12 افزودن شخصیت جدید که یکبار آسیب می بیند (و 13 مورد که باعث نجات آن شد)

چه فیلمی را ببینید؟
 

7 فصل Once Upon a Time شخصیت های شاخص دیزنی را بیش از آنچه می توانیم حساب کنیم ، نشان می داد ، اما همه آنها موارد خوبی برای نمایش نبودند.





هنگامی که دیزنی و ABC این مجموعه تلویزیونی را راه اندازی کردند روزی روزگاری در سال 2011 ، بینندگان بلافاصله شیفته این موضوع شدند که چگونه این نمایش داستانهای پریان سنتی را مستقیماً از فیلم های دیزنی به عنوان داستان های کاملاً جدید بافته است. این مجموعه لایو اکشن نه تنها به برخی از شاهزاده خانمهای دیزنی که ناتوان ترند قدرت می بخشد ، بلکه بسیاری از شخصیت های انیمیشن دیزنی را به روشی زنده کرد که کسی تاکنون ندیده بود. هر یک از شخصیت ها داستان جدیدی پیدا کردند ، بدین معنی که اگرچه همه می دانستند این شخصیت ها چه کسی هستند ، اما هیچ کس واقعاً نمی دانست چه اتفاقی برای آنها خواهد افتاد.






این مجموعه در طول هفت فصل خود با موفقیت یک خلاصه داستان جدید برای شخصیت های دیزنی و داستان های افسانه ای معرفی کرد ، از جمله علاقه مندان به علاقه مندی ها از کاتالوگ شخصیت های کلاسیک دیزنی. نویسندگان نمایش به هر شخصیت خط داستانی خاص خود را داده و آن داستان را در کل آنچه در Storybrooke اتفاق افتاده است ، می بافند. اگرچه پس از این اتفاقات نیز خوشبختانه اتفاق افتاد ، اما هر شخصیت باید برای بدست آوردن پایان خوش خود بجنگد. برخی از شخصیت های جدید در داستان شخصیت های دیگر بازی می کنند. برخی از موارد اضافه شده اخیر در پس زمینه باقی ماندند ، اما حضور آنها برای کسانی که این نمایش را تماشا می کردند معنایی داشت.



با اينكه روزی روزگاری داستان خود را در اوایل سال جاری به پایان رساند ، بسیاری از شخصیت های محبوب و محبوب همیشه در قلب و ذهن بینندگان باقی می مانند. شخصیت های دیگری نیز وجود دارند که بعداً به نمایش پیوستند ، اما احتمالاً بهتر فراموش می شوند.

اینجاست 12 مورد اضافه شده شخصیت جدید که یکبار آسیب می بینند (و 13 مورد آن را نجات داد).






25ذخیره شده: Baelfire

شخصیت های مرد دیگر زیادی بودند که نمایش هدر نرفت. یکی از این شخصیت ها Baelfire ، پسر Rumpelstiltkin بود.



Baelfire دلیل تقریباً همه کارهایی بود که Rumpelstiltskin انجام داد ، اما او همچنین در کل سریال نقش اساسی داشت.






اما و نیل یک بار عاشق یکدیگر شدند ، که منجر به تصور هنری شد ، که به شکستن نفرین شهر کمک کرد.



Baelfire همچنین یک قهرمان بود ، که خود را برای نجات پدرش فدا کرد. اما در ادامه پسر دوم خود را به نام او نامگذاری کرد.

24هرت: پرنس فیلیپ

روزی روزگاری به نظر می رسید که با اکثر شخصیت های مرد خود ، به ویژه شاهزادگانش ، مشکل دارد. بیشتر شاهزادگان برای شاهزاده خانم هایشان آب نبات بودند و شخصیت آنها بسیار کم بود.

شاهزاده فیلیپ فقط در این سریال حضور داشت تا هدف شفق قطبی شود. در پایان ، حضور او چیزی جز صدمه زدن به شخصیت شخصیت آرورا نبود.

مولان عاشق آرورا بود. اگر پرنس فیلیپ هرگز حاضر نمی شد ، این سریال بسیار بهتر بود ، به طوری که این دو زن می توانستند رابطه عاشقانه ای با یکدیگر داشته باشند.

2. 3ذخیره شده: کاپیتان هوک

کاپیتان هوک بسیار عالی بود روزی روزگاری در فصل دو که احتمالاً باید شخصیتی در فصل یک بود.

این هوکی نیست که هواداران دیزنی با آن آشنایی داشته باشند: این یک هوک خوش تیپ و جوان با خط چشم و کلاهبرداری است که در صورت مشاهده پری دریایی به هیستریک می رود.

او فقط آب نبات چشم نبود: او همچنین شخصیتی بود که با عشق به اما سوان فرصتی برای رستگاری پیدا کرد.

او همچنین یک دوتایی از یک جهان متناوب داشت که با یافتن دخترش ، آلیس ، فداکاری کرد.

22Hurt: Mad Hatter

یک نکته اینجاست: اگر یک نمایش قصد دارد دنیای سرزمین عجایب و همچنین کلاهبردار دیوانه را معرفی کند ، باید او را درست کند.

جفرسون در واقع یک شخصیت سرگرم کننده بود ، و داستان او به عنوان کلاهبردار دیوانه به خوبی نوشته شده بود ، اما پس از آن بازیگری که او را به تصویر کشید ، سباستین استن ، کمی مشغول کار برای مارول شد ، و یک بار طرفداران هرگز او را دیگر ندیدند.

به همین دلیل او ضعف اضافه ای در نمایش داشت: زیرا در نهایت فراموش شد.

بیست و یکذخیره شده: آلیس (ارتفاعات Hyperion)

اگرچه راه اندازی مجدد فصل 7 تا حدودی مورد توجه قرار گرفت یا از دست رفت ، اما یک شخصیت در طول فصل درخشید. این شخصیت آلیس (یا تیلی) بود.

او به زیبایی به عنوان این دختر کمی آسیب دیده نوشته شده بود ، اما بینندگان از همان ابتدا می دانستند که چیز خاصی در مورد او وجود دارد.

بیل موری در ترجمه چه چیزی را زمزمه کرد

داستانی که باعث شد او متوجه شود پدرش هوک است شخصیت را حتی بهتر کرد و او یکی از نکات جالب توجه در این زمینه بود روزی روزگاری فصل آخر رابطه او با رابین نیز بسیار خوب تفکر شده و عمل کرد.

بیستهرت: گیدئون

یک داستان که یک جدول زمانی و تداوم گیج کننده بود ، داستانی بود که شامل گیدئون ، پسر بل و رومپلستیلتسکین بود.

گیدئون هنگامی که در رحم مادر بود ، آرزوهایی به مادرش داد تا از او در برابر پدرش که اغلب خطرناک بود ، محافظت کند. پس از تولد ، او در چنگال پری سیاه افتاد ، که او را با سرعت به دنیایی که زمان به طور متفاوتی حرکت می کرد ، دور کرد.

او قلب او را تاریک کرد ، و او به یکی از ضعیف ترین اشرار برای قدم زدن در خیابان های Storybrooke تبدیل شد.

19ذخیره شده: Cruella de Vil

کرولا د ویل را دوست ندارد؟ او یکی از شاخص ترین شخصیت های شرور دیزنی است و عشق او به خز توله سگ را باور نکردنی شرور می کند.

علاوه بر او به روزی روزگاری شخص خوبی بود و او به راحتی به عنوان یکی از بهترین خبیث ها برای عذاب کردن اما سوان و خانواده اش برجسته شد.

بسیاری از اینها با بازیگری که ویکوریا اسمورفیت را به تصویر کشیده بود ، ارتباط داشت که کرولا را به روشی هدایت می کرد که حتی بهتر از بازی گلن کلوز از این شخصیت در فیلم اکشن زنده 101 Dalmatians بود.

18آسیب: لوسی

فصل هفتم از روزی روزگاری یک بار راه اندازی مجدد سری را ارائه می دهد. این کار با یک دختر جوان به نام لوسی آغاز شد و در درب هنری بزرگسال حاضر شد و به او گفت که او دخترش است. وی در ادامه به او خبر می دهد که او عاشق سیندرلا ، مادرش است.

این بازگو کردن داستان اصلی چگونگی رفتن هنری به اما است ، اما یک چیز به شدت متفاوت بود: لوسی تقریباً به اندازه هنری جوان جذاب نبود. در عوض ، لوسی بیشتر به عنوان یک آفت برخورد کرد. اگرچه حق با او بود ، اما در این مورد بسیار مقدس بود.

17ذخیره شده: زلنا

یکی از بهترین شرورانی که تاکنون در داستان وجود داشته است جادوگر شریر است. چه زمانی روزی روزگاری او را به استوربروک به عنوان زلنا معرفی کرد ، او کاملاً تأثیرگذار بود. او همچنین تاریخچه خوبی کسب کرد و این موضوع که خواهر رجینا بود فقط داستان زیبایی در داستان کلی وی ایجاد کرد.

زلنا یکی از معدود شخصیت هایی بود که می توانست صحنه ای را با رجینا به اشتراک بگذارد و همچنان برجسته باشد.

او هم در Storybrooke و هم در Hyperion Heights سرگرم کننده ای شرورانه اضافه کرد. زنده باد جادوگر شریر!

16آسیب: گوتل

نویسندگان روزی روزگاری می خواست یک بد بزرگ با Gothel ایجاد کند ، اما او بیشتر فقط یک حسرت بزرگ بود.

مطمئناً ، داستان او به اندازه کافی جالب شروع شد ، خصوصاً وقتی طرفداران فهمیدند که او یک آدم هیزم چوبی است که به دلیل تخریب نخلستان خود از انسان عصبانی بود.

در پایان ، شکست او از حد معمول حاصل شد: بوسه عشق واقعی.

و حتی در فینال سریال هم نیامد.

اگر چه او ظاهرا بزرگ بزرگ از بود یک بار فصل آخر ، او کاملاً به اندازه دکتر Facilier بد نبود.

پانزدهذخیره شده: رابین هود

تعجب آور است که رابین هود در فیلم حضور پیدا نکرد روزی روزگاری تا فصل دوم آن داستان او حتی در فصول بعدی حتی واقعاً شروع نشد.

او اساساً شخصیتی بود که هواداران از افسانه می شناختند ، اما این اتفاق وقتی رخ داد که او با رجینا میلز ، ملکه شیطانی آشنا شد و عاشق او شد. البته ، مسیر آنها برای رسیدن به خوشبختی سنگین بود ، به ویژه با مسئولیت از دست دادن خدمتکار ماریان ، ملکه شیطان ، اما در نهایت ، عشق واقعی غالب شد.

خوب ، این غالب شد تا اینکه او هلاک شد. اما او به رجینا کمک کرد تا مسیر خوب خود را پیدا کند.

14Hurt: Rapunzel و دخترانش (Hyperion Heights)

فصل آخر روزی روزگاری احساس در سراسر مکان. یکی از داستان های داستانی که احساس اختلاط می کرد مربوط به نامادری ایول و مادرزن شیطانی بود.

هرچند که بارها پیشینه این شخصیت های افسانه ای را بازنویسی می کرد ، اما وقتی طرفداران متوجه شدند که نامادری شیطانی راپانزل است ، عجیب شد.

او اغلب آزار دهنده بود و کاملاً شرورانه نبود که ممکن است تصور شود.

راپونزل و دریزلا تبه کاران ضعیفی بودند و تمام داستان مربوط به نجات آناستازیا چندان منطقی نبود.

13ذخیره شده: مولان

یکی از بهترین و دست کم گرفته ترین شخصیت های روزی روزگاری مولان است همه داستان مولان را می دانند ، اما موارد بسیار بیشتری در سریال وجود داشت.

اول ، او یک لزبین بود - یکی از اولین شخصیت های LGBT در این مجموعه. دو ، او در آموزش شمشیر به مریدا کمک کرد. سه ، او عاشق آرورا بود.

عشق او به آرورا بود که نویسندگان کاملاً به آن لطمه زدند. مولان عصبانی شد تا احساس خود را به آرورا بگوید ، اما قبل از اینکه چیزی بگوید ، آرورا اعلام کرد که از فرزند فیلیپ باردار است. مولان ، متضرر ، رفت و هواداران پس از آن تعداد زیادی از او را ندیدند.

آواتار آخرین airbender فصل 4 قسمت 1

12آسیب: پیتر پن

پیتر پن این فرصت را داشت که به یکی از سرگرم کننده ترین شخصیت های موجود تبدیل شود روزی روزگاری .

داستان او با چمدان های زیادی فرو رفته بود که به جای یک پسر خوشحال پرواز ، او بیشتر پیرمرد بدخلقی بود که در بدن یک پسر محبوس شده بود.

او همچنین در جستجوی قلب یک م belمن واقعی یک شرور شد تا بتواند جاودانه شود.

مطمئناً این چیزی است که طرفداران از این شخصیت می دانستند اما نتیجه ای نداشت. هرچند که تماشاگران می فهمیدند او نیز پدر رومپلستیلتکین است ، همه چیز عجیب تر می شود.

یازدهذخیره شده: مریدا

مریدا اولین شاهزاده خانم دیزنی بود که علاقه خاصی به عشقش نداشت. این در حال حاضر او را به یک شخصیت جالب تبدیل کرده است زیرا او قالب شاهزاده خانمهای قبلی دیزنی را شکست.

روزی روزگاری پس از فوت پدرش او را وارد داستان خود كرد: مریدا بزرگتر بود و آماده می شد تا ملكه قلمرو خود شود. قوس داستان او باعث شد که با برخی از زن ستیزها برخورد کند که فکر نمی کردند او شایسته پیگیری است ، اما او اشتباه آنها را ثابت کرد و ملکه شد.

10آسیب: هادس

چه زمانی روزی روزگاری اعلام کرد که هادز در این سریال ظاهر خواهد شد ، طرفداران هیجان زده شدند. هادس ، از فیلم انیمیشن هرکول ، یکی از بهترین شرورهای مدرن دیزنی است. او بسیار سرگرم کننده بود هرکول و طرفداران می خواستند بیشتر ببینند

وقتی او در تلویزیون ظاهر شد ، به اندازه همتای انیمیشن خود سرزنده نبود.

CGI موی شعله آبی آنقدر بد بود که بیشتر طرفداران فقط خرد شدند. او آنقدر بامزه نبود و به قدری ضعیف بود که به یک شرور ضعیف دیگر در سریال تبدیل شد. او یک انگشت شست بی اشتیاق به پایین بود.

9کمک کرد: السا و آنا

شخصیت های جدیدترین فیلم های انیمیشن دیزنی اغلب دوباره تصور می شوند روزی روزگاری به عنوان خود بزرگتر آنها این مورد در مورد السا و آنا بود ، که چندین سال پس از وقایع در نمایش ظاهر شدند منجمد .

طرفداران بیشتر در بزرگسالی به دیدن خواهران می روند و آنها حتی می توانند برنامه ریزی انجام دهند که سرانجام آنا ازدواج کرد و با کریستف ازدواج کرد.

داستان آنها در روزی روزگاری یک عاقبت کامل برای بود منجمد و یک یادآوری خوب بود که چرا همه در وهله اول آنها را دوست داشتند.

8هرت: دکتر جکیل و آقای هاید

شخصیت هایی که به طور کلی عملکرد خوبی ندارند روزی روزگاری کسانی هستند که از ادبیات گرفته شده اند به دلایلی عجیب ، این سریال فکر می کرد که آوردن شخصیت دکتر جکیل و آقای هاید ایده خوبی است ، اما داستان آنها چیز زیادی به این سریال ارائه نمی دهد.

اگرچه این مجموعه سعی داشت پیچ و تاب جدیدی در داستان ایجاد کند ، اما هرگز واقعاً مناسب به نظر نمی رسید.

در پایان ، شخصیت ها کم و بیش فراموش می شوند ، درست مانند سرزمینی که گویا از آن آمده اند ، سرزمین داستان های ناگفته.

7کمک کرد: آریل

یکی از محبوب ترین پرنسس های دیزنی در تمام دوران ها آریل ، پری دریایی است که عاشق یک شاهزاده انسانی شده است. راهی نبود که او نتواند در آن ظاهر شود روزی روزگاری ، گرچه شرم آور است که او از همان ابتدا بخشی از نمایش نبود.

پیچ و تاب داستان آریل (با ملکه شیطانی که صدای او را می گرفت) نکته خوبی بود که شخصیت را از ابعاد بیشتری به عنوان یک شخصیت متحرک برخوردار کرد.

در پایان ، درست مثل همان پری دریایی کوچک ، عشق غالب شد و آریل شاهزاده خود را بدست آورد.

6آسیب: ویکتور فرانکشتاین

شخصیتی دیگر که فقط هرگز در محیط بازی نمی گنجد روزی روزگاری ویکتور فرانکشتاین بود. حتی نام غیرتصویری قلمرو اصلی او ، Frankenrealm ، فقط کار نمی کند.

این سریال سعی کرد با ساختن سیاه و سفید همه چیز در آن ، سرزمین او را متمایز کند و این احساس بی جا بود.

مثل این بود یک بار به یک شخصیت دکتر احتیاج داشت ، و این تنها چیزی است که آنها می توانند ارائه دهند. سرانجام ، همه ویکتور موجود را فراموش کرده اند ، که احتمالاً بهترین است. فرانكشتاین هرگز نوعی از شخصیت مورد نیاز نمایش نبود.

5کمک شده: بدخیم

یکی از خنده دارترین و شرورترین شرورانی که تاکنون از طریق فیلم دیزنی والس کرده است ، Maleficent است. روزی روزگاری مجبور شد او را به عنوان شخصیت درگیر کند یا عواقب طرفداران هاردکور دیزنی را که می خواستند او را ببینند متحمل شود.

Maleficent از اولین حضور در فصل اول که علیه ملکه شیطان صعود کرد ، یکی از بهترین شخصیت های سریال بود. هم تیمی او با اورسولا و کرولا نیز در فصل چهار مورد خوبی بود.

داستان در مورد از دست دادن کودک خود نیز اضافه کردن داستان پس زمینه او بود ، و توضیح می داد که چرا اینقدر از سفید برفی متنفر است.

4هارت: علاladالدین و یاسمن

برخی از شخصیت ها فقط به پایان می رسند روزی روزگاری برای هدر رفتن در پس زمینه خطوط داستانی. این مورد علاladالدین و یاسمن است که در فصل شش ظاهر شدند.

آنها نقش کمی در Storybrooke داشتند ، اما در نهایت ، آنها کار زیادی برای تأثیرگذاری روی چیزها انجام ندادند.

پس زمینه آنها کم و بیش همانند فیلم انیمیشن بود و اگرچه پایان خوش خود را به دست آوردند ، اما همچنان در این سریال احساس بی معنی می کردند. این شرم آور است ، زیرا آنها می توانستند کارهای بیشتری انجام دهند.

3کمک کرد: تینکربل

اگرچه تمام خط داستانی Neverland و Peter Pan چندان جالب نبودند ، اما یک شخصیت از بقیه برجسته بود. این شخصیت Tinkerbell بود ، یکی از محبوب ترین جن ها در همه موارد دیزنی.

وقتی تیم Storybrooke در جزیره Lost Boys گرفتار شد ، Tinkerbell دقیقاً مفید نبود ، اما او نقشی اساسی در زندگی Regina داشت.

این تینکربل بود که به رجینا گفت که او عشق واقعی خود را ملاقات خواهد کرد. اگرچه رجینا در آن زمان سرپیچی می کرد ، بعداً فهمید که عاشق شدن رابین هود همیشه سرنوشت است.

دوهات: جعفر

جعفر بعنوان یک شرور دیزنی یکی از ترسناک ترین افراد است که به یک فیلم انیمیشن علاقه مند است. اما بنا به دلایلی ، به نظر نمی رسید که او یکبار ترسناک به نظر برسد وقتی که به عمل زنده = عمل می رود روزی روزگاری .

با توجه به اینکه شخصیت قبل از آن در یک سریال اسپین آف ظاهر شده بود ، مقدمه او نیز کمی ساختگی بود. روزی روزگاری در سرزمین عجایب .

تنها چیزی که کار کرد پایان دادن به او بود: او به عنوان جن در بطری گیر افتاد.

در غیر این صورت ، او آنقدر تهدیدآمیز نبود و پیشنهاد کمی برای فصل شش داد.

1کمک کرد: تیانا

شرم آور است که مدت زیادی طول کشید روزی روزگاری تا تیانا را وارد صحنه کند ، اما او سرانجام در فصل آخر سریال ظاهر شد. او همه چیز طرفداران شخصیت بود: سخت کوش ، وفادار ، صریح و بی روح.

او به عنوان بهترین دوست سیندرلا ثابت کرد که برای کسانی که به آنها علاقه دارد می جنگد. داستان عقب او نیز جالب بود زیرا کار خود را نه به عنوان یک شاهزاده خانم بلکه به عنوان ملکه پادشاهی خودش آغاز کرد.

همچنین یک پیچ و تاب خوب با یک قورباغه وجود داشت که داستان او را به سمت بهتر تغییر داد.

---

شخصیت جدیدتر مورد علاقه شما به چه کسی اضافه شد روزی روزگاری ؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!