خلاصه داستان فصل 2 اپیزود 5 Yellowjackets: 8 تکان دهنده ترین داستان فاش می شود

چه فیلمی را ببینید؟
 

اخطار: موارد زیر حاوی اسپویلرهای فصل دوم جلیقه زردها، قسمت 5 است.





ژاکت زرد فصل 2، قسمت 5 مجموعه‌ای از فاش‌ها را به ارمغان می‌آورد که قسمت‌های گذشته را نمی‌توان پیش‌بینی کرد - در اینجا تکان‌دهنده‌ترین ضربات داستانی این قسمت وجود دارد. قسمت‌های قبلی سؤالات زیادی را به دنبال خود بر جای گذاشته است و این سریال اخیراً به سؤالات طولانی پاسخ داده است، مانند اینکه آیا جاوی هنوز زنده بوده یا نه و چه زمانی دختران در نهایت به آدم‌خواری می‌روند. با این حال، یک منطقه که ژاکت زرد در مورد خود بیابان اسرارآمیز باقی مانده است، و اینکه آیا دختران چیزی فراطبیعی را تجربه می کنند یا اینکه تصادفات عجیب چیزی است که علم می تواند پاسخ دهد.






ژاکت زرد فصل 2 بدون لحظات وحشتناک نبوده است، اما هر یک از این ها به تنهایی ارزش شوکه کننده ای نداشته است. در عوض، این وقایع یا به پیشبرد طرح کمک کرده اند یا ویژگی های خاصی را در شخصیت بازماندگان بزرگسال نشان می دهند. ژاکت زرد فصل 2، قسمت 5 به طور قابل توجهی خطرات را در جدول زمانی گذشته و حال افزایش داد، برای خط داستانی تحقیق در مورد آدام مارتین، نتیجه بارداری شاونا، شرایط زمان طولانی جاوی در بیابان، راه رفتن در خواب تایسا، آلتر من، ماهیت رابطه ناتالی و تراویس و موارد دیگر. در اینجا همه چیزهایی که اتفاق افتاده است و آنچه می تواند برای بقیه موارد باشد، آمده است ژاکت زرد فصل 2.



8 راه رفتن در خواب تایسا در گذشته متوقف شد

یکی از تکان دهنده ترین ژاکت زرد افشاگری این است که راه رفتن در خواب تایسا در گذشته متوقف شده است. تین تایسا این را در همان اوایل فاش کرد ژاکت زرد فصل 2، قسمت 5، توضیح می دهد که چرا او ناگهان درگیر جلسات مراقبه صبحگاهی لوتی شد. در طول جلسات، تعداد انگشت شماری از هم تیمی های جلیقه زرد، از جمله تراویس، بیرون کنار هم می نشینند و روی آنچه می توانند در بیابان ببینند، بشنوند و احساس کنند تمرکز می کنند. تایسا به شونا و آکیلا محتاط توضیح می‌دهد که برای آرام کردن وان حاضر شده است، زیرا به نظر می‌رسد او را خوشحال می‌کند، اما توقف راه رفتن در خواب او نیز عامل تعیین‌کننده‌ای برای رئالیست است.

چرا جلسات مدیتیشن راه رفتن در خواب تایسا را ​​متوقف کرده است، در حال حاضر توضیح داده نشده است. همچنین جای تعجب است که آیا راه رفتن در خواب تایسا در جدول زمانی سال 1996 شروع می شود یا اینکه او تا بزرگسالی بی آزار باقی می ماند. اگر مورد دوم درست بود، توضیح می داد که چرا او اینقدر نگران شروع دوباره آن است ژاکت زرد فصل 1، جدا از این واقعیت که به چنین مکان خشونت آمیزی افزایش می یابد. این امکان وجود دارد که موافقت او با پذیرش ارتباط با بیابان، که به عنوان یک موجود معنوی مطرح شده است، از طریق این جلسات صبحگاهی با Lottie، بیابان را متقاعد کرده است که به او 'پاداش' بدهد.






7 کالی متوجه می شود که دارد با پلیس صحبت می کند

بزرگترین مشکل در زندگی شاونای بزرگسال این است که پلیس ها در تحقیقاتشان درباره ناپدید شدن آدام مارتین، اطراف خانواده او را بو می کشند. این تنها زمانی تشدید می‌شود که کالی به‌طور ناخواسته با کارآگاه مخفی «جی» با نام مستعار مت ساراکوسا رابطه‌ای عشوه‌گرانه برقرار می‌کند. این دو به طور مداوم در حال معاشرت بوده‌اند و جی/مت تلاش می‌کند تا اطلاعات بیشتری را از کالی پس از اینکه او اعتراف کرد که مادرش رابطه نامشروع داشته است، به دست بیاورد. خوشبختانه، کالی متوجه می شود ژاکت زرد فصل 2، اپیزود 5، که جی در واقع یک پلیس است، و نقشه ای برای انداختن او از دنباله آنها در نظر می گیرد.



کالی وقتی در یک سالن بولینگ هستند متوجه این موضوع می شود. بعد از اینکه جی به حمام می رود، نگاهی به صورت حساب آنها می اندازد و نام واقعی او را در پایین رسید می بیند. یک جستجوی سریع در گوگل همه چیزهایی را که باید بداند به او می دهد، و او سعی می کند با گفتن به جی که مادرش با بهترین دوست پدرش، رندی، خوابیده است، عقب نشینی کند. والدین کالی (به حق) نگران سن مردی هستند که سعی می‌کند دخترشان را برای اطلاعات اغوا کند، اما شاونا فکر می‌کند کالی با دخالت دادن رندی، حرکت درستی را انجام داد که باعث ناراحتی جف شد. متأسفانه، طرحی که آنها این موضوع را دنبال می کنند به خوبی اجرا نمی شود.






6 ناتالی به تراویس گفت که مرگ جاوی را جعل کرده است

در حالی که نشان داده شده است که پویایی بین ناتالی و تراویس ذاتا سمی است، برخی معتقدند این یکی از بهترین روابط است. ژاکت زرد . با این حال، زمانی که ناتالی سرانجام به تراویس اعتراف می کند که مرگ جاوی را جعل کرده است، آینده پیوند آنها در بیابان در خطر است. انرژی بین این دو از زمانی که جاوی توسط تایسا و وان پیدا شد، یخ زده بود و قابل درک است. اگرچه لوتی قسم خورد که جاوی هنوز زنده است، ناتالی متوجه نشد که چگونه ممکن است این حقیقت داشته باشد و تعدادی از لباس های پاره جاوی را با خون خود آغشته به آن ها کاشت تا تراویس را متقاعد کند که ادامه دهد.



ژاکت زرد فصل 2، قسمت 5، تراویس این موضوع را با ناتالی مطرح کرد، و او از حقیقت دوری نکرد. به نوبه خود، تراویس او را سرزنش کرد که نتوانسته زودتر او را پیدا کند. کاری که پذیرش ناتالی احتمالا انجام خواهد داد این است که نه تنها این جفت را بیشتر تقسیم می کند، بلکه او را به لوتی نزدیکتر می کند. قبلاً نشان داده شده بود که او در جلسات مدیتیشن صبحگاهی او شرکت می‌کرد، در حالی که با ناتالی صمیمی بود، تصوراتی از او داشت، و این دو به وضوح چیزی را در بزرگسالی تقویت کردند، زیرا او اولین کسی بود که در مضطرب قبل از خودکشی با او تماس گرفت و او از حالت عبور کرد. خط هایی برای پاسخ به درخواست های او

5 جاوی در بیابان تنها نبود

اکنون که راز ناپدید شدن جاوی در ژاکت زرد بالاخره حل شد، سوالی که به وضوح در پی آن باقی مانده است این است که او بیش از دو ماه کجا بوده است. در حالی که تئوری‌های جاوی زیادی وجود دارد، چیزی که جالب‌تر بود، معنای اولین کلماتی است که او گفت، و نه کمتر از مربی بن. وان و چند جلیقه زرد دیگر تلاش می کنند تا جاوی را در مورد محل اختفای خود صحبت کند، اما بی فایده است. آنها سعی می کنند از تراویس کمک بگیرند، اما او حاضر نمی شود برادرش را مجبور به صحبت کند. به نظر می رسد، جاوی برای صحبت کردن به کسی نیاز ندارد که بر او تأثیر بگذارد.

مربی بن طرحی از ریشه های یک درخت را برمی دارد و جاوی کاملاً بی انگیزه با او صحبت می کند. او به بن می گوید که 'دوست' او به او گفته است که برنگردد. وقتی بن در این مورد از او سوال می کند، او هیچ چیز دیگری نمی دهد و می رود. به نظر می رسد که جاوی در آنجا کاملاً تنها نبوده است، اما اینکه «دوست» او یک شخص واقعی بود یا چیزی بیشتر از ماهیت معنوی، جای بحث دارد. تنها سرنخی که از هویت دوستش داده شده این است که آنها زن هستند. اگر این یک شخص واقعی نبود، جاوی می توانست با روح ملکه شاخ، یا شاید حتی روح جکی صحبت کند.

4 مه آلود کریستال را از صخره هل داد

نور بیشتری بر معمایی که میستی کویگلی در یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات زندگی است، می‌تابد ژاکت زرد فصل 2، قسمت 5، زمانی که او (به طور تصادفی؟) بهترین دوستش کریستال را پس از اعتراف به شکستن از صخره هل می دهد. ژاکت زرد جعبه سیاه . از میان همه هم تیمی های جلیقه زردها، میستی تنها کسی است که قبل از فرود تصادفی در بیابان نشانه های واضحی از sociopathy را نشان می دهد. با وجود این، مخاطبان تا حدودی نسبت به او احساس همدردی می کنند، زیرا او فاقد مهارت های اجتماعی برای حفظ دوستی های معنادار است و اغلب قربانی قلدری می شود. همه چیز در فصل 2 تغییر می کند، زمانی که او در نهایت یک دوست صمیمی در کریستال پیدا می کند.

بهترین راه برای لول کردن در ویچر 3

در حالی که این دو در حال انجام بدترین کارها هستند، رازهایی را با هم در میان می گذارند و میستی در نهایت به او می گوید که جعبه سیاه را شکسته است. کریستال به حق ترسیده است، اما میستی تهدید می کند که اگر به کسی بگوید او را خواهد کشت. او بلافاصله تهدید را جبران می کند و کریستال را از صخره عقب می اندازد و او به مرگ می افتد. این حادثه نشان دهنده بی اعتمادی او به دیگران در بزرگسالی است. والتر می‌تواند دوست کاملی برای میستی در زمان حال باشد و حتی اعتراف می‌کند که فعالیت‌های ناخوشایند او را ناامید نمی‌کند، اما میستی ممکن است آنقدر از این حادثه شکسته شود که شاخه زیتون او را بپذیرد.

3 پلیس دروغ رندی کالی را دنبال می کند

کالی و شونا وارد ژاکت زرد هر دو فکر می کردند که گفتن به پلیس که دومی با رندی همخوابه است تماس خوبی است، و نقشه ای طراحی کردند تا آن را درست جلوه دهند. متاسفانه همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود. رندی و شاونا در یک متل ملاقات می کنند، زیرا می دانند که پلیس در تعقیب او هستند و آن دو سعی می کنند به نظر برسد که رابطه جنسی داشته اند، اما رندی نقشه را به هم می زند. شاونا به رندی می‌گوید که با استفاده از باج‌گیری جف در حمام، خودارضایی کند، اما رندی قادر به اجرای آن نیست. او به این فکر می‌افتد که کاندوم را با لوسیون پر کند، بدون اینکه به شونا بگوید، و آن دو می‌روند.

البته، کارآگاهان کوین و مت اتاق را جستجو می‌کنند و کاندوم پر از لوسیون را پیدا می‌کنند و آنها را آگاه می‌کند که خانواده سادکی به طور هدفمند سعی می‌کنند آنها را از مسیر خارج کنند. تنها فیض نجات برای ژاکت زرد شاونا این است که کارآگاهان در راه رجوع قانونی کمی دارند. کوین اشاره می کند که هیچ چیزی در دادگاه بدون حکم قابل قبول نیست، بنابراین آنچه را که آنها می یابند نمی توانند علیه او در دادگاه قانون استفاده کنند. با این حال، مطمئناً خانواده سادکی را خوب جلوه نمی دهد، به این معنی که پلیس ها در آینده بیشتر به دنبال رابطه شانا و آدام خواهند بود و اکنون قطعاً می دانند که او در تلاش است چیزی را پنهان کند.

2 شاونا به کار می رود

سرنوشت نوزاد شاونا در ژاکت زرد یکی از بحث برانگیزترین رازهای این سریال است و مخاطبان مطمئناً به محض اینکه او در نهایت شروع به زایمان کند، متوجه خواهند شد که چه اتفاقی می افتد. بعد از اینکه شاونای نوجوان لوتی را در حال زمزمه کردن چیزهای شیرین با نوزاد متولد نشده اش گرفتار کرد، او با عصبانیت کابین را ترک کرد و تایسا او را دنبال کرد. این دو بر سر مراقبه‌های صبحگاهی لوتی با هم درگیر می‌شوند و شاونا می‌گوید که نمی‌خواهد «فرقه درختی» عجیبی برای نوزادش دعا کند، و بیشتر از همه، او از زایمان در بیابان وحشت دارد.

در آن لحظه، طوفان برفی روی آن دو فرود می‌آید و آن‌ها مسیر بسیار خطرناکی را برای بازگشت به کابین دارند. با این حال، یک چیز به طرز دردناکی روشن می شود: شانا در حال زایمان است. زمان اولین درد زایمان شاونا نباید بی توجه باشد. انقباضات او مستقیماً پس از توهین به Lottie و تلاش های او برای برقراری ارتباط با بیابان شروع شد و باد و برف به سرعت های خطرناکی رسیدند. تقریباً انگار ژاکت زرد موجودات بیابانی می توانست انتقادات او را بشنود و برای اثبات صحت آن، همزمان دو طوفان به راه انداخت، یکی فیزیکی و دیگری استعاری.

1 ناتالی و لوتی یادداشت تراویس را کشف کردند

عناصر زیادی پیرامون مرگ تراویس وجود دارد ژاکت زرد فصل 1 که در هاله ای از رمز و راز پنهان شده است، آخرین مورد باقی مانده یادداشت او به ناتالی است که ادعا می کند در مورد چیزی درست می گوید. افشای شگفت‌انگیز این که دقیقاً در مورد چه چیزی درست می‌گفت، به طور قطع نحوه نگرش مخاطبان به رویدادهای نمایش را از شروع آن و همه چیزهایی که بعد از آن خواهد آمد تغییر داد. پس از اینکه ناتالی آخرین تلاش خود را برای بی اعتبار ساختن لوتی برای پیروانش در زمان حال انجام می دهد، لوتی از او التماس می کند که معنای پشت یادداشت تراویس را دریابد. او موظف است و لوتی یک جلسه هیپنوتیزمی با او دارد که همه چیز را آشکار می کند.

ناتالی آخرین باری را که تراویس و آن دو را دید، شبی پر از مواد مخدر را به یاد می آورد که منجر به مصرف بیش از حد او می شود. وقتی دوباره زنده می شود، به تراویس می گوید دیدم، حسش کردم، با خودمان آوردیم.» آنچه او آشکار می کند این است که چیز دیگری در بیابان با آنها بود، چیزی تاریک و معنوی، و آنها آن را با خود آوردند. این تنها زمانی پشتیبانی می شود که Lottie بچرخد و سایه ملکه شاخ را ببیند. ژاکت زرد توضیح می دهد که دختران تحت تعقیب قرار می گیرند و تحت تأثیر چیزی فراطبیعی قرار می گیرند و این می تواند دلیل اعمال وحشتناک آنها در گذشته و حال باشد.