V برای وندتا پر از لحظات قابل نقل است ، که بسیاری از آنها برای ایجاد تغییرات و از بین بردن فساد استفاده می شود. در اینجا بهترین نقل قول های فیلم آورده شده است.
متیو مک کاناهی گرگ صحنه وال استریت
V برای Vendetta اولین بار در سال 2006 اکران شد اما به دلیل پیام اصلی آن در مورد دولتهای فاسد ، به یک فیلم کلاسیک فرقه تبدیل شد. این تریلر سیاسی dystopian بر اساس مجموعه کمیک محبوب معروف به همین نام ساخته شد و این فیلم با محوریت یک آنارشیست و مبارز آزادی که با نام 'V' (هوگو بافندگی) نامگذاری شده است ، ساخته شد.
این فیلم به دلیل دیدگاه های سیاسی و موضع گیری اش در برابر یک رژیم توتالیتر نئو فاشیست که در جهانی که فاسد شده است اتفاق می افتد بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از طرفداران این فیلم و همچنین گروههای مختلف سیاسی را تحسین می کنند. این فیلم دارای چند لحظه الهام بخش و نقل قول است که مخاطبان را به معنای عمیق آن می اندیشد. بیایید نگاهی بیندازیم که کدام نقل قول ها مربوط و قابل توجه است.
به روز شده توسط گابریلا سیلوا در 27 نوامبر ، 2020: V for Vendetta به یک فیلم امیدوار کننده در برابر فساد در یک واقعیت dystopian تبدیل شد. این فیلم بر اساس ترس مشترک از رهبران بیش از حد تحت تأثیر قدرت خود قرار گرفت. با یکی از شخصیت های اصلی جذابیت اخلاقی و عاطفی در حالی که شخصیت دیگر صلیبی مخفی است که می خواهد برتری را از بین ببرد و آزادی را به مردم بازگرداند. این فیلم لحظات به یاد ماندنی زیادی دارد. لحظه ها و نقل قول هایی که هنوز هم الهام بخش هستند.
پانزده'او ادموند دانتس بود. و او پدر من و مادر من ، برادر من ، دوست من بود. او تو بود و من. او همه ما بود.
همانطور که اوی (ناتالی پورتمن) آخرین ماموریت V را تعیین می کند ، این جمله را می گوید. از ایوی می پرسند وی کیست؟ او واقعاً نمی داند ، هیچ کس نمی داند. او او را ادموند دانتس صدا می کند. شخصیت اصلی در کنت مونت کریستو.
شباهت های زیادی بین او و ادموند وجود دارد. هر دو توسط سیستم عدالت شکست خوردند و از خشم بی عدالتی آن دامن زدند. وی و ادموند دوباره در جستجوی انتقام و آزادی بودند. نقل قول اوی نمادی از چگونگی شیوع ایده های وی و انتقام ادموند در همه آنها در جستجوی یک واقعیت جدید است.
14'پس دیگر هیچ ترسی ندارید. شما کاملا آزاد هستید. '
به نوبه خود در حوادث فیلم ، اوی به اسارت در می آید و برای اطلاعات در مورد V. شکنجه می شود. فیلم تغییر جهت می دهد و به زمان حبس اوی و یافتن نامه والری پیج (ناتاشا وایتمن) می پردازد. در پایان حبس ، کوچکترین ریز اطلاعات از او خواسته می شود.
ایوی امتناع می کند و قدرت جدیدی را در درون خود پیدا می کند. او می گوید ترجیح می دهد پشت سوله های شیمیایی بمیرد. نگهبان خط بالا را می گوید. استناد به این ترس همان چیزی است که مردم ، حتی اوی را عقب نگه می دارد. این زندان خودش در ذهن انسان است. پس از ترس و ترس ، فرد می تواند آزاد باشد. اوی ، اکنون هیچ ترس ندارد ، واقعا آزاد است.
13'خدا زیر باران است'
پس از آزادی اوی ، او بیرون می رود و می بیند که باران می بارد. وقتی فهمید که او با ثبات و بدون هیچ ترس و وحشتی با مرگ روبرو شده است لحظه ای پرتحرک است. او می گوید خط 'خدا در باران است.' این همچنین هنگامی که وی برای اولین بار نامه والری را خواند شنیده شد.
سه انگشت در بازی های گرسنگی یعنی چه؟
این خط می تواند به معنای بسیاری از استعاره باشد یا از نظر کتاب مقدس. برخی تصور می کنند که حتی وقتی باران می بارد ، مرطوب و غم انگیز است و خود را گیر می بینید ، دلیل آن وجود دارد. هنوز می توان احساس خوبی از آن داشت. این مربوط به درد و رنج اوی است که او رنج می برد اما در نهایت قدرت جدیدی در او پیدا می کند.
12'به ما گفته شده است که ایده را به یاد بیاوریم ، نه انسان. چون یک مرد می تواند شکست بخورد.
بقیه نقل قول ها همچنان ادامه دارد ، 'او را می توان گرفت ، او را کشت و فراموش کرد اما 400 سال بعد ، یک ایده هنوز هم می تواند جهان را تغییر دهد.' قرار نبود شخصیت V هرگز به یک شخصیت مستحکم و قابل دستیابی تبدیل شود. در عوض ، او قصد داشت نمادی از یک ایده باشد. نشانگر تغییر. از این رو چرا ایوی نمی گوید که او واقعاً چه کسی بوده است.
حتی بدون V ، ایده و تلاش او برای تغییر مواردی است که به یاد می ماند. اهمیت 5 نوامبر با یک ایده آغاز شد و در پایان توسط توده افرادی که آن را دنبال کردند به زندگی بخشیده شدند.
یازده'این زیباترین چیزی است که می توانستی به من بدهی.'
در این فیلم ، اوی در نهایت عاشق V و او با او می شود. وی در آخرین لحظات خود به ایوی می گوید که او را دوست دارد. او نحوه مشاهده هدف نهایی خود را تغییر داد. برای او ، این همیشه انتقام منتهی به روز بزرگ بود. اما وقتی فکر کرد غیرممکن است عاشق شد.
اوی نمی خواهد او برود اما V به او اطمینان می دهد. زیباترین چیزی که او به او بخشیده عشق او بود. او فهمید که او چه کسی فراتر از درد و انتقام خود است.
10'اما بیشتر از همه امیدوارم این باشد که وقتی من به تو می گویم منظور من را بفهمی ...'
وقتی اوی پس از یورش به خانه گوردون (استیون فرای) به اسارت گرفت ، یک تکه کاغذ را در سلول خود پنهان می کند. این نامه دست نویس زنی به نام والری است. او به دلیل رابطه جنسی خود به زندان افتاده است و می خواست داستان زندگی اش توسط کسی بخواند.
او جزئیات زندگی خود را به عنوان بازیگر و یافتن عشق زندگی خود قبل از اینکه به یک اردوگاه زندان منتقل شود ، شرح می دهد. او نامه خود را با این جمله به پایان می رساند ، 'اما بیشتر از همه امیدوارم این باشد که منظور من را بفهمید وقتی به شما می گویم ، حتی اگر شما را نمی شناسم ، و حتی اگر هرگز شما را ملاقات نکنم ، با شما بخندم ، با او گریه کنم تو ، یا ببوسمت ، دوستت دارم. با تمام قلبم دوستت دارم والری. '
9'انقلابی بدون رقص ، انقلابی است که ارزش آن را ندارد!'
5 نوامبر در انگلیس است و ایوی آخرین بار به V باز می گردد. در صحنه ، V متأسفانه از شنیدن موسیقی گسترده ای که دارد ، ابراز تاسف می کند ، اما کسی را برای رقصیدن نداشته است. او از ایوی آخرین آرزو ، رقص را می خواهد.
او در ابتدا به درخواست او متحیر شده است ، زیرا او آماده است تا یک انقلاب تغییر دهنده زندگی علیه دولت ایجاد کند. او پاسخ می دهد ، 'انقلابی بدون رقص ، انقلابی است که ارزش آن را ندارد!' علی رغم گذشته وحشتناک و خلوت وی ، همه آنچه او می خواست رقص بود.
8'شما مدت طولانی ماسک می پوشید و فراموش می کنید که چه کسی در زیر آن بودید.'
ایوی پس از اینکه برای اولین بار از V فرار کرد ، نزد همکار خود ، گوردون ، پناه می برد. گوردون اتاق پنهان خود را پر از مصنوعاتی که توسط دولت لغو شده است ، به او نشان می دهد. مجموعه ای از عکسهای وابسته به عشق شهوانی توجه همه را به خود جلب می کند.
او به پرسش اوی در مورد دعوت شام قبلی خود می پردازد. او می گوید این خط اشاره به جنسیت خود او و ترس دائمی از کشف شدن و مجبور به نگه داشتن ظاهر است. در پایان ، او بخشی از آنچه در واقع است را از دست داد.
7'هیچ تصادفی وجود ندارد ، فقط توهم تصادفات است.'
وی دوباره به انتقام خود ادامه می دهد کسانی که روی او و هزاران نفر از افراد فقیر در بازداشتگاه لارخیل آزمایش کردند. هدف او Delia Surridge (Sinéad Cusack) است که پزشک اصلی بود و اکنون پزشک قانونی است. او می داند که V برای او می آید. نام دیگر در لیست او برای انتقام.
او مرگ خود را می پذیرد و پشیمان است که هرگز در مرگ هزاران نفر شرکت کرده است. او این را تصادفی می خواند که در آن روز یکی از گل های رز او را به او هدیه دادند. V می گوید این خط حاکی از این است که او سرنوشت خود را مدت ها پیش مهر و موم کرده و اکنون باید با آن روبرو شود.
لیست کتاب بازی تاج و تخت به ترتیب
6'اما اگر آنچه را می بینم می بینی ، اگر احساس خود را می کنی ، و اگر خواستی به دنبالش هستی ...'
V اولین سخنرانی خود را در جمع مردم لندن انجام می دهد و خود را شناخته می کند. وی فساد دولت را فریاد می زند و تا حدی مردم آن را مقصر می داند. او توضیح می دهد که مردم اجازه می دهند ترس بهترین حالت را از آنها ببرد و در صدراعظمی که قول صلح داده اما فقط استبداد را تحویل داده اجازه داده اند.
V خواستار انقلاب در 5 نوامبر است. او بیان می کند ، 'اما اگر آنچه را می بینم می بینید ، اگر احساسی را كه من احساس می كنم احساس می كنید ، و اگر همانطور كه من می جویم به دنبال آن هستید ، از شما می خواهم كه از امشب یك سال در كنار من بایستید.' وی افرادی را که واقعیت را می بینند به شورش فرا می خواند و در آزادی به او ملحق می شوند.
5'او می گفت که هنرمندان از دروغ برای گفتن حقیقت استفاده می کنند ، در حالی که سیاستمداران از آنها برای پوشش واقعیت استفاده می کنند.'
ایوی فقط یک شهروند پیش پا افتاده نیست. پس از مرگ پسرشان ، پدر و مادرش دست به اعتراض علیه دولت زدند. هر دو آنها را گرفتند و شکنجه کردند و مشخص شد که پدر او زمانی نویسنده بوده است.
اوی به V می گوید که پدرش می گفت هنرمندان از دروغ برای گفتن حقیقت استفاده می کنند در حالی که سیاستمداران عکس این کار را می کنند. این نقل قول مناسب است زیرا سخنگوی اصلی رژیم ، لوئیس پروترو (راجر آلام) دروغ می گوید تا شهروندان را به دولت فاسد باور داشته باشند.
4'این یک اصل اساسی جهان است که هر عملی باعث یک واکنش برابر و مخالف می شود.'
ایوی به واقعیت موجود در عملکرد V پی می برد و به او واقعیت سختی می بخشد. وی توضیح می دهد که کارهای غیرانسانی که با او و دیگران کردند ، پاسخ و نوعی انتقام جویی را تضمین می کند.
دستور ماموریت mass effect 3 با dlc
ایوی اینطور نمی بیند ، خیلی علمی است. V شلاق می زند و می گوید آنچه آنها انجام دادند هیولا بود و اوی تلافی می کند و می گوید از این رو یک هیولا ایجاد کردند.
3در زیر این ماسک بیش از گوشت وجود دارد. در زیر این ماسک یک ایده وجود دارد. و ایده ها ضد گلوله هستند.
مفهوم ایده ها در فیلم بسیار زیاد بازی می شود. آقای کریدی (تیم پیگوت اسمیت) سعی می کند V را با شلیک گلوله بکشد ، اما V همچنان ایستاده است. Mr.Creedy متحیر است و می پرسد چرا او نمی میرد و V این خط را ارائه می دهد. در اینجا مفهوم این است که ایده ها بدون توجه به شکل فیزیکی ، زنده می مانند ، ضد گلوله هستند.
اوی در مورد این مفهوم نیز اظهار نظر کرد و اظهار داشت که به مردم گفته می شود این ایده را به خاطر بسپارند ، نه مرد. مرد می تواند بمیرد ، از بین برود و شکست بخورد ، اما این ایده می تواند سالها زنده بماند و تحریک را تحریک کند.
دو'یک ساختمان نماد است ، همانطور که تخریب آن یک نماد است. نمادها توسط مردم قدرت می یابند. '
در یکی از اولین برخوردها با وی ، ایوی در مورد اظهارات خود در مورد منفجر کردن پارلمان س asksال می کند. او منطق را در تخریب یک ساختمان نمی بیند. او توضیح می دهد که نمادها فقط توسط مردم خود قدرت می گیرند. مردم کسانی هستند که به آن اهمیت می دهند.
پارلمان به خودی خود معنی ندارد. او می گوید ، 'به تنهایی ، یک نماد ، معنایی ندارد ، اما با داشتن افراد کافی ، منفجر کردن یک ساختمان می تواند جهان را تغییر دهد.'
1'مردم نباید از دولت خود بترسند. دولت ها باید از مردم خود بترسند.'
که در V برای Vendetta ، در حالی که صبحانه می خورد ، ایوی و وی در مورد برنامه خود بحث می کنند. اوی سعی می کند توضیح دهد که اگر مردم در تاریخ 5 نوامبر حاضر شوند ، با اشاره به دستگیری و شکنجه 'کیف سیاه' می شوند. مردم لندن با ترس از دولت زندگی می کنند.
V می گوید این ، نمادین ترین خط فیلم است - یک کشور فقط به اندازه مردمش خوب است و همین امر در مورد دولت آن نیز صدق می کند. هنگامی که برای یک خیر مشترک در کنار هم قرار می گیرند ، مردم بیشترین قدرت را دارند.