. او به همسرش خیانت کرد و خانواده اش را به خطر انداخت. در پایان، او همیشه برای آنچه درست است مبارزه می کند و تضمین می کند که عدالت اجرا شود. او به خصوص در پایان فصل سوم دوستداشتنی بود، زمانی که سرانجام قدرت کشتن جیمی را پیدا کرد، جیمی که هیچ راه دیگری برای عدالت پیدا نمیکرد.
کورا تانتی
کورا تانتی یک مادر و همسر عالی بود تا اینکه مردی را در ساحل چاقو زد زیرا دوست دختر فرانکی آهنگ ماشه او را پخش می کرد. وضعیت او بسیار غم انگیز بود، زیرا او استخوانی خشن در بدنش نداشت و به کسی آسیب نمی رساند. این فقط یک تصادف بود که آهنگ در حالی پخش شد که او در آن زمان چاقو در دست داشت. او نسبت به بقیه افراد حاضر در سریال آسیبهای روحی بدتری را پشت سر گذاشته بود، اما او همچنین کسی بود که بهترین کنترل را بر تاریکترین افکارش داشت.
ساوث پارک آهنگ های بلندتر و برش نخورده تر
پدر و مادرش او را شکنجه کرده بودند. خواهرش از او استفاده میکرد در حالی که جی. بعد از آن همه آسیب، او قطعات را جمع کرد و با یک خانواده زیبا یک زندگی عالی خلق کرد. او بازمانده نهایی بود.
ورا واکر
ورا واکر مادر تولد جولیان واکر نبود، اما او بیشتر از والدین مادرزادش برای پسر جنگید. او از او در برابر جفریس، رهبر دیوانه کمون ماسوود، و مادرش محافظت کرد، زمانی که او سعی کرد او را ببرد. ورا حتی حاضر بود با فرار با پسر به یک جنایتکار تبدیل شود تا بتواند آزاد شود.
او داشت با شیاطین خودش مبارزه کرد در Mosswood قبل از اینکه او مسئول زندگی همه آن مردم آشفته شود. ورا با وجود مبارزات خود همه چیز را حفظ کرد. او حتی توانست لحظه ای برای نجات هری امبروز وقت بگذارد. او خیلی فداکاری کرد، حتی زمانی که چیزی برای به دست آوردن آن نداشت.