پاتریک استار از باب اسفنجی، نقل قول های به یاد ماندنی زیادی دارد که اکثر آنها از خنده دارترین ها در تاریخ نمایش هستند!
باب اسفنجی شلوار مکعبی کمدی زیادی دارد، به خصوص وقتی که از کسی جز پاتریک استار نباشد. به نظر می رسد پاتریک همیشه حرف درست - یا حتی به طرز شگفت انگیزی نادرستی - را در هر زمان می داند. علاوه بر این، ارائه او چیزی است که باعث می شود نقل قول های خنده دار او نمونه های کمدی را در بهترین حالت خود قرار دهد.
مطالب مرتبط: 10 بهترین نوازنده ستاره مهمان در باب اسفنجی
مطمئناً مخاطبان بسیاری از نقل قول های پاتریک را حفظ کرده اند، به خصوص که بسیاری از آنها نمادین شده اند. باب اسفنجی میم ها در طول سال ها آیا پاتریک خود را به عنوان '24' معرفی می کند! پاتریک در کلاس خانم پاف یا به باب اسفنجی توضیح میدهد که «مطالعههای درونی» ذهنش «معمایی» هستند، پاتریک در هیچ نقطهای از سریال از نقل قولهای احمقانه کوتاهی نمیکند.
10'خب، من تمام کاری را که می توانم انجام داده ام.'
وقتی سندی در خواب زمستانی است، باب اسفنجی و پاتریک لزوماً زمان زندگی خود را ندارند. او آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهد، با این باور که آنها کثیف دن و پین هد لری هستند، و پس از آن، این جفت به لطف یک در یخ زده در داخل درخت او در طوفان برفی گیر کرده است.
پاتریک با اعتماد به نفس بالا می رود و به 'کنجد باز' اعتقاد دارد! ترفند را انجام خواهد داد، و چند ثانیه بعد، شکست را پذیرفت و گفت: 'خب، من تمام تلاشم را انجام دادم.' پاتریک خیلی سریع تسلیم می شود، که با توجه به سابقه او برابر است. با این حال، حتی از یک نقل قول ساده، پاتریک می داند که چگونه از هر لحظه کمدی بسازد.
9من نمی توانم پیشانی خود را ببینم.
پاتریک معمولاً شاد و سرحال است، بی شباهت به باب اسفنجی. بنابراین، خنده دار است وقتی حتی چیزهای کوچک پاتریک را دیوانه می کند، مانند این که او نمی توانست پیشانی خود را ببیند. طبیعتاً وقتی میفهمد باب اسفنجی دیوانه است، خلق و خوی او در یک لحظه تغییر میکند و پاتریک به دوستش میگوید که چقدر از ایده باب اسفنجی برای فروش شیرینیهای زیبا خوشش میآید.
پاتریک ممکن است گاهی عصبانی شود، اما مدت زیادی در این حالت باقی نمی ماند. این واقعیت که او به دلیل ذکر شده در بالا دیوانه بود بسیار خنده دار است، زیرا هیچ کس نمی تواند پیشانی خود را ببیند مگر اینکه در نهایت در آینه نگاه کند.
8'خب شاید احمقانه باشد، اما همچنین احمقانه است.'
پاتریک می توانست وکیل خوبی باشد. تنها مشکل این است که او در بحث کردن با خودش خیلی خوب است. به عنوان مثال زمانی که او و باب اسفنجی در مورد خطرات خرس های دریایی به اسکویدوارد می گفتند، و اسکویدوارد مطمئناً دو دوست صمیمی خود را باور نداشت.
مطالب مرتبط: 10 بهترین لحظه بین باب اسفنجی و مستر کرابس در باب اسفنجی شلوار مربعی
اسکویدوارد ادامه داد و به آنها گفت که فکر می کند ایده خرس های دریایی چقدر احمقانه است، که پاتریک در پاسخ گفت: 'خب شاید احمقانه باشد، اما همچنین احمقانه است.' یک بار دیگر، پاتریک لحظاتی را تجربه کرد که در آن بسیار خنده دار است و حتی آن را نمی داند.
7دسیسه های درونی ذهن من یک معما هستند.
به عنوان بخشی از یک وقفه در حال اجرا باب اسفنجی شلوار مکعبی ، پاتریک گهگاه هوشمندی خود را نشان می دهد و از کلمات بزرگ برای فرمول بندی افکار خود استفاده می کند، همانطور که در مورد نقل قول 'دسیسه های درونی ذهن من یک معما هستند.'
پاتریک محتویات یک جعبه مخفی را فقط در همین حد نگه می دارد: یک راز. تا حد زیادی با تعجب باب اسفنجی، پاتریک به بهترین دوستش اجازه نمی دهد ببیند چه چیزی داخل آن است، و این باعث می شود که باب اسفنجی تصمیم بگیرد سعی کند جعبه را بدزدد و خودش محتویات آن را پیدا کند. پاتریک آنقدرها هم که می گوید پیچیده نیست، اما کمدی این نقل قول را از بین نمی برد.
6'آیا سس مایونز یک ابزار است؟'
بیچاره اسکویدوارد وقتی نوبت به تشکیل و رهبری یک گروه می رسد، به ویژه با پاتریک به عنوان یکی از شاگردانش، در ذهنش است. پاتریک باهوشترین فرد در بیکینی باتم نیست، اما مطمئناً لحظهای به یادماندنی را وقتی میپرسد که آیا سس مایونز یک ساز است یا خیر.
حتی خنده دارتر است که اسکویدوارد می داند که پاتریک بعد از اینکه به ستاره دریایی بفهماند که ترب کوهی نیز ابزاری نیست، در مورد کدام چاشنی سوال خواهد پرسید. پاتریک در آن شب اول بین اشتباه گرفتن چاشنی ها با سازها و تبدیل شدن به بخشی از سازش بعد از اینکه مرتکب اشتباه لگد زدن به سندی شد، تمرین گروهی خوبی نداشت. با این حال، بدبختی پاتریک باعث می شود که یک فرد بزرگ باشد باب اسفنجی قسمت .
5'24!'
وقتی باب اسفنجی از پاتریک دعوت می کند تا با او به مدرسه قایق سواری برود، این کار به عنوان سرگرمی و بازی شروع می شود. از معرفی عصبی پاتریک به عنوان «24»، او و باب اسفنجی، به شکلی که دوست صمیمی هستند، با آن شوخی می کنند و مشخص می کنند که 25 حتی خنده دارتر است.
چه کسی بهترین شروع کننده در خورشید و ماه پوکمون است
مطالب مرتبط: 10 شخصیتی که لیاقت این را دارند که سومین همسایه باب اسفنجی در شلوار مربعی باب اسفنجی باشند
با این حال، سرگرمی و بازی ها به زودی برای این جفت کهنه می شود زیرا پاتریک بارها و بارها باب اسفنجی را دچار مشکل می کند. با این حال، از بین تمام چیزهایی که پاتریک میتوانست بگوید وقتی خانم پاف از او نامش را پرسید، 24 مورد بسیار تصادفی و بدیهی است که فوقالعاده خندهدار است.
4برای او بخوانید برای او بخوانید برای او بخوانید.
پاتریک نه تنها مخاطبان را سرگرم می کند، بلکه خودش را نیز سرگرم می کند. هنگامی که هلندی پرنده مجبور شد جزئی از خدمه او باشد، باب اسفنجی و پاتریک با اکراه موافقت کردند که در حکومت وحشت هلندی بر بیکینی باتم شرکت کنند، پس از اینکه شاهد پرتاب شدن اسکویدوارد در «مگس ناامیدی» بودند.
در حین بیرون رفتن، هلندی زوزه می کشد، باب اسفنجی می خندد، و پاتریک در حالی که کشتی را هدایت می کند، «لیدل لیدل لیدل لی» را می خواند. تماشای پاتریک در حال آواز خواندن و البته آسیب رساندن به کشتی هلندی در این فرآیند چیزی جز خنده داری نیست.
3'نه، این پاتریک است!'
هر بار که کسی تماس می گیرد و می پرسد که آیا به کراستی کراب رسیده اید یا خیر، هیجان پاتریک بیشتر می شود، و پاتریک پاسخ می دهد که در عوض با او صحبت می کنند. به روش واقعی پاتریک، او در آخرین تماسگیرنده منفجر میشود و با بدخلقی میگوید که کراستی کراب نیست تا اینکه باب اسفنجی به او اطلاع میدهد که این نام رستوران است.
پاتریک حتی با بهترین دوستش باب اسفنجی برای کمک در رستوران کار سختی داشت. با وجود موانع، پاتریک همچنان چیزی را که برای به دست آوردن آن سر کار رفته بود به دست آورد: یک جایزه. به علاوه، در حالی که تماشاگران تلاش او را برای حرکت در دنیای کار تماشا میکردند، خندههای زیادی به دست آورد.
دو'این کیف پول من نیست.'
پاتریک در حالی که سعی میکند به من ری درسهایی در مورد انسان خوب بودن بیاموزد، از یک معلم خوب برای شرور دور است. در واقع، پاتریک در درجه اول موفق می شود من ری را آزار دهد تا جایی که شرور می خواهد یک بار دیگر مرتکب جنایت شود. مثلاً وقتی پاتریک از پس گرفتن کیف پولش امتناع می کند، می خواهد دست های پاتریک را پاره کند.
مطالب مرتبط: 10 بار برای پلانکتون در شلوار مربعی باب اسفنجی احساس بدی کردیم
پاتریک چندین بار ادعا میکند که کیف پولی که Man Ray میخواهد به او برگرداند، متعلق به او نیست، حتی زمانی که Man Ray اشاره میکند که مجوز پاتریک داخل آن است. آن را به پاتریک بسپارید تا یک لحظه تحریکپذیر را به طلای کمدی تبدیل کند.
1'نشت کجاست، خانم؟'
در حالی که باب اسفنجی در تلاش برای پایان دادن به DoodleBob شیطانی است، پاتریک چند ضربه خوب به سر میزند که اولین ضربه آچاری با اندازه خوب است که درست روی سر او فرود میآید و پاتریک با تعجب جمله بالا را بیان میکند.
پاتریک بیچاره فقط چند ثانیه فرصت داشت تا ریکاوری کند تا اینکه DoodleBob سپس یک توپ بولینگ را درست روی صورت پاتریک نشانه گرفت. حتی با وجود آسیب جدی به سر، پاتریک هنوز یک نقل قول زیرکانه در آن لحظه داشت. مخاطبان احتمالاً به او برای تعمیر لوله کشی خود اعتماد نخواهند کرد، اما مطمئناً می توانند در هر شرایطی انتظار یک نقل قول خنده دار از او داشته باشند.
بعدی: بهترین لحظات دوستی بین اسکویدوارد و باب اسفنجی در باب اسفنجی