برای یک فیلم علمی تخیلی محصول 1982 ، اولین ترون بسیار گران بود فیلمی با طرح داستانی که حول یک دنیای کاملا دیجیتال می چرخد، برای استانداردهای امروزی چندان دور از ذهن به نظر نمی رسد. این روزها، ترون میتوان به راحتی تنها با یک کامپیوتر و با بودجهای کم (یکی که حتی میتوان از آن سرمایهگذاری کرد) ساخت - اما در سال 1982، چنین منظره جلوههای بصری نه تنها پرهزینه بود، بلکه بیسابقه بود و یک ایده اثباتنشده را به پروژهای 17 میلیون دلاری تبدیل کرد.
که در ترون، جف بریجز در نقش کوین فلین، برنامه نویس کامپیوتری که پس از سرقت ادبی همکار سابقش، اد دیلینگر (دیوید وارنر) یک آرکید را اجرا می کند، بازی می کند. فلین که ناامید از افشای حقیقت است، وارد کامپیوتر اصلی شرکت می شود، اما سیستم هوش مصنوعی خودآگاه آن 'Master Control Program' او را جذب می کند. فلین پس از داخل شدن، تبدیل به یک فایل فوقالعاده میشود که سعی در فرار دارد ترون دنیای دیجیتال . او سپس یک برنامه امنیتی با فضیلت به نام TRON (Bruce Boxleitner) پیدا می کند و با هم MCP را از درون سرنگون می کنند. با شکست کامپیوتر شیطانی، فلین سرانجام دیلینجر را افشا می کند.
مطالب مرتبط: TRON: Legacy - چه اشتباهی در دنباله طولانی مدت دیزنی رخ داد
ترون استیون لیسبرگر، کارگردان فیلم، در ابتدا قصد داشت فیلم را با استودیوی خود، Lisberger Studios تولید کند، بنابراین او و تیمش بیش از 300 000 دلار تنها در مرحله توسعه سرمایه گذاری کردند - استوری بورد، نمونه، طراحی شخصیت و غیره - احتمالاً غافل از اینکه علمی فیلم Fi-Fi نمیتواند موفقیتآمیز باکس آفیس باشد. متأسفانه، تحریم بازیهای المپیک دهه 1980 توسط ایالات متحده به منابع استودیو لطمه زد زیرا NBC انیمیشن ویژه استودیوی Lisberger با موضوع المپیک را لغو کرد. بازی های المپیک. زمانی که لیزبرگر به میدان رفت ترون پروژه به دیگر شرکت های بزرگ فیلم، همه آنها آن را رد کردند. خوشبختانه، دیزنی در آن زمان به دنبال آزمایش یک ایده نوآورانه بود، بنابراین شرکت این پروژه را پذیرفت - اما این تنها آغاز چالشهای تولید پروژه بود.
لیسبرگر و تیمش باید دیزنی را متقاعد می کردند که جلوه های تولید شده توسط کامپیوتر را به عنوان اولویت اصلی حفظ کند. ترون برخلاف تعهد مادام العمر دیزنی به انیمیشن های سنتی. دیزنی هنوز تمایلی نداشت - و دلیل خوبی هم داشت: ترون اولین فیلمی بود که CGI را با لایو اکشن ادغام کرد. هر فریم باید فرآیند «انیمیشن با نور پسزمینه» را طی میکرد (در معرض نور قرار دادن بخشهایی از فیلم آنالوگ با دقت ترسیم شده برای ایجاد لباسهای نئونی و پسزمینه)، و حرکت CGI نیز باید به صورت دستی متحرک میشد. یک ثانیه از سکانس های متحرک چندین ساعت ارزشمند طول کشید تا تکمیل شود و حتی بیشتر از آن با بقیه جلوه ها ادغام شود. حتی با وجود اهرم دیزنی برای یافتن منابع لازم، یک دقیقه فیلم همچنان مستلزم اتمام کار طاقت فرسا صدها هنرمند در یک ماه بود.
علاوه بر این، کار با فیلم آنالوگ و تکنیکهای آزمایشنشده رایانهای به این معنا بود که هرگونه اشتباه یا تغییر نقشهها هزینه منابع مادی را در پی خواهد داشت، زیرا هیچ یک از فناوریهای مورد نیاز برای انیمیشن فیلم به راحتی در دسترس نبود. بدون برنامه های برق آسای امروزی، دیزنی و لیزبرگر مجبور بودند با شرکت هایی که در آن زمان پیشرفته ترین فناوری را داشتند، شریک شوند. برخی از گرانترین نیازها شامل نرمافزارهای پیشرفته و تعداد زیادی فیلم ویژه برای فرآیند انیمیشن با نور پسزمینه بود که باید به صورت فیزیکی به خارج از کشور ارسال میشد و سپس در حالت عالی بازگردانده میشد.
در پایان، خدمه مجبور شد بیش از 100000 فریم جداگانه را متحرک کند که شامل CGI اولیه و لایو اکشن نیز میشد، شاهکاری که فرآیند انیمیشن با نور پسزمینه را برای همیشه متوقف کرد. از سوی دیگر، عملکرد فیلم در گیشه احتمالا تنها چیزی بود که در مورد پروژه کوتاه آمد. سایر فیلمهایی که در سال 1982 اکران شدند، بودجههای بزرگتری داشتند و حتی درآمد بیشتری داشتند، اما حداقل ترون میراثی از خود به جا گذاشت: دنبالهای که ثابت کرد که تاریخ در زمان عاقبت تکرار میشود ترون: میراث به شکل گیری فیلم های پرفروش دهه 2010 پس از ناکامی در برآورده کردن انتظارات مالی کمک کرد.
بعدی: چگونه TRON 3 می تواند از اشتباهات فیلم علمی تخیلی دیزنی جلوگیری کند