از سال 2008، تصویر از بتمن سیلی زدن رابین در تمام گوشه های اینترنت نفوذ کرده است و با طیف گسترده ای از شخصیت ها و موضوعات مختلف سازگار شده است. این میم آنقدر برجسته و قابل تشخیص شده است که کمیک های مدرن بی شماری تصویر نمادین را در داستان های خود بافته اند ... اما چرا نویسندگان کتاب های مصور اینقدر به این میم وسواس دارند؟ با تام کینگ و لیام شارپ بتمن/گربه زن شماره 8 با دادن یک ضربه دیگر به خوانندگان، آیا DC بالاخره زیاده روی کرده است؟
کمیک ها همیشه با نام ها، نمادها، موتیف ها و الگوها بازی کرده اند. شاید میمها به سادگی بخشی از اسطورهشناسی در حال تکامل این شخصیتها شدهاند - یا شاید بازگرداندن آنها به داستانهای مدرن فقط راهی برای جلب توجه افرادی باشد که کمتر با کمیک آشنا هستند. قصد هرچه که باشد، تعداد شخصیتهای وابسته به بتمن که به دیگران سیلی میزنند، در چند سال گذشته به شدت افزایش یافته است: حتی آلفرد پنیورثِ همیشه متواضع هم بالاتر از این نیست که یکی را روی گونههای بروس بگذارد. که در بتمن/گربه زن شماره 8 ، شخصیت دیگری به باشگاه سیلی بتمن پیوست: سلینا کایل.
مربوط: Batman Slapping Robin Meme به تازگی رسمی DC Canon شد
در آینده جایگزین احتمالی، دیک گریسون نقش جیم گوردون را به عنوان کمیسر اداره پلیس شهر گاتهام برعهده گرفت، در حالی که دختر بروس و سلینا، هلنا وین، از گاتهام در نقش زن خفاشی محافظت می کند. مکالمه ای در مورد والدین هلنا به یک فلاش بک از زن گربه ای که به بتمن سیلی می زند، قبل از ادامه بحث در حالی که موش و گربه (یا گربه و خفاش) در پشت بام های شهر ادامه می دهد، کاهش می یابد. بروس از اینکه سلینا قهرمانی نیست که او میخواهد، ناامید است، در حالی که او آشکارا در مورد مسمومیت رابطه عشق و نفرت خود با بتمن صحبت میکند. در حالی که سیلی خفاش سلینا در این زمینه قابل درک است، ارجاع به میم روشی عجیب برای شروع یک مکالمه صمیمی در مورد سوء استفاده، اعتماد و مسائل احساسی حل نشده است.
در حالی که فورا قابل تشخیص است، برخی از خوانندگان ممکن است از وسواس اخیر دی سی در مورد میم خسته شده باشند، زیرا گنجاندن مکرر آن در کمیک های مدرن را بدون الهام یا منحرف کننده می دانند. با این حال، چه سرگرم کننده و چه آزاردهنده، ارجاعات سیلی-مم راهی برای نشان دادن عبور از برخی خطوط حیاتی شده است، به خصوص اگر بروس چیزی بگوید، انجام دهد یا فکر کند که با اصول یا موقعیت اخلاقی او در تضاد است. به طرز عجیبی، این شباهت هایی به داستان واقعی پشت سیلی اصلی دارد بهترین کمیک های جهان شماره 153 : داستان «چه میشد» که در آن بتمن متقاعد میشود که سوپرمن پدرش را کشته است، پس از اینکه رابین پیشنهاد کرد سوپرمن بیگناه است، به شدت با او مخالفت میکند. اگر سیلی زدن به دیک گریسون جوان کافی نبود، بروس حتی خاطره رابین را که همیشه دستیار او بوده پاک می کند و پسر فقیر را به یتیم خانه می فرستد. اگرچه نقشها در فیلم اخیر سلینا برعکس شدهاند، اما داستان همچنان نسخهای از بتمن را ارائه میکند که بهویژه فرار و سردرگم است و مسائل حلنشدهاش نزدیکترین متحدانش را از بین میبرد.
میمها بخشی اجتنابناپذیر از فرهنگ عامه مدرن هستند و سیلی بتمن حتی برای افرادی که با کمیکها ناآشنا هستند، یک نقطه مرجع قابل توجه است. با این حال، شاید نویسندگان و ویراستاران دی سی باید در مورد زمان استفاده از آن در یک داستان جدید، به ویژه هنگام پرداختن به موضوعاتی مانند سوء استفاده و بی ثباتی احساسی، محتاط تر باشند. صرف نظر از این، چه کسی این فکر را می کرد بتمن سیلی زدن رابین در یک داستان خیالی عصر نقره ای چنین میراث طولانی، عجیب و متضادی خواهد داشت؟
بیشتر: دی سی پس از گذشت هنرمند، ویژه بتمن/کت وومن را به تاخیر انداخت