البته من از دست شما عصبانی هستم. در بیشتر عمرم، یا من را دستکاری کردهاید، تحقیر کردهاید یا از من استفاده کردهاید...» وقتی ارتش بتهای بزرگ به وسکس حمله کرد، اتلولف به پدرش ابراز تاسف کرد. Aethelwulf بزرگترین قربانی زیرکی و اشتباهات اکبرت بود. اکبرت آخرین ترفند راگنار را از دست داد که ایوار را به خانه فرستاد و دستوراتی برای آوردن جهنم بر کل انگلستان از جمله وسکس داشت.
مطالب مرتبط: وایکینگ ها: رتبه بندی پسران راگنار توسط قدرت
آیا جنگ ستارگان نبرد جبهه 2 ارزشش را دارد
از طرف دیگر، پادشاه اکبرت فهمید که انگلیس باید زندگی با آنها را بیاموزد وایکینگ ها در یک نقطه، و بنابراین او آنها را بهتر از King Aelle اداره کرد. با این حال، علیرغم هوش و ذکاوت خود، پادشاه پیر هنوز اشتباهات زیادی مرتکب شد که وسکس پس از مرگش هزینه آنها را پرداخت.
بهترین: وقت گذاشتن برای مطالعه وایکینگ ها
پادشاه ائل اولین نبرد خود را در برابر وایکینگ ها شکست داد زیرا هرگز سعی نکرد ابتدا آنها را درک کند. اکبرت دقیقا برعکس عمل کرد. دعوت وایکینگ ها به دربار خود و مذاکره برای راه حل مسالمت آمیز با آنها. او متوجه شد که رفتن به جنگ علیه نیروهای ترکیبی راگنار و پادشاه هوریک، نیروهای او را از بین میبرد و احتمالاً پس از چند جنگ، وسکس را تصرف میکرد.
تصمیم او به او اجازه داد تا موقعیت را به نفع خود تغییر دهد زیرا توانست از وایکینگ ها برای شکست قیام در مرسیا استفاده کند. زمانی که زمانش فرا رسید، او به قول خود بازگشت و وایکینگ ها را کشت تا مردمش را همانطور که همیشه برنامه ریزی کرده بود راضی کند.
بدترین: کشتن کوئنتریث
شفقت تنها چیزی است که اکبرت هرگز به کوئنتریث نشان نداد. شاهزاده خانم بیچاره از همه در زندگی اش آسیب دیده بود، از جمله برادر خودش. زمانی که اکبرت به او پیشنهاد داد که نقش پدری داشته باشد و به او کمک کند، او واقعاً این کار را دنبال نکرد. آزاد کردن او از مرسیا فقط برای تبدیل او به زندانی در دادگاه خودش بدترین شکنجه ای بود که ملکه مرسیا می توانست تصور کند.
او دیگر تهدیدی برای اکبرت نبود، بنابراین اکبرت وقتی تصمیم به فرار گرفت باید او را رها می کرد. کشتن او باعث شد اتلولف بیشتر از او متنفر شود در حالی که مگنوس خانواده اکبرت را دشمنان ابدی خود اعلام کرد.
بهترین: دوست شدن با راگنار
اکبرت اولین حریفی بود که راگنار را گول زد و بدون اینکه با او وارد جنگ شود او را شکست داد. پادشاه هوریک، رولو و فلوکی همگی به راگنار فشار می آوردند که تا آنجا که می تواند ساکسون ها را بکشد تا اینکه اکبرت راگنار را به قلعه خود دعوت کرد و او را با یک ترتیب ساختگی برای صلح فریب داد. راگنار و اکبرت نوع عجیبی از دوستی برقرار کردند.
مربوط: وایکینگ ها: 10 بدترین خیانت در این سریال
آنها به یکدیگر اعتماد نداشتند، اما آنقدر همدیگر را درک می کردند که نیت و حرکت بعدی یکدیگر را پیش بینی می کردند. راگنار ارتش قوی تری داشت و اگر به جنگ می رفتند می توانست اکبرت را به راحتی شکست دهد، بنابراین اکبرت عاقلانه بود که قطعه زمین را به او بدهد. دوستی کوتاه مدت باعث شد وایکینگ ها نتوانند دوباره به وسکس حمله کنند زیرا راگنار اکنون می توانست بر حمله به مکان های دیگر تمرکز کند.
بدترین: کشتن مهاجران وایکینگ
سکونتگاه وایکینگ ها یک برد برای راگنار بود، اما همچنین بیمه ای عالی برای ساکسون ها بود. تا زمانی که این شهرک سازی ادامه داشت، وایکینگ ها هرگز به وسکس حمله نمی کردند. نزاع های موقتی بین کشاورزان را می شد بدون قتل عام حل کرد. هنگامی که اکبرت به طور غیرمستقیم دستور کشتار شهرک را صادر کرد، دشمن ابدی وایکینگ ها را نیز ایجاد کرد.
هنگامی که ارتش بتهای بزرگ برای انتقام مرگ راگنار آمدند، قتل عام را بهانهای دیگر برای بی اعتمادی به اکبرت و خانوادهاش کردند و در ازای آن، ساکسونهای بیشتری را قتل عام کردند. او همچنین برقراری صلح با مهاجمان وایکینگ آینده را برای پسر و نوهاش سختتر کرد.
بهترین: محافظت از Athelstan
کنجکاوی اکبرت گیف دیگری بود که از آن استفاده کرد تا خوبی های زیادی را برای وسکس به ارمغان آورد. هر مسیحی در وسکس طرفدار کشتن راهبی بود به خدای خود روی آورد و وایکینگ شد ، اما اکبرت بهتر می دانست.
او نجات داد راهب جوان از مصلوب شدن تصمیم گرفت از دانش لاتین خود به خوبی استفاده کند. در این فرآیند، او راههای جدیدی برای تقویت دفاع وسکس و به عنوان پاس دروازه برای مذاکره با راگنار لوتبروک به دست آورد. آتلستان همچنین پدر آلفرد شد، بهترین گزینه برای وارثی که اکبرت در پایان به دست آورد.
بدترین: بدرفتاری با Aethelwulf
Aethelwulf مبارز خوبی بود، اما او یک پادشاه وحشتناک ساخت. شکست های اتلولف را می توان در پدرش جستجو کرد، که هرگز به او فرصتی برای کسب تجربه واقعی رهبری نداد. او هرگز چیز خوبی از اکبرت یاد نگرفت. تنها کاری که کرد این بود که از پدرش به خاطر استفاده از او به عنوان عروسک خیمه شب بازی متنفر بود، همسرش را گرفت و سپس او را به رم فرستاد تا بتواند کوئنتریث را بکشد و مرسیا را تصاحب کند.
مطالب مرتبط: وایکینگ ها: 5 دلیل برای اینکه راگنار بهترین پادشاه بود (و 5 روشی که کینگ اکبرت بهتر بود)
اتلولف نمیدانست چه کند که بالاخره پادشاه شد. او از مذاکره با اوبه همسطح امتناع کرد و تصمیم گرفت به مبارزه با ایوار ادامه دهد که برای ساکسون ها فاجعه بار بود. اگر اکبرت با اتلولف بهتر رفتار می کرد و به او یاد می داد که چگونه رهبری کند، اوضاع طور دیگری رقم می خورد.
بهترین: انتخاب آلفرد به عنوان وارث او
اکبرت از بدو تولد آلفرد را دوست داشت زیرا پسر کوچک مانند پدرش باهوش و کنجکاو بود. Aethelred اولین پسر Aethelwulf بود. بنابراین، انتخاب بدیهی برای وارث است، اما اکبرت بهتر می دانست.
او میدانست که وسکس برای شکست دادن وایکینگها در درازمدت به دانش در مورد ماهیچهها نیاز دارد و آلفرد فقط فردی بود که این کار را انجام داد. جودیت تصمیم اکبرت را درک کرد و تصمیم گرفت آن را اجرا کند، اگرچه مسموم کردن اتلرد از نظر او افراطی بود.
بدترین: تحویل راگنار به ال
چه زمانی راگنار با پسرش و بدون ارتش به انگلستان آمد اکبرت میدانست که همه چیز را از دست داده و به دنبال مرگش آمده است. آلفرد که یک پادشاه خردمند بود، باید مرد فقیر را نجات می داد. راگنار زنده در انگلستان به اکبرت این فرصت را می داد تا وایکینگ ها را بهتر درک کند و احتمالاً دفاع خود را تقویت کند.
مجموعه فیلم دختر با خالکوبی اژدها
اگر نمیخواست او را بکشد، باز هم میتوانست او را به صورت مسالمتآمیز بفرستد تا وسکس را از خشم ارتش بتهای بزرگ نجات دهد. او تصمیم گرفت به زیرکی خود ادامه دهد و او را به Aelle بسپارد تا با مرگی دردناک روبرو شود، بدون اینکه بداند در دام راگنار افتاده است. هنگامی که پسران راگنار برای انتقام از پدر خود آمدند، وسکس و نورثومبریا را به طور مساوی اخراج کردند.
بهترین: فدا کردن خودش برای وسکس
اکبرت آخرین نمایشنامه را در زمان حمله پسران راگنار داشت و عالی کار کرد. این امر باعث شد وایکینگ ها نتوانند بر وسکس غلبه کنند و احتمالاً نسل خونی او را پس از حمله به نورثومبریا از بین ببرند. این اولین باری بود که Aethelwulf به پدرش افتخار می کرد.
او خانواده خود و بقیه مردم وسکس را نجات داد و تاج را به پسران راگنار سپرد. این از خودگذشتگی پادشاهی بود که همیشه اول از همه به منافع خود اهمیت می داد. واگذاری زمین به وایکینگ ها تحت فشار به معنای پایان وسکس بود.
بدترین: اجازه دادن به ایوار برای زندگی
ایوار برای وایکینگ ها و ساکسون ها یک فاجعه بود. او بیش از آنچه جنگ بین دو جامعه در تمام آن سال ها ایجاد کرده بود، دردسر ایجاد کرد. اگر اکبرت فقط او را کشته بود یا پس از مرگ راگنار او را به عنوان زندانی نگه می داشت، می شد از همه چیز جلوگیری کرد.
اکبرت میدانست که پیام راگنار به ایوار جوان برای ساکسونها خوب نیست و هیچ چیز خوبی از انتقام پسران راگنار حاصل نمیشود، اما او تصمیم گرفت پسر را به هر حال نجات دهد. این آخرین هدیه او به راگنار لوثبروک بود، اما در نهایت بیش از هر چیزی که اکبرت آرزوی آن را داشت به همه آسیب رساند.
بعد: Vikings: 5 Ways Ivar Was A Brother Good (و 5 Was He Was Awful)