Twin Peaks Part 8 & BOB's Origin Explained

چه فیلمی را ببینید؟
 
منتشر شده در 3 جولای 2017

Twin Peaks Part 8 عجیب‌تر از نمایش قبلی بود - اما جایی در این همه عجیب و غریب داستان منشاء BOB است.










طولانی تر قله های دوقلو هر چه بیشتر به نظر می رسد اوج کار دیوید لینچ است. قسمت 8 مطمئناً لینچی ترین قسمت بود که قابل مقایسه بود سر پاک کن و امپراتوری داخلی در روایت پیچیده اش که در افق رویداد هرج و مرج بین رویا و کابوس وجود دارد. یک شکایت قابل درک علیه احیا این است که شرح های لینچی زیادی دارد و کاملاً شبیه سریالی نیست که ما به یاد آوردیم. در حالی که قسمت 7 قطعا بیشتر شبیه خانه بود (حداقل مدتی را در شهر معروف شمال غربی گذراند)، قسمت 8 پیچیده ترین و غیرقابل دسترس ترین قسمت سریال تا به امروز بود. همچنین، به نوعی، یکی از واضح ترین و مطمئناً مهم ترین است. این داستان BOB را به ما می گوید.



شما می توانید بگویید که شیطان - تخیلی یا واقعی - فقط دو داستان منشأ برای انتخاب دارد: طبیعی یا ساخته دست بشر. فاش شد، هر کدام می تواند ناامید کننده باشد. بسیاری از نویسندگان اغلب به افراد شرور خود نوعی داستان منشا داده اند که در نهایت به نوعی شرارت شخصیت آنها را نفی می کند. اما آشکار شدن باب شر و رمز و راز شخصیت را تضعیف نمی کند و خوشبختانه به سوال اساسی وجود باب پاسخ نمی دهد.

برای ارتباط بیشتر احیا با آثار لینچ، خطی از یک شخصیت در آن وجود دارد امپراتوری داخلی با بازی گریس زابریسکی، خودش a قله های دوقلو عضو بازیگران او در همان ابتدای فیلم ظاهر می شود تا این حکایت را تعریف کند: پسر بچه ای برای بازی بیرون رفت. وقتی در را باز کرد، دنیا را دید. وقتی از در می گذشت، بازتابی ایجاد کرد. شیطان متولد شد. ایول متولد شد و پسر را دنبال کرد. این داستان باب است. قسمت‌های قبلی از تصاویر آزمایش‌های بمب اتمی استفاده کرده بودند، و سرانجام در قسمت 8 نتیجه داد.






پس از آزمایش بمب اتمی، همان موجود مونثی که در ابتدا در قسمت 2 با آن آشنا شدیم (کسی که از جعبه شیشه‌ای بیرون آمد تا عاشقان را در نیویورک بکشد) در حال استفراغ یک رشته تخم‌های پروتوپلاسمی جفتی دیده می‌شود. یکی از این تخم‌ها، سیاه‌تر از شب، حاوی صورت BOB است. مشخص نیست که آیا انفجار اتمی مادر BOB را ایجاد کرده است یا خیر، اگرچه ما از طریق ثانویه می دانیم قله های دوقلو موادی که لژ سیاه مدتها قبل از بمب اتمی وجود داشت. رمز و راز شر طبیعی یا شر ساخته دست بشر مبهم رها می شود که خود یک پاسخ است. که در قله های دوقلو ، هیچ چیز ساده نیست و نه ماهیت شر. در محتمل ترین حالت، مادر قبلاً یک شرور موجود بود که به لطف آزمایش بمب به دشت وجودی ما دسترسی پیدا کرد. این بدان معناست که حداقل در این مورد، شر فقط شر را به بار می آورد.



پس از آزمایش، ما Woodsmen ها را در اطراف یک فروشگاه رفاه می بینیم - احتمالاً همان فروشگاهی که جودی در بالا زندگی می کرد. با توجه به حضور آنها در سراسر فرنچایز و مشارکت آنها در BOB/Cooper در قسمت 8، این احتمال وجود دارد که Woodsmen موجودات انگلی هستند که مانند شب پره ها به نور، توسط شرارت های انجام شده توسط افراد Black Lodge که از گارمونبوزیا تغذیه می کنند جذب می شوند. (درد و رنج). این ظاهر آنها را در سلول زندان در کنار ویلیام هستینگز، در نزدیکی گارلند بریگز کالبدشکافی شده و سر بریده شده، و انبوهی از BOB/Cooper بعد از تیراندازی به او توضیح می دهد. البته، آنها نمی‌توانستند او را تغذیه کنند، زیرا، با وجود جراحات مهلک، باب نمی‌تواند کشته شود - حداقل نه توسط یک آدم بد مزه مانند ری مونرو.






Woodsmen BOB را از داپلگانجر کوپر بیرون می‌کشد و این دو را از هم جدا می‌کنند و اکنون دو آنتاگونیست ایجاد می‌کنند که تنها یکی وجود دارد. وودزمن ها ممکن است بخواهند از BOB بدتر تغذیه کنند، یا برای محافظت از او تلاش می کنند تا بتوانند به کشتاری که او تحریک می کند، تغذیه کنند. این همچنین می تواند به این معنی باشد که Doppelganger of Cooper ممکن است نتواند مانند قبل بدون مکمل BOB عمل کند. از این گذشته، داپلگانجر وقتی باب را در آینه دید، خوشحال شد که هنوز در زندان بود، کمک خلبان.



آخرین نکته در مورد طبیعت Woodsmen: آنها پوشیده از دوده هستند. که در تاریخچه مخفی توئین پیکس مشخص شده است که در سال 1902، دو خانواده اصلی چوب‌برها - مارتل‌ها و پاکاردها - با هم اختلاف داشتند. اختلافات کارگری به یک مشکل تبدیل شد و آتش‌سوزی آغاز شد که در همان تاریخی که لورا پالمر چندین دهه بعد کشته می‌شد، هشت نفر (تقریباً به همان تعداد وودزمن‌هایی که دیده‌ایم) کشته شدند. این احتمال وجود دارد که آنها توسط لژ سیاه کشته و فاسد شده باشند.

صفحه بعدی: [valnet-url-page=2 paginated=0 text='The%20Giant%20and%20the%20Girl']

در جای دیگر، ما به همان محوطه تاریک در امتداد اقیانوس سیاه می رویم که کوپر در قسمت 3 در آن فرود آمد و در آنجا با زن نابینا و رونت پولاسکی/دختر آمریکایی آشنا شد. این احتمال وجود دارد که مادری که او درباره آن به کوپر هشدار داده است، موجودیت مادری باشد که BOB را ایجاد کرده است. ما همچنین در این لحظه فقط می توانیم حدس بزنیم که این ترکیب در واقع لژ سفیدی است که ویندام ارل و گارلند بریگز در سری اصلی از آن یاد کرده بودند، زیرا موجوداتی که در آنجا زندگی می کنند به نظر می رسد خیرخواه هستند. ماهیت شر BOB با ورود او به جهان به آنها هشدار می دهد. کارل استرویکن، که نقش غول را بازی می کند، به سادگی به عنوان ??????? در اینجا، بنابراین مشخص نیست که آیا این شخصیت ها قرار است با هم مرتبط باشند یا خیر. غول بدون در نظر گرفتن هویت خود، با استفاده از روش مشابهی که مادر برای ساختن BOB از آن استفاده کرد، یک زندگی نیز ایجاد می کند. با این حال، انرژی ای که غول آزاد می کند طلایی است و یک گوی طلایی با چهره لورا پالمر ظاهر می شود. در نهایت، حقیقت از قله های دوقلو اسطوره شناسی آشکار می شود.

غول لورا پالمر را به عنوان خیری برای مقابله با شر BOB خلق کرد. این دلبستگی باب به لیلند و لورا را توضیح می‌دهد: چرا او را به مدت یک دهه شکنجه کرد و چرا می‌خواست او را تصاحب کند - و وقتی شکست خورد - او را بکشد. همچنین توضیح می دهد که چرا روح لورا در قسمت 1 از هم جدا شده است. او تنها کسی است که می تواند باب را نابود کند. به احتمال زیاد نیمه دوم سریال سفر کوپر برای یافتن لورا و توقف BOB یک بار برای همیشه خواهد بود.

انرژی های ایجاد شده توسط غول شبیه یک روح است (نسخه ای از این انرژی دیده شد که پسری را که توسط ریچارد هورنای در قسمت 6 زیر گرفته بود ترک می کند). گوی طلایی که لورا را در خود جای داده بود نسخه بزرگتری از گوی است که مایک از داگی جونز به دست آورد. از آنجایی که داگی فقط یک کشتی بود و کوپر بدون خاطره در حال دویدن است، ممکن است که گوی طلایی روح او باشد. بازیابی آن، کوپر کوپر را دوباره به وجود می آورد.

در سال 1956، تخم BOB در نیومکزیکو، جایی که بمب یازده سال قبل از آن منفجر شده بود، بیرون آمد. چیزی که ظاهر می شود یک ترکیب ملخ-قورباغه است که از نظر کتاب مقدس تا آنجا که می توانید شوم است. همچنین این اساطیر کتاب مقدس را با اسطوره آمریکایی پیوند می دهد. قدرت تاریک خدا و قدرت تاریک انسان که توسط خدا آفریده شده است. این چرخه مانند نوار موبیوس کاملاً در باورهای سریال درباره شر، انعکاس و دوگانگی نقش دارد. ملخ قورباغه به دنبال جسدی می گردد که در همان لحظه ورود وودزمن ها در آن ساکن شود. یکی از آنها (با بازی رابرت بروسکی کابوس‌آفرین) مکرراً در رادیو غرغر می‌کند:

این آب است و این چاه است

سیر بنوشید و پایین بیایید

اسب سفیدی چشم و سیاهی درون است

به نظر می رسد که این شعار به فساد روح دلالت دارد (BOB تلاش می کند لورا را فاسد کند و موفق به فساد لیلند و کوپر می شود). به نظر می رسد آیه به تاریکی درون چیزی اشاره می کند که معصوم به نظر می رسد اما نیست. این طلسم باعث می شود کسانی که آن را می شنوند غش کنند، از جمله دختر جوانی که به تازگی از اولین قرار ملاقات با پسری به خانه بازگشته است. ملخ قورباغه که اکنون آسیب پذیر است، از طریق دهان وارد بدن او می شود. هویت دختر نامشخص است، اگرچه جدول زمانی این امکان را فراهم می کند که دختر و قرار او سارا و لیلند باشند. این می تواند دید دوم مبهم سارا (شاید باقیمانده اثیری باشد) و تصورات خودش از یک اسب رنگ پریده و برخوردهای اولیه لیلند با BOB را توضیح دهد. از این گذشته، از آنچه از طریق لورا یاد گرفتیم، همیشه نمی توانید میزبان را ببینید، فقط چهره واقعی را ببینید. در حالی که تداوم اینجا تاریک می شود، ما آن را دیده ایم تاریخچه مخفی توئین پیکس و در خود سریال هم که لینچ و فراست مشکلی برای بازی سریع و آزاد با زمان و کانن ندارند.

بهترین برنامه های تلویزیونی دهه 70 و 80

همچنین کاملاً بی ارتباط با ناامیدی در آن نیست قله های دوقلو ترانه مورد علاقه دیگر:

از طریق تاریکی آینده های گذشته

جادوگر مشتاق دیدن است

یک شانس / شعار بین دو جهان:

آتش با من قدم بزن

فساد، ناامیدی و سرگردانی موضوعات رایجی هستند قله های دوقلو . آنها تا آخرین قسمت‌های اخیر، خود را تا این حد کاملاً در هم پیچیده نکرده‌اند. ما فقط از نیمه راه سریال خجالت می کشیم، و در حالی که این قسمت یکی از گیج کننده ترین قسمت ها است، اما پرارزش ترین است. ما پاسخ می‌خواستیم و آنها به شکل سؤالات بیشتری آمدند. قطعات پازل همه با چه چیزی مطابقت دارند قله های دوقلو درباره این کاوش مواج و مواج در طبیعت، و دوگانگی ضعف و شر انسان است. پاسخ به سوالات پیچیده نباید ساده باشد، اما در نهایت، آنها اینجا هستند.

بعدی: Twin Peaks قسمت 8 بررسی و بحث