در قلمرو وحشت، سخت است که بدانید از کجا شروع کنید. والدین slashers مانند جمعه 13 ام به عنوان بیش از حد جنسی برای جوانان، در حالی که دیگران ممکن است بیش از حد خشمگین باشند. از سوی دیگر، مجموعه افسانهای فیلمهای هیولاهای یونیورسال این خطر را دارد که برای بچهها بیش از حد «قدیمی» یا «کهنه» تلقی شوند. فیلم جدید، اجازه دهید وارد شویم ، دقیقاً به جمعیت شناسی بچه ها می پردازد و خود را به عنوان یک ماجراجویی خانوادگی معرفی می کند که با این وجود یک ضربه وحشتناک قوی را به همراه دارد و بهترین قسمت های نمایش های ترسناک کلاسیک کودکان مانند Goosebumps یا Are You Afraid of the Dark را تکرار می کند.
حالا شما من را می بینید 2 isla fisher
به کارگردانی کریگ ماس، اجازه دهید وارد شویم داستان یک جفت بچه را دنبال می کند که در مورد ناپدید شدن حل نشده جوانان محلی که توسط گروهی مرموز از غریبه های ماورایی ربوده می شوند، تحقیق می کنند. این دو کودک همچنین از رادیوی پروژه علمی برای ارسال سیگنالها به فضا استفاده میکنند و زمانی که پاسخی دریافت میکنند، متوجه میشوند که این دو داستان به هم مرتبط هستند و خطری که آنها را احاطه کرده است به نسلها قبل برمیگردد. توبین بل در نقش آقای مونک، تنها ربوده شده ای که تا به حال از چنگ ربوده کنندگانش فرار کرده است، نقش آفرینی می کند.
مطالب مرتبط: سوفیا دی مارتینو مصاحبه: لوکی
در حالی که ترویج انتشار اجازه دهید وارد شویم توبین بل با TVMaplehorst در مورد نقش خود در این فیلم و حرفه خود در صنعت فیلم صحبت کرد. بل به عنوان یکی از اعضای استودیوی بازیگران محترم نیویورک، سالها در هر کجا که میتوانست، پیش از اینکه اولین نقش گویندگی خود را در فیلم میسیسیپی سوزاندن در سال 1988 به دست آورد، مهارتهای خود را تقویت کرد. در زمان اول اره این فیلم در سال 2003 ظاهر شد، او بیش از حد آماده بود تا به یک ستاره ژانر تبدیل شود. او فلسفهاش را نسبت به بازیگری، درک شخصیتهایی که تضادهایی را که بشریت را در بر میگیرند، به اشتراک میگذارد، و به آنچه که جان «جیگساو» کرامر را به یک نماد ترسناک قانعکننده تبدیل کرده است، فکر میکند.
ساموئل گلدوین فیلمز فیلم علمی تخیلی/هیجانی خانوادگی را منتشر خواهد کرد اجازه دهید وارد شویم به صورت دیجیتال و درخواستی 2 ژوئیه.
قبل از اینکه وارد Let Us In شویم، باید به شما بگویم که Saw فرنچایز ترسناک نسل من بود، اما در نوجوانی خیلی از تماشای آنها می ترسیدم، بنابراین در آن زمان هیچ کدام از آنها را تماشا نکردم. اما فکر میکردم Spiral فوقالعاده است، و حالا به نسخههای اصلی برگشتم، و فکر میکنم آنها فوقالعاده هستند.
اوه خوبه! من از شنیدن آن خوشحالم، زاک!
داری سرد میشی و من احساس میکنم که شما در اینجا، در Let Us In، کمی با آن بازی میکنید. این فیلم خود را به عنوان یک فیلم بسیار ترسناک معرفی می کند، اما بعد از آن معلوم می شود که بسیار شیرین است و شخصیت شما ترسناک است و یک مونولوگ تاریک ارائه می دهد، اما غم و اندوه واقعی و رستگاری در نقش کوتاه شما وجود دارد.
آره آقای مونک مدتی است که در آن خانه تنهاست... فکر کنم به یک حیوان خانگی نیاز دارد! (می خندد) او به یک گلدن رتریور نیاز دارد. اما به جای آن، او این دو بچه را می گیرد. و چیزی گرم در او وجود دارد. این فرصتی را به من داد تا پیانو بزنم، که لذت بخش بود. شما می خواهید با چنین شخصیتی راه مخالف را طی کنید. به راحتی می توان او را ترسناک و ساینده کرد، اما چندان جالب نیست. چندین اتفاق همزمان در انسان وجود دارد. خیلی وقتها، وقتی کسی در همسایگی زندگی میکند و شهرت پیدا میکند، میدانید، 'از خانه آن پسر نرو، او به نظر صمیمی نیست.' گاهی اوقات بیش از آنچه که کسی بداند در داخل اتفاق می افتد. پس خوشحالم که این برداشت را داشتی، زاک، چون وقتی به صحنه نگاه کردم، پس از اتمام آن، همان برداشت را داشتم. آقای مونک کمی مطرود است. کل فیلم رو دیدی؟
من دارم.
چیزی که او خود را به عنوان یک گوشه نشین، یک گوشه نشین غمگین، یک مطرود معرفی می کند... سپس بعداً چیزهای بیشتری در مورد او خواهید یافت. کنتراست خوبی دارد. انتظار نمی رود.
من در صحبت با بازیگران در مورد نقشهایشان، و فقط در یادگیری افراد به طور کلی، متوجه شدهام که مردم در حال تضاد هستند. ما یک چیز هستیم و دقیقاً برعکس آن چیز. من فکر می کنم این چیزی است که شما در بسیاری از کارهایتان واقعاً خوب انجام می دهید.
متشکرم. ممنونم از. من فکر می کنم ... به بچه های اوباش نگاه کنید. مادرشان به هر دلیلی آنها را دوست داشت. آنها به خود به عنوان افراد بد نگاه نمی کنند. به ریچارد سوم در شکسپیر نگاه کنید. او یکی از بزرگترین آدمهای بد دنیاست، در تاریخ! او در ابتدا مونولوگ بسیار واضحی دارد، جایی که از پنجره به برادرش نگاه میکند و میگوید: «به برادرم نگاه کن، چگونه در اتاق خانمها زیرک میچرخد، به خوشایند عود. من که آفریده نشده ام که در عینک خوب به نظر برسم، من که بی ادبانه مهر خورده ام، می توانم عظمت عشق را بخواهم. چرا من معشوق ندارم؟ او احساس می کند که آماده است. او یک طرد شده است. او احساس می کند که هرگز چیزی را که همه افراد خوش تیپ و محبوب دارند، نخواهد داشت. و گاهی اوقات مردم را به جهات مختلف سوق می دهد. نه عمداً، نه آگاهانه، لزوماً. اما گاهی اوقات از جاده ای می روید و برگشتن سخت است.
خوب گفته. خیلی راحتتر میشد اگر بتوانیم به جای بازی کردن و کشتن افراد زیادی، همانطور که اغلب در درام اتفاق میافتد، درباره این چیزها صحبت کنیم... و در زندگی واقعی نیز.
آره
من در Far Rockaway، نیویورک زندگی می کنم. گوشه دور شهر، و من می دانم که شما اهل کوئینز هستید، درست است؟
39 سال در نیویورک زندگی کردم. من آنجا به دنیا آمدم و بعد از مدرسه برگشتم. لطفا تمام تلاشم را به مرغ های برفی و همه اردک ها و اردک ها در پناهگاه حیات وحش خلیج جامائیکا برای من بدهید، آیا می خواهید؟
اوه، کاملا، من آن را خوب می دانم! شما یک پسر استودیو بازیگران هستید. این یک معامله بزرگ است! فکر نمیکنم دور از ذهن باشد که بگوییم این طبقه نخبه بازیگر نیویورک است. از زمانی که جوان بودی به من بگو. وقتی در آن برنامه هستید، آیا می دانید که به آن خواهید رسید، که این فقط یک مسئله زمان است؟ یا به این سادگی نیست؟
ببینیم... نه. خب، این یک سوال سه قسمتی است.
من هیجان زده بودم.
نه، وقتی آنجا هستید، چیزی فراتر از آنچه در حال حاضر انجام می دهید، یعنی تلاش برای پرداخت اجاره خانه و انجام کار شبانه یا کنسرت دوم یا هر چیز دیگری، و انجام کارهای صحنه در استودیو، نمی دانید. سعی کنید برخی از چیزهایی را که یاد می گیرید با کیفیت بازیگران و کارگردانانی که در آنجا حضور دارند، عملی کنید. برای پاسخ به بخش دوم سوال شما، صادقانه بگویم، عضویت من در استودیو Actors همان چیزی است که من را تا زمانی که بودم در بازی نگه داشت. قبل از اینکه آلن پارکر مرا برای اجرای می سی سی پی Burning استخدام کند، 26 سال در نیویورک بودم و نمایش های خارج از برادوی، نمایش های خارج از برادوی، تئاتر منطقه ای انجام می دادم... من در سال 35 یک بازیکن پس زمینه و یک استند-این بودم. فیلم های. عکس های اصلی! با وودی آلن، مارتین اسکورسیزی، سیدنی لومت. من تمام مدت کار می کردم. آیا می دانستم که قرار است آن را بسازم؟
آیا میدانستید؟
فدرا از زنان خانه دار واقعی آتلانتا چند ساله است
من معتقد بودم که در یک مقطع زمانی، کسی چیزی در من می بیند و من را استخدام می کند تا در یک فیلم صحبت کنم. جاهایی که من حرف نمی زدم، جاهایی که طرفدار ستاره بودم، زیاد بود. در نهایت، آلن پارکر از انگلیس آمد، و او میسیسیپی Burning را از نیویورک و لس آنجلس انتخاب کرد، و او من را چند بار دید و من را برای بازی در نقش یک مامور FBI در آن فیلم استخدام کرد. این باعث شد من بروم سپس سیدنی پولاک آن فیلم را دید و مرا برای بازی در فیلم The Nordic در The Firm استخدام کرد. بنابراین، می دانید، من باور کردم. آیا می دانستم؟ من نمی دانستم. اما من باور کردم. حس من این بود که اگر به اندازه کافی دراز بکشم، به نظر من، تا جایی که بازیگران میروند، این پشتکار است، این باور است، و این شانس است. زمان مناسب، مکان مناسب
فقط در آنجا آویزان من فکر میکنم، بسته به چند سال طول میکشد، میتوان به راحتی از تحصیل خارج شد و، نقل قول-بدون نقل قول، «یک شغل واقعی پیدا کرد».
بله دقیقا.
درست است، اما پس چرا از ابتدا این کار را انجام دادید؟ فقط از یک لحظه صحبت کردن با شما، می توانم بگویم که عاشق بازیگری هستید، که یک بازیگر هستید.
میدونی خنده داره چه عاشق بازیگری باشم چه نباشم، عاشق کسانی بودم که این کار را انجام دادند. مثل مونتگومری کلیفت. جیمز دین. الن برستین، جرالدین پیج، دارن مک گاوین، کیم استنلی... من عاشق نمایشنامه های تنسی و نمایشنامه های جان پاتریک شانلی بودم. بنابراین من عاشق افرادی هستم که این کار را انجام می دهند. من آرزو داشتم کاری را که آنها انجام دادند انجام دهم. این هدف من بود. بنابراین من به این کار ادامه می دهم. می دانید، وقتی فیلمی مانند Let Us In را می سازید، یک فیلم دروازه است. این دروازه ای برای طرفداران تازه کار، جدید و ترسناک است.
کاملا.
خیلی هم ترسناک نیست. لحظات ترسناکی دارد، اما غم انگیز نیست، خیلی شدید نیست. اما این یک فیلم فوقالعاده برای جوانان است و فکر میکنم آنها کار بزرگی با آن انجام دادند. کریگ ماس با استعداد است و فیلم را به خوبی کنار هم قرار داده است. من هم دوست داشتم با بچه ها کار کنم.
من خودم فیلم را تماشا کردم، اما تمام مدت... من خواهرزادهها و برادرزادههای قبل از نوجوانی دارم و میگفتم: 'اوه، ای کاش آنها اینجا بودند، یک ضربه واقعی از این کار دریافت می کردند!'
بله، برای نوجوانان جوان بسیار کاربرپسند است.
کاملا. بنابراین شما به بازیگران بچه اشاره کردید و آنهایی که در این فیلم حضور دارند واقعاً خوب هستند. اما من به W.C فکر می کنم. فیلدهایی که می گویند «هرگز با بچه ها یا حیوانات کار نکنید»، آیا این درست نیست؟ آیا زمان خوبی برای کار با بچه هاست؟
جنیفر کانلی رکوئیم برای یک آرایش رویایی
اوه بله. من کار با بچه ها رو دوست دارم! بخشی از آن این است که شما هرگز نمی دانید که آنها چه خواهند کرد! این به نوعی فشار را از شما دور می کند، زیرا می توانید پاسخ دهید. شما مجبور نیستید آنها را رهبری کنید. آنها انگیزه های خاص خود را دارند. این یک چیز عالی است! دختری که در فیلم Let Us In نقش امیلی را بازی می کند، Makenzie Moss، یک بازیگر کوچک و فوق العاده است. او عالی بود. نمیدانم، بخش بهتری از یک روز طول کشید تا آن صحنه را بگیریم، اما موفق بود. من عاشق خانه آقای مونک هستم.
این یک موقعیت عالی است.
شخصیت زیادی داشت، زحمت زیادی داشت. من باید پیانو بنوازم، و این خیلی لذت بخش بود، در آن اتاقک باشکوهی که او در آن می گذرد.
همه طرفداران ترس شما را می شناسند. Jigsaw، جان کرامر، یک نماد واقعی است. سلطنتی ترسناک شما همیشه آن را خواهید داشت. اما در فیلم اول، می دانید که من به تازگی برای اولین بار تماشا کردم، نقش شما یک پیچ و خم است! تقریباً کل فیلم را یا روی تخت بیمارستان دراز کشیده اید یا روی زمین دراز کشیده اید. آیا میدانستید که قرار است نقش بزرگتری در دنبالههای بعدی داشته باشید، یا این دور از ذهنترین چیزی بود که در زمان ساختن اولین اره وجود داشت؟
مطمئناً این دورترین چیز از ذهن من بود. به گذشته... من در جمهوری چک بودم و سریالی را برای NBC انجام می دادم که آنها تماس گرفتند و گفتند که قرار است سریال دوم را انجام دهند و پرسیدند که آیا من دوباره نقش این مرد را بازی خواهم کرد. کاملا منطقی بود. به موقعیت فیزیکی او نگاه کنید. نه برای جناس درست کردن، اما یک الاکلنگ در آن اتاق وجود دارد. و من آنجا دراز کشیده ام، روی تکیه گاه الاکلنگ. اگر آنها قصد دارند آن داستان را در حرکت نگه دارند، منطقی است که شما بخواهید بیشتر بدانید. وقتی برای اولین بار با جیمز وان ملاقات کردم، با او در مورد انگیزه های جان صحبت کردم. خوشبختانه، جیمز و لی مفاهیم بسیار جالبی را در آن فیلم خلق کرده بودند، مانند درمان بیماران لاعلاج توسط جامعه پزشکی. این موضوع جان را عصبانی کرد که چگونه جامعه پزشکی با بیماران لاعلاج رفتار می کند. همه چیز در مورد قدردانی از زندگی شما و اینکه چگونه مردم قدر زندگی خود را نمی دانند. آنها برای رسیدن به اهداف خود از بدن دیگران بالا می روند. چیزهایی که به مردم چیزی برای فکر کردن می دهد. بنابراین جیمز و لی برخی از این مفاهیم را خلق کرده بودند که ما فقط در ادامه به گسترش آنها ادامه دادیم. اما در آن زمان به این فکر نمی کردم که به جلو بروم... صادقانه بگویم، من حتی به Saw هم فکر نمی کردم! من نمی دانستم که در ایالات متحده باز شده است و کلی پول به دست آورده است.
من پدرم را پارسال از دست دادم و او قبل از رفتن مدت زیادی در بیمارستان بود و فقط در آخرین پاسخ شما به آن فکر می کردم، دیدگاه بیشتری دارم. او اگر فیلمهای Saw را میدید، مخصوصاً در اواخر آن، دقیقاً میخورد. بنابراین از شما برای آن متشکرم، این واقعاً به من دیدگاهی نسبت به فیلم و زندگی من و پدرم داد که واقعاً تا زمانی که این جمله را شنیدم به آن فکر نمی کردم.
خوب، زاک، تمرکز روی موارد منفی آسان است. منفی زندگی خودش را دارد. اما باید وقت بگذاریم و کار کنیم تا بفهمیم چقدر خوش شانس هستیم و شکرگزار باشیم. ما مجبور نیستیم برای ابراز تاسف از وضعیت فعلی خود کار کنیم. هر روزی که باشد، هر لحظه ای که باشد. مثل این است که «خدایا، من پول کافی ندارم. من شغل کافی ندارم من دوست دختر ندارم. منفی ها زندگی خودشان را دارند. و بخشی از آن چیزی است که Saw در مورد آن است. این در مورد قدردانی از آنچه داریم است. این یک تناقض عجیب با چیزی است که روی صفحه می بینید، اینکه این ایده مفهومی و فلسفی به نوعی رگه ای است که درست از وسط Saw می گذرد. فکر میکنم ساختن فیلمها برای من امکانپذیر شده و به همین دلیل است.
این کامل است. من حتی قرار نیست بپرسم، اما امیدوارم روزی دوباره شما را در آن نقش ببینیم.
خب حتی جواب هم نمیدم ولی میتونم بگم ذهن های خلاق در کار هستن.
من برش میدارم!