زمان با برخی از فرنچایزهای کلاسیک ترسناک مهربان نبوده است. آ کابوس در خیابان الم در حالی که سال ها خوابیده است جمعه 13 ام اخیراً به طور نامحدود از برنامه پارامونت حذف شده است. یک مورد وجود دارد که بهتر است کلاسیکها در آرامش باقی بمانند، به همین دلیل است که همه از اخبار اخیر که یک دهه پس از اولین راهاندازی ناموفق، جان کارپنتر، مشتاق نبودند. هالووین خود را برای راه اندازی مجدد دیگر آماده می کرد. با این حال، این اعلامیه آنقدرها هم که طرفداران انتظار داشتند بد نبود: کارپنتر خودش به عنوان تهیه کننده اجرایی و یک جدید است. هالووین دنباله ای از کارگردان دیوید گوردون گرین و نویسنده دنی مک براید در دست ساخت است.
شمشیر پوکمون شیرینی کمیاب را از کجا بخریم
فیلم جدید گرین و مک براید پس از وقایع دنبال خواهد شد هالووین و هالووین II ، احتمالاً ادامه تلاش بی پایان مایک مایرز برای کشتن خواهر کوچکترش، لوری استرود. مک براید بیان کرده است که این زوج به دنبال یک فیلم ترسناک مستقیم هستند و به نویسندگی روشمندتر و پایه ای تر و حال و هوای آن دو فیلم اصلی باز می گردند. تا آنجایی که اخبار دنبالهروی آن پیش میرود، تقریباً به همان اندازه که میشود میتوان گفت - سازنده اصلی از پایه درگیر بازگشت به دیدگاه خود از مجموعه است، با یک جفت فیلمساز مشتاق که آماده هستند تا فرنچایز را دوباره تقویت کنند و آن را به جلو ببرند. .
اما در حالی که نعمت کارپنتر بدون شک نشانه خوبی است، دیوید گوردون گرین که کارگردانی آن را کارگردانی میکند، برخی از ابروها را برانگیخته است. فیلمشناسی گرین که شاید کارگردانی شایسته و با تجربه باشد، به ندرت حتی به یک فیلم ترسناک نزدیک شده است. در واقع، او با سبک دلی بیشتر در جهت مخالف رفته است و کمدی هایی مانند آناناس اکسپرس و شاهزاده بهمن و درام تاریک شهر کوچک جو . با این حال، وقتی تکنیک و استعدادهای او را خارج از ترجیح ژانر او در نظر بگیریم، مشخص میشود که گرین کاندیدای ایدهآلی برای بازگرداندن مایکل از مردگان است.
برای شروع، تنظیمات محدود ویژگی ثابت فیلم های گرین است. بسیاری از تولیدات او در یک شهر کوچک یا در یک مجموعه بسیار خاص از لوکیشنها انجام شدهاند و در هر تصویر حسی از خانه را ایجاد میکنند. که در شاهزاده بهمن ، یک جاده روستایی توسط دو شخصیت اصلی نقاشی می شود و ما هرگز این دو سرنخ یا مسیر یک طرفه آنها را ترک نمی کنیم. بینندگان در مورد خانه و زندگی خانه خود می آموزند، اما ما هرگز آنها را نمی بینیم، فقط از توضیحات آنها استفاده می کنیم. جو در شهری متأثر از قدمت و سنت اتفاق میافتد، جو (نیکولاس کیج) و خانههای شخصیتهای دیگر پسزمینههای منظمی برای درام هستند و فضاهای زندگی آنها را به بخشی از بافت فیلم تبدیل میکنند.
گرین برای مکانهایی که داستانهایش در آن اتفاق میافتد، کنجکاوی ایجاد میکند. او زندگی افرادی را که به تصویر میکشد، با تمرکز بر نحوه و مکان زندگی آنها ترسیم میکند. ما متوجه می شویم که آنها به عنوان یک شخص چه کسانی هستند - چقدر آشفته هستند، چگونه تزئین می کنند، چقدر خوب یخچال خود را ذخیره می کنند که رابطه آنها با همسرانشان چگونه است - به تدریج فضای متمایز فیلم را ایجاد می کند. با سرمایه گذاری روی شخصیت ها به عنوان افراد زنده، تنش و انتظار بیشتر می شود. پایان مصیبت بار جو چیزی بیش از قوس شخصیت اصلی است، در مورد این شهر است که ما با آن آشنا شده ایم و چگونه زندگی های مختلف موجود در آن به شدت بر یکدیگر تأثیر می گذارد.
این یکی از بلوک های ساختمانی اساسی بود که جان کارپنتر در ایجاد وحشت از آن استفاده کرد هالووین . هادونفیلد، ایلینویز با عکسهای تکراری از خانهها و خیابانها ساخته شده است که حسی بسته را ایجاد میکند. این یک شهر کوچک شاد است، با مردم شادی که زندگی منظمی دارند. شهر بی گناه است، لوری بی گناه است، دوستانش بی گناه هستند (خوب، به نوعی) - و یک قاتل دیوانه به طور غیرقابل برگشتی آن را در هم می شکند. و وقتی مشخص شد که لوری خواهر مایکل در دنباله فیلم است، ناگهان آن بی گناهی از همان ابتدا تهدیدآمیز می شود - چه چیز دیگری ما نمی دانیم؟ چه چیز دیگری در زیر پرده زندگی ساده خانوادگی پوشانده شده است؟
برگرفته از آن، مسلماً بزرگترین دستاورد نسخه اصلی است هالووین فیلم لحن شوم آنهاست. از مضمون گرفته تا فیلمبرداری، آنها کاملاً گیج کننده هستند. بیشتر فیلم اول در روز روشن فیلمبرداری میشود و سنتهای ژانر را به چالش میکشد، اما ایده نور روز را به عنوان فضایی امن، متمایز از خطر تاریکی، نقض میکند. شنیدن مضمون لرزان کارپنتر در حالی که مایک مایرز در پشت پرچین ظاهر می شود، این واقعیت وحشتناک را به خانه می کشاند که این قاتل فقط در شب بیرون نمی آید. او هر ساعتی که بخواهد شکار خود را تعقیب می کند.
این سبک از فیلمبرداری، ترکیبی بین عملی بودن و تمایل به حفظ بافت طبیعی در فیلمبرداری، چیزی است که گرین تقریباً به طور کامل از آن استقبال می کند. ذکر شده جو و شاهزاده بهمن ، کار قبلی او با فرشتگان برفی و همه دختران واقعی - همه به شدت یا به طور کامل از نور طبیعی استفاده می کنند. او کارگردانی است که رابطه مستقیمی بین انسانیت شخصیتهایش و واقعگرایی فضای آنها برقرار میکند و نمیخواهد پشت هیچ کاری برای انجام آن پنهان شود. او از ما میخواهد که آنها را همانطور که هستند ببینیم و وضعیتشان را بهصراحت نشان میدهد، و اجازه میدهیم آنچه را که از سر میگذرانند صحبت کند - ابزاری قدرتمند برای نشان دادن کسی که از دست یک قاتل غیرقابل توقف برای زندگیاش وحشت دارد.
مخصوصاً در وحشت، تمایل به پنهان شدن در پشت جلوه های ویژه و تیراندازی عمدتاً در شب وجود دارد تا حالتی تهدیدآمیز ایجاد کند. کارپنتر این اصول را به نفع بازتعریف ژانر با هالووین رد کرد. او موفق بود و با انجام این کار یک فیلم اصلی از سینما ساخت که بارها و بارها کپی و راه اندازی مجدد و بازیافت شده است. برای طرفداران، مایک مایرز تقریباً تبدیل به یک شوخی در حال اجرا شد، هر فیلم انتظار میرود که هالووین را بیشتر به قلمروی ناب سوق دهد و التماس میکند که هر قسمت زمانی باشد که مایک مایرز برای همیشه میمیرد. رستاخیز مایک اکنون در نهایت در دستان کارگردانی است که میداند چگونه میتواند ماشین قتل اجتماعی را واقعاً وحشتناک کند.