رابطه بین بلا سوان و ادوارد کالن در مرکز گرگ و میش است. در اینجا چیزی است که در مورد آن منطقی نیست.
گرگ و میش این مجموعه ممکن است موجودات ماورایی مانند خون آشام ها و گرگینه ها داشته باشد ، اما در هسته اصلی آن ، این یک داستان عاشقانه است. رابطه بین بلا سوان و ادوارد کالن چیزی است که در همه چیز به وجود می آید حتی اگر در آنجا صحنه های اکشن نیز وجود داشته باشد.
در حالی که برخی از طرفداران رابطه بین بلا و ادوارد را دوست دارند ، اما واضح است که این رابطه دارای ایراداتی است. حتی حمل و نقل های سخت نیز اغلب می توانند اذعان کنند که مواردی در مورد این زن و شوهر وجود دارد که اصلاً منطقی نیست.
10واقعیتی که ادوارد از همان ابتدا بسیار شیفته او بود
گرگ و میش یک عاشقانه است و بسیاری از ژانرهای ژانر را در خود جای داده است. اما ، با این اوصاف ، بسیاری از عاشقانه های عاشقانه وجود دارد که فقط مزخرف هستند و اغلب در زندگی واقعی اتفاق نمی افتند. شدت عاشق شدن ادوارد در بلا با توجه به اینکه چند زن دیگر در زندگی اش ملاقات کرده اما هرگز علاقه ای به آنها نداشته عجیب است.
تنها توضیح این است که خون او به خصوص برای او مست کننده بود ، اما این امر باعث می شود رابطه عمدتا فیزیکی باشد.
9آن بلا مایل بود همه دیگران را برای ادوارد رها کند
رابطه بین بلا و ادوارد قطعاً دارای پویایی های قدرت نگران کننده و ناسالم است.
در حالی که وسواس ادوارد با بلا چندان منطقی نیست ، اما وسواس بلا با ادوارد در داستان با این واقعیت توضیح داده می شود که خون آشام ها برای جذب طعمه های خود جذاب و زیبا هستند. بنابراین ، در حالی که بلا نسبت به این واقعیت ضعیف است ، اما اینکه او خیلی مایل بود خانواده اش را به جای او رها کند ، هنوز هم نگران کننده است.
8که آنها خیلی جوان ازدواج می کنند
بلا می خواهد هرچه سریعتر خون آشام شود تا او و ادوارد برای ابدیت در یک سن باشند. وسواس او در مورد سن کمی بالاتر از حد مجاز است ، اما حتی مسخره تر است که ادوارد اصرار دارد که ابتدا با او ازدواج کند.
این واقعیت که آنها پس از شناختن از یکدیگر در چنین مدت کوتاهی ازدواج می کنند بسیار شدید است. هیچ دلیلی واقعی وجود ندارد که آنها نمی توانستند منتظر بمانند.
7ادوارد وقت زیادی را صرف تلاش برای ترك او كرد
ادوارد شخصیتی است که از خود بیزاری زیادی دارد. او معتقد است که لعنت شده است زیرا او خون آشام است و بنابراین نمی خواهد بلا یکی شود. گرچه این ممکن است با توجه به احساس تاب خورده او نسبت به خودش منطقی باشد ، اما مدت زمانی که او صرف تلاش برای متقاعد کردن وی کرد تا با او نباشد و خون آشام نشود ، فقط آزار دهنده بود.
در حالی که انگیزه های او محافظت از بلا و نجات روح او بود ، اما اگر اینقدر نگران بود احتمالاً او نباید هرگز از قبل با او قرار ملاقات می گذاشت.
پنج شب در فردی یک مکان واقعی است
6آن نوع بلا نیز عاشق یعقوب شد
بعد از اینکه ادوارد بلا را ترک کرد ماه نو، او واقعاً تا حدی نگران کننده افسرده است. او با جیکوب مقداری خوشبختی و آرامش پیدا می کند ، و گرچه هرگز به اندازه او نسبت به او احساس قدرت نمی کند ، اما بخشی از او وجود دارد که عاشقانه به او علاقه مند است.
این ایده که آنها فقط به یکدیگر علاقه داشتند این بود که بلا سرانجام رنسمی را ممکن است توضیح رسمی دهد ، اما این یک نوع مسخره است.
5گویا هر دو در رختخواب عالی هستند
در حالی که بلا احساسات شدیدی نسبت به انتظار تا زمان ازدواج ندارد ، ادوارد از این طریق قدیمی تر است. با توجه به اینکه او ده ساله است و در یک دوره زمانی بسیار متفاوت متولد شده است ، این منطقی است.
او می خواهد تا زمان ازدواج صبر کند ، بنابراین شب عروسی آنها برای اولین بار برای اولین بار است. اما ، به نوعی ، هر دو در رختخواب خوب به نظر می رسند و اوقات شگفت انگیزی را سپری می کنند ، و حقیقتاً ، این خیلی واقع بینانه نیست.
4در واقع به نظر نمی رسد که اشتراکات زیادی با هم داشته باشند
یک مشکل مهم در بسیاری از داستان های عاشقانه این است که هرگز جزئیات زیادی در مورد مشترکات این دو شخصیت داده نشده است. به نظر می رسد همه چیز بر اساس جاذبه جسمی استوار است ، و گرچه این تا حدودی منطقی است ، اما بیشتر روابط برای ادامه به بیش از آن نیاز دارند.
تصور اینکه بلا و ادوارد فقط در کنار هم قرار داشته باشند دشوار است و هیچ یک از آنها علاقه و شخصیت بالایی ندارند. بنابراین ، شاید به همین دلیل است که آنها کنار می آیند زیرا هر دو به نوعی کسل کننده هستند.
3واقعیت این که آنها با هم یک بچه داشتند
به نظر می رسد بلا هرگز واقعاً مایل به بچه دار شدن نیست ، اما این واقعاً نگرانی زیادی بین آنها وجود ندارد زیرا آنها فکر نمی کنند به هر حال امکان پذیر باشد.
کل دوران بارداری رنسمی حتی برای یک رمان فانتزی واقعاً وجود ندارد و درک توضیحی که درباره این مفهوم داده شده دشوار است. منطقی نیست که ممکن بود اتفاق بیفتد.
دوبلا رفتار هولناک ادوارد را وحشتناک ندانست
مواردی وجود دارد که رفتار ادوارد نسبت به بلا بسیار مشکل ساز است. مواردی مانند تماشای او در هنگام خواب (در حالی که او این را نمی داند) و پیروی از او در کنار او به جای ترسناک بودن ، رمانتیک ارائه شده است. بلا واقعاً هرگز با هیچ یک از این رفتارها مشکلی ندارد.
او مرزهای زیادی با ادوارد قائل نیست ، و از همه بدتر این که وقتی او این کار را می کند ، او گاهی اوقات از آنها عبور می کند.
1که بلا هرگز از قدرت جسمی ادوارد نمی ترسد
عجیب نیست که بلا ادوارد را جذاب ببیند زیرا او و دیگر خون آشام ها ظاهراً بسیار زیباتر از افراد معمولی شما هستند. با این حال ، چیزهای دیگری نیز در مورد خون آشام ها وجود دارد که منصرف هستند.
یکی از ترسناک ترین آنها این است که آنها بسیار قوی و سریع هستند و می توانند به راحتی انسانی را بکشند. بلا واقعاً نمی توانست از خود دفاع کند ، اما هرگز احساس نگرانی نمی کند. در حالی که ادوارد مراقب بود ، همیشه این شانس وجود داشت که او به طور تصادفی به او آسیب برساند.