چرا استیون لانگ به Badlands رفت

چه فیلمی را ببینید؟
 

استیفن لانگ ، که نقش والدو را در سریال Into the Badlands بازی می کرد ، پس از فصل 2 سریال را ترک کرد. اما دلایل جدایی چیست؟





استفان لنگ ، که در این نقش والدو را بازی کرد به Badlands ، بعد از فصل 2 سریال AMC را ترک کرد - اما دلیل خروج او وجود داشت. لانگ سریالی معمولی برای بود به Badlands 'فصل 1 و 2' و آخرین حضور او در فینال فصل 2 بود ، 'نفس گرگ ، آتش اژدها'. عزیمت وی ​​پس از یک نبرد شدید بین بیوه (امیلی بیچام) و بارون چائو (الینور ماتسورا) رخ داد.






که در به Badlands فصل 1 ، والد لانگ به عنوان یک بازنشسته ، صندلی چرخدار - اما به دور از دفاع - کلیپر و مربی سانی معرفی شد ( دانیل وو ) این والدو بود که سانی را از کودکی زیر بال خود گرفت و به او یاد داد که چگونه قاتل شود. او در فصل 1 نقش مربی را بازی می کرد ، هر زمان که سانی به آن نیاز پیدا کرد به او مشاوره می داد. والدو اگرچه هنوز برای سانی دوست بود ، پس از سقوط بارون کوین در پایان فصل 1 به قلمرو پروانه رفت.



برای ادامه مطالعه به پیمایش ادامه دهید برای شروع این مقاله در نمای سریع بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

مرتبط: آنچه Spinoff در Badlands می تواند داشته باشد

خط پرتاب پریمیر در فصل 3 نشان داد که والدو ، به همراه چند نفر دیگر ، پس از آخرین نبرد خود ، بیوه را رها کردند. این به سختی یک پایان مناسب برای شخصیتی بود که در کل سریال به طور برجسته ای نشان داده شده بود ، و به عنوان صدای دلیل سانی در فصل 1 و بیوه در فصل 2 عمل می کرد. انتشار فصل 2 که والدو به بارون جدید قلمرو آرمادیلو تبدیل شده است. اینکه این کانون است یا نه مشخص نیست ، زیرا این صحنه از قسمت بریده شده است.






قرار بود والدو توسط ویدو بارون شود ، اما مسیری که جنگ در پیش گرفت ممکن است او را متقاعد کند که ضررهای خود را کاهش دهد و برود. صرف نظر از دلایل او ، اصلاً تعجب آور نیست که والدو در فصل سوم نمایش نبود. تقریباً در همان دورانی که فصل 3 فیلمبرداری می شد ، لانگ در حال حاضر مشغول فیلمبرداری صحنه هایی برای آن بود آواتار 2 و همچنین دنباله آن ، آواتار 3 ، که پشت سر هم فیلمبرداری می شدند. به همین دلیل ، لانگ یک برنامه شلوغ داشت که به راحتی می توانست با آن در تضاد باشد به Badlands .



خروج والدو سرانجام در منطقه حل شد به Badlands فینال سریال. در صحنه آغازین ، سانی و بیوه لحظه ای نادر از پیوند دارند زیرا به دوستی مشترک خود با والدو نگاه می کنند. بیوه شمشیر والدو را به سانی می دهد ، و به او می گوید که او فکر می کند والد دوست داشت او را داشته باشد ، اکنون هر کجا باشد ' والدو هرگز ارسال مناسبی دریافت نکرد ، اما این لحظه حداقل نوعی وضوح برای شخصیت ارائه داد.