نوآ باومباخ با اقتباس از رمان پیشگامانه دون دلیلو کار بزرگی انجام داد نویز سفید ، به ویژه برای تغییراتی که در طرح ایجاد کرد. به دلیل جهت گیری های غیرمنتظره ای که داستان می گیرد، توضیح اینکه کتاب یا فیلم درباره چه چیزی است، دشوار است. در ابتدا، به نظر می رسد تصویری صمیمی از زندگی یک خانواده عجیب و غریب به رهبری جک گلدنی، استاد مطالعات هیتلر. با این حال، همه چیز وقتی تغییر می کند که یک نشت مواد شیمیایی باعث خطرناکی شود. رویداد سمی هوابرد ، مطالب فلسفی مانند مصرف گرایی، اشتیاق بشریت به تراژدی و به ویژه ترس از مرگ را مطرح می کند. این کتاب در سال 1985 منتشر شد و موفقیت بزرگی داشت و باعث ارتقای حرفه دلیلو شد.
سورا در پایان kh3 چه شد
این نویسنده با کتاب هایی مانند عالم اموات و کیهان شهر ، که دومی نیز با صفحه نمایش تطبیق داده شد. اگرچه این کتاب بسیار موفق و مرتبط است، نویز سفید همیشه به عنوان کتابی تلقی می شد که قابل اقتباس نبود. این فرض زمانی به پایان رسید که باومباخ نویسندگی و کارگردانی اقتباس را به عهده گرفت و انتخاب بهتری از این نمی توانست وجود داشته باشد: این فیلمساز به خاطر دیالوگ های شوخ طبعی و فیلم های محاوره ای اش که به سبک دلیلو مربوط می شود مشهور است. با این حال، باومباخ این آزادی را به دست آورد که تغییرات مهمی را از کتاب به اقتباس سینمایی انجام دهد.
مطالب مرتبط: همه فیلمهای نوح بامباخ از بدترین تا بهترین رتبهبندی شدند
عکاس ترین انبار در آمریکا
نوح بامباخ نویز سفید یکی از خنده دارترین لحظات کتاب را که درست در صفحات اول اتفاق می افتد حذف می کند. موری جک را به دیدن «فوتوگرافیترین انبار در آمریکا» میبرد، یک جاذبه توریستی عجیب و غریب که شامل یک انبار معمولی است که بهطور غیرقابل توضیحی مملو از گردشگران، خبرنگاران، عکاسان و غیره است، تا جایی که هیچکس واقعاً نمیتواند انبار را ببیند. . این قطعه مهم است زیرا شخصیت عجیب و غریب موری را معرفی می کند، اما برخی از مهم ترین بحث های کتاب را نیز بیان می کند.
دان چیدل که به خاطر نقشش در MCU مشهور است، ویژگیهای خاص موری را از بین میبرد. با این حال، فیلم ترجیح می دهد برخی از بهترین خطوط شخصیت را کنار بگذارد. موری در حالی که در حال فکر کردن به 'فوتوگرافی شده ترین انبار در آمریکا' است، در مورد اینکه این افراد اساسا چگونه هستند صحبت می کند. عکس گرفتن از عکس گرفتن ، با ذکر این نکته که نمی توان دانست که انبار قبل از شهرت چگونه بوده است زیرا با علائم زیادی که از شهرت آن صحبت می کند خراب شده است. این قطعه پیامدهای « رویداد سمی هوابرد وقتی مفهوم زندگی و مرگ به چیزی متفاوت تبدیل میشود و بازگرداندن معنای قدیمیتر آنها غیرممکن است.
دنباله ماشین
یکی از خاطره انگیزترین سکانس های فیلم در هیچ کجای کتاب یافت نمی شود. پس از هرج و مرج در اردوگاه قرنطینه، جک و خانوادهاش بیاحتیاطی فرار میکنند و در نهایت با ماشینشان در رودخانه شناور میشوند. فریادها، موسیقی متن اغراقآمیز، و نحوهی عجیب و غریب باز شدن صحنه، علائم تجاری واضحی را از بهترین فیلمهای استیون اسپیلبرگ و دیگر فیلمهای کلاسیک هالیوود تداعی میکند و مرزی را بین آنچه جدی و طنز است ترسیم میکند.
دلیلو از کلمات برای مسخره کردن دنیا استفاده می کند، در حالی که بامباخ تصمیم می گیرد جوک های خود را از طریق تصاویر بیان کند. توالی ماشین برای آن حیاتی است نویز سفید وقتی نوبت به ایجاد رویکرد تراژیکمدی خود می رسد، و علاوه بر این، ادای غیرمنتظره ای به فیلم ها می کند. با این حال، طرفداران کتاب ممکن است احساس کنند که صحنه از روایت جابجا شده است.
مطالب مرتبط: 10 کمدی با غم انگیزترین پایان ها
Orest & The Snakes
نویز سفید داستانی است که اساساً درباره مرگ و ترس از اعتراف به پایان یافتن زندگی است. قبل از اینکه موضوع به بزرگترین درگیری کتاب تبدیل شود، دلیلو نکات زیادی را از طریق داستان اورست، پسر جوانی از دبیرستان هنریش که تمام زندگی خود را برای ثبت یک رکورد جدید جهانی آموزش داده است، ارائه می دهد: بی حرکت در قفسی محاصره شده توسط مارهای سمی. برای طولانی ترین زمان بااینکه بازیگران از نویز سفید بازیگران جوان زیادی دارد، هیچ کس برای ایفای نقش اورست جوان در فیلم انتخاب نشد.
در این کتاب، جک خود را نیمه مجذوب و نیمه وحشت زده از هدف رویایی اورست می بیند که منجر به تعداد زیادی خطوط خنده دار در کتاب می شود. اورست ادعا می کند که از مرگ نمی ترسد، در حالی که جک به دلیل ترس از مرگ در آستانه شکست است. تضاد در روابط آنها منجر به تغییر نقش ها می شود: چهار دقیقه در قفس و اورست گزیده می شود، اما مارهای غیر سمی به طور تصادفی وارد شدند، بنابراین تلاش بچه بی فایده بود. از سوی دیگر، جک به طور تصادفی در معرض نشت سمی قرار می گیرد و متوجه می شود که می تواند به زودی بمیرد.
پدر بابت
نویز سفید را می توان یکی از خنده دار ترین فیلم های مرگ به خصوص برای گفتگوی عجیب موری و جک در مورد مرگ در کمپ قرنطینه. به نظر موری، از نظر تئوری تنها راه مقابله با مرگ، تبدیل شدن به یک قاتل است. او میگوید خشونت نوعی تولد دوباره است و به جک تفنگی میدهد که در آخرین فیلم بسیار مهم خواهد بود.
صحنه کاملاً در زمینه فیلم و با شخصیت موری معنا پیدا می کند زیرا بیشتر آنچه او در کتاب می گوید وجود دارد. در کتاب، این پدر بابت، ورنون است که اسلحه را به جک می دهد، اما این شخصیت از فیلمنامه فیلم جدا شده است. ورنون در قسمتی خندهدار در کتاب ظاهر میشود که در آن دائماً سعی میکند هزاران نگرانی را که او را آزار میدهند از بابت پنهان کند و همه چیز را متوجه جک کند.
بهترین پوکمون جدید در خورشید و ماه
مطالب مرتبط: 10 بازیگری که در کمدی و درام عالی هستند
بابت شلیک نمی شود
نوآ بامباخ و گرتا گرویگ فیلم های زیادی با هم دارند و کارگردان ترجیح می دهد به بابت نقش بزرگ تری در این اقتباس بدهد. وقتی بابت در اتاق آقای گری ظاهر می شود، جایی که جک و بابت هر دو مورد اصابت گلوله قرار می گیرند، خوانندگان کتاب غافلگیر می شوند. حضور او در روند باز شدن صحنه تداخلی ایجاد نمی کند و در واقع به عنوان راهی برای اتحاد این زوج آشفته عمل می کند. آنها با هم لمس مرگ را از طریق گلوله های آقای گری احساس می کنند و با هم پیش می روند.
صحنه پایانی
پس از یک سری بحثها و بحثها در مورد طنز مرگ، راهی بهتر از این که یکی از شخصیتها مرگ را در آخرین راه خندهدار به چالش بکشد، برای پایان دادن به کتاب وجود ندارد. در این کتاب، وایلدر، کوچکترین فرزند جک، با سه چرخهاش از یک بزرگراه شلوغ عبور میکند و به طور معجزهآسایی آسیبی نمیبیند. پس از آن، خانواده گلدنی به طلوع زیبای خورشید می اندیشند که توسط ' رویداد سمی هوابرد . هیچ کدام از این اتفاقات در پایان نسخه سینمایی از نویز سفید ، اگر چه. نوآ بامباخ آخرین تفسیر اجتماعی درباره مصرفگرایی را ترجیح میدهد و گروه بازیگران را برای اجرای یک آهنگ خندهدار در سوپرمارکت جمعآوری میکند.
بیشتر: 10 بهترین زیرژانر فیلم های کمدی