بازگشت به آینده: ترازهای D&D شخصیت های اصلی

چه فیلمی را ببینید؟
 
منتشر شده در 28 ژوئن 2020

سه گانه بازگشت به آینده دارای تعداد زیادی شخصیت به یاد ماندنی است و در اینجا نحوه قرار گرفتن آنها در نمودار همسویی اخلاقی Dungeons and Dragons آمده است.










اگر بتوان سینمای دهه 1980 را در قالب یک کلیشه جمع کرد، آن فیلم‌های نوجوانانه خواهند بود، که چندین مورد از آن‌ها به خاطر نمایش زیرمجموعه‌ای از مردم نادیده گرفته شده مورد تحسین قرار گرفته‌اند. با این حال تعداد کمی از آنها همان سطح نمادین را دریافت کردند بازگشت به آینده فرنچایز، یک ماجراجویی جنون آمیز در زمان سفر که به هالیوود نشان داد که چگونه علمی تخیلی و کمدی می توانند ترکیبی عالی باشند.



مطالب مرتبط: بازگشت به آینده: 5 چیز که به خوبی پیر شدند (و 5 چیز که نه)

کارگردانی رابرت زمکیس و با بازی مایکل جی فاکس، بازگشت به آینده خود را محکم در آگاهی جمعی فرهنگ پاپ جا انداخته است. یکی از معیارهای برجستگی آن در این واقعیت نهفته است که ریک و مورتی چندین مماس از داستان وام گرفته است. با این حال، شخصیت‌های سه‌گانه آنقدر سورئال نیستند. در عوض، آنها انسانی هستند، و هر کدام دارای یک حس اخلاقی متفاوت هستند که به راحتی می توان آنها را تحت سیستم هم ترازی Dungeons & Dragons طبقه بندی کرد.






کلارا کلیتون: خوب قانونی (صلیبی)

کلارا کلایتون نقشی فرعی در فیلم ها بازی می کند، اما این به این دلیل است که او فقط در قسمت آخر ظاهر می شود. ماهیت صلیبی او از این واقعیت مشهود است که او تمام راه را تا دره هیل طی می کند تا معلم مدرسه شود. او دانش در علم را بسیار مهم می داند.



تلویزیون هوشمند سامسونگ به وای فای متصل نمی شود

کلارا بسیار منضبط است، چون می‌بیند که حتی از بافورد تانن، خطرناک‌ترین مرد شهر، هیچ حرفی نمی‌زند. او همچنین وقتی معتقد است که داک براون درباره هویتش به او دروغ می گوید ناراحت می شود، زیرا این یک توهین اخلاقی به او است.






جورج مک فلای: خوب خنثی (خیرخواه)

جورج مک فلای روح مهربانی است که به مگسی صدمه نمی زند، و همین باعث می شود که بیف تانن، قلدر دبیرستانی بدسرپرستش که بزرگ می شود تا رئیس بدرفتار او در دنباله فیلم اول شود، از او سوء استفاده کند. با این وجود، زمانی که او در برابر بیف موضع می گیرد، یک خیرخواه می شود و با دیدن حمله او به عشق زندگیش، لورین، با یک مشت او را از پای در می آورد.



این تغییر در گذشته به طور بنیادی آینده را تغییر می دهد و جورج به عنوان یک نویسنده مشهور از زندگی دلپذیری لذت می برد و به خاطر اینکه فردی قوی و در عین حال دلسوز است، هر آنچه را که در زندگی سزاوار آن است به دست می آورد.

Marty McFly: Chaotic Good (Rebel)

مارتی یک بچه دبیرستانی خوش شانس است که با اکثر فیلم های کلیشه ای دهه 80 تفاوتی ندارد. اگرچه پدر و مادرش کاملاً ایده آل نیستند - تا زمانی که حلقه زمان دوباره بافته شود، او عاشق زندگی خود، عمدتاً اسکیت بورد و دوست دخترش، جنیفر است.

راه های مردن در سیمز 4

مربوط: 10 کمدی علمی تخیلی که اگر دوست دارید بازگشت به آینده را تماشا کنید

کاملاً واضح است که او یک شورشی است و نگرش ضعیف پدرش نسبت به بیف را به عنوان یک ردای نالایق برای به ارث بردن رد می کند. مارتی با کمال میل با داک به گذشته سفر می‌کند و با قاطعیت ثابت می‌کند که وقتی قوانین سخت‌گیرانه جامعه یا فیزیک را رعایت نمی‌کند، زندگی را جالب‌تر می‌بیند.

جنیفر پارکر: بی طرف قانونی (قاضی)

دوست دختر مارتی که در آینده همسر او می شود، جنیفر جین پارکر است. او از بسیاری جهات نقطه مقابل مارتی است، خونسرد، جمع و جور است، و همیشه توصیه های منطقی به غرغرهای دوست پسرش ارائه می دهد.

به عنوان مثال، هنگامی که گروه او، Pinheads، به دلیل 'بیش از حد بلند بودن' از Battle of the Bands حذف شد، جنیفر مارتی را متقاعد می کند که نگرانی در مورد آن چیزی را حل نمی کند. او که یک قاضی است، به او پیشنهاد می کند که در عوض دمو گروهش را به یک شرکت ضبط بفرستد زیرا آینده روشنی برای او در موسیقی وجود دارد.

لورین بینز: بی طرف واقعی (بی تصمیم)

لورین در مرکز فیلم اول قرار دارد، دختر نوجوان/مادر آینده‌ای که مارتی باید برای فرار از چنگالش بجنگد. او ممکن است مانند یک شورشی به نظر برسد، à la Marty، اما او به خوبی در رده Undecidedها قرار می گیرد.

لورین نقش یک دختر عالی را در مقابل والدین مستبد خود قرار می دهد و همزمان به سیگار، الکل و 'شب های بیرون' می پردازد. البته هیچکدام از اینها لزوماً بد نیستند، اما فقط بلاتکلیفی لورین را در تجربیات خود نشان می‌دهد که به دخترش لیندا می‌گوید «هرگز با یک پسر در ماشین پارک شده ننشینید» زیرا «آنها فکر می‌کنند که شما ارزان هستید. .

انیشتین: بی طرف واقعی (تصمیم نشده)

اگرچه انیشتین نسبت به داک براون وفاداری کمی دارد. او یک سگ است، و به همین دلیل، بیشتر به غذاهای کبدی و انسان دوستانه برای بازی کردن علاقه دارد. مناسب است که اولین مسافر زمان در تاریخ یک شخصیت بلاتکلیف باشد، زیرا نقش به هر نحوی نباید تعصب یا قضاوتی داشته باشد.

مطالب مرتبط: بازگشت به آینده: 10 چیزی که هرگز در سه گانه به آن توجه نکردیم

احتمالاً به همین دلیل است که Doc در وهله اول DeLorean را روی انیشتین آزمایش می کند. به عنوان یک غیرانسانی بی طرف، هیچ شکلی از اقتدار ملی یا جهانی نمی تواند ادعایی در مورد دستاورد او داشته باشد.

امت «دک» براون: هرج و مرج خنثی (روح آزاد)

امت «دک» براون، مردی که در پشت دستگاه است، در وهله اول دلیل امکان سفر در زمان است. او که یک دانشمند عجیب و غریب کلیشه ای است، خود را درگیر سرگرمی های خطرناکی می کند، مانند پاره کردن دسته ای از فروشندگان پلوتونیوم.

آخرین فرصت فصل 2 کی در نتفلیکس خواهد بود

به عنوان یک روح آزاد، داک خود را ملزم به قوانین روانشناسی انسان نمی بیند - حداقل تا زمان ملاقاتش با کلارا. او همچنین در مواردی بی احتیاطی کرده است، مانند زمانی که به طور عمومی ماهیت DeLorean را فاش می کند، که بیف باستانی را وادار می کند تا طرح های خود را آغاز کند.

آقای استریکلند: شر قانونی (سلطه گر)

آقای استریکلند، مدیر خشن مدرسه با بیزاری از افراد بی بند و بار، کل قبیله مک فلای را به دلیل عدم علاقه ادعایی آنها به دانشگاهیان تحقیر می کند. اگرچه مشخص شده است که او در جوانی مردی دلسوز بوده است، حتی در دوران دبستان از بیف تانن دفاع می‌کرد – اما اصلاح‌ناپذیری دومی مسئول سلطه‌گری است که بعداً استریکلند به آن تبدیل می‌شود.

او حوصله هیچ نوع حماقتی را ندارد، که مطمئناً در یک معلم مهم است، اما قوانین دیکتاتوری او فوق العاده ظالمانه هستند و بدون توجه به رفاه دانش آموزان تحمیل می شوند.

Biff Tannen: Neutral Evil (Malefactor)

بیف تانن آنتاگونیست جوک کلاسیک در بازی است سلسله . همانطور که برای اعضای گروهش معمول است، او دقیقاً باهوش نیست، دائماً استعاره‌ها را با هم مخلوط می‌کند و برای انجام تکالیف مدرسه‌اش «ناهول‌های» ضعیف را قلدری می‌کند. بیف از ابتدا تا انتها یک تبهکار کلاسیک است، چه او تلاش کند به لورین تجاوز کند یا مارتی را مجبور کند که با پریدن از سقف مدرسه خودش را بکشد.

مربوط: اسکات بزرگ!: 10 واقعیت پشت صحنه درباره بازگشت به آینده

در واقع، این ویژگی بد او با تغییر جدول زمانی بزرگ‌تر می‌شود و به او ثروت مطلق و کنترل بر هیل ولی می‌دهد. در واقع تصویر او در فیلم ظاهراً بود بر اساس یک میزبان خاص از شاگرد .

Buford 'Mad Dog' Tannen: Cheotic Evil (نابودگر)

برخلاف نوه‌اش، بوفورد تانن توسط «سگ دیوانه» نامیده می‌شود، زیرا او تمایل به تولید بزاق اضافی دارد، همانطور که در حیوانات هار دیده می‌شود. او که یک ویرانگر معمولی است، بیشتر وقت خود را با گروه اراذل و اوباش خود می گذراند و در دره هیل در سال 1885 به غارت و آزار و اذیت بیگناهان می پردازد.

بافورد کینه‌ای غیرقابل توضیح از پدربزرگ مارتی، سیموس مک فلای، و همچنین داک براون ایجاد می‌کند و هر دوی آنها را با سرنوشتی وحشتناک تهدید می‌کند. در جدول‌های زمانی بدون تغییر، این دو به دست او می‌رسند، اما با کمک مارتی و چند شیرین کاری دیوانه‌کننده قطار، آینده برای همیشه ثابت می‌شود.

بعدی: 10 بار فیلم های علمی تخیلی دهه 80 آینده را پیش بینی کردند