وایکینگ ها در شکار میراث برتر فصل 4 هستند

چه فیلمی را ببینید؟
 

حماسه زیبا و خونین نورس تاریخ ، وایکینگ ها ، برای فصل 4 بازگشت ، آشفتگی و خیانت را در فصل بعدی داستان Ragnar Lothbrok به ارمغان آورد.





که در سریال هری پاتر نقش ولدمورت را بازی می کند

[این یک بررسی از وایکینگ ها فصل 4 ، قسمت 1. SPOILERS وجود خواهد داشت.]






-



این یک حرکت جسورانه است که هر برنامه تلویزیونی فصل چهارم خود را با ابراز ناامیدی از ادامه بقای شخصیت اصلی سریال توسط شخصیت ها آغاز می کند. اما حتی برای شخص اصلی این جسورانه تر است که شاید فردی باشد که از پافشاری که به زندگی می چسبد ، بیشتر ناراحت است. و در آن مکان عجیب کجاست وایکینگ ها شروع کار در فصل 4 ، بررسی مرگ نزدیک راگنار لوتبروک (تراویس فیمل) در پی اخراج پاریس ، استفاده از آن به عنوان وسیله نقلیه ای که این مجموعه می تواند ایده های قدرت و میراث و آنچه ممکن است به همراه داشته باشد را بیشتر کشف کند. این زندگی و زندگی بعدی

همانطور که در گذشته بوده است ، وایکینگ ها گذشت زمان را از طریق تغییر در نحوه واکنش شخصیت ها به یکدیگر و به عنوان نشانه بصری ، از طریق رشد سریع فرزندان راگنار تصدیق می کند. این روش در ابتدای فصل 4 یک مزیت ویژه دارد ، زیرا بازگشت یک پادشاه زخمی و شکننده راگنار باعث جشن گرفتن در میان مردم کاتگات و قطعاً فرزندان راگنار است ، اما اگرچه فاصله باعث شده است که قلب برای برخی دوست داشته شود ، این را نمی توان در مورد ملکه آسلاگ (آلیسا ساترلند) گفت ، که فصل را جستجو می کند و با سیر (جان کاوانو) س followingال می کند که آیا او پس از مرگ راگنار حکومت خواهد کرد یا نه. و به این ترتیب ، به طور خلاصه ، فصل چهارم (بزرگ) درام تاریخی مایکل هرست نه تنها با طعنه زدن به پایان راگنار لوتروک ، بلکه با پیگیری فعالانه آن آغاز می شود.






آیا یک فیلم دیگر برای روز استقلال وجود خواهد داشت؟

این آرزوی مرگ راگنار ، عدم رضایت از بسته شدن دروازه های والهالا در یک دید در لحظات آغازین 'یک خیانت خوب' یک مکان شگفت آور برای آغاز فصل است. و در نظر گرفتن بسیاری از موارد زیر منجر به انتخاب های جالب Fimmel می شود که گویا راگنار را تا مرز جنون می رساند ، کمک می کند تا ایده های بی وفایی و وفاداری به ارزش بررسی و بررسی در 19 قسمت بعدی این فصل باشد. این به ویژه درست است زیرا مخمصه ای که راگنار در آن قرار می گیرد نیز احساس می کند که پایان یک چیز و آغاز چیز جدید است.



بذر خیانت در اواخر فصل 3 ، زمانی که فلوکی (گوستاف اسکارسگارد) آتلستان (جورج بلاگدن) را به قتل رساند ، کاشته شد و بیشتر وقتی که برادر کینه توز راگنار رولو (کلایو استندن) برای تماشای پاریس و خواستگاری با شاهزاده خانم گیسلا (مورگان) رها شد. پولانسکی). عواقب هر دو اقدام هنوز کاملاً محسوس است ، اما 'یک خیانت خوب' یک کار خارق العاده را انجام می دهد و این واقعیت را برجسته می کند که برای هیچ کس درگیر خوب نخواهد بود ، مخصوصاً وقتی که این قسمت سریع با کشته شدن افراد خودش توسط رولو به پایان می رسد آخرین مرد ایستاده (خوب ، ایستاده نیست) از آخرین نفس خود برای دعوت انتقام خونین راگنار استفاده می کند. بنابراین ، به نظر می رسد که پادشاه شکسته دروازه های والهلا را به روی او بسته است زیرا هنوز تجارت لازم است که توجه او را در سرزمین زندگی ادامه دهد.






اگرچه رشته های متعددی در طول ساعت اول معرفی یا ادامه دارد ، اما 'خیانت خوب' هرگز احساس پراکنده شدن نمی کند. این یک ریتم سازگار و سرگرم کننده را حفظ می کند که در آن اقدامات وفاداری و خیانت همراه با موضوعات قدرت و کنترل ، و به ویژه میراث انجام می شود. و در حالی که ساعت به جذابیت کششی داستانی اش شبیه گلدان های روی اجاق گاز می پردازد ، اما با مهربانی اجازه می دهد تا بیش از یکی از آن گلدان ها جوش بیاید ، تا ساعت بعد فقط همان ساعت نباشد. در حالی که این ساعت خیانت رولو را به همان اندازه فراهم می کند لحظه ایستادگی و بهترین نقطه پایان دادن به آن ، همچنین به بسیاری از موضوعات اصلی این فرصت را می دهد تا در یک مقطع ابتدایی در این فصل دوبرابر خود را متمایز کنند. این بدان معناست که بیورن (الکساندر لودویگ) و لاگرتا (کاترین وینیک) می بینند که روایت شخصیت های آنها بسیار فراتر از نگرانی های راگنار و کاتگات است.



هر دو خط داستانی به قدرت ، چه کسی و چگونه آن را کنترل می کند ، نگاه می کنند. اظهارات قدرت بیورن در غیاب پدر به توبیخ تلخی منجر می شود و سرانجام تصمیم وی برای ترک کاتگات و شروع نسخه حماسی ، منجمد و تهدید کننده زندگی وایکینگ از 'من به تو چنین گفتم' است. در همین حال ، لاگرتا دریافت که کالف نسبت به او وفادارتر از آن است که فکرش را می کرد ، زیرا او Einar (استیو وال) را به منظور آشکار کردن اعضای خیانتکار قصدی که اکنون به اشتراک گذاشته شده است ، راه اندازی می کند ، بنابراین می توان متجاوزان را به همان اندازه زیر و رو کرد اردک شکار

آنچه این وقایع را از هم متمایز می کند لزوماً کنش هایی نیستند که آنها به تصویر می کشند ، بلکه مسیرهای مشخصی هستند که آنها رونمایی می کنند. مانند معاشقه راگنار با مرگ و نیاز او به یک بار دیگر برای مقابله با خیانت برادرش ، آینده بورن نیز روشن تر می شود: او باید (به خود او ، بیشتر) ثابت کند که او می تواند بیش از پسر راگنار باشد ، که می تواند فرار کند سایه طولانی پدرش و شاید از بیابان انسان جدیدی بیرون بیاید ، فردی آماده میراث خود را بسازد . در همین حال ، لاگرتا می فهمد که تقسیم قدرت حداقل یک مزیت دارد: توانایی گرفتن خشونت از آنهایی که در وهله اول حق شما را در مورد داشتن آن زیر سوال می برند.

با عنوان اولین شواهد ، فصل 4 به طرز شگفت انگیزی از قدرت افسانه و چگونگی ساخت چنین داستان هایی و چرایی ماندگاری آنها خلاصه می شود. مهم نیست که چقدر داستان داستانی ساخته شده و یا چه آزادی هایی گرفته شده است که داستانهای تاریخی بازگویی آن را عهده دار شده اند ، ژانر فرعی از بسیاری جهات نشانه تثبیت جمعی ما در افسانه ها و میراث است. اکنون سه فصل ، تاریخ است وایکینگ ها داستان راگنار لوتبروک ، به قدرت رسیدن وی و شاید مهمتر از آن ، تولد افسانه ای که این داستان بر اساس آن است را بیان کرده است. به همان خوبی که این سریال خوب است و به همان خوبی که این مجموعه داشته است ، با هر شانس ، داستانهای بیشتری از راگنار در آینده وجود خواهد داشت.

فصل 3 جیغ کی شروع میشه

-

وایکینگ ها پنجشنبه هفته آینده با 'Kill the Queen' @ 10 شب در مورد تاریخ ادامه دارد.