بهترین چرخش داستانی در فیلم انیمیشن نتفلیکس ویچر: کابوس گرگ همچنین غم انگیزترین آن است. داستان در همان جهان است که ویچر و وزمیر (تئو جیمز) و ایلیانا (مری مک دانل) را در حالی که در دنیای فانتزی حرکت می کنند دنبال می کند. Vesemir یک ویچر است که از سنین جوانی آموزش دیده و جهش یافته تا تبدیل به شکارچی هیولاهای ایده آل برای استخدام شود. او زندگی خود را به عنوان خدمتکار و همچنین عشق دوران کودکی خود، ایلیانا را رها می کند تا به عنوان یک ویچر آموزش ببیند و به دنبال ثروت باشد. پس از نابودی کائر مورهن و مرگ ایلیانا، وسمیر بهعنوان آخرین عضو تمامعیار نظم خود باقی میماند که مسئول آموزش گروهی از کودکان از جمله ویچر آیندهای برجسته، گرالت از ریویا است.
یک فلاش بک، وزمیر جوان (دیوید اریگو جونیور) و داستان عاشقانه ایلیانا و رویاهای آنها برای ثروت را نشان می دهد. وزمیر به ایلیانا قول یک عمارت در کنار دریاچه را می دهد که وقتی بتواند با کار به عنوان ویچر پول کافی به دست آورد، اما او این خیال را رد می کند. بعداً، هنگامی که Vesemir بالغ به جرم قتل دستگیر می شود، با لیدی زربست، زنی مسن تر ملاقات می کند که با وجود فاصله سنی ظاهراً زیاد بین این دو، مشخص می شود که ایلیانا است. این چرخش باعث شوک می شود، اگرچه فیلم به وضوح توضیح می دهد که جهش های جادویی آنها باعث می شود که ویچرها نسبت به انسان ها بسیار کند پیر شوند. این میتواند عناصر داستانگویی مانند فلاشبکها و جدولهای زمانی برای ویچرز را پیچیدهتر کند، اما همچنین تنظیمات مناسبی را برای چرخشهایی مانند ایلیانا ایجاد میکند که نزدیک به ۷۰ سال دارد در حالی که Vesemir هنوز یک مرد جوان به نظر میرسد.
مطالب مرتبط: تفاوت The Witcher نتفلیکس با بازی ویدیویی
کابوس گرگ پر از شگفتی های تاریک است، اما فاش شدن این که لیدی زربست ایلیانا است، بهترین و غم انگیزترین پیچش آن است. این نفرین اجتناب ناپذیر تبدیل شدن به یک ویچر و زندگی که Vesemir فدا کرده است را برجسته می کند. این درک، تراژدی شخصیت او را با توضیح برجستهترین ویژگیهایش عمیقتر میکند: بیزاری و بیاعتنایی قابل توجه او به کودکان، و عشق به پول و وسواس او برای کسب ثروت.
هنگامی که وسمیر و ایلیانا دوباره به هم می رسند، او داستان زندگی خود را خلاصه می کند و شوهر مرحومش، خانه شادشان و فرزندان پررونقشان را به یاد می آورد. خاطرات تصویری از زندگی مشترکی را ایجاد می کنند که می توانستند داشته باشند. توضیح میدهد که چرا Vesemir از راهنمایی ویچرها در تمرینات ناراحت است: بچهها جوانی دزدیده شده و فرصتی را که در اختیار داشت به او یادآوری میکنند. او با فدا کردن دوران کودکی خود، تمام رویاهایی را که او و ایلیانا در جوانی تصور می کردند، از دست داد. این صحنه طنز غم انگیزی را در درک این موضوع ایجاد می کند که وزمیر جوانی خود را با رها کردن کودکی خود حفظ کرده است، اما این سود برای او بی فایده است زیرا زنی که دوستش دارد پیر شده و در این بین زندگی خود را سپری کرده است.
این پیچ و تاب همچنین بیهودگی وحشتناک طمع و ثروت Vesemir را نشان می دهد. انگیزه اولیه او برای تبدیل شدن به یک ویچر ثروتمند این بود که ایلیانا را تامین کند و به قولی که به او داده بود عمل کند و این صحنه نشان می دهد که او بدون او توانسته است به ثروت و جایگاهی که هر دو آرزوی آن را داشتند دست یابد. مکاشفه اساساً ثابت می کند که تمام قربانی هایی که ویچر در طی آن انجام داد کابوس گرگ بیهوده بودند زیرا او هرگز نتوانست به هدف اصلی خود برسد. این انگیزه طمع او را از میل خالص برای تأمین معشوق به آرزوی خودخواهانه برای احتکار ثروت و استفاده از آن برای مستی تغییر می دهد. افشاگری غم انگیز است، اما در توسعه پس زمینه شخصیتی که احتمالاً در لایو اکشن ظاهر خواهد شد، بسیار مهم بود. ویچر فصل 2 . با توجه به اینکه بسیاری از بینندگان متوجه صدای Vesemir در فینال نمایش نتفلیکس شدهاند، این امر محتمل به نظر میرسد و او هم در کتابها و هم در بازیهای ویدیویی یک شخصیت برجسته است. با ساختن داستان و تراژدی مرشد گرالت، ویچر: کابوس گرگ بینندگان را مجذوب می کند تا ببینند که Vesemir چگونه در سریال لایو اکشن بازی خواهد کرد.
بعدی: در واقع یک ویچر چیست؟ نظم و اختیارات توضیح داده شده است