مصاحبه توبی هاس: دیکنسون

چه فیلمی را ببینید؟
 

در اپل تی وی پلاس دیکینسون هیلی استاینفلد در نقش امیلی دیکینسون به ایفای نقش می پردازد. حتی 150 سال پس از مرگ او، زندگی او در هاله ای از رمز و راز و حدس و گمان قرار می گیرد و این نمایش از این رمز و راز استفاده می کند تا داستانی در مورد زنی مدرن به دام افتاده در دورانی گذشته که هرگز او را نمی پذیرد، روایت کند. با وجود پشتوانه های غم انگیز سریال، دیکینسون با این وجود، به‌طور سرسام‌آور خنده‌دار، سوررئال و حتی گاهی روان‌گردان است، که دائماً بینندگان را با شگفتی‌های لذت‌بخش متعدد در هر قسمت غافلگیر می‌کند.





توبی هاس نقش ادوارد دیکینسون، پدر امیلی را بازی می کند، مردی حامی که با این وجود نمی تواند امیلی را با پذیرشی که به طور غم انگیزی هرگز در طول زندگی اش دریافت نخواهد کرد، فراهم کند. به نوبه خود، هوس شباهت قابل توجهی به ادوارد واقعی دارد، به همین دلیل بود که او در وهله اول در یک آزمون آزمایشی قرار گرفت. حتی اگر مخاطبان چهره توبی را نشناسند، مطمئناً قبلاً صدای او را شنیده‌اند، زیرا او نقش‌های مختلفی را در کمدی متحرک طولانی بازی کرد. پادشاه تپه .






مربوط: مصاحبه فین جونز و پیکو الکساندر: دیکنسون



در حین تبلیغ دیکینسون توبی هاس با TVMaplehorst در مورد کار خود در این سریال و حرفه خود به عنوان یک بازیگر صحبت کرد، از توسعه لهجه متمایز کاراکتر خود در ماساچوست تا اینکه چگونه نمایش منجر به اولین سواری او در یک کالسکه اسبی شد.

من شماره چهار هستم قسمت 2 کامل فیلم

هر دو فصل از دیکینسون برای پخش در Apple TV+ در دسترس هستند و این سریال قبلاً برای فصل 3 تمدید شده است.






شما به عنوان یک آفتاب پرست شغلی ایجاد کرده اید. تو کسی هستی که من حدس می‌زنم مردم به او «بازیگر شخصیت» می‌گویند، و این شخصیت هر شخصیتی است که قابل تصور است. آیا در هر مجموعه ای از رفتارهای خاص راحت تر هستید یا فقط دوست دارید آن را با هم مخلوط کنید؟



فکر کنم تو کار بعدی راحت ترم! من در شغلی که دارم راحت ترم و در کار بعدی راحت ترم، چون انجام کارهای واقعا متفاوت را دوست دارم. به همین دلیل من در این هستم. من هرگز... اینطور نیست که کت و شلوار محکمی نبود، اما هرگز انجام دادن یک کار برای من همیشه جذاب نبود، می دانید؟ اما با داشتن نقش ادوارد، داشتن چنین نقشی خوب است که بتوانم مدام به آن برگردم، زیرا وقتی فیلمبرداری نیست، کارهای دیگری انجام می دهم.






برگردیم به هر چند مدتی که گذشت، زمین مسابقه برای شما چگونه بود؟ آیا برای آن خوانده‌اید، تست دادید، آیا قبلاً شما را در ذهن داشتند؟



من برای آن تست دادم. من یکی از آخرین فیلم های هالووین را با دیوید گوردون گرین انجام دادم و او کارگردانی خلبان را بر عهده داشت. او گفت: «من این کار را درباره امیلی دیکنسون کارگردانی می‌کنم. او گفت: 'میدونی، تو یه جورایی شبیه اون پسره، پدرش هستی' و عکسی به من نشان داد، و من گفتم: 'آره، من یک جورهایی شبیه آن شخص هستم...' او گفت: 'میخواهی برای آن بخوانید؟ بنابراین او به نوعی من را با تست بازی درگیر کرد، و من این کار را انجام دادم و کارم درست شد.

آیا می دانستید این نمایش قرار است چقدر عجیب، چقدر لذت بخش باشد؟

بله، شما به نوعی این نشانه را از فیلمنامه دریافت کردید. فیلمنامه آزمایشی اینطور بود. چیزهای دیگری در آن می گذرد. من از آن قدردانی کردم. اما از نظر بصری سخت بود که ببینیم آنها قرار است با آن چه کنند. دیدن اینکه چگونه دیوید در ابتدا از آن استفاده کرد و به نوعی ظاهر بزرگ و وسیع نمایش را ایجاد کرد بسیار خوب بود. تماشای این اتفاق نیز عالی بود.

من مطمئنم که شما تمرین و چیزهای دیگر داشتید، اما این چیزی است که من همیشه در مورد آن کنجکاو هستم. شما سر صحنه می روید، آماده کار هستید، و در حال ریف زدن و سرگرمی و شانس گرفتن و رنگ آمیزی خارج از خطوط هستید. چه زمانی می‌دانید که در فضای امنی هستید، اصطلاح کلیشه‌ای را ببخشید، اما فضای امنی برای خلق و ساختن این شخصیت‌ها و قرار دادن خود در آنجا. مثلاً، آیا تا به حال نگران این هستید که چیزی را امتحان کنید، زیرا کسی شما را به خاطر انتخاب خلاقانه جسورانه مورد تمسخر قرار می دهد؟

من نمی توانم به این موضوع فکر کنم که آیا فضا امن است یا نه. من فقط باید وارد شوم و کارم را انجام دهم، و آن کار این است که بگذارم آن را بچرخانم! اگر کارگردان مشکلی داشته باشد یا تهیه‌کنندگان، با من در مورد آن صحبت می‌کنند. اگر خیلی بزرگ باشد، می گویند خیلی بزرگ است. اگر خیلی کوچک باشد، می گویند خواندن نیست. من نمی توانم به امن بودن فضا تکیه کنم. من فقط باید آن را بیرون بگذارم. اون کار منه.

کی نینا دوبرو و ایان سامرالدر از هم جدا شدند

بازی با ایده لهجه قبل از بوستون، آن استعداد نیوانگلند که بسیار متمایز است، من آن را دوست دارم، ای کاش آن را داشتم. در مورد پیدا کردن صدای این مرد به من بگویید.

من فکر می کنم یک وکیل موفق از آن زمان می تواند بسیار بریتانیایی باشد. اما ما آمریکایی بودیم، بنابراین مجبور بودیم برخی از لهجه های انگلیسی را بپذیریم، اما لهجه آن را نداشته باشیم. بنابراین کاری که من سعی کردم انجام دهم این بود که صدای لهجه نیوانگلند را بالا ببرم و در عین حال برخی از ایده های تحویل بریتانیایی را حفظ کنم. فکر می کنم پدر ادوارد احتمالاً بیشتر از او لهجه انگلیسی داشت و پدرش بیشتر از قبل از او. فکر می کنم ما دو، سه، چهار نسل هستیم و بچه ها وقتی به آمریکا آمدند لهجه بریتانیایی را از دست دادند. آنها آن را به طور تصادفی، اما از روی عمد از دست دادند. من می‌خواستم لهجه‌ای داشته باشم که دقیقاً در نقطه عطفی بین احترام فوق‌العاده به انگلیسی‌ها باشد، اما در نهایت با آن خداحافظی کنم و کاملاً آمریکایی باشم.

در حرفه خود، شما صداهای متمایز زیادی را انجام داده اید. برای شما این استعداد یا مهارتی است که باید مدام با آن تمرین کنید؟ اگر کسی از شما بخواهد که نقش شخصیتی را بازی کنید که در دهه‌ها انجام نداده‌اید، آیا می‌توانید دوباره به آن بپرید یا باید آن را کاملاً دوباره یاد بگیرید؟

نه، من فکر می کنم خیلی از آن، شما می توانید دوباره به آن بپرید. این گوش‌هایی است که می‌توانید آن را توسعه دهید، و کمی مهارت می‌توانید به دست آورید. صدای خوب بازیگران این را دارند که می توانند خیلی سریع ایده صدای یک نفر را دریافت کنند. بعضی‌ها بهتر از بقیه هستند، اما من به آن گوش داده‌ام، فکر می‌کنم خیلی خوب می‌توانم چیزها را جمع‌آوری کنم.

اگر برایتان مهم نیست که بپرسم، آیا این کاری بود که در کودکی انجام می دادید؟ دلقک کلاس بودی؟ اولین بار چه زمانی از ایده سرگرم کردن مردم به این روش لذت بردید؟

من همیشه صدای مردم را انجام می دادم. ما دوستانی داشتیم که به خانه می آمدند، و من به یاد دارم که آنها رفتند... و من در مورد صدای آنها تعجب می کردم و سعی می کردم صدای آنها را حتی در کودکی انجام دهم. من آن را مسخره می کنم اما سعی می کنم صدا را پایین بیاورم. سپس، هنگامی که شروع به داستان‌گویی می‌کنید و این صداها را تقویت می‌کنید و بازخورد دریافت می‌کنید که این چیزهای سرگرم‌کننده است، تمایل دارید لباس‌های قوی‌تان را انتخاب کنید، و تمایل دارید با چیزهایی مانند آن ادامه دهید.

بازگرداندن آن به دیکنسون، چیزی وجود داشت که... همانطور که گفتیم، این یک قطعه کاملاً مستقیم نیست، اوم، جناس در نظر گرفته نشده است.

بله دقیقا! (می خندد)

صدای موسیقی (فیلم) آهنگ

اما آیا چیزی بود که یاد گرفتید که درباره شخصیت خود یا محیط آن ندانید؟

فصل 4 پایان شرلوک بود

می‌دانی، من هرگز در کالسکه‌ای سوار نشده بودم. ما صحنه ای داشتیم که من مجبور شدم به داخل بپرم و دور بلوک سوار شدیم و چهار یا پنج تا از آن را انجام دادیم. چهار دقیقه کالسکه سواری بود، از کالسکه و سپس اطراف بلوک و سپس برگشت به جایی که شروع کردیم، اما این کار خسته کننده است!

پشتت چطوره؟

بودن در پشت آن چیز، با یک نشیمنگاه سخت و چوبی، خسته کننده است. کمک فنرهای بسیار کمی روی آن چیزها وجود دارد. و مردم آنها را به بوستون می بردند، یک سفر چهار، پنج، شش ساعته! اگر برف می بارید، این یک راه خوب برای سفر است!

و پیش روسازی.

و جوراب های پیش گرمایی. احتمالاً لباس زیر بلندی داشته‌اید، اما احتمالاً فقط می‌پرید، پتو را روی پاهایتان می‌گذارید و به بهترین‌ها امیدوار هستید. شیشه جلو نیست خیلی بدبخت است

پدرم تقریباً 20 سال راننده اتوبوس در شهر نیویورک بود و این موضوع کمرش را خراب کرد، این چیز دیگری است. در دوره ای دیگر، احتمالاً دوست داشت فکر می کرد که شغل دیگری داشته باشد، اما... تصور می کنم او احتمالاً در افسار یک کالسکه اسبی قرار می گرفت!

او باید آن اسب را شلاق می زد تا به بوستون برود!

بعدی: Apple TV's Dickinson: Every Episode Ranked by IMDb Rating