Twin Peaks فصل 3 (نوع) توضیح داده شده است

چه فیلمی را ببینید؟
 

با احیای Twin Peaks که اکنون در Showtime به پایان رسیده است ، سعی می کنیم سرمان را به آنچه اتفاق افتاد در فصل سوم سریال بپیچیم.





قله های دوقلو یک سریال ژانر خم کننده و ژانر ستیز است که بازگشت آن بعید به نظر می رسد (تقریباً) مصادف با 25 سال بعد که به جلو برود. مانند بیشتر کارهای دیوید لینچ ، بازگشت چالش برانگیز بود اعتماد زیادی به آن داشت آتش با من قدم بزن ، فیلم معروف پیش درآمد سریال و قطعات گمشده - صحنه های طولانی حذف شده از فیلم که فقط چند سال پیش به صفحه نمایش ما راه یافت. البته ، البته ، رژگونه های لینچین تصورات تخریب نشده وجود دارد: قوری های بزرگ صحبت کردن ، جعبه های سیاه ناپدید شده و بازویی که تبدیل به یک شخص می شود و در نهایت به یک سیستم گردش خون الکتریکی تبدیل می شود. با تی قله ها را برنده شوید (احتمالاً) کمان آخر خود را ، ما فکر کردیم اکنون زمان آن فرا رسیده است که توضیحی در مورد آنچه اتفاق افتاده است ، امتحان کنیم.






xbox one x vs project scorpio edition

یکی از عجیب ترین موضوعات در بازگشت آیا استفاده از اعداد بود؟ غول پیکر به دیل کوپر گفت که شماره 430 را به خاطر بسپارد. این موضوع به عنوان مرجع کوپر برای عبور 430 مایل از تگزاس در نظر گرفته شد. در همان نقطه دقیق دروازه ای قرار داشت که او برای پیدا کردن جودی از آن استفاده می کرد. 253 بارها ذکر شد. این پنجره ای را نشان می داد که وی می توانست از آن لژ سیاه را ترک کند: در ساعت 2:53 بعد از ظهر ، نه بعد. 253 همچنین حیاط شرقی بابی بریگز بود و کلانتر Twin Peaks مجبور شد برای یافتن نیدو از کاخ جک خرگوش سفر کند. 6 عدد چند قطب الکتریکی است که مهمترین آن قطب خارج از خانه کری پیج است. یک تیر برق دیگر 324810 علامت گذاری شده بود. این قطب در کل امتیازات تکرار شد. مأمور چستر دزموند ، کارل و اندی همه خیره شده اند و یا در غیر این صورت از تیرک اطراف شهر عبور کرده اند. پریز برق در اتاق بنفش وجود دارد که شماره های 15 و 3 را روی خود داشت. 315 اتاق کوپر در Great North بود و 15 قسمت از آن بود بازگشت (که از نظر فنی فصل سوم است قله های دوقلو ) جایی است که سرانجام کوپر دوباره کوپر می شود.



مرتبط: Twin Peaks: آدری (واقعاً) در فصل 3 کجا بود؟

مادر معتاد به مواد مخدر در رانچو روزا بارها و بارها 1-1-9 فریاد زد! در حیرت دوپ شده اش. این یک واژگونی واضح از 911 است ، خط تماس اضطراری برای کمک. در آن سوی خیابان ، دیل کوپر تازه برگشته بود اما قادر به صحبت نبود و مدتی را به عنوان داگی جونز ادامه داد ، چیزی که یک وارونگی از کوپر بود که ما می شناختیم: داگی فاسد ، غیراخلاقی و فریبکار بود. او با آنتونی سینکلر و به دستور دانکن تاد برای کلاهبرداری از شرکت بیمه Lucky 7 کار می کرد ، که این امر به خفقان برادران میچوم در لاس وگاس آسیب می رساند. دانکن تاد ، به نوبه خود ، برای آقای سی کار می کرد ، که تاد را به دلیل دانستن زیاد (و به دلیل عدم توانایی کشتن داگی جونز) کشته بود. اما ما از خودمان جلوتر هستیم

به طور خطی ، اولین چیزی که می بینیم آزمایش هسته ای ترینیتی در 16 ژوئیه 1945 بود. انرژی آزاد شده یا به موجودات اثیری و بدخیم دسترسی پیدا کرد یا آنها را ایجاد کرد: وودزمن (موجودات انگلی که از رنج تغذیه می کنند) و مادر (که گاهی اوقات به نام آزمایش). او توده کفگیر تخم مرغ را استفراغ می کند - یکی از آنها حاوی صورت Killer BOB است. تخم مرغ به مدت 11 سال باردار شد و به یک ملخ قورباغه در آمد. Woodsmen ها از یک رادیو برای هیپنوتیزم شنوندگان در منطقه استفاده می کنند تا این نسخه حشره ای از BOB بتواند هدفی را برای زندگی در شرایط مستعد پیدا کند.






خنده دارترین قسمت پسر خانواده چیست؟

در Lodge White ، غول پیکر (که اکنون به عنوان آتش نشان شناخته می شود) و Seitaorita Dido از شر شر نابودی وجود BOB هشدار داده می شوند. در پاسخ ، آنها یک گوی طلایی ایجاد می کنند. درون آن گوی تصویر لورا پالمر است.



به مدت 25 سال ، کوپر doppelganger (با لقب آقای C توسط کایل مک لاچلان و مهتاب اوتیس) با دنیای واقعی با BOB سوار بر تفنگ در نوعی معامله تصاحب همزیستی در دنیای واقعی حضور داشت. موجودات بدخیم لج سیاه را می توان استعاره های زنده شده ای دانست که منعکس کننده بدترین خود ما هستند. آنها با روشهای آشنا و با استفاده از بدن و چهره های آشنا به ما حمله می كنند: BOB مردم را در اختیار دارد ، فروشنده های لوازم خانگی منعکس كننده بدترین خود ما هستند. هر دو در چهره دوستان یا عزیزان به سراغ ما می آیند و به ما خیانت می شود. Woodsmen ها در حومه فاجعه آویزان هستند. وقتی اتفاقی جنایتکارانه و زشت برای بی گناهان رخ داده باشد ، آنها از رنج ها تغذیه می کنند ، مانند یک گروه کر بی صدا یونان یا یک کرکس که بالای سرش می چرخد. با این حال ، اجاره نامه آقای C در دنیای واقعی در حال نزدیک شدن بود. در 25 سالگی ، آنها تغییر می کنند. آقای C برای همیشه به لژ سیاه برمی گشت ، در حالی که کوپر برای همیشه به دنیای واقعی بازگشت. برای جلوگیری از این اتفاق ، آقای C گل لاله ها را ایجاد كرد - موجوداتی كه از نظر فكری تولید می شوند از مرواریدهای طلایی كوچك استفاده می كنند كه به آنها بذر گفته می شود.






اولین دایان ، دبیر سابق کوپر بود. گل لاله ها جایگزین هستند. Tulpa-Diane فقط با درک محدودی از ماهیت و هدف واقعی خود کار می کرد و اطلاعات آقای C را در FBI تغذیه می کرد. دایان واقعی در ابعادی دیگر گم شد و شکل دیگری به همان شکل فیلیپ جفریس به خود گرفت. در مورد دایان ، او نایدو شد ، که سعی کرد به کوپر در مورد خطرات بازگشت هشدار دهد.



گل لاله دوم داگی جونز بود. به عنوان یک کپی یکسان ، این داگی است که به لژ فرستاده می شود و نه آقای سی. این نیز به دلیل حلقه یشم است که در سراسر دیده شده است آتش با من قدم بزن و بازگشت . خواص آن کاملاً مشخص نیست ، اما به نظر می رسد دو هدف دارند. این باعث می شود افراد تحت تسخیر یا تحت تأثیر نهادهای سیاه لژ قرار نگیرند. با این حال ، در صورت کشته شدن ، پوشنده به لژ سیاه اعزام می شود (همانطور که با ری مونرو دیده می شود).

کوپر قبل از بازگشت به دنیای ما از طریق یک پریز برق بزرگ ، از طریق ابعاد مختلفی سفر کرده است ، زیرا موجودات برق از لژها و دنیای ما از طریق برق هستند. با این حال ، از آنجایی که داگی جونز انگشتر را به دست داشت ، کسی بود که به جای آقای سی کوپر به عقب فرستاده شد ، در همین حال ، او در نوعی کما بیدار مانده بود تا اینکه بار الکتریکی او را به انسجام بازگرداند. تجربیات کوپر در حالی که داگی او را شارژ کرد. او به عنوان داگی ، شکنندگی واقعی و وابستگی کامل به مهربانی دیگران را تجربه کرد. وقتی کوپر بازگشت ، از همان فصل اول به دیل کوپر شباهت داشت - پر از همان قدرت و اعتماد به نفس قبلی که قبل از تیراندازی داشت. به او این امکان را داد تا خوش بینی و ایمان خود را در مردم به دست آورد.

در نقطه مقابل آن طیف داستان آدری هورن قرار دارد. بازگشت در داستان او بسیار مبهم بود ، اما با توجه به آنچه كه ما داریم ، می توانیم یك جور نظریه مطرح كنیم: اولین مورد این است كه آدری هورن در سالهای مداخله بین پایان سری اصلی و احیای 2017 دچار یك عصبی عصبی شده است. وی که توسط دیل کوپر (دزدگیر شرور او مورد تجاوز ، اشباع و رهائی قرار گرفت) ، شخصی را که دوست داشت و بیشتر از همه به او احترام می گذارد ، فریب شیطانی دانست. او ریچارد را به عنوان پسرش بزرگ کرد ، اما او به وضوح یک علت گمشده بود: هر ذره هیولای بی روح آقای سی بود. او دچار شکستگی شد و مشخص شد که در بیمارستانی در قسمت 16 است.

فصل 3 عدالت جوان کی به نتفلیکس میاد؟

نظریه دیگر این است که او هرگز از کما بیدار نشده است. هوشیاری او از بدنش خارج شد و به جنگل اطراف قله های توین رفت. او در یک روح بدون بدن (مانند روحی که کارل دید پسر بدن را ترک می کند وقتی ریچارد هورن با ماشین به او ضربه زد) در لژها و در Twin Peaks تغییر مکان داد - این توضیح می دهد که چرا او در مورد برخی از موارد می دانست در اطراف شهر اتفاق می افتد هیچ یک از این گزینه ها رضایت بخش یا خوشحال کننده نیستند ، اما با توجه به اینکه آدری در طول مدت طولانی رنج می برد بازگشت به ما فرصتی می دهد تا معنای واقعی این دلیل را که چرا ذرت خامه ای به طور مستمر به عنوان استعاره برای گارمونبوزیا (درد و رنج) استفاده می شود ، کشف کنیم.

صفحه 2: ​​نقشه قدیمی با خصوصیات عرفانی

1 دو