در موارد نادر ، ایوار به همراه برادرانش در وایکینگ ها ایستاد و کار درست را انجام داد. اگرچه بدی های او اغلب از تعداد انگشتهای اشاره برادرانه اش بیشتر است.
او آفت دنیا بود همانطور که فلوکی پیش بینی کرده بود و هر کاری که کرد مرگ و خونریزی بیشتری به همراه داشت. با این حال ، ایوار هنوز پسر راگنار لوتبروک بود و بدون او ، وایکینگ ها خیلی جالب نبود
همه او را دست کم گرفتند و بیشتر آنها پشیمان شدند. حتی بیورن که قرار بود برادر بزرگتر و رهبر او باشد ، در نهایت به دست ایوار درگذشت. در حالی که وصیت نامه ایوار دقیقاً متناسب با یک برادر خوب نیست ، او همیشه آفت خانواده راگنار نبود. در موارد نادر ، او در کنار برادرانش ایستاده بود و کار درستی انجام می داد ، گرچه بدی های او از آن چند حرکت برادرانه بیشتر بود.
دیمون و النا با هم چه قسمتی میکنن
10برادرانه: همراهی راگنار در انگلیس
راگنار لوتبروک مقدس نبود ، اما همچنان بزرگترین وایکینگ بود که تا به حال زندگی کرده است. او خانواده خود را از دهقانان دهقان به معروف ترین افراد جهان رسانده بود. پسرانش هرچه داشتند به او بدهکار بودند ، بنابراین وقتی آنها حاضر نشدند او را به انگلیس همراهی کنند ، فقط ناسپاس بودند.
ایوار ترجیح داد از این فرصت برای برقراری ارتباط با راگنار استفاده کند و او را به عنوان یک پدر درک کند نه فقط پادشاه بزرگی که از او گفته شد. از میان همه افرادی که شهرت راگنار به آنها کمک کرده است ، ایوار تنها کسی است که تصمیم گرفت در پایین ترین لحظه خود کنار او بایستد. او به راگنار شانه ای مهربان داد که برادرانش او را انکار کردند و از این بابت شکایتی نکردند.
9افتضاح: کشتن سیگورد
بیورن و اوبه هرگز نمی دانستند که برادر کوچک آنها چقدر خطرناک است تا اینکه او را در هنگام کشتن سیگورد مشاهده کردند. این اولین نشانه رفتار هیولایی ایوار بود. سیگورد و ایوار از کودکی دشمنانی فانی بودند. سیگورد هرگز به ایوار آسیب نمی رساند ، زیرا او هنوز او را برادر خود می دانست.
تمام آنچه سیگورد پیشنهاد کرد این بود که برادران بهم بچسبند و مانند یک واحد واحد از پسران راگنار عمل کنند. این توهین به ناتوانی جنسی و عشق ایوار به Aslaug از او اشتباه بود ، اما این فقط یک بحث بین برادران بود. سیگورد سپس اشاره کرد که ایوار غیر قابل پیش بینی و کودکانه است. ایوار فقط حرف سیگورد را اثبات کرد وقتی که او را به خاطر چنین اختلاف جزئی کشته بود.
8برادرانه: همراه با برادرانش برای انتقام راگنار
ایوار همیشه با برادرانش موافق نبود اما وقتی لحظه انجام حق به حق پدرشان رسید ، ایوار آنجا بود. او برای اولین بار با برادران همراه شد و برای کمک به آنها در کشتن افراد پادشاه الئل ، جنگ را آزمایش کرد.
چه کسی باید طرف Fallout 4 باشد
ایوار کسی بود که به نقطه ای که راگنار در آن مرده بود اشاره کرد و حتی به پادشاه الئل گفت که طلا قیمت کافی برای پرداخت مرگ راگنار نیست. او همچنین پیشنهاد کرد که عقاب خون را بر روی اکبرت انجام دهید ، گرچه بیورن به این امر اعتراض کرد. بعد از آن همه جهنم از بین رفت ، اما در حالی که مأموریت انتقام ادامه داشت ، او حافظ برادرانش بود.
7افتضاح: شرمنده اوبه و هویتسرک
ایوار روزی که او را در مقابل ارتش بزرگ در یورک شرمنده کرد ، او را به عنوان برادر از دست داد. اوبب اولین پسر Aslaug و برادر بزرگ ایوار بود. او از ظلم و جنگ بی معنی لذت نبرد و به همین دلیل پیشنهاد مذاکرات صلح با ساکس ها را داد. او هنوز هم در مقایسه با ایوار رهبر عاقل تری بود و هویتسرک در پیروی از او اشتباه نکرد.
اگر ایوار از اوب حمایت می کرد ، ارتش بزرگ موفقیت بیشتری در انگلیس بدست می آورد تا اینکه در یورک محدود شود که بعداً نگهداری آن غیرممکن شد. وقتی اوبه نتوانست ایتلوولف را قانع کند ، منیت ایوار او را بهتر کرد. او تصمیم گرفت قدرت را از اوبه غصب کرده و هویتسرک را گیج کند و از این رو خانواده راگنار را بیش از پیش تقسیم کند.
6برادرانه: دفاع از راگنار از برادرانش
وقتی راگنار پس از شکست در نبرد در فرانکیا به رولو ، برادران و تاج و تخت را ترک کرد ، همه از او عصبانی بودند. هیچ کس نمی فهمید که چرا او پادشاهی و خانواده اش را ترک خواهد کرد. آنها حتی وقتی از این موضوع مطلع شدند که وی چگونه تخریب شهرک سازی در انگلیس را مخفی نگه داشت عصبانی شدند. ایوار اجازه نمی داد برادرانش حافظه پدرشان را لکه دار کنند.
خاطره راگنار تنها چیزی است که آنها را در کنار هم نگه داشته و آن روز ، ایوار وقتی از دلایل احتمالی راگنار توضیح داد ، از آن محافظت کرد. او این حرف را به بهترین حرفها نزد (او گفت حمله به فرانکیا بهتر از انتقام دهقانان دهقان بود) ، اما به برادران کمک کرد پدرشان را درک کنند و به او اعتماد کنند.
چه زمانی گلن در مرده متحرک می میرد
5افتضاح: سوusing استفاده و آسیب رساندن به هویتسرک
هویتسرک از ایوار بزرگتر بود اما سرانجام پیاده او شد ، به خواست ایوار استفاده و ریخته شد. این تا حدی اشتباه هویتسرک بود زیرا او اوب را رها کرد ، اما ایوار برادر خوبی نبود. ایوار از عشق هویتسرک به او سوited استفاده کرد و از او برای دستیابی به منافع خودخواهانه خود استفاده کرد.
همانطور که هویتسرک هنگام حضور در کیف از او شکایت کرد ، ایوار هرگز هویتسرک را به عنوان یک انسان نمی دید. او تورا ، دوست دختر هیتسرک را با سوزاندن زنده او ترک کرد و از این رو بقیه زندگی را از او متنفر کرد. هویتسرک همچنین مجبور شد که تا آخر عمر خود را سرزنش کند زیرا همه او را مانند ایوار شرور قضاوت کردند.
4برادرانه: گوش دادن به بیورن در مورد مجازات لاگرتا
سیگورد تنها فرزندان Aslaug است که اهمیت زیادی برای انتقام مرگ مادرش نداشت. او همیشه او را مقصر می داند که او را رها کرده و سیگی تمام توجه را به ایوار نشان داده است. از طرف دیگر ایوار از لاگرتا بسیار عصبانی بود ، او حتی او را به مبارزه یک به یک دعوت کرد.
لاگرتا در کشتن Aslaug اشتباه کرد و عصبانیت ایوار بیش از حد توجیه پذیر بود اما گوش دادن به Bjorn ، حداقل در آن موقعیت ، برای خانواده خوب بود. وقتی بیورن به او گفت كه قبل از كشتن لاگرتا باید با او بجنگد ، ایوار معقول شد. او عقب نشینی کرد و تصمیم گرفت برای انتقام از پدرش تمرکز کند ، اگرچه هرگز از مأموریت خود برای کشتن لاگرتا منصرف نشد.
3افتضاح: مجبور کردن Ubbe برای مبارزه با Hvitserk
روی سطح، ایوار همه را گول زد که تنها دلیل اینکه او می خواست لاگرتا را سرنگون کند این بود که بتواند انتقام Aslaug را بگیرد. با این حال ، اگر این تنها چیزی بود که او می خواست ، پس او Kattegat را ترک می کرد و هنگام فرار او را به انگلیس دنبال می کرد ، و مردم را به زندگی در صلح می رساند ، اما او این کار را نکرد.
وی حتی پس از التماس بیورن برای مذاکره و جلوگیری از جنگ داخلی ، درگیری خود را با لاگرتا به حمام خون تبدیل کرد. لجبازی او شکاف هایی ایجاد کرد که هرگز قابل ترمیم نیستند. او از گوش دادن به حرف های منطقی امتناع ورزید و خانواده ها را علیه یکدیگر به زور واداشت و اوب را مجبور به جنگ با هویتسرک و هارالد برای کشتن هالفدان کرد.
دوبرادرانه: صرفه جویی در Hvitserk
هویتسرک با خوشحالی با هارالد ، اولاف و بیورن برای براندازی ایوار به آغوش کشید زیرا سرانجام او را برای آنچه که بود دیده بود. با این حال ، ایوار هرگز از هویتسرک برای این انتخاب متنفر نبود. هنگامی که هویتسرک به دلیل کشتن لاگرتا توسط بیورن تبعید شد ، ایوار او را نجات داد و اجازه داد به ارتش اولگ بپیوندد.
هویتسرک هنوز از او عصبانی بود و حتی یک بار او را مورد ضرب و شتم قرار داد اما وقتی اولگ به ایوار گفت که هویتسرک را بکشد ، او تصمیم گرفت که او را نجات دهد. هنگامی که برادران با هارالد به انگلیس رفتند و هویتسرک در جنگ مجروح شد ، ایوار به برادرش گفت که بایستد و او را از مرگ حتمی نجات دهد.
چرا لیلی در فصل 4 رفت؟
1افتضاح: کشتن بیورن
رولو بارها به راگنار خیانت کرد اما راگنار هرگز برادر خودش را نمی کشت. قرار است برادرها اینگونه باشند ، اما ایوار برای دیدن این مسئله خیلی آسیب دید. بیورن برادر بزرگ ایوار بود و او دلایل زیادی برای کشتن ایوار داشت ، اما این کار را نکرد.
بیورن می دانست که برادران لازم نیست در همه چیز به توافق برسند اما آنها هم نمی توانند یکدیگر را بکشند. از طرف دیگر ایوار کاملاً دیوانه بود و ترجیح داد بورن را بکشد.