سوپراستور بدون شک یکی از خنده دارترین برنامه های تلویزیونی امروز است و ممکن است به عنوان یکی از خنده دارترین برنامه های تمام دوران در کتاب های تاریخ ثبت شود. این سریال بر روی گروهی از کارمندان در فروشگاه استاندارد شما متمرکز است و این شخصیت ها قطعاً شخصیت های زیادی دارند. هرکسی که در سریال حضور دارد، ویژگیهای عجیب و غریب و شخصیتی خاص خود را دارد که باعث میشود آنها را از بقیه متمایز کند، اما دینا فاکس، دستیار خشن مدیر فروشگاه، بدون شک یکی از بامزهترین شخصیتهای سریال است.
خاطرات خون آشام آیا النا تبدیل به یک خون آشام می شود
مطالب مرتبط: Superstore: 5 بهترین و 5 بدترین قسمت از نظر IMDB
چیزی که دینا را خیلی خنده دار می کند این است که او مطلقاً به هیچ یک از همکارانش اهمیت نمی دهد و وقتی وحشی می شود آنقدر جدی است که هر چیزی را که می گوید خنده دارتر می کند. بسیاری از بهترین لحظات در سوپراستور لحظات دینا هستند و در اینجا 10 مورد از خنده دارترین نقل قول های دینا در تاریخ نمایش را آورده ایم.
'اگر می خواستم از انجام کارهایی با افرادی که از آنها متنفرم اجتناب کنم، به معنای واقعی کلمه هرگز خانه ام را ترک نمی کردم'
یکی از بهترین، سرگرم کننده ترین و قابل ربط ترین قسمت های دینا فاکس به عنوان یک شخصیت این است که بسیاری از چیزهایی را که همه فکر می کنند می گوید و با صدای بلند می گوید. برخی افراد واقعاً از این جهت که به سختی مجبورند خانه خود را ترک کنند یا با همکاران یا عموم مردم ارتباط برقرار کنند، خوشبخت هستند، اما متأسفانه برای اکثریت قریب به اتفاق مردم، معاشرت با افرادی که دوست ندارید تقریباً غیر ممکن است.
اما دینا نمیتواند یا نمیخواهد آن را جعل کند، این همان چیزی است که او را به زنی تبدیل میکند که همه آرزو میکنند حداقل یک بار در زندگیشان باشند.
آیا میخواهید فرزندتان در خانهای با تفنگهای پر شده بزرگ شود؟ یا می خواهید فرزندتان توسط گلن بزرگ شود؟
خوب حداقل فرزندان آینده دینا همیشه توانایی دفاع از خود را با نیروی کشنده خواهند داشت؟ البته چیزی که این نقل قول کلاسیک دینا را فراموش نشدنی می کند این است که هر فرد منطقی انتظار دارد از او طرفداری کند که اسلحه های پر شده را در اطراف نوزادان نگذارد، اما دینا یک غریبه بی نظیر است.
مطالب مرتبط: Veep: 10 جملات خنده دار امی بروکهایمر که کاملاً شرورانه بودند
و در حالی که 48 فرزند گلن بدون شک فکر می کنند که او پدر و مادر بزرگی است، دینا حتی به او به عنوان مدیر کل فروشگاه Walmart-wannabe با اجاره پایین آنها اعتماد ندارد، بنابراین خیلی شوکه کننده نیست که او فکر می کند حتی نوزادان اسلحه هم دارند. سناریوی بهتری نسبت به بزرگ کردن بچه گلن.
'من دوست دارم مادرت را ملاقات کنم و تو را به درون او برگردانم'
جوکها و توهینهای یو مامان، کلاسیکهای همیشگی هستند که همیشه در حالت آمادهباش چیز خوبی هستند، در صورتی که مسابقه بدی دارید و نمیتوانید چیزی خندهدار برای گفتن فکر کنید، و این خط از دینا استثنایی است. تکرار خنده دار این نوع جوک ها
چیزی به شدت وحشتناک و همچنین خنده دار در مورد آنچه دینا گفت وجود دارد، اما چیزی که آن را بسیار خنده دار می کند این است که او کاملاً جدی است. دینا نه تنها دوست دارد چنین کاری انجام دهد، بلکه به احتمال زیاد توانایی فیزیکی بیشتری برای اجرای این نمایش ترسناک دارد.
'ایده حمل فرزندت باعث می شود که بخواهم گلوله ای را در رحمم بگذارم'
در بسیاری از موارد که یک 'نه' ساده کافی بود، دینا سعی می کند راه های بسیار رنگارنگ و توهین آمیزی را برای انکار افراد اطراف خود ارائه دهد. البته، همانطور که اکنون همه میدانند، ظاهراً حقوق سنگینی که همراه با حمل فرزند گلن به همراه داشت، بیش از ارزش تلاش دینا را داشت، اما او هرگز در اعتقاد ثابت خود مبنی بر اینکه بزرگ کردن فرزند گلن جنایت علیه بشریت است، تزلزل نکرده است.
غرایز مادرانه دینا هرگز برای شروع خیلی قوی به نظر نمی رسید، بنابراین با توجه به آنچه که او درباره گلن به طور کلی و به عنوان یک والدین فکر می کند، خیلی تکان دهنده نیست که ذهن او مستقیماً به سمت قتل اعضای داخلی خود می رود.
قوی ترین دایناسور جهان چیست؟
'چرا تنظیماتی وجود ندارد که به مردم صدمه بزند؟'
به نظر می رسد دینا واقعاً دلتنگ تماس هایش در زندگی به عنوان یک ... خوب است، تقریباً به جز دستیار مدیر در یک فروشگاه تخفیف دار. واقعاً بسیار تکان دهنده است که دینا هرگز سعی نکرد پلیس یا مأمور سیا یا چیزی شود، زیرا او به وضوح با این که مجبور شود به شدت به دنبال هر چیزی که می خواهد، و در صورت لزوم با خشونت ادامه دهد، مشکلی ندارد.
مطالب مرتبط: سوپرانوها: 10 بهترین نقل قول کریستوفر مولتیسانتی در مورد سوپرانوها
جهنم، او در واقع اگر این فرصت را داشت، احتمالاً استفاده از خشونت را ترجیح می داد. در دنیایی دیگر دینا سرسی لنیستر ترسناک تر و شیطانی تر بود، اما سوپراستور او به دستیابی به آنچه می خواهد از طریق روش های غیر خشونت آمیز تنزل یافته است.
'باور کن، اگر یونا را مورد آزار و اذیت قرار داده بودم، جاستین تنها کسی نبود که بینی اش شکسته بود'
اوه یونا بیچاره او دقیقاً یک پسر کوچک نیست، اما اگر دینا تصمیم می گرفت که زمان آن رسیده است که او کمی درد داشته باشد، کاملاً زیر مشت های دینا له می شود.
اگر دینا تصمیم می گرفت یونا را قلدری کند، نه تنها نمی توانست از خود دفاع کند، بلکه تا زمانی که می توانست بحث داخلی خود را در مورد اینکه آیا دعوای فیزیکی با یک دختر برابری طلبانه یا غیرقانونی است حل و فصل کند، احتمالاً فقط یک انبوه گوشت چرخ کرده بود. طبقه ابر 9. و دینا بدون شک ساندرا را مجبور می کند که بقایای جونا را پاک کند.
توجه، کارکنان راه شما را به اتاق استراحت برای یک جلسه آزار و اذیت باز می کنند. خریداران، به کسب و کار خود بپردازید. این یک موضوع خصوصی در مورد مدیر طبقه ما، امی، و یک پسر 14 ساله است.
دینا زنی بسیار خشن و خشن است، اما چیزی که او سزاوار حمایت های زیادی است تعهد او به برابری است. وقتی او معتقد است که یک کارمند زن Cloud 9 ممکن است به روشی نامناسب عمل کند، به همان سختی که اگر یک مرد بود با این موضوع برخورد میکند.
چرا نیک ترک از مرده متحرک ترسید؟
شاید اگر دینا کمی احتیاط به خرج می داد، کارها راحت تر پیش می رفت، به خصوص در این شرایط، اما دینا اساساً یک آسیب ناخواسته به شکل انسانی است. و او هر وقت آن را ببیند صدایش میکند که چه مشکلی دارد، حتی اگر مجبور شود بهترین دوستش «رودریگز» را صدا بزند.
اوووه، فشار همسالان از سوی گروهی از افرادی که به آنها احترام نمی گذارم. حالا این ترسناک است.
وقتی دینا سر کار است، کتاب راهنمای کارمند کتاب مقدس او است، بنابراین جای تعجب نیست که او با پشتکار از آوردن هر چیزی خارج از محل کار، حتی اگر سرگرم کننده باشد، اجتناب کند. وقتی هالووین دور دینا می چرخد، از پوشیدن لباس امتناع می ورزد و بقیه کارمندان به خاطر آن لباس به تن او می پوشند، اما بدیهی است که انتقادات آنها برای او معنایی ندارد.
مطالب مرتبط: Game of Thrones: 10 بهترین جملات آریا
با این حال، او نظر خود را تغییر می دهد، زیرا همکار مورد علاقه او در تمام دوران ساندرا برای هالووین لباس دینا بر تن کرده است. بنابراین دینا به داغ ترین یونیفرم پلیس تمام دوران سیلی می زند و بقیه کارمندان روز را حیرت زده می گذرانند.
برخی از مردم دوست دارند الک یا گوزن را شکار کنند. من مردم را شکار می کنم. و سرت روی دیوار من می رود.
دینا همه کارها را بسیار جدی می گیرد، اما دزدان مغازه در سطح دیگری هستند. اجرای قوانین و عذاب دادن مردم دو مورد از سرگرمیهای مورد علاقه دینا هستند، بنابراین وقتی باور میکند که دزدی را تقریباً با دست دستگیر کرده است، تا آنجا که میتواند آنها را سخت میگیرد.
حمله به تایتان چه زمانی برمی گردد
بازجویی او از سارق مغازه، صحنه ای است که مستقیماً از آن خارج شده است NYPD آبی و او روشن می کند که تا زمانی که جنایتکار به جرم خود اعتراف نکند دست از کار برنمی دارد. و در حالی که بسیاری از مردم احتمالاً از شکار مجرمان لذت میبرند، این جنبه سر در این نقل قول است که آن را بسیار به یاد ماندنی میکند.
'تو تنها شلخته اینجا هستی ساندرا'
ساندرا و گلن احتمالاً در حال رقابت دائمی برای اینکه چه کسی بزرگترین بازیکن در Cloud 9 است، هستند، اما با توجه به سختیهایی که دینا روی ساندرا میزند، به نظر میرسد که او ممکن است در این مسابقه برنده باشد. بعد از اینکه جونا توسط خبرنگار مجله Cloud 9 بوسیده می شود، دینا آنچه را که او معتقد است یک جنایت جنسی احتمالی است بسیار جدی می گیرد.
در مکالمه متعاقب بین همه کارمندان، ساندرا شرمساری شلخته را مطرح می کند که این واکنش خنده دار و خنده دار را از دینا دریافت می کند. صادقانه بگویم، گفته دینا احتمالاً از نظر واقعیات درست نبود، اما پاسخی عالی به یک تماشاگر بی گناه بود.
بعدی: 10 جمله کومیل نانجیانی که شما را از خنده گریه می کند