15 به یاد ماندنی ترین نقل قول از گرما

چه فیلمی را ببینید؟
 

همراه با چند سکانس اکشن هیجان انگیز و لحظات پرتنش، فیلم جنایی Heat محصول 1995 مملو از دیالوگ های عالی و خطوط به یاد ماندنی است.





در سال 2019، ایرلندی سروصدای زیادی در نتفلیکس ایجاد کرد، تا حد زیادی به لطف شیمی سنگین بین رابرت دنیرو و آل پاچینو بازیگران اصلی. اما این اولین باری نبود که این غول های بازیگری با هم صفحه نمایش را به اشتراک گذاشتند. حرارت به عنوان یکی از بهترین فیلم های جنایی تاریخ شناخته می شود. کلاسیک مایکل مان به طور درخشان و حماسی زندگی افرادی را که در طرف های مخالف قانون قرار دارند و در مسیر برخورد با یکدیگر قرار می گیرند، شرح می دهد. این فیلم همچنین دارای بازیگران قابل توجهی است که پاچینو و دنیرو در آن نقش آفرینی می کنند.






مطالب مرتبط: 10 شخصیت به یاد ماندنی از فیلم های مایکل مان



در کنار چند سکانس اکشن هیجان انگیز و لحظات پرتنش، فیلم مملو از دیالوگ های عالی و خطوط به یاد ماندنی است.

به روز شده در 27 سپتامبر 2021 توسط کالین مک کورمیک: نزدیک به سه دهه پس از انتشار، حرارت هنوز به عنوان یک شاهکار حماسی جنایی پابرجاست. اگرچه تیمی که این داستان پلیس ها و دزدان را زنده کرد، همگی پروژه های تحسین شده دیگری را انجام دادند، اما این فیلم در تمام حرفه آنها یک نقطه برجسته باقی مانده است. و در کنار مجموعه‌های اکشن هیجان‌انگیزی که فیلم به آن‌ها شهرت دارد، حرارت حتی نقل قول های به یاد ماندنی تری دارد که تک خطی های بد، مشاهدات روشنگرانه در مورد این جهان، و حتی لحظات نادری از شوخ طبعی است.






فیلم ها و برنامه های تلویزیونی پاتریک جی آدامز

پانزده'چون مرد مرده ای در انتهای این خط F***Ing وجود دارد.' - نیل مک کاولی

یکی از طرح های فرعی در حرارت داستان حول محور نیل مک‌کاولی و خدمه‌اش می‌چرخد که در یک معامله با تاجری به نام ون زاند، دو بار به هم می‌رسند. متأسفانه برای ون زاند، او نمی داند که این مردان چقدر خطرناک هستند.



بعد از اینکه معامله اشتباه می‌شود، مک‌کاولی با ون زاندت تماس می‌گیرد که از شنیدن زنده بودن او متعجب می‌شود اما سعی می‌کند آن را باحال بازی کند. او از مک‌کاولی می‌پرسد که دارد چه کار می‌کند و مک‌کاولی پاسخ می‌دهد: 'من با یک تلفن خالی صحبت می‌کنم... زیرا یک مرد مرده در آن طرف خط جنگ وجود دارد.'






14'من تنها هستم؛ من تنها نیستم. - نیل مک کاولی

مک کاولی یک شخصیت جنایتکار جذاب است زیرا در صحنه اولیه نشان می دهد که او چقدر مایل به کشتن است تا گرفتار نشود. اما فیلم سپس به بررسی او به عنوان یک شخصیت پیچیده‌تر می‌پردازد، از جمله رابطه رو به رشد با زن جوانی به نام ایدی.



این رابطه بینش بیشتری در مورد این مرد می دهد زیرا او نسبت به او کمی آسیب پذیرتر می شود. وقتی از مک‌کاولی پرسیده می‌شود که آیا او در زندگی انفرادی‌اش تنها می‌شود، اشاره می‌کند که تفاوتی بین تنهایی و تنهایی وجود دارد، که نشان‌دهنده نگاه سرد و بی‌تفاوت او به جهان است.

13'F*** چیست؟' باربیکیو و بازی با توپ؟ - نیل مک کاولی

صحنه نمادین غذاخوری در حرارت فقط دیدن دو بازیگر قدرتمند در حال اجرای مقابل دیگری نیست. لحظه گیرای این دو مرد در طرف مقابل قانون است که در حال حرکت به سمت یک مسیر برخورد با یکدیگر هستند و متوجه می شوند که آنها چندان متفاوت نیستند.

divinity original sin 2 rogue or shadowblade

در حالی که مک کاولی و کارآگاه وینسنت هانا به صراحت در مورد زندگی خود صحبت می کنند، هانا از مک کولی این سوال واضح را می پرسد: آیا او هرگز یک زندگی عادی می خواست؟ با این حال، مک کاولی آن را به عنوان 'کباب بازی و توپ بازی' رد می کند و واضح است که هانا نیز همین احساس را دارد.

12'من بهترین کار را انجام می دهم. من نمره میگیرم شما بهترین کار را انجام می دهید. سعی کنید از مردانی مثل من جلوگیری کنید. - نیل مک کاولی

با تمام هیجان تیراندازی ها و سکانس های هیجان انگیز سرقت، به راحتی می توان فراموش کرد که حرارت داستانی بسیار ساده از دو مرد است که کار خود را انجام می دهند. مک کاولی و هانا این را به عنوان یک نبرد حماسی نمی دانند، بلکه آن را چیزی می دانند که هر دو در انجام آن خوب هستند.

مک کاولی به اختلافات آنها می پردازد که می تواند منجر به کشتن یکدیگر شود، اما او دیدگاهی کاملاً واقعی از آن دارد. او طوری صحبت می کند که گویی چاره ای در این مورد وجود ندارد و هر دو باید کاری را که در آن خوب هستند انجام دهند.

یازده'خوب می دانم، برای من، اکشن آب است.' - مایکل چریتو

وقتی مک‌کاولی و خدمه‌اش متوجه می‌شوند که توسط هانا و تیمش تحت نظر هستند، خطرات امتیاز بعدی آنها بسیار بیشتر می‌شود. خدمه دور هم جمع می شوند تا در مورد اینکه آیا ارزش دارد که دزدی بانک خود را همانطور که برنامه ریزی شده است پشت سر بگذارند یا خیر.

مطالب مرتبط: 10 بهترین کمدی آل پاچینو، رتبه بندی شده بر اساس Rotten Tomatoes

مک‌کاولی به دوستش مایکل پیشنهاد می‌کند که او به این ریسک نیازی ندارد و پول کافی برای ترک آن دارد. اما مایکل پاسخ می دهد که موضوع فقط پول نیست. هیجان کار چیزی است که او به دنبال آن است.

10'شما نمی توانید تلویزیون F** King من را تماشا کنید!' - وینسنت هانا

حرارت فیلمی بسیار جدی است که اکثر شخصیت هایش زندگی سرد و ناراحتی دارند. با این حال، لحظات طنز سرگرم‌کننده‌ای در طول داستان وجود دارد که بیشتر آنها از پاچینو در نقش کارآگاه بی‌نظیر و در عین حال حرفه‌ای وینسنت هانا می‌آیند.

در حالی که وینسنت بر سرنگونی آخرین باند سارقان متمرکز است، ازدواج او شروع به فروپاشی می کند. هنگامی که او به خانه می آید تا همسرش را با مرد دیگری پیدا کند، این منجر به یک رویارویی ناراحت کننده می شود. وینسنت در حالی که روی کاناپه نشسته با مرد گیج روبه‌رو می‌شود و به او می‌گوید که برایش مهم نیست که با همسرش بخوابد، اما تماشای تلویزیون او جایی است که او خط و نشان می‌دهد.

9'من باید آن را دریافت می کردم.' - واینگرو

در اوایل فیلم، خدمه دزدان حرفه ای نیل مک کاولی معرفی می شوند. در حالی که خدمه بسیار حرفه ای و موثر هستند، یک عضو جدید، Waingro، یک مسئولیت است. در جریان دزدی ماشین زرهی، واینگر خونسردی خود را از دست می دهد و یک نگهبان را اعدام می کند که منجر به مرگ دو نفر دیگر می شود.

همانطور که تیم بعداً ملاقات می کند، واینگرو به وضوح می داند که بقیه از او راضی نیستند. او دروغ می‌گوید و می‌گوید نگهبان حرکتی انجام می‌دهد و توضیح می‌دهد، 'باید آن را انجام دهم.' نیل فوراً او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و این احساس را از بین می برد که وانگرو یک مرد سرسخت است.

8ما تازه ساخته شدیم. - وینسنت هانا

بازی موش و گربه بین نیل و وینسنت یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های فیلم است. هم این مردان و هم تیم مربوطه آنها در مشاغل خود بسیار ماهر هستند، که آنها را به دشمنان قدرتمندی تبدیل می کند.

وینسنت و تیمش نیل و خدمه‌اش را در یک مکان دنبال می‌کنند و صحبت‌های آن‌ها در مورد یک کار آینده را می‌شنوند. پس از آن، وینسنت و پلیس به منطقه می روند و سعی می کنند بفهمند هدف چیست. ناگهان وینسنت متوجه می شود که آنها هدف بوده اند و نیل اکنون آنها را تماشا می کند. او با انزجار دشمن خود را تحسین می کند و اعتراف می کند: 'ما تازه ساخته شدیم.'

7'قطره کلاه، این بچه ها راک اند رول خواهند کرد.' - وینسنت هانا

وینسنت از خشونتی که جنایتکارانی مانند نیل قادر به انجام آن هستند، وحشت زده می شود، اما به نظر می رسد که او برای حرفه ای بودن در محل کار احترام قائل است. او به تعقیب جنایتکاران احمق عادت کرده است، بنابراین از یافتن چند دزد که می دانند چه کار می کنند شگفت زده می شود.

در حالی که از صحنه جرم ماشین زرهی عبور می کند، توضیح می دهد که آنها به خاطر این کار نمی کشند، بلکه به این دلیل که کارآمد هستند. وقتی اوضاع بالا گرفت، از کشتن نگهبانان تردید نکردند تا شاهدی باقی نگذارند. وینسنت می‌داند که این تیم دزدی تاثیرگذار در حال خرابکاری نیست.

هانس ماشین سریع و خشمگین توکیو دریفت

6'بهت گفتم هرگز برنمیگردم.' - نیل مک کاولی

کل فیلم به نظر می رسد که به رویارویی اجتناب ناپذیر بین وینسنت و نیل منجر می شود. حس حماسی آن لحظه نه تنها به این دلیل که پاچینو و دنیرو هستند، بلکه به این دلیل که این دو مرد برای یکدیگر احترام زیادی قائل هستند، حتی مؤثرتر است.

اوج فیلم متوجه می شود که وینسنت در حال تعقیب نیل در فرودگاه است. با وجود هر احترامی که ممکن است برای یکدیگر قائل باشند، هر دو آماده کشتن هستند. بعد از اینکه وینسنت اسلحه نیل را پایین می‌آورد، می‌توانند آخرین لحظه را به اشتراک بگذارند و آخرین شات زیبای فیلم را بسازند.

5'چون او یک A** عالی دارد!' - وینسنت هانا

پاچینو همیشه یک مجری جذاب بوده است و نقش وی در نقش وینسنت هانا انرژی زیادی به فیلم می بخشد. در حالی که دنیرو نقش یک جنایتکار محجوب تر را بازی می کند، وینسنت بی بند و بار، وحشی و غیرقابل پیش بینی است. به نظر می رسد که پاچینو با این نقش خوش می گذرد.

بعدی: 10 فیلم برتر رابرت دنیرو (براساس متاکریتیک)

وینسنت در صحنه ای به یاد ماندنی با مردی (هنک آزاریا) روبه رو می شود که با زنی که در باند نیل دخیل است رابطه نامشروع دارد. در حالی که مرد ناله می کند که چرا با او قاطی شده است، وینسنت فریاد می زند. چون او یک ** عالی دارد! به گفته او توییت ، واکنش حیرت‌انگیز ساریا به لحظه فوق‌العاده بدون فیلمنامه بود.

4'همه چیزهایی که داری را بده!' - وینسنت هانا

به عنوان وینسنت، عملکرد پاچینو از آرام و جمع‌آوری‌شده تا وحشیانه و بیش از حد متغیر است و غیرقابل پیش‌بینی قانع‌کننده‌ای را به او اضافه می‌کند. اگرچه جنبه‌های وحشی شخصیت هرگز حواس‌تان را پرت نمی‌کند، اما صحنه‌های خاصی را طعم‌دار می‌کند.

در یک صحنه، وینسنت با یکی از خبرچینان خود روبرو می شود که از وظایف خود غفلت کرده است. پاچینو در این صحنه کاملاً رها می شود و با انرژی دیوانه کننده خطوط خود را فریاد می زند. بار دیگر، همبازی‌های او در صحنه کاملاً از این طغیان‌ها شوکه شده‌اند، که صحنه را خنده‌دارتر می‌کند.

3'چی میگم من برات یه فنجان قهوه میخرم؟' - وینسنت هانا

این خط ساده یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه های فیلم تاریخ را آغاز می کند. وینسنت پس از تعقیب یکدیگر برای بیشتر فیلم، نیل را در ماشینش دنبال می کند. هر دو مرد اسلحه های خود را آماده کرده اند، اما وینسنت به آنها پیشنهاد می کند که با هم یک فنجان قهوه بخورند.

دیدن این دو اسطوره بازیگری که در یک صحنه به اشتراک می گذارند به اندازه کافی هیجان انگیز است، اما آنها واقعاً بازی A را به این لحظه می آورند. مردان در مورد زندگی، کابوس ها، و کدهای خود صادق هستند. مطابق با فیلم اسلش ، مان به طور خاص نمی خواست این دو بازیگر صحنه را قبل از فیلمبرداری تمرین کنند، که در نهایت نتیجه داد.

دو'برادر، تو داری میری پایین.' - وینسنت هانا

صحنه کافه بین وینسنت و نیل با مقداری متمدنانه اجرا می شود. با این حال، در پایان، این دو مرد باید پایان اجتناب ناپذیر این مسیری را که در آن قرار دارند، تصدیق کنند.

وینسنت توضیح می‌دهد که اگرچه ممکن است برای نیل احترام قائل باشد، اما اگر بین کشتن او برای نجات جان چند بی‌گناه باشد، چاره‌ای ندارد و می‌گوید «برادر، تو داری پایین می‌روی». اما نیل توضیح می دهد که روی دیگر این سکه وجود دارد. اگر وینسنت بین نیل و آزادی او قرار بگیرد، در کشتن او تردیدی نخواهد داشت، حتی پس از رودرروی دلپذیر آنها.

1'...اگر گرما را در گوشه و کنار احساس می کنید.'

اگرچه نیل و وینسنت هر دو خود را در دو طرف قانون می‌بینند، اما فیلم به وضوح نشان می‌دهد که آن‌ها تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند. به نظر می رسد این دو مرد بلافاصله آن رابطه خویشاوندی را درک می کنند و این کدهای نیل برای چگونگی زنده ماندن در این زندگی است که به نظر می رسد هر دو مرد با آن زندگی می کنند.

فصل 6 ahs بر اساس یک داستان واقعی است

کلماتی که نیل با آن زندگی می‌کند این است: «اجازه ندهید به چیزی وابسته شوید که نمی‌خواهید در عرض 30 ثانیه از آن خارج شوید، اگر گرما را در اطراف احساس کردید». هر دو مرد به خاطر مسیرهایی که انتخاب کرده اند، زندگی های دور و تنهایی دارند. مشخص نیست که آیا آنها می توانند یا می خواهند آن را تغییر دهند.

بعدی: 10 نقل قول به یاد ماندنی از سگ های مخزن