10 اجرای کم ارزش جک نیکلسون

چه فیلمی را ببینید؟
 
منتشر شده در 6 مه 2022

به ازای هر بازیگری که جک نیکلسون داشت، نقش های کمتر شناخته شده ای داشت. اینها 10 اجرای جک نیکلسون هستند که دست کم گرفته شده اند.










برای هر ستاره ای که عملکردی مانند درخشان یا دیوانه از قفس پرید جک نیکلسون، افسانه هالیوود نیز چندین سفر کمتر شناخته شده داشت. با حرفه ای پربار و متنوع مانند نیکلسون، طبیعی بود که چندین جواهر بازیگری از شکاف زمان بگذرند.



از نوبت اهریمنی او جادوگران ایستویک به اجرای چند شخصیتی او در حملات مریخ! ، نیکلسون نشان داد که حتی آثار کمتر شناخته شده او نیز در نوع خود خاطره انگیز هستند. مهم نیست کیفیت فیلمی که او در آن حضور داشت، بینندگان همیشه می‌توانستند روی یک بازی عالی از جک حساب کنند.

فروشگاه کوچک وحشت (1960)

نیکلسون در اوایل دوران جوانی‌اش، در بخش‌های کوچکی نامی برای خود دست و پا کرد فروشگاه کوچک وحشت به او فرصتی داد تا استعدادهای منحصر به فرد خود را به رخ بکشد. این فیلم درباره یک کارمند سرکوب شده گل فروشی است که یک گیاه مرموز را کشف می کند که تجارت جدید زیادی را به فروشگاه او می آورد. متأسفانه برای او، این گیاه طعم گوشت انسان را نیز دارد.






مطالب مرتبط: 10 تا از بهترین کارگردانانی که جک نیکلسون با آنها کار کرده است



نیکلسون به عنوان یک بیمار مازوخیست در مطب دندانپزشکی ظاهر می شود که با ناراحتی دندانپزشک، در واقع از شکنجه عمل های دندانپزشکی لذت می برد. او فقط برای چند دقیقه در فیلم حضور دارد، اما با تحویل عجیب خود به سرعت نمایش را می دزدد. بر خلاف بسیاری از بخش‌های فوق‌العاده‌اش، نیکلسون نوبت به او می‌رسد فروشگاه کوچک ظریف و کاملاً خنده دار است






رفتن به جنوب (1978)

حرفه نیکلسون او را تقریباً در تمام ژانرهای فیلم طی کرده است رفتن به جنوب او را در یک وسترن دیگر دیدم. این فیلم درباره یک مجرد در یک شهر تگزاس قرن نوزدهمی است که یک جنایتکار بدنام را از چوبه دار نجات می دهد تا با او ازدواج کند.



همچنین با حضور جان بلوشی در یکی از بهترین فیلم‌هایش، نیکلسون در نقش هنری لوید مون یاغی در اوج است. نیکلسون با آغشته شدن به شخصیت با پوزخند شوم کتاب درسی خود، مخاطب را در مورد انگیزه های واقعی خود حدس می زند. در حالی که این فیلم بهترین فیلمی نیست که در دوران حرفه‌ای او به یادگار مانده است، اما بسیاری از موارد را می‌توان به خستگی فیلم وسترن که تماشاگران در دهه 1970 تجربه کردند، مرتبط دانست.

گرگ (1994)

در دهه 1990، نیکلسون قبلاً از کوه ستاره بودن بالا رفته بود و شروع به جا افتادن در برخی از عجیب‌ترین نقش‌های زندگی مقدس خود کرده بود. گرگ جک را به عنوان یک ناشر کتاب انتخاب می کند که توسط یک گرگینه گاز گرفته شده است. این شروع غم‌انگیز او را به تاجر بهتری تبدیل می‌کند، اما او را با یکی از هم‌عصرانش نیز درگیر می‌کند.

اگر چه گرگ اگر تماشاگران از نظر کیفیت آن به عنوان یک فیلم تقسیم شدند، نمی توان انکار کرد که نیکلسون عملکرد خود را میخکوب کرد. نیکلسون که در میانسالی در نقش‌های معتبرش عالی بود، هم به‌عنوان مدیر اجرایی قدرتمند و هم به‌عنوان مردی که به قدرت‌های گرگینه آلوده شده بود، قابل باور است. این فیلم ممکن است ترسناک باشد، اما نیکلسون فرضیه احمقانه‌ای را برای شروع مشروعیت می‌بخشد.

گارد عبور (1995)

نان و کره نیکلسون مانند شخصیت های بدون لول است و گارد عبور به او اجازه داد تا مارپیچ رو به پایین شخصیت را به روش های ظریف تری کشف کند. جک نقش یک جواهرفروش را بازی می کند که ماموریت انتقام گرفتن از راننده مستی را که به طور تصادفی فرزندش را کشته است آغاز می کند.

نیکلسون فوق‌العاده چیزی بود که تماشاگران قبلاً دیده بودند، اما مردی شکسته که چیزی برای از دست دادن نداشت، سلاح جدیدی در زرادخانه او بود. این فیلم برخی از فرصت‌های هنری خود را هدر داد، اما این مانع نشد که جک عمیقاً با شخصیت پیچیده‌اش عجین شود. متاسفانه، گارد عبور منتقدان را تحت تاثیر قرار داد، اما نه تماشاگران و در باکس آفیس شکست خورد.

حملات مریخ! (1996)

در حالی که به عنوان یک کلاسیک کالت در فیلم‌شناسی تیم برتون زندگی می‌کرد، حملات مریخ! باعث شد تماشاگران و منتقدان به طور یکسان با سردرگمی سر خود را بخارانند. این فیلم تهاجم مریخی به زمین را از دیدگاه های مختلف در سراسر ایالات متحده روایت می کند.

مطالب مرتبط: 10 فیلم تهاجم بیگانه که می توانید بارها و بارها تماشا کنید

جک در فیلم دو کاره بود و در واقع دو شخصیت کاملا متفاوت را بازی کرد. ابتدا به عنوان یک قمارباز سرسخت ظاهر شد و سپس به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده، نقشی که واقعاً با موقعیت او به عنوان یک بازیگر مناسب بود. نیکلسون با ذوقی یکسان به هر دو قسمت می افتد و به راحتی می توان فراموش کرد که هر دو او هستند. جک با درک لحن احمقانه فیلم از همان ابتدا، کاملاً با حس شوخ طبعی فیلم همراه با بقیه بازیگران عالی ترکیب می شود.

کلاغ (1963)

نیکلسون در اوایل کارش این فرصت را پیدا کرد که صفحه نمایش را با افسانه های نسل قبلی به اشتراک بگذارد و کلاغ سیاه عبور از مشعل بود. داستان این فیلم در دهه 1500 اتفاق می‌افتد و داستان جادوگری را دنبال می‌کند که پس از تبدیل شدنش به یک کلاغ توسط یک جادوگر شیطانی، برای کمک به سایر جادوگران مراجعه می‌کند.

برش تئاتر بلید رانر در مقابل برش کارگردان

نیکلسون با به اشتراک گذاشتن نمایشگر با نمادهایی مانند بوریس کارلوف و وینسنت پرایس، به عنوان مرد مستقیم فیلم می درخشد. در حالی که او در نهایت وارد نقش‌های فوق‌العاده می‌شد، خود را نشان داد کلاغ سیاه که او قادر بود نیمه دیگر معادله کمدی را بازی کند. اگرچه این فیلم هیچ ربطی به شعر کلاسیک پو ندارد، اما یک غوغای ترسناک احمقانه با بازیگران افسانه ای بود.

تیراندازی (1966)

برخلاف بسیاری از وسترن های شیک که هالیوود در آن زمان تولید می کرد، تیراندازی برداشت تلخ تری از این ژانر بود. یک زن جوان یک معدنچی را متقاعد می کند که به او کمک کند تا از دسر به شهر جدید سفر کند. در طول راه، باند یک تفنگچی خشن را که انگیزه های تاریک خود را دارد، انتخاب می کند.

نیکلسون نقش بیلی اسپیر را بازی می‌کند، یک مستأصل سیاه‌پوش که تمام جسارت‌های یک ضدقهرمان کلاسیک وسترن را به همراه دارد. ظرافت کلید اجرای او است و او هیچ یک از ویژگی های عجیب و غریبی که بسیاری از شخصیت هایش دارند به اسپیر نمی دهد. در عوض آرام و آهسته صحبت می کند و تماشاگران را با تعلیق بر لبه صندلی خود نگه می دارد.

جادوگران ایستویک (1987)

ترسناک و کمدی دو ژانر هستند که در کار نیکلسون به خوبی خدمت کرده اند و جادوگران ایستویک به او فرصتی داد تا این دو را ترکیب کند. این فیلم درباره سه زن در یک شهر کوچک است که آرزو می کنند کسی جالب وارد زندگی آنها شود. مانند اجابت دعای آنها، مرد عجیبی از راه می رسد و شروع به نشان دادن قدرت های ماوراء طبیعی به زنان می کند.

مطالب مرتبط: 10 بهترین فیلم درباره جادوگری

داریل ون هورن، نقش اصلی جک نیکلسون است، او متین و بداخلاق است، اما یک مزیت شوم نیز برای او وجود دارد. در طول فیلم، نیکلسون به شخصیتی شرور تبدیل می شود و تغییرات ظریفی را فقط از طریق بازی خود نشان می دهد. در پایان، نیکلسون برای فیلم پایانی آتش جهنمی و گوگرد کاملاً مناسب است و یادآور کار او در نقش جک تورنس در فیلم است. درخشان.

پادشاه باغ های ماروین (1972)

بازگشت دوباره به کار با کارگردان باب رافلسون پس از موفقیت بزرگ آنها پنج قطعه آسان ، پادشاه باغ های ماروین فرصت دیگری برای نیکلسون بود تا نشان دهد چه کاری می تواند انجام دهد. این فیلم درباره یک تاجر شبانه‌روز است که برادر مجری رادیوی خود را متقاعد می‌کند تا به یکی از طرح‌های پولدار شدن سریع او کمک کند.

این فیلم با همبازی بروس درن در یکی از بهترین نقش هایش، یک تور اجرایی است که الن برستین را نیز در بر می گیرد. فیلم با سرعت آهسته ای پیش می رود و بازیگران را ملزم می کند که همیشه در اوج بازی خود باشند. خوشبختانه برای بینندگان، سه نفر از سرنخ‌ها هر بار که روی پرده می‌روند عملاً برقی می‌شوند و نیکلسون فرصت نادری را به دست می‌آورد که دست کم گرفته شود.

آخرین جزئیات (1973)

آخرین جزئیات نیکلسون را پس از یک دهه بازی در شخصیت هایی که در حاشیه جامعه زندگی می کردند، در نقشی فرعی دید. به یک جفت افسر نیروی دریایی وظیفه جدیدی داده می شود تا یک ملوان در دادگاه نظامی را به نزدیکترین زندان نظامی منتقل کنند. در راه، دامپزشکان باتجربه تصمیم می‌گیرند تا قبل از اینکه مرد جوان در بند باشد، زمان خوبی را به او نشان دهند.

بیلی «بداس» بودوسکی شخصیت نیکلسون است و او اغلب محرک دردسر در داستان است. بودوسکی که از جنبه های تاریک زندگی خود فرار می کند، اصرار دارد که زندانی جوان را بیشتر شبیه خود کند. اگرچه این نقش سهم خود را از انرژی آشنای نیکلسون دارد، اما تحلیل ظریف تری از مردانگی و تأثیرات خدمت سربازی بر روان افراد است.

بعدی: 10 نظر نامطلوب در مورد فیلم های جک نیکلسون، به گفته Reddit