وایکینگ ها: بهترین (و بدترین) ویژگی های شخصیت اکبرت

چه فیلمی را ببینید؟
 

هر چه یک فرد پیچیده تر باشد، جالب تر است. اکبرت گفت، اما در عین حال، او خطرناک تر است. بهتر از این نمی توانست خودش را توصیف کند. شاه اکبرت مردی دشوار برای درک، بسیار عاقل و در عین حال بسیار پیچیده بود.





مطالب مرتبط: وایکینگ ها: بهترین (و بدترین) ویژگی های شخصیت رولو






غیرممکن بود که نیت را به اعمال او بچسبانیم تا زمانی که این کار محقق شد و او را به یکی از جالب ترین شخصیت ها تبدیل کرد. وایکینگ ها . او توانست بر بیشتر دشمنان خود پیشی بگیرد و بدون از دست دادن آرامش خود، بحران های دادگاه را مدیریت کند. از زمان مرگ او، تمام پادشاهان انگلستان تا پایان نمایش رویای او را هدایت کردند. پس دقیقا چه چیزی شاه اکبرت را به باهوش ترین پادشاه انگلستان تبدیل کرد؟



بهترین: عاقل

هنگامی که دانمارکی ها به انگلستان حمله کردند، همه فریاد مرگ بر بت ها سر دادند و آنها را نفرین کردند به این امید که خدا فقط معجزه ای انجام دهد و دانمارکی ها شکست بخورند. هر چند اکبرت بهتر می دانست. او می‌دانست که انگلیس باید برای مدت طولانی با دانمارکی‌ها سر و کار داشته باشد و تنها راه برای شکست دادن آن‌ها ابتدا درک آن‌ها بود.

اکبرت تصمیم گرفت با راگنار، لاگرتا و رولو دوست شود و حتی از اتلستان برای درک بهتر وایکینگ ها استفاده کرد. او همچنین بهتر از هر پادشاه دیگری سیاست انگلیس را اداره کرد و آینده تاج و تخت و کنترل مرسیا را بدون تأثیرگذاری بر محبوبیت خود تضمین کرد.






گرگ وال استریت نتفلیکس را تماشا کنید

بدترین: خیانتکار

اکبرت می دانست که سکونتگاه 5000 هکتاری وایکینگ ها در انگلستان بدون حمایت راگنار هرگز دوام نخواهد آورد. با این حال، او همچنان با راگنار روی آن دست داد تا مردم شمالی او را در آرامش ترک کنند. مردم بی گناه بودند و اکبرت هر دلیلی برای محافظت از آنها داشت زیرا می دانست که راگنار روزی برمی گردد.



او تصمیم گرفت که آنها را به سرنوشت Aethelwulf بسپارد زیرا به خوبی می دانست که روستا را قتل عام خواهد کرد. اکبرت همچنین مرسیا را پس از استفاده از او برای ایمن کردن آن از زیر بینی ائل گرفت.






بهترین: محاسبه

اکبرت همیشه محاسبات را انجام می داد و بیشتر اوقات آن را به درستی انجام می داد که به او کمک کرد تا از مشکل جلوگیری کند. او اولین پادشاه انگلیسی بود که فهمید که انگلستان برای حل مشکل تهاجم وایکینگ ها به چیزی بیش از ارتش نیاز دارد. او همچنین امیدوار بود که همه پادشاهی های انگلیسی را زیر یک تاج متحد کند که بعدها به جاه طلبی آلفرد تبدیل شد.



مطالب مرتبط: وایکینگ ها: 5 دلیل برای اینکه راگنار بهترین پادشاه بود (و 5 روشی که کینگ اکبرت بهتر بود)

خود تصمیم به واگذاری تاج به Aethelwulf قبل از اینکه وایکینگ‌ها وسکس را تصاحب کنند اطمینان حاصل کرد که وسکس بدون توجه به آنچه تحت فشار پسران راگنار انجام می‌دهد، امن است. انتخاب او از آلفرد به عنوان پادشاه انگلستان همچنین به وسکس پادشاهی داد که در زمان بحران به آن نیاز داشت.

بدترین: خودخواه

اکبرت باهوش بود، اما او همچنین فردی استثمارگر بود که همیشه دوست داشت چیزهای خوب او باشد، حتی زمانی که لیاقتش را نداشت. لاگرتا متوجه آن شد و از ماندن خودداری کرد زیرا مردی که فقط به فکر خودش باشد نمی تواند دوست او باشد. او با بردن جودیت، عروسش در رختخواب خود، بدون اینکه به احساسات پسرش اهمیت دهد، شروع کرد.

کوئنتریث قربانی سالها شکنجه اطرافیانش در مرسیا بود. وقتی اکبرت به او پیشنهاد کمک کرد، رفتار دیگری با او نداشت. او فقط از او استفاده کرد تا مرسیا را قبل از کشتن او تحت حکومت خود درآورد. او همچنین اطمینان داد که تمام اعتبار شکست دانمارکی ها و بعداً برای سرکوب شورش در مرسیا به او رسیده است.

بهترین: دلسوز

اکبرت قابل اعتمادترین مرد نبود، اما حداقل نمی توانست اجازه دهد کسی بی جهت رنج بکشد. اگر این کار به او واگذار می شد، راگنار را انسانی تر از ائل می کشت زیرا از رنج کسی لذت نمی برد.

او مسیحیان مصمم را از مصلوب کردن اتلستان به دلیل مرتد بودن منع کرد و در عوض به او شغلی در دربار داد. او همچنین جودیت را از تحقیر بیشتر و احتمالاً مرگ به خاطر زنا نجات داد.

بدترین: دستکاری

اکبرت راهی برای استفاده از اطرافیانش برای انجام کارهای کثیف خود داشت. Aethelwulf بزرگترین قربانی نقشه های شیطانی پدرش بود. شاهزاده فقیر به نظر نمی رسید که فکر خودش را داشته باشد، زیرا پدرش از او خواسته بود تا از زمان پادشاهی اش لذت ببرد. او در جنگ‌های مرسیا شرکت کرد و مجبور شد کوئنتریث سرسخت را کنترل کند در حالی که پدرش بهترین زمان دنیا را با جودیت سپری می‌کرد.

اکبرت همچنین به طور غیرمستقیم به Aethelwulf دستور داد تا محل سکونت وایکینگ ها را نابود کند تا پادشاه برای کشتن وحشیانه محله ای که قسم خورده بود از آن محافظت کند سرزنش نشود. پس از انجام کارهای کثیف پدرش، اکبرت تمام اعتبار را به دست آورد. اکبرت همچنین از وایکینگ ها برای حل مشکلات خود با شورش مرسیان استفاده کرد تا کوئنتریث را زندانی کند و پیروزی آنها را برای خود بگیرد.

بهترین: آینده نگر

آلفرد برای حکومت بر خرد اکبرت تکیه کرد زیرا پادشاه پیر آینده‌نگرترین ذهن را در بین هر رهبر دیگری داشت. او آینده انگلیس را در ذهن خود داشت و همه چیز را کاملاً برنامه ریزی کرده بود. او می دانست که پسرش بهترین پادشاه را نخواهد داشت، اما آلفرد رهبر بزرگی خواهد بود، بنابراین او را به رم فرستاد تا توسط پاپ برکت بگیرد.

مطالب مرتبط: وایکینگ ها: 10 تکان دهنده ترین قسمت فصل آخر

اکبرت هم این را می دانست پسران راگنار می آمدند تا انتقام مرگ پدرشان را بگیرند و اینکه در هر پادشاهی که بمیرد، خونین‌ترین نبرد را دریافت خواهد کرد. برنامه‌های او برای ترجمه کتیبه‌های رومی توسط اتلستان به وسکس یک نقطه مرجع برای برنامه‌ریزی نبردهای آینده داد که به بهبود دفاع آنها نیز کمک کرد.

بدترین: تحقیر آمیز

اکبرت در نحوه برخورد با پادشاه ائل زیرک بود زیرا هرگز او را همتای خود نمی دانست. او از جودیت سوء استفاده کرد زیرا می دانست که ائل و ائتلولف نمی توانند کاری در این مورد انجام دهند. او همچنین بدون مجازات مرسیا را تصاحب کرد زیرا دیگران را کمتر از خود و شایسته احترام می دانست.

این همان عادتی است که باعث مشکلات او با راگنار شد. او توانایی راگنار برای برانگیختن دانمارکی ها را دست کم گرفت و از ترفند کوچک خود برای کشتن او استفاده کرد. در نهایت او و ائل به یک اندازه مجازات شدند.

بهترین: کنجکاو

اکبرت بر خلاف اتلولف که همه چیز را به صورت اسمی در نظر می گرفت، مرد باهوشی بود که سعی می کرد به همه چیز دست یابد. او تمام تلاش خود را کرد تا دانمارکی ها از جمله راگنار را بیاموزد و درک کند و حتی به لاگرتا این شانس را داد که در وسکس زندگی کند.

نیروی جنگ ستارگان موجو باکس آفیس را بیدار می کند

کنجکاوی او همچنین به او اجازه داد تا از متون رومی نادیده گرفته شده به نفع خود استفاده کند. او همیشه مایل به یادگیری و درک قبل از اجرای نقشه هایش بود که او را از ائل عاقل تر می کرد.

بدترین: شرور

اکبرت هرگز از برنامه‌های بی‌وجدانه‌ای که فقط به نفع او بود کوتاه نیامد. در ظاهر، اکبرت دوست داشت خود را به‌عنوان این پادشاه دلسوز نشان دهد که فقط چیزهایی را می‌خواست که برای پادشاهی‌اش خوب است، اما این یک دروغ بود. او یک نقشه کش وحشی بود که مایل بود همه کسانی را که در راه او برای تبدیل شدن به پادشاه بریتانیا قرار می گرفتند بکشد.

او حاضر بود برای نجات خود پسرش را قربانی کند. او همیشه قصد داشت مرسیا را برای خود بگیرد، بنابراین وقتی کوئنتریث درگذشت از این کار لذت برد. او همچنین به لاگرتا کمک کرد تا شهرک سازی کند تا دانمارکی‌ها اعتماد او را جلب کنند و او را به رختخوابش ببرند تا بچرخد و دستور قتل عام بدهد.

بعدی: وایکینگ ها: 5 رابطه موفقی که طرفداران از ابتدا ریشه آن را داشتند (و 5 مورد که همه را شگفت زده کرد)