تنها یک مجموعه گلچین آمازون پرایم اورجینال، چندین شخصیت به ظاهر نامرتبط را دنبال میکند، اما داستانهای آنها به هم نزدیک میشوند. تنها قسمت پایانی هر قسمت از تنها فصل 1 یک داستان مستقل است که معمولاً فقط یک بازیگر را در یک صحنه نمایش می دهد، جایی که یک شخصیت در حال ارتباط است یا لحظه ای مهم در زندگی خود را با یک پیچش علمی تخیلی زندگی می کند.
قسمت های تنها فصل 1 از یک شخصیت به شخصیت دیگر میپرد و شخصیتهایی مانند لیا (آن هاتاوی) را دنبال میکند تا با آینده تماس بگیرد و تام (آنتونی مکی) در حالی که از محصولی بحثبرانگیز برای مراقبت از خانوادهاش پس از مرگش استفاده میکند. برخی از داستان ها پیوندهای واضح تری دارند - مانند تام و پگ (هلن میرن) که به سرعت مشخص می شود پدر و دختر هستند - اما سفرهای بیشتر شخصیت ها تا پایان از بقیه جدا می شود.
مطالب مرتبط: آنها: هر شبح در نمایش خانه جن زده آمازون
آیا انسان مورچه و زنبور پس از جنگ بی نهایت اتفاق می افتد؟
تنها اپیزودهای فصل 1 در نقاط بسیار متفاوتی در تایم لاین رخ می دهند، با تنها' بازیگران شخصیت ها در آینده بشریت پراکنده شده است. به همین ترتیب، داستانها در طول زمان و مکان، در محیطهایی مانند آزمایشگاه زیرزمین، سفینه فضایی، یک مرکز ذخیرهسازی حافظه و یک خانه قرنطینه تخصصی اتفاق میافتند. تنها با رسیدن به داستان استوارت، پایان تنها نشان میدهد که چگونه میتوان این داستانهای دوردست را به هم متصل کرد. در اینجا نحوه پایان دادن به تنها فصل 1 همه چیز را با هم در کنار هم قرار می دهد که شخصیت ها به هم متصل می شوند و دقیقاً چه چیزی تنها' معنی قرار است باشد.
در پایان فصل اول چه اتفاقی می افتد
در قسمت پایانی تنها فصل 1، اتو (دن استیونز) به ساحلی می رسد که در آن یک بیمار زوال عقل به نام استوارت در حال تفکر نشسته است. اتو تحت عنوان یک کارمند مراقبت های بهداشتی، درمان سلول های بنیادی را به استوارت پیشنهاد می کند. شاوشنک رستگاری مورگان فریمن) که شروع به کاهش علائم مشابه آلزایمر و بازیابی بخشی از حافظه او می کند. با بازگشت خاطرات استوارت و گفتگوی او و اتو، مشخص می شود که همه اینها تنها شخصیت ها به هم متصل می شوند زیرا هر داستان از تنها فصل 1 در واقع خاطره ای است که استوارت دزدیده است. همانطور که اتو فاش می کند، از دست دادن حافظه استوارت یکی از عوارض جانبی اعتیاد او به حافظه است. استوارت در طول زندگیاش به طور سیستماتیک خاطرات دیگران را میدزدد تا خواستههایش را برآورده کند، که در یک پیچ و تاب سرشار از کارما، علائم از دست دادن حافظهاش را برای او به همراه داشت.
اتو به استوارت می گوید که به دنبال خاطراتی از مادرش آمده است که استوارت با خود از او گرفته است. آغاز- مثل دزدی فکر . این دو با هم صحبت می کنند و استوارت خاطرات مادر اتو را با او به اشتراک می گذارد که باعث ایجاد یک تعامل عاطفی می شود. قبل از رفتن اتو، استوارت از او می خواهد که او را با یک خاطره به یادگار بگذارد و آن دو در آغوش می گیرند. در نهایت، پس، در حالی که تنها فصل 1 مجموعه ای از داستان های مستقل باقی می ماند، قسمت استوارت در پایان تنها ارتباط شش داستان دیگر را که قبل از او آمده اند و چگونگی ارتباط همه شخصیت ها را توضیح می دهد.
داستان های انفرادی خاطراتی هستند که استوارت دزدید
همانطور که استوارت به لطف درمان اتو خاطرات خود را بازیابی می کند، خاطرات مربوط به او نیست. او ساشا را به یاد می آورد که در استخر بهترین دوستش شنا می کرد، پگ عشق گمشده اش را در بازار می دید، لیا تماشا کردن 13 ادامه 30 . اینها همه خاطراتی است که او از دیگران دزدیده است. استوارت کار خود را به عنوان یک دزد حافظه با هک کردن سرورهای شرکت شروع کرد، مانند مرکز ذخیره سازی حافظه که خاطرات جنی از بدترین روز زندگی اش در آن بارگذاری شد، اما سپس شروع به گرفتن خاطرات افرادی کرد که در زندگی واقعی با آنها روبرو شده بود.
مطالب مرتبط: بازگشت به خانه فصل 2: چرا جولیا رابرتز سریال را ترک کرد
استوارت خاطرات زیادی را بارگذاری کرد که به مغز او آسیب رساند و علائمی مشابه بیماری آلزایمر به او داد. او دههها این خاطرات را جمعآوری میکرد، که توضیح میدهد چرا داستانها در آن وجود دارد تنها فصل 1 در چنین زمانها و مکانهای متفاوتی اتفاق افتاد. بین هک کردن خاطرات سرورها و چندین سال سرقت حافظه، او توانست حافظه تام و سپس خاطره دختر تام، پگ را تقریباً هفتاد سال بعد جمع آوری کند.
خاطرات سولوها فرار استوارت از باخت هستند
استوارت پس از مرگ پسرش بر اثر یک ویروس گسترده شروع به دزدی خاطرات کرد. در حالی که بسیاری از داستان ها (مانند داستان استیون کینگ غرفه ) یک بیماری همه گیر را در طرح گنجانده شود، ویروس به آن اشاره شده است تنها به وضوح همهگیری واقعی کووید-19 را منعکس میکند، اگرچه به نظر میرسد هم ویروس و هم رویههای قرنطینه غیرقابل شکستی که ساشا به یاد میآورد شدیدتر باشند. پس از از دست دادن پسرش، استوارت آرزو کرد که ای کاش می توانست به نحوی از فقدانش فرار کند و خاطرات راه نجات او بودند.
او آرزو می کرد کاش می توانست با یک سفینه فضایی را ترک کند، در خانه اش محبوس بماند، به آینده سفر کند یا برای همیشه مجازات شود. این خواسته ها منعکس کننده خاطرات خاصی هستند که در آنها انتخاب شده اند تنها فصل 1. پگ از پشیمانی خود برای زمانی که در زندگی خود هدر داده بود با رفتن در یک سفینه فضایی فرار کرد. ساشا مدت ها بعد از اینکه بازگشت به دنیا ایمن بود در خانه قرنطینه خود قفل شد. لیا تلاش کرد اصل -سبک سفر در زمان برای تغییر آینده و دوری از درد از دست دادن آرام مادرش. جنی به خاطر اعمالش با یادآوری خاطرات وحشتناک مجازات شد.
هرگز تاریخ انتشار را به شما واگذار نمی کنم
داستانهای تام و نرا، گرچه، نوعی فرار متفاوت است، تجلی آرزوی استوارت که پدر بهتری بوده است. هر دو داستان افرادی را دنبال می کنند که تا زمانی که هنوز می توانستند برای فرزندان خود ارزش قائل بودند. تام می خواست که فرزندانش پس از رفتنش پدری داشته باشند، بنابراین دستور داد یک بور مرا به خاطر بسپارد تا جای او را بگیرد. نرا تصمیم گرفت به جای ترسیدن از این پدیده، فرزندش را دوست داشته باشد و بپذیرد، زیرا او به سرعت به بزرگسالی تبدیل شد. اما استوارت تا زمانی که هنوز زنده بود پسرش را نادیده گرفت و هرگز نتوانست رشد فرزندش را ببیند، هر دو از اینکه خاطرات تام و نرا برآورده شد، پشیمان شد.
مطالب مرتبط: عشق، مرگ و ربات ها: همه چیز در پایان خانه توضیح داده شده است
اهمیت COVID-19 در Solos
دیوید ویل، خالق این نمایش، زمانی که در قرنطینه در طول همهگیری ویروس کرونا بود، این نمایش را نوشت تنها معنی انعکاسی از آن چیزی است که او و بسیاری دیگر در آن زمان احساس می کردند. او میخواست داستانهایی را کشف کند که به اشتراک گذاشتن آنها بسیار دشوار است، به همین دلیل است که داستان مهم هر شخصیت زمانی اتفاق میافتد که آنها تنها هستند و به زندگی خود نگاه میکنند. ویل زنگ زد تنها به معنی کپسول زمانی زندگی در طول همه گیری از طریق تشدید تنهایی، ترس و امید به آینده. هر قسمت شکل متفاوتی از انزوای اجتماعی را مورد بررسی قرار میدهد، زیرا شخصیتها در نهایت باید به تنهایی با چه کسی هستند و در زندگی خود چه میکنند، مقابله کنند.
معنای واقعی پایان سولو
تنها' معنی در مورد ارتباط انسانی است، حتی اگر شخصیت ها باید داستان های مربوط به خود را به تنهایی طی کنند، بسیار شبیه به داستان ها در این ما هستیم . در خصوصیترین لحظاتشان که شخصیتها به زندگیشان فکر میکنند، تمرکزشان همیشه بر ارتباطشان با افراد دیگر است. انگیزه داستان هر شخصیت مرتبط با عشق آنها به شخص دیگری است: مادران لیا و اتو، خانواده تام، دوست پسر دبیرستانی پگ، بهترین دوست ساشا، مسئول نگهداری از کودک جنی، نوزاد نرا، و پسر گمشده استوارت. حتی توسط تنها در پایان، زمانی که بیشتر این شخصیتها مدت زیادی از بین رفتهاند، در ارتباط با خاطرات دزدیده شده استوارت زندگی میکنند. تنها فصل 1 اکتشاف ارتباطات انسانی است که زندگی فرد را تعریف می کند.
تنها پایان همچنین بیننده را تشویق میکند تا زندگی خود را به همان شیوه منعکس کند و پس از آن که زندگیهای بسیاری در طول همهگیری دچار هرج و مرج شدند (همانطور که صنعت پخش جریان داشت) به سفری مشابه برای خودیابی برود. ویل معنا و هدف کار خود را توضیح می دهد تنها بدین ترتیب:
شهامت سگ ترسو را که پایش را چنگ کرده است
در نهایت، این داستانها هم توصیهها و هم حکایتهای هشداردهندهای هستند درباره اینکه زندگی ما قبل از همهگیری چگونه بوده است و همچنین میتواند بعد از آن باشد... من میخواستم این را تشویق به درونبینی و تفکر کنم: آیا عزیزی هست که با او صحبت نکرده باشید. بعد از مدتی، و شاید بخواهید پس از تماشای این مطلب دوباره وصل شوید؟ یا آیا رویایی هست که همیشه دیده اید که بعد از تماشای آن، ممکن است انرژی بیشتری داشته باشید و آن اشتیاق را دنبال کنید؟
همانطور که ویل به زیبایی اشاره می کند، داستان ها بسیار بیشتر از یک وسیله سرگرمی هستند، زیرا می توانند در واقع به عنوان کاتالیزور برای تغییر شخصی عمل کنند. نه تنها شخصیتها و داستانهای مرتبط تنها این تأثیر را بر استوارت نشان می دهند، اما می توانند به طور مشابه مخاطبان را نیز روشن کنند. تنها بنابراین، پایان فصل 1 بهخوبی مجموعهای قابل تأمل را به هم پیوند میدهد که نگاهی کوبنده و صمیمانه به افراد در زمان تنهایی ارائه میدهد.
بعد:بهترین برنامه های تلویزیونی اصلی Amazon Prime در سال 2021