خاطرات خون آشام وقتی شخصیت اصلی خود را النا گیلبرت نوشت ، چیز تعجب برانگیزی انجام داد. آیا پایانش مناسب به نظر می رسد یا نه؟
حضور در النا گیلبرت هرگز آسان نبود خاطرات خون آشام . زندگی النا از تهدید خون آشام های اصلی گرفته تا یک دوست پسر مهربان و یک ماده مخدر سمی ، با درام و تنش سرشار بود. بنابراین وقتی مجریان برنامه به جای اینکه او را بکشند ، یک پایان خوش به النا دادند ، طرفداران النا نفس راحتی کشیدند.
اما ، البته ، برخی از طرفداران وجود دارند که فکر می کنند پایان النا کاملاً عجیب و نیمه کاره است ، زیرا اطلاعات بسیار کمی در مورد جایی که او پس از پایان سریال یا نوع چالش هایی که او در زندگی با دیمون با آن روبرو شده است ، ارائه می دهد. دفتر خاطرات النا در خاطرات خون آشام فینال سریال حتی مرموزتر است و ارزش کاوش دارد ، بنابراین در اینجا نگاهی می اندازیم که چرا پایان النا منطقی است و چرا جنبه های آن معنی ندارد.
10منطقی نیست: خیلی عمومی است
پایان النا بزرگترین copout در مجموعه است. اگرچه نتیجه گیری از داستان خود را در زیر یک گروه سنتی 'خوشبختانه همیشه' پنهان می کند ، اما در واقع خیلی پایان ناپذیر است. در آخر سریال ، النا در دفتر خاطرات خود می نویسد که او و دیمون به زندگی مشترک طولانی و شادی ادامه می دهند که بیانگر آن است که زندگی انسانی آنها نوعی تحقق یافته است.
مشکل بزرگ در تاریخ انتشار بازسازی چین کوچک
ولی جولی پلک ، مجری برنامه ، امتناع می کند همانطور که گفت النا داستان بسته شدن محکم را اضافه می کند ، شما می توانید آن را به عنوان بسته شدن تعریف کنید ، می توانید آن را بهشت تعریف کنید ، می توانید آن را به عنوان نوعی دنیای اخروی تعریف کنید. هرچه هست که می خواهید آن را اینگونه تعریف کنید ، این برای من معنای صلح است - یعنی اینکه به نوعی خود را در آرامش می یابید زیرا هر آنچه را که می خواستید در اختیار دارید. '
9پایان متناسب: او صلح می خواست و می یابد
بعد از هرچیزی که النا هشت فصل طولانی را پشت سر گذاشته است ، او سزاوار احساس آرامش و رضایت خاطر بود و خط داستانی او اساساً با یک نتیجه مثبت خاتمه می یابد. ورود به دفتر خاطرات او بسیار گویا است ، زیرا اگرچه او محل زندگی خود یا کاری را که می خواهد انجام دهد مشخص نمی کند ، اما به وضوح نشان می دهد که او از زندگی خود راضی است.
برای طرفداران النا ، این مسئله با توجه به این که زندگی اش همیشه پر از هیاهو و تهدید بوده است ، یک معضل بزرگ است. امکان داشتن یک زندگی امن و شاد پایان عالی برای او است.
فیلم هایی مانند اسکات زائر علیه جهان
8منطقی نیست: کارها را برای میراث دشوار می کند
قوس شخصی آزاد و پیچیده النا باعث می شود همه چیز بهم ریخته شود میراث و اسپین آف های آینده. مدرسه شبانه روزی سالواتوره برای جوانان و استعدادهای درخشان مدرسه ای برای جادوگران ، خون آشام ها ، گرگینه ها یا بچه های آموزش ندیده است که تحت تأثیر ماوراالطبیعه قرار گرفته اند. این مکان در پانسیون سالواتوره واقع شده است و توسط آلاریک و کارولین ، که از دوستان نزدیک النا و دیمون بودند ، تأسیس شده است.
نکته این است که النا و دیمون بخشی اساسی از میراث مدرسه هستند و در حالت ایده آل دانش آموزان باید در مورد آنها آموزش داده شوند و باید بدانند که کجا رفته اند. این واقعیت که هر دو فقط چند بار به آنها مراجعه می شود عجیب به نظر می رسد با توجه به اینکه آنها مرده نیستند و یک دختر استفانی دارند که می تواند در مدرسه حضور یابد. عدم پایان دادن به قوس النا اعتبار میراث شخصی وی را از بین می برد.
7Fitting Ending: It's The Ending او می خواست
طرفداران می توانند در این واقعیت احساس راحتی کنند که زندگی النا مسیری را که می خواست پیدا کرد و او در واقع از آن راضی است. اگر او با دیمون زندگی انسانی می کند و بچه دار می شود ، به این معنی است که او احساس ثبات و خوشبختی پیدا کرده است و توانسته زندگی مبهم و خارق العاده خود را پشت سر بگذارد.
همچنین لازم به ذکر است که یک زندگی ساده ، خانگی و شاد همان چیزی است که النا در فصل 1 نیز در اصل می خواست.
6منطقی نیست: دفتر خاطرات عجیب بود
بعد از همه آنچه النا تجربه کرده است ، به سختی منصفانه به نظر می رسد که مسیر یک قهرمان اصلی با این یادداشت آرام و گیج کننده به پایان برسد. گرچه دفتر خاطرات حس خوبی بود زیرا النا را در فصل 1 بی دردسر به یاد می آورد ، اما عجیب بود زیرا دفترچه خاطرات مدتی است در عمل غایب بود.
همچنین ، هرچه النا در فینال نوشت ، اطلاعات بسیار کمی در مورد آنچه طرفداران واقعاً می خواستند بدانند ارائه می داد ، بنابراین حتی به عنوان یک مرجع نوستالژیک ، بسیار موثر نبود.
آیا هری پاتر دیگری بیرون می آید؟
5Fitting Ending: بالقوه برای اسپین آف های آینده
بزرگترین مزیت یک داستان داستانی باز که برای تفسیر ارائه می شود این واقعیت است که همیشه می تواند برای یک اسپین آف برگردانده شود. اگرچه Plec می خواست خط داستانی النا و دیمون را از بین ببرد ، اما به وضوح تاریخ النا و دیمون قسمت بسیار بزرگی از میراث و همچنین توانایی اسپین آف در آینده را دارد.
استفانی از دختر دیمون و النا قبلاً قبلاً ذکر شده است میراث و در آینده نیز خط داستانی آنها می تواند به خاطر نمایش یا شاید یک نمایش متفاوت در همان حق رای دادن دوباره مرور شود.
4Don't Sense: هیچ مشکلی در داستان داپلگنگر ایجاد نمی کند
آنچه باعث النا شد به عنوان یک قهرمان نمایش خون آشام نوجوان بسیار با طراوت این است که او میراث تاریخی خودش را به عنوان یک داپلونگر داشت که موجودات ماوراural طبیعی اطراف خود را به طرز گسترده ای تحت تأثیر قرار داد. بنابراین این واقعیت که پایان او ارتباط کمی با خود داپلگنگر دارد ، برای طرفداران واقعاً بی ادعا است. البته تلاش برای یافتن رضایتمندی از خط داستانی doppelgänger النا بسیار دشوار است ، زیرا هیچ چیز مانند این در فرهنگ پاپ کشف نشده است.
این آب است و این چاه پر بنوشید و فرود آیید
با این حال ، پس از مرگ کاترین ، النا تنها پترووا داپلگنگر زنده است اما پایان او در این نمایش برای برجسته کردن اهمیت او در مقیاس ماورا الطبیعه طراحی نشده است.
3پایان متناسب: این احساس می کند که او از Mystic Falls خارج می شود
النا واقعاً هرگز به خارج از میستیک فالز سفر زیادی نکرده است ، مگر اینکه در گرداب خود به همراه دیمون به شیکاگو سفر کند. در واقع ، کالج او نیز در ویرجینیا واقع شده بود ، همان ایالت محل تولد او. بنابراین منطقی است که او برای تشکیل خانواده با دیمون یا سفر به خارج از میستیک فالز قدم بگذارد.
این نمایش نشان می دهد که دیمون و النا از آنجا که صاحب یک فرزند دختر شده اند زندگی خانوادگی خانوادگی را دنبال می کنند و از آنجا که هر دو انسان هستند ، بدیهی است که آنها خواهان مکانی جدید برای تأمین خانواده از ابتدا هستند.
دومنطقی نیست: دامون و النا نیاز به یک بسته شدن بهتر داشتند
اگر انصاف داشته باشیم ، خط داستانی 'دلنا' بسته می شود زیرا النا تأیید می کند که او و دیمون زندگی طولانی و شادی انسانی دارند. اما این معادل 'و آنها هرگز خوشبختانه زندگی می کردند' است که در افسانه های کودکان ختم می شود و فاقد هرگونه زمینه و اطلاعات واقعی است.
بسیاری از طرفداران برای النا انتخاب کرده بودند که دیمون را به جای استفان انتخاب کند زیرا دیمون متحد شایسته تری برای النا بود و روابط آنها در واقع پایه ای بود و بر اساس پایه و اساس دوستی بود. اما پایان ورود به دفتر خاطرات کاملاً نوجوان است ، با توجه به اینکه کاری نمی کند رابطه آنها برقرار شود.
1Fitting Ending: The Human Connect
درست است که النا هرگز واقعاً از زندگی بزرگسالی انسانی خود لذت نبرد زیرا زندگی وی با خون آشام ها و یک ماده مخدر سمی تهدید شده استاز زمانی که او نوجوانی بود این واقعیت که نمایش به او فرصتی برای انجام کار می دهد و تغییر انسانیت می دهد در واقع باعث ایجاد یک داستان داغ می شود.
این یک پایان منطقی است که بهترین های هر دو جهان را نشان می دهد. از آنجا که او همیشه نمی خواست خون آشام شود ، اما می خواست با دامون باشد.