در حالی که برخی از طرفداران از دیدن دیمون که پایان خوش خود را با النا دریافت کرد بسیار خوشحال شدند ، عده ای بودند که فکر می کردند این کار غیر شایسته است
حتی در نمایش به غنی از شخصیت ، مانند خاطرات خون آشام ، دامون سالواتوره در میان بقیه برجسته است. به لطف عملکرد ایان سامرهالدر و شخصیت پیچیده دیمون (و همچنین جذابیت شخصی او) ، او به یکی از علاقه مندان طرفداران محبوب تبدیل شد.
دیمون در این نمایشگاه سفر طولانی داشت. همه می دانند که او کار خود را به عنوان شرور اصلی فصل یک آغاز کرد اما به سرعت به قهرمانان پیوست (با عودهای گاه به گاه). دیمون به عنوان یک شخص تغییرات زیادی کرد که پایان داستان او را منعکس کرد. با این حال ، برخی از طرفداران متقاعد شده اند که پایان دامون این همه معنی را ندارد.
9هیچ حسی ندارد: استفان همچنین زندگی زیادی داشت
با این گفته ها ، استفان چیزهای زیادی برای زندگی داشت. رابطه او با کارولین به اوج خود رسید و به نظر می رسید که این دو آینده خوشی را پیش رو دارند. بنابراین ، در پایان ، این فقط یک سوال از تنظیمات شخصی است ، آیا طرفداران فکر می کنند دامون یا استفان باید کسی بود که جان خود را فدا کرد.
چه کسی می داند؟ شاید برخی از طرفداران با هر دو موافق باشند ایان سامرهالدر و پل وسلی در پایان است ، و اینکه هر دو باید مرده بودند.
8پایان متناسب: او همیشه خوشحال با النا است
حتی اگر النا در اصل با استفان قرار ملاقات داشت ، اما در نهایت با دامون به پایان رسید. رابطه آنها فراز و نشیب هایی داشت ، اما از آنجا که مشخص شد آنها بقیه زندگی خود را با هم زندگی کرده اند ، مشخص است که آنها از یکدیگر حق داشتند.
آنها سرانجام ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. اگر دیمون می مرد ، هیچ یک از این اتفاقات رخ نمی داد و سخت است که بگوییم النا پس از از دست دادن همسر خود (دوباره!) چه بلایی سر او خواهد آمد.
7منطقی نیست: اما او هنوز هم یک بار آدم بدی بود
درست است که سرانجام دیمون همه چیز را برگرداند. اما او هنوز هم یک شخص بد سابق بود - و بر خلاف اکثر شرور در خاطرات خون آشام ، او به خاطر اعمال شرور خود با مرگ مجازات نشد (به هر حال برای همیشه).
دیمون از کارولین سو ab استفاده کرده بود و او را بانک خون خود کرده بود . او گردن جرمی را شکست چون از النا عصبانی بود. او برادرزاده خود ، زاك را كشت تا دوباره به استفان برگردد. او بهترین دوست استفان ، لکسی را به قتل رساند. و این فقط چند عمل وحشتناک اوست.
6Fitting Ending: Ai انتقام خود را از کاترین گرفت
بر خلاف استفان ، که سرانجام اعمال خود را از کاترین بخشید ، نفرت دیمون از کاترین همچنان باقی ماند. بنابراین باید لحظه رضایت بخشی برای او بود که زنده ماند و کاترین به همان جایی که لیاقتش را داشت - در جهنم بازگشت.
البته ، مرگ استفان مجازات کاترین را کمی خراب کرد اما حداقل از این طریق ، او می دانست که کاترین برای عذاب او برنمی گردد.
5منطقی نیست: اما او می توانست کسی باشد که او را بکشد
با این اوصاف ، اگر دیمون کسی بود که کاترین را اسیر می کرد و او را در آتش از بین می برد ، این احساسات بیشتر به نظر می رسد. وقتی دیمون فهمید که کاترین در مقبره محبوس نیست و او را به عنوان یک احمق در اختیار دارد ، ماموریت جدید او این بود که او را پایین بیاورد.
به هر حال ، کاترین دلیل اصلی درگیری بین دامون و استفان ، و همچنین دلیل اینکه دامون در درجه اول خون آشام شد ، بود. کشتن او و بیرون رفتن با صدای بلند فقط به سبک دیمون خواهد بود.
4پایان متناسب: افراد نتوانستند او را کنار تمام زندگی خود بگذارند
یکی از دلایلی که دیمون به روشی که رفت عمل کرد این بود که شاید احساس می کرد همیشه فقط بهترین نفر دوم است. و این نوع احساسی است که هیچ کس دوست ندارد. پدرش جوزپه استفان را که مطیع تر از برادر بزرگتر عصیانگر بود ترجیح داد. کاترین به دیمون گفت که او واقعاً هرگز او را دوست ندارد و این همیشه استفان است.
و النا در ابتدا سخنان کاترین را منعکس کرد ، وقتی گفت که همیشه استفان خواهد بود. بنابراین دیمون لیاقت این را داشت که برای یکبار هم که شده مهمترین فرد برای کسی باشد. و کشتن او باعث کاهش آن می شد.
3هیچ حسی ندارد: او مایل بود خود را فدا کند
علیرغم اینکه زندگی او به سمت بهتر تغییر کرده است ، دیمون هنوز مایل بود خود را فدا کند. او حتی سعی کرد استفان را مجبور کند که اجازه دهد این کار را انجام دهد.
ما چگونه از هری پاتر قاتل فرار کنیم
استفان بدون اطلاع از دامون ، باطل بود و اجبار نتیجه ای نداد. قابل درک است که استفان نمی خواست برادرش بمیرد اما اگر دیمون این انتخاب را می کرد و با آن در صلح بود ، استفان باید به تصمیم خود احترام می گذاشت.
دوپایان متناسب: او وقتی انسان بود لیاقتش را داشت که زندگی بهتری داشته باشد
دیمون هرگز نمی خواست خون آشام شود. نه مانند استفان که تحول را با کمال میل پذیرفت. دیمون فقط می خواست با کاترین باشد و وقتی فکر کرد او کشته شده ، او نیز مایل است بمیرد.
با این حال ، استفان او را به یک خون آشام تبدیل کرد. از آنجا که زندگی انسانی دامون و همچنین خون آشام بودن او چندان عالی نبودند ، این پایان خوبی بود که او در زندگی پایانی نمایش به یک زندگی بهتر شلیک کرد.
1معنی نمی دهد: او و النا در زندگی پس از مرگ از هم جدا شدند
یکی از مواردی که در پایان دادن به دیمون معنی ندارد این است که چرا او و النا در زندگی پس از زندگی از هم جدا شده اند. بله ، دیمون می خواست برادرش را دوباره ببیند اما مطمئنا النا دل اشتیفان را هم از دست داده بود. پس چرا بعد از ملاقات النا با خانواده اش ، همه آنها نمی توانستند به دیدن استفان بروند؟ این یک راز است.