زندگی بدون النا و جنگ برای میستیک فالز در پریمیر فصل 7 سریال The Vampire Diaries آغاز می شود: 'روز اول از بیست و دو هزار ، بده یا بگیر'
[این یک بررسی از خاطرات خون آشام فصل 7 ، قسمت 1. SPOILERS وجود خواهد داشت.]
-
علاءالدین روزی روزگاری در سرزمین عجایب
تا آنجا که اولین های فصل می روند ، این قسمت مطمئناً کارش را کرده است. پس از شش فصل به عنوان دختر در مرکز مثلث عشق بود خاطرات خون آشام ، نینا دوبروف ساختمان را ترک کرده و شخصیت خود النا گیلبرت را با خود برده است. سایه النا زیاد به نظر می رسد ، زیرا اظهارنظرهای روزافزون سریال از دیگر شخصیت هایی است که به طور خاص برای او مجله می نویسند.
النا به روشی نسبتاً منحصر به فرد برای حذف یک شخصیت اصلی ، مانند زیبایی زیبا خواب آلوده شد ، فقط او بیدار نخواهد شد تا زمانی که بهترین دوستش بانی (کت گراهام) بمیرد. این لعنتی است که به عنوان انتقام توسط پدرسالار سالواتوره ، لیلی (آنی ورشینگ) به آنها تحمیل شده است. بنابراین ، ما وارد دوره جدیدی می شویم خاطرات خون آشام .
خوشبختانه ، این نمایش زودتر به نمایش برادران سالواتوره تبدیل شد و تا زمانی که دامون (یان سامرهالدر) و استفان (پل وسلی) هنوز در حوالی میستیک فالز باقی مانده اند ، نمایش ادامه خواهد داشت. در واقع فکر می کنم النا در حال تبدیل شدن به یکی از کم شخصیت های جالب این نمایش بود. غیر از اینکه به عنوان شخصی برای برادران به نوبه خود دوست داشته شوند ، یا به عنوان دختری که فقط تمام افرادی را که دوست دارد و برای او مهم است از دست می دهد ، به نظر نمی رسید که النا زیاد یک نقش فعال در نمایش . این امر خداحافظی با او را آسان تر کرد و درواقع دری جالب برای آینده نمایش گشود. اگر النا به دلیل احساسی که دیگران در این برنامه نسبت به او داشتند مهم بود ، پس نبود او همه را به طرز چشمگیری به سمت مسیرهای جدید سوق می دهد.
البته ، چشمگیرترین چرخش توسط دیمون اتفاق می افتد ، که از یک زن حرامزاده کاملا شیطانی برای او دست کشید. مطمئناً ، او هنوز هم لبه خود را دارد ، اما با دیمون النا که اولین بار در فصل 1 ملاقات کرد فاصله زیادی دارد. یک چیز ، اینکه دیمون به محض شنیدن خبر لعن و نفرین ، باعث خونسردی بانی خون آشام می شد. جلویش را بگیر با این حال ، او برای نجات او سه ثانیه مردد است. او به فکر بازگشت النا است و سپس به این فکر می کند که بانی دوست صمیمی او باشد. هر زمان که زندگی بانی در معرض خطر باشد ، دیمون مجبور است سه ثانیه شکنجه را انتخاب کند زیرا او تصمیم می گیرد جان او را نجات دهد و پیوستن خود را با یک عشق واقعی خود بیشتر به تأخیر می اندازد. همانطور که نفرین ها می رود ، این یک مورد خوب است.
وقتی داشتم به این فکر می کردم که این فصل بدون النا به عنوان رهبر زن چگونه پیشرفت خواهد کرد ، فهمیدم که قبلاً به نوعی عاشق جانشین او شده ام. کارولین (Candice King née Accola) شاید بعیدترین شخصیتی باشد که در این فیلم شایسته ستاره شده باشد خاطرات خون آشام، با در نظر گرفتن ابتدای کار خود را به عنوان یک شخص بی ادب جذب می کند. اما به محض اینکه او برگشت ، ناگهان عمق بسیار بیشتری از او بیرون آمد. در اینجا شخصیتی وجود داشت که نویسندگان به وضوح به آن علاقه داشتند و بسیاری از این موارد را می توان به عملکرد کینگ در این نقش نسبت داد. او مثل یک نفس تازه در نمایشی بسیار تاریک است. حتی النا بیشتر اوقات در تاریکی غوطه ور بود.
خوش بینی ابدی کارولین به نظر می رسد در این فصل به سختی مورد آزمایش قرار گیرد. او که هنوز در غم از دست دادن مادرش سوگوار است ، اکنون باید در برابر خانواده 'بدعت گذاران' لیلی قرار بگیرد. لیلی اساساً فرزندان خودش را به خاطر این هیولاهای خون آشام جادوگری رها کرد. و نزدیک این ساعت ، خطوط در شن و ماسه کشیده شده بود. از زمان عزیمت کلاوس و خواهران و برادرانش به Big Easy ، لیلی و 'خانواده' منتخب وی به راحتی خطرناک ترین دشمنانی هستند که باند با آنها روبرو شده است. و او قبلاً به چیزی رسیده است که حتی کلاوس و شرکت نتوانستند آن را کسب کنند: پیروزی.
مت با تبدیل شدن به یک افسر پلیس رویاهای النا را برای او دنبال کرد. اما به لطف یک تلاش ناموفق برای کشتن بدعت گذاران ، هنگامی که 'فرزندان' لیلی بقیه افراد آنجا ، از جمله کلانتری جدید را قتل عام کردند ، تنها عضو زنده مانده در کلاس فارغ التحصیلی خود شد. بنابراین ، برای جلوگیری از خونریزی و اطمینان از اینکه ساکنان Mystic Falls آن را به روزی دیگر برسانند ، این شهر گم شد.
یک داستان جعلی بود که هوای شهر را آلوده کرده بود و اجبار هر کسی را که مقاوم به رفتن بود پاک می کرد. و دقیقاً مانند آن ، برچسب فینال فصل شش بر عهده ما بود. در حالی که به نظر می رسید برخی از بچه های آینده پس از آخرالزمانی میستیک فالز تحت نظارت دیمون قرار می گیرد ، اما به جای آن Mystic Falls از آینده ای بسیار نزدیک ، به لیلی سپرده می شود. او حتی مجبور شد به داخل عمارت حرکت کند.
دیمون بیشتر اینها را از دست داد ، زیرا با آلاریک و بانی در سراسر جهان در حال خمیری مست بود. فقط آلاریک در تمام مدت مشغول جعل بود ، زیرا او راهی را برای بازگرداندن عروسی که در فینال فصل 6 از دست داده دنبال می کند. دیمون و بانی به وضع موجود بسیار متفاوتی بازگشتند ، بنابراین با کشتن یکی از 'بدعت گذاران' امور را به دست خود گرفتند.
واضح است که نویسندگان و سازندگان دیدگاه قوی نسبت به اینکه این نمایش از اینجا کجا می رود ، دارند. من فکر می کنم ورودی های مجله به النا راهی موثر برای حفظ روحیه او در یک قسمت مهم از نمایش است - همانطور که دیمون همچنان منتظر اوست - در حالی که هنوز روایت را بدون او پیش می برد. هیچ توهینی به دوبروف نیست ، اما او در این ساعت آغازین اصلاً از دست نرفت. این گواهی است بر ماهیت گروه خاطرات خون آشام که می تواند از دست دادن شخصیت مهم را به خوبی تحمل کند.
و انگار که همه اینها کافی نبود ، ما سه سال در جاده اذیت کردیم. کسی در حال شکار استفان است و ظاهرا دیمون از انتظار النا منصرف شده و خودش را تا زمانی که زنده شود تابوت کرده است. این یک روش جالب داستان سرایی است ، زیرا ما نمی دانیم چه کسی آنها را شکار می کند. اما حتی بیشتر از این ، این نمایش به خوبی می تواند در عرض سه سال همچنان روی آنتن باشد (نگاه کنید به ماوراuralالطبیعه ) آیا به این مرحله می رسد یا می توان آینده را تغییر داد؟
این آب است و این شعر چاه است
-
خاطرات خون آشام ها پنجشنبه هفته آینده با 'Never Let Me Go' @ 20:00 در شبکه CW ادامه دارد. پیش نمایش زیر را بررسی کنید:
https://www.youtube.com/watch؟v=wBZfMy6RjNM