عصر روشنگری جهان را به طرز چشمگیری تغییر داد. این دوره زمانی متفکران بزرگ، اکتشافات جدید و تحولات سیاسی بود، زیرا جنگهای انقلابی و ایدههای انقلابی نظمهای قدیمی فئودالی را سرنگون کردند و چارچوب دنیای مدرن را آغاز کردند. این همان چیزی است که روشنگری را به دوره زمانی جالبی برای تنظیم فیلم تبدیل می کند.
مطالب مرتبط: 10 نقاشی از شاهزاده خانم های دیزنی دقیق
این یک دوره با کمی از همه چیز است. الحاد و اشکال جدید مسیحیت هر دو شکوفا شدند. روش علمی زمانی ابداع شد که کیمیاگری شکوفا شد. هنرمندان، کاشفان، پزشکان و سربازان رشته های مربوطه خود را دوباره اختراع کردند. به عبارت دیگر، روشنگری حماسی است - اما عمیقاً صمیمی است. با در نظر گرفتن تمام این موارد، در اینجا ده درام خارق العاده در دوران روشنگری وجود دارد:
مرمت (1995)
رابرت داونی جونیور نقش رابرت مریول، دکتر جوانی را بازی می کند که برای درمان یک بیمار سلطنتی - سگ خانگی مورد علاقه شاه چارلز دوم - استخدام می شود. پس از نجات جان حیوان، مریول مورد لطف قرار میگیرد و اجازه مییابد در مهمانیهای مفتضحانه پادشاه در کاخ سلطنتی شرکت کند. حفظ لطف پادشاه فقط یک هزینه دارد: رابرت باید با معشوقه مورد علاقه چارلز دوم ازدواج کند.
این فیلم به زیبایی روح زمانه را بازسازی می کند و پیشرفت های پزشکی، لذت طلبی سلطنتی، شکاف طبقاتی و زندگی کویکرها را نشان می دهد.
The Libertine (2004)
جان ویلموت، دومین ارل روچستر، شاعر، لذت گرا و دوست نزدیک شاه چارلز دوم بود. در عصر پیوریتانیسم، ویلموت مردی بود که مایل بود با نوشتههای صریح جنسی و سبک زندگی متناسب با احتیاط مبارزه کند.
مطالب مرتبط: 5 تا از بهترین و 5 مورد از کم دقت ترین برنامه های تلویزیونی تمام دوران
شاعر با اجرای جانی دپ استادانه جان می گیرد. شور و اشتیاق ویلموت، شاعرانگیهای او و رقتانگاریاش بر روی صفحه نمایش ظاهر میشوند، زیرا او در برابر محدودیتهایی که توسط پادشاه رنجدیدهاش و سلامتی ضعیف بدن سیفلیسیاش بر او تحمیل شده مبارزه میکند.
آمادئوس (1984)
یک باور عمومی پذیرفته شده در هالیوود این است که هدف فیلم سرگرمی است نه آموزش. آمادئوس مطمئناً آموزشی نیست، زیرا مجموعه ای از اطلاعات نادرست است. با این حال، قطعا سرگرم کننده است. همچنین در تسخیر روحیه و نبوغ موتزارت، اگر نه حقایق زندگی او، موفق است.
این فیلم یک موتزارت جوان را به عنوان یک دانشمند عجیب و غریب نشان می دهد که در موسیقی استعداد دارد، اما تکان دهنده و مورد قدردانی قرار نمی گیرد. با توجه به اینکه استاد جوان زمانی یک قطعه موسیقی با عنوان 'Leck mich im Arsch' ساخته است، این فیلم کار بزرگی را انجام می دهد که جنجال های جنجالی او را نشان می دهد و در عین حال وزن احساسی نبوغ او را نیز منتقل می کند.
زیبایی صحنه (2004)
بازیگران تئاتر انگلیسی قبلاً همه مرد بودند. قهرمان داستان ادوارد کیناستون، یکی از بازیکنان پسر قرن هفدهم لندن است که در ایفای نقش شخصیت های زن تخصص داشت.
استیج بیوتی به عواقب پادشاه اجازه می دهد تا زنان در تئاتر بازی کنند - فرمانی که اساساً کیناستون را بی ربط می کند. او عاشقانه با یک هنرپیشه جوان به نام مارگارت هیوز، اولین زن انگلیسی که روی صحنه نقش آفرینی کرد، و یکی از اولین زنانی که کیستونی با او صمیمی بوده، آغاز می کند.
جنون شاه جورج (1994)
پادشاه جورج سوم در تاریخ جایگاه بحث انگیزی دارد. جنگ او علیه مستعمرات در دنیای جدید چنان بد پیش رفت که انگلستان کنترل آنها را از دست داد و در نتیجه ایالات متحده به عنوان یک کشور جدید ایجاد شد. او همچنین بعداً در زندگی نامنظم شد زیرا سلامت روانی او به شدت رو به افول گذاشت.
مطالب مرتبط: شاهزاده خانم اسپانیایی: 5 دقت تاریخی (و 5 نادرست تاریخی)
با عنوانی مثل جنون شاه جورج ، طرح داستان رمزآلود نیست، اما نگارش و اجرا این فیلم را به فیلمی فراموش نشدنی تبدیل کرده است.
رامبراند (1936)
در طول این سالها فیلمهایی وجود داشتهاند که زندگینامهای دراماتیک از زندگی رامبراند ارائه میکنند، که به نظر میرسد تقریباً همه آنها عنوان خود را از نام این هنرمند گرفتهاند. فیلم 1936 با بازی چارلز لاتون بهترین فیلم است.
فیلمبرداری، طراحی صحنه و لباس در این کلاسیک سیاه و سفید بسیار جلوتر از زمان خود است، اما این بازی بازیگران است که در سخنوری پرشور و ظرافت سنگین خود عملاً احساس شکسپیر می کند.
برای کشتن یک پادشاه (2003)
جنگ داخلی انگلیس بین شاه منفور چارلز اول و ارتش الیور کرامول نماینده پارلمان درگرفت. از آنجایی که اعتقاد بر این بود که پادشاهان حق الزحمه خود را به عنوان بخشی از حق الهی خود به ارث برده بودند، کشتن یک پادشاه در آن زمان عملا غیرقابل تصور بود.
مطالب مرتبط: 10 چیز در فیلم های تاریخی که نمی دانستید CGI هستند
برای کشتن یک پادشاه با الیور کرامول و شاه چارلز اول سر و کار دارد زیرا وقایع باعث می شود کرامول و دوستش توماس فیرفکس با ضرورت کشتن پادشاه خود مقابله کنند.
پل مک کارتنی در دزدان دریایی کارائیب است
کویلز (2000)
مارکی دو ساد اثری پاک نشدنی در تاریخ بر جای گذاشته است. رمانهای پرمهر او درباره BDSM بسیار جلوتر از زمان خود بودند هم تحسین برانگیز و هم از نظر فلسفی تکان دهنده (در واقع S در BDSM از نام او می آید).
لکه ها فیلمی است در مورد آخرین روزهای زندگی دو ساد در حالی که او در یک آسایشگاه محبوس است و در حالی که دست نوشته هایش را قاچاق می کند، علیه سانسور و احتیاط بحث می کند. هر بار که او با اسیران خود سرپیچی می کند، آنها شکل جدیدی از مجازات را برای او ابداع می کنند، و با این حال او بر اساس اصول ناب با آنها سرپیچی می کند و ماهیت جسمانی و فلسفی نوشته هایش را در بر می گیرد.
Said (2000)
در سال 2000 دو فیلم جداگانه درباره مارکی دو ساد منتشر شد. فیلم فرانسوی گفت دراماتیکتر و جدیتر از این دو است، زیرا اشراف فرانسوی هم به خاطر جنایات زاده شدن از اشراف و هم برای نوشتن رمان محاکمه میشود. جاستین .
دو دهه از اکران فیلم می گذرد (و کمی بیش از دو قرن از پایان زندگی دو ساد می گذرد)، با این حال این فیلم به ویژه امروزی به نظر می رسد. از آنجایی که نابرابری اقتصادی باعث شده است که مردم خواهان بازگرداندن گیوتین شوند در حالی که از آزادی جنسی برای انفجار سیستم های ظالمانه پیوریتانیک استفاده می شود، به نظر می رسد گفت فیلمی است که در سال 2020 سزاوار شناسایی بیشتر است.
مرگ لویی چهاردهم (2016)
این فیلم برای همه نیست. اگرچه این فیلم در نوع خود یک شاهکار است، مرگ لویی چهاردهم یک قطعه آرام آرام است که به نظر می رسد سرعت آن با سلیقه های مدرن هماهنگ نیست.
بازیگر ژان پیر لئو به طرز ماهرانهای لویی پادشاه خورشید را به عنوان مردی در بستر بیماری قانقاریا به تصویر میکشد که حضور شاهانهاش در اثر خستگی تضعیف شده است. بسیاری مرگ پادشاه را یکی از وقایعی می دانند که عصر روشنگری را آغاز کرد، و آخرین مدخل فهرست را به رویدادی محرک در پشت این دوره از تاریخ تبدیل کرد.
بعدی: 10 برنامه تلویزیونی تاریخی دست کم گرفته شده (که باید تماشا کنید)