15 بهترین جملات جنگ ستارگان: ری

چه فیلمی را ببینید؟
 
منتشر شده در 5 ژوئن 2020

ری به عنوان قهرمان سه گانه دنباله جنگ ستارگان، در سه فیلم بسیار پیشرفت کرد. ما به مهم ترین نقل قول های سفر او نگاه می کنیم.










برای کل سه گانه دنباله، ری دیزی ریدلی دیدگاه ما به دنیای جنگ ستارگان ، یک قهرمان دلاور از هیچ کجا که در جادو و رمز و راز یک کهکشان دور افتاده است. در طول دوره نیرو بیدار می شود ، آخرین جدای ، و ظهور اسکای واکر ، شخصیت ری دستخوش تغییرات بسیار زیادی می شود - هم برای بهتر و هم برای خیلی خیلی بدتر.



مطالب مرتبط: جنگ ستارگان: 10 موجود زیبا و دروید معرفی شده در دنباله سه گانه

اما در تمام طول این مدت، این لاشخور از Jakku قوی باقی می ماند، قدرتمند باقی می ماند، و یک قهرمان الهام بخش باقی می ماند که باید به قانون اضافه شود. جنگ ستارگان قهرمانان گذشته در اینجا، مهم ترین نقل قول های سفر قهرمان او را مرور می کنیم.






به روز شده در 4 ژوئن 2020 توسط مگ پلیچیو: جنگ ستارگان یک نام آشناست، چه هر یک از فیلم ها را تماشا کرده باشید یا نه، می دانید چیست. این همچنین یکی از طولانی‌ترین فرانچایزهای فیلم با اولین فیلم، جنگ ستارگان: امیدی جدید است که در سال 1977 اکران شد. این مجموعه قطعا با گذشت زمان تغییر کرده است، نه تنها از نظر گرافیک و پیشرفت‌های تکنولوژی، بلکه در مضامین نیز تغییر کرده است. و پیامی که به اشتراک می گذارد.



به عنوان مثال، علیرغم حضور شخصیت‌های زن بسیار قوی، در دو سه‌گانه جنگ ستارگان، قهرمانان مرد حضور داشتند. با این حال، به سرعت به سال 2015 و جنگ ستارگان در نهایت به طرفداران یک قهرمان زن هدیه داد و الگوی جدیدی برای کودکان در همه جا ایجاد کرد. ری شخصیت درخشانی است که نشان می‌دهد حتی قهرمان‌ها هم گاهی با هم درگیر می‌شوند، و او همچنین خطوط بسیار خوبی دارد که می‌توان با آنها به یاد آورد.






من همه چیز را در مورد انتظار می دانم.

ما برای اولین بار در دقایق ابتدایی با ری آشنا شدیم نیرو بیدار می شود . ما او را به‌عنوان یک لاشخور باهوش در جاکو می‌بینیم، اما بینشی از زندگی خصوصی روزانه‌اش، از جمله پیگیری روزهایی که از رها شدنش در بیابان بیابان می‌گذرد، به ما داده می‌شود.



وقتی او به BB-8 می‌گوید که همه چیز را در مورد معنای انتظار برای چیزی و برای خانواده‌اش می‌داند، این فیلم نه تنها معمای اصلی شخصیت او را نشان می‌دهد، بلکه صبر و خوش‌بینی بنیادینی را که بسیاری از او را تشکیل می‌دهد، نشان می‌دهد. سفر شخصیت

زلدا نفس نقشه دانه های کروک وحشی

دست من را نگیرید!

همان‌قدر که ری صبور و امیدوار است، او نمی‌ترسد که نظرش را بگوید و محدودیت‌هایش را تعیین کند، همانطور که در اعتراض‌های مکرر او زمانی که فین اصرار داشت دست او را بگیرد در حالی که از اولین سفارش روی جاکو می‌دویدند، مشهود است. ری تندخو و مستقل است، و وقتی می‌خواهد کسی کوچک‌ترین عاملیتش را به خطر بیندازد، بازی نمی‌کند.

این امر ری را به‌عنوان قهرمان قوی و مدبر ما به روشی کاملاً جدید، فراتر از مهارت‌های جمع‌آوری که توسط مونتاژ مقدماتی او ایجاد شد، معرفی می‌کند. ری نمی ترسد به کسی بگوید چه می خواهد و چه نمی خواهد.

زباله انجام خواهد داد!

از آنجایی که ری، فین و BB-8 به دنبال فرار از Jakku هستند، زمانی که Jakku مورد حمله First Order قرار می‌گیرد، قصد دارند به یک کشتی برسند تا بتوانند به فضا فرار کنند. فین از ری می پرسد: در مورد این کشتی چطور؟ و صفحه نمایش را می چرخاند تا بینندگان بتوانند هزاره شاهین را ببینند. ری پاسخ می دهد با ' آن کشتی زباله است! و شروع به دویدن به سمت کشتی دیگری می کنند که به سرعت جلوی چشمانشان نابود می شود.

مطالب مرتبط: جنگ ستارگان: 10 روشی که دوباره فرهنگ پاپ را تسخیر می کند

در ناامیدی، ری اعلام می کند زباله انجام خواهد داد! و شخصیت ها به سمت سفینه فضایی نمادین می دوند. این صحنه باعث شد هر جنگ ستارگان وقتی برای اولین بار آن را دیدند، طرفداران می‌خندند، به‌ویژه که ری نمی‌داند که این «آشغال» چقدر افسانه‌ای است در اولین خلبانش.

من نمی دانستم که در کل کهکشان به این میزان سبز وجود دارد.

ری ممکن است بخش زیادی از زندگی خود را در بیابان های متروک سیاره جاکو گذرانده باشد، اما زمانی که به دنیای سرسبز تاکودانا می رسد، واقعاً به گونه ای زنده می شود که قبلاً هرگز نداشته است. هنگامی که او برای اولین بار به فضای سبز مجلل این سیاره زیبا نگاه می کند، ری با احساسات، ناباوری و هیبت غلبه می کند.

ری با توجه به زندگی ای که در تمام دوران نوجوانی خود داشته است، ممکن است چیزهای زیادی درباره جهان بداند. اما او هنوز در جاکو زندگی فوق‌العاده‌ای سرپناه و انفرادی دارد. این اولین مواجهه با دنیایی فراتر از تپه های شنی است که واقعاً نمونه ای از آغاز سفر او به دنیای کاملاً جدید است.

'شما این محدودیت ها را بردارید و این سلول را با در باز رها کنید.'

هنگامی که ری توسط First Order دستگیر می شود، تصمیم می گیرد تا ترفندهای ذهن جدی را که در مورد آنها زیاد شنیده است، امتحان کند. او با طوفان‌باز مجاور صحبت می‌کند و به او می‌گوید: شما این محدودیت ها را بردارید و این سلول را با در باز رها کنید. 'نگهبان پاسخ می دهد' چی گفتی؟ و ری خودش را تکرار می کند.

Stormtrooper نزدیک‌تر می‌شود و برای یک لحظه، ری و بینندگان معتقدند که او قبلاً بر این نیرو مسلط شده است. این تا زمانی است که طوفان‌باز می‌گوید: من این قیدها را سفت خواهم کرد، تفاله لاشخور! این یک لحظه غیرمنتظره بود که باعث شد طرفداران با خنده دور شوند. شما نمی توانید یک دختر را به خاطر تلاش خود سرزنش کنید، و او در نهایت به نتیجه می رسد.

من به کسی نیاز دارم که جایگاه من را در همه اینها به من نشان دهد.

که در آخرین جدای داستان ری شامل تلاش‌های او برای یادگیری، نه تنها راه‌های نیرو، بلکه برای شناخت خود و هویت و جایگاه خود در جهان است. او معلمان غیرمحتملی را در سفر خود پیدا می‌کند، از جمله لوک اسکای واکر پیر منزوی و اغلب بی‌فایده، و کایلو رن بسیار شگفت‌انگیزتر و دلسوزتر.

آیا استن لی در ددپول 2 ظاهر می شود؟

مطالب مرتبط: جنگ ستارگان: 5 دلیل برای اینکه Rise Of Skywalker آنقدر که مردم می گویند بد نیست (و 5 دلیل برای این کار)

هر دوی این مردها، علاوه بر صدای راهنمای درونی خود، به او در تلاشش کمک می کنند تا بفهمد جایگاه او در کل جهان دور کهکشان چیست. اما او نمی داند، پاسخ بسیار سخت تر از آن چیزی است که او می توانست پیش بینی کند.

من کارهای روزمره شما را دیده ام. شما مشغول نیستید!

هنگامی که ری برای اولین بار با لوک اسکای واکر ملاقات می کند، با وجود اینکه او توضیح می دهد که به کسی نیاز دارد تا راه های نیرو را به او نشان دهد، از آموزش او امتناع می ورزد. ری که دلسرد نشده، لوک را در حالی دنبال می‌کند که به زندگی روزمره‌اش در جزیره منزوی می‌پردازد.

در نهایت، وقتی دوباره از او می‌پرسد و او یک بار دیگر رد می‌کند، با کنایه‌ای بداخلاقی پاسخ می‌دهد: من کارهای روزمره شما را دیده ام. سرت شلوغ نیست! او هم اشتباه نمی کند. جای تعجب نیست که لوک در نهایت با آموزش او موافقت می کند.

که در فصل 3 از 100 می میرد

چیزی در درون من همیشه وجود داشته است. ولی الان بیداره و من می ترسم. نمیدونم چیه یا باهاش ​​چیکار کنم و من به کمک نیاز دارم.

اگرچه ری کوچکترین نشانه ای از تاریکی را در داخل نشان داد نیرو بیدار می شود به خصوص در لحظات جنگ و خشم او، آخرین جدای واقعاً ایده‌های تاریکی و ترس درونی را دو چندان می‌کند، از جمله مونتاژهای متعدد ری که به معنای واقعی کلمه در فضاهای غارهای تاریک و اعماق زیر آب کاوش می‌کند.

این کاوش‌ها و حفاری‌ها، البته، صرفاً منعکس‌کننده تاریکی درونی او و تلاش او برای درک چیزی است که همیشه در درون او بوده است - خواه این نیرو باشد یا چیز دیگری.

آیا چیزی دارید - یک حوله، یا چیزی - که بتوانید بپوشید؟

یکی از محورهای فیلم، پیوند ذهنی است که بین کیلو رن و ری شکل می گیرد. اگرچه رابطه آنها با نفرت آنها از یکدیگر شروع می شود، علیرغم تمام کارهایی که کیلو رن انجام داده است، این ارتباط او را در چشمان ری انسانی می کند زیرا او شروع به دیدن بیشتر مرد پشت نقاب می کند، به معنای واقعی کلمه در برخی موارد نیز.

مطالب مرتبط: جنگ ستارگان: ظهور اسکای واکر: 10 لحظه احساسی ترین، رتبه بندی

در صحنه ای در آخرین جدای، ری خود را رو در رو با یک کایلو رن نیمه لباس می بیند. در یک لحظه نسبتاً طنز آمیز از او می پرسد: آیا چیزی دارید - حوله، یا چیزی - که بتوانید بپوشید؟ '

شما اسکای واکر و بن سولو و من را دست کم می گیرید. این سقوط شما خواهد بود.

امید ری حتی در تاریک ترین لحظات و حتی در لحظاتی که خود را با ترسناک ترین دشمن خود مواجه می کند همچنان می درخشد. در مقابل اسنوک رهبر عالی، شجاعت، ایمان و امید ری از قدرتمندترین سلاح های او هستند. او از سازش و تسلیم شدن خودداری می کند، علیرغم تهدیدهای بسیار واقعی شکنجه و موارد دیگر که او مطرح می کند.

بعلاوه، او حاضر نیست از متحدان بعید جدیدش، هم لوک اسکای واکر و هم کایلو رن، صرف نظر از شکست‌هایشان در این مقطع زمانی، دست بکشد. ری می‌داند که دیگر تنها نیست و می‌داند که اسنوک احمق است که فکر کند می‌توان آنها را به این راحتی شکست داد.

این کار را نکن، بن. لطفا این راه را نرو.

ارتباط ری با کیلو رن به عنوان نیروی محرکه احساسی عمل می کند آخرین جدای ، که آخرین صحنه اصلی آنها را با هم تندتر می کند. علی‌رغم شدت ارتباط و دلسوزی آنها با یکدیگر، ری هنوز نمی‌تواند دنیایی را بپذیرد که در آن کایلو از او انتظار دارد که به بخش تاریک بپیوندد و با او باشد.

مهم نیست که چقدر از پیشنهاد او برای حکومت کردن با او وسوسه می شود، ری باید در حق باقی بماند و او باید قهرمانی باشد که داستان به آن نیاز دارد. او احساسات و خواسته‌های خود را انکار می‌کند، و با این حال آخرین درخواست خود را به بن سولو پنهان شده در پشت شخصیت Kylo Ren قبل از اینکه آنها در حماسی‌ترین طناب کشی با نیروی خود درگیر شوند، می‌کند.

چند قسمت در عزیزم در فصل 2 فرانکس

مردم مدام به من می گویند که من را می شناسند. می ترسم هیچ کس این کار را نکند.

پرسش‌های مربوط به هویت ری را از ابتدای سه‌گانه آزار می‌داد - اگرچه می‌توان استدلال کرد که طرفداران همیشه بیش از فیلم‌ها به هویت او اهمیت می‌دادند. ولی ظهور اسکای واکر همه آن را تغییر می دهد، متاسفانه قرار می دهد سوال از نسب او و پاسخ ناراحت کننده آن در هسته داستان.

مطالب مرتبط: مصاحبه دیزی ریدلی - جنگ ستارگان: ظهور اسکای واکر

از آنجایی که ری متوجه می شود حقیقت تاریک تری وجود دارد که فراتر از سال ها بازجویی او پنهان شده است، او شروع به احساس بیگانگی بیشتر از زندگی درون مقاومت می کند، گروهی از مردم که قبلاً او را کاملاً نپذیرفته اند یا درک نکرده اند. هیچ کس هرگز نمی دانست که او واقعا کیست - حتی خود ری.

من می خواستم دستت را بگیرم. دست بن.

اگر چه ظهور اسکای واکر با این که هرگز واقعاً به شخصیت‌هایش اجازه مکالمه واقعی را نداده بود، لحظه‌ای نادر از احساسات و درون‌نگری در پایان دوئل خرابه ستاره مرگ ری با کیلو رن رخ داد. در آنجا بود که ری سرانجام به چیزی در مورد احساسات خود، بلوغ عاطفی خود و خواسته های خود اعتراف کرد.

در حالی که ممکن است در پایان برای برخی از بینندگان واضح باشد آخرین جدای ، ری در اینجا تأیید می کند که او در واقع می خواست دست را بگیرد و پیشنهادی که در پایان فیلم به او پیشنهاد شد. او فقط بهتر از قبول دستکش تاریک کایلو رن می‌دانست، در حالی که قبلاً در معرض دست لخت و آسیب‌پذیر بن سولو قرار گرفته بود.

'با من باش.'

به بیان ساده، پایان سفر سه فیلمی ری است یک آشفتگی مطلق، یک توهین کامل به شخصیت او، و یک اشتباه بزرگ برای فرنچایز به عنوان یک کل. اما قبل از اینکه ری به این نتیجه‌ی بی‌هیچ‌و‌خدمت هواداران برسد، به یک نیروی جدید و یگانگی دست می‌یابد که از طریق مدیتیشن و بیان ساده یک عبارت ساده به دست آمده است: 'با من باش.'

از طریق این دسترسی به ارواح نیرو از اربابانی که قبلاً رفته‌اند، ری یک بار دیگر جامعه‌ای را پیدا می‌کند که قبلاً در آن وجود نداشته است. اما دوباره، او در نهایت فیلم را کاملاً تنها به پایان می رساند، به جز BB-8 و ارواح.

'شاه اسکای واکر.'

در یکی از سکانس های پایانی ظهور اسکای واکر ، ری به تاتواین سفر می کند تا شمشیرهای نوری اسکای واکر را در خانه کودکی لوک قرار دهد. یک زن محلی که از آنجا می گذرد می ایستد و از ری می پرسد که او کیست، که قهرمان جوان پاسخ می دهد: من پادشاه هستم. 'سپس زن می پرسد' ری کی؟ و پس از دیدن ارواح جدی لیا و لوک، ری پاسخ می دهد: شاه اسکای واکر. '

به نظر می رسد که این مجموعه دایره کاملی را به همراه می آورد و همچنین نشان می دهد که ری بر تاریکی درون خود غلبه کرده است، با وجود اینکه متوجه شده است که او یک پالپاتین است، اما اکنون کاملاً طرف روشن را در آغوش گرفته است و تصمیم می گیرد به ادای احترام به افسانه ای بپردازد. خانواده اسکای واکر با ادامه نسب خود

بعدی: همه فیلم‌های جنگ ستارگان بر اساس اکران خانگی‌شان در آخر هفته رتبه‌بندی می‌شوند (طبق باکس آفیس موجو)