سری جدید آمازون پرایم راه آهن زیرزمینی رمان 2016 کولسون وایتهد را به وضوح زنده می کند، هرچند با چند تغییر قابل توجه. راه آهن زیرزمینی جزئیات سفر کورا (Thuso Mbedu) از بردگی در مزرعه Randall از طریق خط آهن زیرزمینی جنوب تا زندگی نهایی به عنوان یک زن آزاد در غرب میانه. در تمام این مدت، او به طور بی امان در سراسر آمریکا توسط برده گیر بدنام Ridgeway تعقیب می شود، با انتقام گیری از شکست در دستگیری مادرش که سال ها قبل از آن فرار کرده بود.
چرا نینا دوبرو و ایان سامرالدر از هم جدا شدند؟
کارگردانی برنده اسکار، کارگردانی عالی بری جنکینز، به داستان های واقعی کسانی که از راه آهن زیرزمینی جان سالم به در برده اند، حس عمیقی از زندگی می بخشد، که اغلب نماهای بلند دلهره آور از سیاهپوستان در مزرعه یا جوامع آزاد سیاه پوستان را اختصاص می دهند و دیوار چهارم را در حالی که آنها می شکنند. به دوربین خیره شوید این عکسهای کوچک برای دید جنکینز بسیار مهم هستند و به عکسهای سیاه و سفیدی که ممکن است از افراد آزاد یا بردهشده قرن نوزدهم ببینیم، رنگ، واقعیت و احساس میدهند. عکسهای متحرک، نگارههایی هستند که تکامل داستانهای سیاهپوست را در زمان بردهداری تفسیر میکنند و تفاوتهایی را که وایتهد در سفر کورا به آن اشاره میکند، زنده میکنند. راه آهن زیرزمینی رمان.
مربوط: چرا مهتاب برنده اسکار بهترین فیلم شد؟
در حالی که اقتباس جنکینز از کتاب معمولاً صادق است، جزئیات خاصی برای بهبود چشمگیر، تفسیرهای جدید از داستان های پس زمینه شخصیت ها، و معرفی های جزئی از داستان های سیاه که در رمان وایتهد کاوش نشده اند، تغییر کرده اند. با توجه به راه آهن زیرزمینی همچنین نیمه اول رمان را در دو قسمت اول به سرعت طی می کند و زمان بسیار بیشتری را برای نیمه دوم کتاب می گذراند، جنکینز همچنین چندین جنبه مهم را که وایتهد روی آنها متمرکز شده است، نادیده می گیرد.
باغ کورا
قسمت اول رمان وایتهد به شرح زندگی کورا در مزرعه رندال پس از رها شدن (ظاهراً) توسط مادرش، میبل، سالها قبل میپردازد. یک جنبه تکراری مهم که راه آهن زیرزمینی ویژگی های بدیع باغ کوچک در مزرعه است که کورا از مادر و مادربزرگش آجری به ارث برده است. این سریال در طول زندگی مزرعهای کورا میگذرد، بنابراین باغ او که به آن تمایل دارد به سختی ذکر میشود. این نمایش بهجای توضیح نحوه عملکرد کورا به عنوان راهی برای مقابله با فرار و تنهایی مادرش، تنها میراث کورا از میبل را بهعنوان یک کیسه دانههای کوچک که او بهعنوان یک گردنبند حمل میکند، توضیح میدهد.
نجات کورا در تنسی
در این سریال، ریجوی کورا را به عنوان زندانی خود به خانه خانوادگیاش در تنسی میبرد، زیرا او از مرگ قریبالوقوع پدرش غمگین است. ریجوی کورا و هومر را به یک بار میبرد و یک بطری کامل ویسکی میخورد، اما متوجه نمیشود که گروهی از سیاهپوستان آزاد گردش عمومی خود را دیدهاند. اتفاقاً این مردها ماموران راه آهن زیرزمینی هستند و کورا را در نیمه های شب از ریج وی نجات می دهند، زیرا او در غل و زنجیر به تخت ریج وی است (هنگامی که او به خواب می رود نیت او مبهم باقی می ماند). کورا قصد دارد ریج وی را قبل از رفتن بکشد، اما مک او را متوقف می کند و می گوید که خانه در حال حاضر غمگین است و او به موقع از آن مراقبت خواهد کرد.
راه آهن زیرزمینی از سوی دیگر، رمان نجات کورا از رویال را در زمانی که ریج وی واگن را یک شبه در کنار جاده در تنسی پارک کرده بود، بدون هیچ قصدی برای بازگشت به خانه، مستند می کند. شبانه، بوزمن، همکار ریج وی، در تلاش برای تجاوز به کورا، قید او را باز می کند، اما ریج وی مداخله می کند. در همان زمان، رویال و همکارانش در راه آهن زیرزمینی ضد برده داری برای نجات کورا، کشتن بوزمن، تعقیب هومر، و زنجیر ریج وی به واگن قبل از عزیمت به ایندیانا ظاهر می شوند.
مطالب مرتبط: ارباب حلقه ها: هر رویداد مهمی که ممکن است در سریال آمازون رخ دهد
گریس/فانی بریگز
برای کسانی که کتاب را می خوانند، صحنه ای در کارولینای شمالی که در آن کورا در نهایت به فضای خزنده ولز هدایت می شود بسیار دلخراش است. مارتین به کورا می گوید گریس شما را راهنمایی خواهد کرد ، در ابتدا به عنوان یک تفسیر مبتنی بر ایمان برای مژده درک می شود، تا اینکه دختر جوان سیاه پوستی به نام گریس را می بیند که در گوشه ای از فضای خزنده نشسته است. که در راه آهن زیرزمینی در رمان، کورا نزدیک به هفت ماه در اتاق زیر شیروانی ولز در انزوای کامل بود تا زمانی که بیمار شد.
معرفی گریس برای اینکه کورا دوباره با غرایز مادرانهاش که قبلاً در مزرعه راندال دیده میشد، مهم بود، زمانی که او برای نجات چستر از آزار قرار گرفتن وارد عمل شد. حس محافظت کورا نسبت به نسل بعدی سیاهپوستان در آمریکا از طریق قربانی کردن خود برای چستر و گریس و کنجکاوی او نسبت به هومر که به نظر میرسد نسبت به ظلم رئیسش نسبت به سیاهپوستان بیتفاوت است و حتی به آن کمک میکند، کشف میشود.
بهترین تلویزیون علمی تخیلی در آمازون پرایم
راه آهن زیرزمینی یک برنامه تلویزیونی حتی یک قسمت 20 دقیقهای را به گریس اختصاص میدهد و نشان میدهد که او از خانه در حال سوختن فرار کرده، به راهآهن رفته و داستان خود را در قطار گفته است و نام واقعی خود را فانی بریگز میگذارد. فانی نشان دهنده آینده ای است که طرفداران لغو لغو، ماموران راه آهن زیرزمینی و فعالان سیاهپوست برای آن تلاش می کنند تا مردم برده شده را آزاد کنند و جوامع سیاهپوست پررونقی مانند تاکستان ولنتاین را بسازند.
روابط کورا با سزار و رویال
کورا در واقع هرگز رابطه عاشقانه ای با سزار در رمان ندارد، اما گناه او به خاطر فرار بدون او در هر دو نسخه تاکید شده است. راه آهن زیرزمینی در رمان توضیح میدهد که سزار تلاش میکند کورا را تعقیب کند، اما او نمیتواند احساسات عاشقانهاش را برگرداند، بنابراین هر دو با هم دوست میمانند و او در عوض با دختر دیگری در کارولینای جنوبی جفت میشود. پس از فرار، گناه کورا باعث می شود که او از نداشتن رابطه با او پشیمان شود، و در همان لحظه معتقد بود که اگر او را دوست داشت، شاید حداقل با هم اسیر می شدند. در نمایش جنکینز، کورا اغلب سزار را در رویاها و رؤیاها میبیند، اگرچه مشخص نیست که آیا این سزار به دلیل این است که هنوز احساسات عاشقانهاش را نسبت به او پرورش میدهد یا به دلیل احساس گناه شدیدی که برای فرار به سوی آزادی احساس میکند در حالی که او دستگیر و به قتل رسیده است.
مطالب مرتبط: نمایش ویچر چگونه کتاب ها را در یک جنبه بهبود می بخشد
وقتی کورا در پاییز ایندیانا به رویال نزدیکتر میشود، هنوز با یک پوچی عمیق و آسیب ناشی از سفر وحشتناک خود و تجربیات بردهداری در مزرعه دست و پنجه نرم میکند. در رمان، ناتوانی او در ارتباط کامل با دیگران به عنوان یک زن تازه آزاد، تلاش های او را برای صمیمیت با رویال تحت فشار قرار می دهد. او متوجه می شود که او را به معنای عاشقانه دوست دارد و او به آرامی او را تعقیب می کند، اما او هرگز قادر به انجام رابطه قبل از قتل او نیست. در هر دو راه آهن زیر زمینی رویال به عنوان یک مرد آزاد متولد شده دلسوز است و حساب کورا با گذشته و حال خود را درک می کند و به او زمان و حمایت می دهد تا با واقعیت جدید خود سازگار شود. این نمایش به کورا و رویال فرصتی میدهد تا عملاً از نظر فیزیکی و احساسی روی رابطهشان عمل کنند، در حالی که در رمان هرگز این فرصت را نداشتند.
ریج وی
پیشینه آرنولد ریج وی (جوئل ادگرتون) در اقتباس تلویزیونی جنکینز بسیار برجستهتر است: او نمونهای از این است که چگونه به برخی از سفیدپوستان نژادپرست به سادگی ایدههای نژادپرستانهشان آموزش داده نمیشود، اما هرگز همدردی با همه انسانها را درک نمیکنند. رابطه ریج وی با پدرش در سریال بسیار دلخراش تر است، پدری که با برده داری مخالف است چگونه می تواند به پسرش یاد بدهد که به سادگی مراقب باشد؟ در این رمان، پدر ریجوی هرگز بهصراحت با سیاهپوستان همدردی نمیکرد، او فقط با حرفه ریجوی مخالفت میکرد، زیرا با رئیس گشتباز دشمنی داشت و میخواست او آهنگر شود.
راه آهن زیرزمینی اپیزود تنسی توضیح میدهد که ریجوی فقط یک شخصیت برتریطلب سفیدپوست نیست که نسلهای قبل از او این ارزشها را تبلیغ کردهاند، او بهشدت ظالم است. در نوجوانی او یک کودک جوان آزاد شده به نام مک را وسوسه می کند که در چاه بیفتد و او را برای همیشه از کار بیاندازد. او حتی بیرحمانه از خدمتکار زن آزادهشان، آنی، میپرسد که آیا در مورد چگونگی آن موافق است؟ قرار است برخی افراد در زنجیر باشند و به این دلیل که او به دست آورده راه خروج، او سزاوار آزادی است. به نظر می رسد تردید وحشتناک آنی یادآور این است که چگونه افراد برده شده باید مراقب پاسخ های خود از ترس سوء استفاده از سوی سفیدپوستان باشند، و پدر ریج وی این تعامل سادیستی را به عنوان نقطه پایانی در روابط پاره شده آنها می بیند.
رویارویی نهایی ریج وی با کورا نیز با پایان اصلی وایتهد تنظیم شد. در هر دو اقتباس، کورا کسی است که سرانجام ریج وی را پس از ترساندن مزرعه ولنتاین در ایندیانا می کشد، اما نحوه مرگ او از زمانی که کورا به طور نمادین او را از ورودی راه آهن به پایین پرتاب می کند، در حالی که کف بدنش را در هم می ریزد، به نمایشی که کورا و ریج وی در آن قرار دارند تغییر می کند. هر دو از دریچه راه آهن پایین می آیند و کورا مکرراً به او شلیک می کند در حالی که هومر و مولی هر دو نگاه می کنند. نسخه های کتاب و نمایش تلویزیونی راه آهن زیرزمینی شامل یک Ridgeway در حال مرگ است که به هومر می گوید که الزامات نژادپرستانه آمریکایی خود را بنویسد، اگرچه این سریال به طرز وحشتناکی شامل آهنگ Childish Gambino این است که آمریکا در حال محو شدن است.
بعدی: بریجرتون: هر شخصیت برنامه تلویزیونی که در کتاب ها نبود