اسپارتاکوس پناه می گیرد ، در حالی که جولیوس سزار به خانه کراسوس ، در 'Spartacus: War of the Damned' قسمت 2: 'گرگ ها در دروازه' راه پیدا می کند.
هر چند وقت یکبار ، فقط یک سریال باید یک قسمت را ارائه دهد تا همه قطعات را روی میز بگذارد. در 'گرگ ها در دروازه' ، جنگ اسپارتاکوس ملعون نویسندگان از این ساعت برای مقابله با گروهی متشکل از شخصیت های جدید ، چندین موضوع پیرامونی (هر یک با انگیزه های مختلف خود) و نیاز به قیف همه اینها در مسیری که پایان سریال را می بیند ، استفاده می کنند.
اینکه این اپیزود هنوز هم می تواند زمانی را برای نوسانات شمشیر پیدا کند ، با توجه به وزن قابل توجه طرح و پیشرفت سریال که وظیفه آن را بر عهده دارد ، برای خودش یک شاهکار است. اما این خوب است با توجه به اطلاعاتی که در این ساعت تلویزیون به آن وارد شده است ، دلیل بر این است که قسمتهای باقیمانده در حین راهپیمایی به سمت آنچه مخاطب می داند ، آزادی کشف بهتر این افراد را دارند پایان خواهد بود .
کایلی جنر چه جراحی پلاستیکی انجام داد
هنوز هم ، علی رغم اینکه مجبور است جولیوس سزار را با تعجب و گنده معرفی کند ، با بازی تاد لاسانس ، 'گرگ ها در دروازه' همچنین می تواند درک بیشتری از وضعیت روانی اسپارتاکوس و چگونگی شروع تلاش برای وجدان او داشته باشد. تصاحب شهر ساحلی نه تنها از نظر استراتژیک مهم است ، بلکه پیامدهای آن نشان دهنده طول مدت نویسندگان نمایش برای حفظ سطح سازگاری با شخصیت هایشان است.
در جریان 'دشمنان رم' ، اسپارتاکوس (لیام مک اینتایر) و گاننیکوس (داستین کلر) گفتگوی کاملاً صادقانه ای راجع به مسائل شخصی حل نشده و تبادل نظر به سمت این موضوع پیش رفتند که این جنگ روم تا کجا پیش خواهد رفت. گانیسوس فاش کرد که با صحبت های یک اوومومای در حال مرگ به مسائل شخصی وی پرداخته شده است. در پایان او ، اسپارتاکوس هیچ کس را ندارد 'شکستن چنین کلمات چشمگیر' نشان می دهد که برای مدتی ، رهبر شورشی و مردی که بسیاری از آنها انتظار دارند تا حدودی با توجه به دانستن محدودیت های پیگیری خود ، سخت گیر باشند.
به همین دلیل است که این قسمت اسپارتاکوس را در نقش ناخوشایندی که مجبور است جان بی گناهان را بگیرد (یا مسئولیت مستقیم آن را به عهده بگیرد) قرار می دهد. مطمئناً این رومی ها هستند ، مردمی که به راحتی جان انسان ها را می خرند ، می فروشند و تجارت می كنند و همانطور كه اندكی پس از ورود اسپارتاكوس و خدمه اش به داخل شهر ، در بازار دیده می شود ، با میل و رغبت ، تقریباً با لذت در سنگسار شرور و طولانی مدت برده ای که جرات گفتن این اسم را دارد 'اسپارتاکوس' یا زمزمه کلمات عصیان. بله ، بله ، از نظر جنگ ، این افراد دشمن هستند ، اما با سقوط ، تلفات جانی بر اسپارتاکوس سنگین است.
قبل از تصرف شهر ، اسپارتاکوس با زنی به نام لائتا روبرو می شود که آنا هاچینسون بازی می کند کابین در جنگل شهرت ، و اگرچه او رومن است و همسر این مقام عالی رتبه ، اِنیوس است ، اما به نظر می رسد که نسبت به بردگان هم ترحم دارد - یا حداقل درک بهتری از شرایط انسانی نسبت به برخی رومی ها دارد - وقتی به شوهرش می گوید ، 'یک حیوان مهربانی نشان دهید و تا سقوط آسمان ها وفاداری می دهد. به آن چیزی جز مژه نشان ندهید و تعجب نکنید که چرا دندان می خورد. ' این دقیقاً یک درخواست صمیمانه برای برابری نیست ، اما حداقل لائتا از یک رفتار انسانی تر حمایت می کند در جایی که به نظر می رسد چنین چیزی وجود ندارد.
صحنه ای به زودی پس از رسیدن اسپارتاکوس به شهر وجود دارد ، جایی که او فروشگاه های غلات شهر را حسابرسی می کند و با Ennius روبرو می شود ، او او را تشخیص می دهد که با تحویل مضراب به سنگسار برده پایان داده است. این دو احساس مشترک دارند که خشونت شدید و بدون دلیل موضوعی منفور است - اما سوال از چه چیزی است 'علت' مدتها پس از این برخورد طولانی می شود ، و حتی یک بار دیگر به طاعون شب طنین انداز می شود (و به ویژه دیدگاه دختر کوچک و مادرش اسپارتاکوس که در میان بسیاری از تلفات دروغ گفته بود) نشان می دهد که اقدامات ارتش او به اندازه آنچه رومی ها انجام داده اند محکوم است .
معکوس کردن نقش تهدید می کند اسپارتاکوس را به چیزی تبدیل می کند که می خواهد از بین ببرد ، اما همچنین نگاهی به تفکری که در هر دو طرف وجود دارد را نشان می دهد و نشان می دهد که در واقع چقدر شبیه هستند. اسپارتاکوس جان کسانی را که در حمله اولیه از بین نرفتند ، حفظ می کند ، و اگرچه در میان ارتش او ناراحتی وجود دارد ، اما نگرانی فزاینده خونخواهی سیری ناپذیر آنها نیست ، بلکه تصمیم برای به بند کشیدن بازماندگان است. این یک اقدام احتیاطی لازم است ، اما سوال 'به چه هدفی؟' آهسته بزرگ است. اگرچه اکنون اختلاف نظر وجود دارد ، اما به نظر می رسد حضور Laeta در این مجموعه باعث شود اسپارتاکوس در مسیر دیگر خیلی دور نشود.
در همین حال ، به خانه کراسوس ، به لطف ورود جولیوس سزار ، پویایی روابط مختلف روشن تر شده است. علاوه بر اینکه رسماً پیوند واضح کراسوس (سیمون مرلز) با برده اش کور (جنا لیند) - که سزار تصور می کرد هدیه کراسوس به او بود - تسهیل شد ، این اختلافات بین پدر و پسر را نیز بیشتر می کند. تیبریوس (مسیحی آنتدورمی) کاملاً مطابق انتظارات پدرش نبوده و همانطور که در قسمت آخر مشخص شد ، مرد جوان درک درستی از دشمن (یا مردم واقعاً) پدرش ندارد. حتی در این صورت ، تیبریوس با هزینه سزار ، نقشی را که آرزو می کند منصوب می شود ، که برای مرد مناسب نیست.
زرد قدرت رنجر یک دختر است
در پایان ، این ساعتی است که ما با یک شخصیت دیگر آشنا می شویم که نقش اصلی را در سریال بازی می کند ( و شاید خودش ) پایین خط. در حالی که به تصویر کشیدن ژولیوس سزار احتمالاً خطاهای فراوانی خواهد داشت ، اما حضور او چین و چروک جالب توجهی را به اوضاع خانواده کراسوس اضافه می کند - مخصوصاً اکنون که ارتش او قرار است به سمت دشمن پیش رود.
موارد مختلف:
- به گفته کراسوس ، سزار است 'یک مرد از نیازهای اساسی.' هر اتفاقی که با آن کنیز و چاقو می افتاد ، مطمئناً مثال این ادعا بود.
- به هر دلیلی ، این واقعیت که سزار در آن شبیه پاتریک سوئیز است نقطه شکستن عجیب و غریب بودن و تناسب اندام او در پایان قسمت را بسیار لذت بخش تر از آنچه که به نظر می رسد ، می کند کیاران هندز که در رم
- اکنون که به نظر می رسد کریکسوس (مانو بنت) در یک نقش داخلی (تا آنجا که می تواند وجود داشته باشد) با Naevia (سینتیا آدایی-رابینسون) مستقر شده است ، به نظر می رسد اسپارتاکوس اعتماد زیادی به شرکت Gannicus داشته است.
-
جنگ اسپارتاکوس ملعون جمعه آینده با 'مردان افتخار' @ 21:00 در Starz ادامه دارد. پیش نمایش قسمت زیر را ببینید:
نژاد اسب در رستگاری مردگان قرمز 2