بزرگترین تصورات غلط درباره پایان گمشده

چه فیلمی را ببینید؟
 
منتشر شده در 12 اکتبر 2019

Lost به شکلی مبهم به پایان رسید و این منجر به تعدادی تصورات نادرست در مورد نتیجه‌گیری نمایش شد. ما بزرگترین ها را می شکنیم.










در اینجا بزرگترین تصورات غلط پیرامون پایان داستان وجود دارد گمشده ، و چی در حقیقت در عوض اتفاق افتاد در بیشتر دوران تصدی خود، گمشده به عنوان یک سریال معمایی که در هاله ای از ابهام قرار دارد و به طور کلی برای تفسیر بیننده باز است، شناخته شد. تحولات در جزیره به ندرت ساده بود و خطوط داستانی مانند ماهیت هیولای دود، شخصیت 'مادر' و ارتباط والت با جزیره همه به روشی کمتر از قطعی امضا شده اند، چه بر اساس شرایط یا طراحی.



مانند گمشده ماهیت پایان باز داستان سرایی آن که در راستای نتیجه گیری بسیار مورد انتظارش ساخته شده بود، بارزتر شد و در برخی موارد، توضیحات ملموس تنها راه را برای سؤالات بیشتر باز کرد. در قسمت های پایانی خود، گمشده تلاشی هماهنگ برای پرداختن و ارائه پاسخ‌هایی برای توالی تکراری اعدادی که در سرتاسر سریال، ایجاد جدول زمانی فلش‌سوی و منشأ دقیق سایرین انجام می‌شود، اما تا حدی به دلیل گمشده سبک ثبت اختراع از ارائه عمدا مبهم، هر توضیحی آنطور که در نظر گرفته شده بود گرفته نشد.

مطالب مرتبط: داستان های گمشده ای که از ابتدا برنامه ریزی شده بودند (و هرگز تغییر نکردند)






این تفسیرهای نادرست شاید به طرز غیرمنصفانه ای عقاید را منحرف کرده باشد گمشده پایان به سمت منفی، ایجاد خشم نسبت به برداشت از آنچه اتفاق افتاده است، به جای آنچه که تیم خلاق در واقع در نظر داشت. نگاه کردن به عقب گمشده پایان تفرقه‌انگیز معروف، در اینجا بزرگترین تصورات غلط بینندگان در مورد قسمت‌های پایانی است و هنوز هم دارند.



بازماندگان در برزخ به دام افتادند

شاید بزرگترین تصور غلط در اطراف گمشده پایان این است که بازماندگان در هر نقطه ای در داخل نوعی برزخ به دام افتاده بودند. از همان فصل اول مسیر برزخ رواج داشت گمشده تئوری طرفداران، با بسیاری پیش‌بینی می‌کرد که شخصیت‌ها در سقوط هواپیمای اصلی مرده‌اند و این جزیره یک برزخ یا زندگی پس از مرگ استعاری است. با وجود تکذیب های مکرر تولیدکنندگان، این پیشنهاد حتی پس از آن نیز پابرجاست گمشده اپیزود پایانی، و بسیاری هنوز استدلال می کنند که یا جزیره یا دنیای پرشور نشان دهنده یک برزخ است.






هر دو حساب نادرست هستند. این جزیره در واقعیت وجود داشت و تمام وقایعی که در آنجا اتفاق افتاد در زندگی واقعی اتفاق افتاد. دنیای فلاش وری بود مکانی که بازماندگان پس از مرگشان در آن رفت و آمد می کردند، اما به جای یک صفحه از پیش موجود بین مرگ و زندگی یا قلمرویی که می توان گناهان هر شخصیت را در آن مورد قضاوت قرار داد (همانطور که در مفهوم مذهبی برزخ رایج است)، دنیای فلش به سمت و سویی بود. توسط Losties به عنوان مکانی ایجاد شد که همه آنها می توانستند ملاقات کنند و پس از مرگ خداحافظی کنند، قبل از رفتن به هر چیزی که در آینده اتفاق می افتد. گمشده صحنه های پایانی . به طور حیاتی، شخصیت ها از همان ابتدا در این دنیای متناوب نبودند گمشده و تنها پس از مرگ در مقاطع زمانی فردی خود را در آنجا یافتند. یکی دیگر از باورهای رایج نادرست این است که فلاش کناری یک جدول زمانی جداگانه و واقعی است که توسط سفر در زمان ایجاد شده است.



همه در تمام مدت مرده بودند

مکانیک فلاش کناری مطمئناً چیزهای زیادی برای پاسخگویی دارد و شاید بزرگترین منبع سوء تفاهم در گمشده پایانی جدا از نظریه برزخ، بسیاری این تصور را مطرح کردند که جک، کیت و باند از همان ابتدا مرده بودند، یا حداقل در قسمتی از سریال به سبک حس ششم . یک بار دیگر، این بحث از روزهای اولیه وجود داشت گمشده و در فصل آخر زمانی که کاراکترها شروع به 'بیدار شدن' در جدول زمانی خود کردند و متوجه شدند که دنیای اطراف آنها یک توهم بود - که پسر جک واقعاً آنجا نبود، بن هرگز معلم نبوده و سایر نبودند. یک پلیس است، زیرا همه آنها قبلاً در زندگی واقعی مرده بودند.

زوج های متاهل در نگاه اول هنوز ازدواج کرده اند

مطالب مرتبط: گمشده: آیا بون یان سامرهالدر در اصل اسکیزوفرنی بود؟

با در نظر گرفتن ارزش اسمی، به راحتی می توان فهمید که چگونه این افشاگری می تواند به عنوان مرده بودن بازماندگان در کل داستان تفسیر شود، اما توضیح کریستین در مورد 'e خیلی وقتا میمیره بچه بعضی ها قبل از شما، بعضی ها خیلی بعد از شما حقیقت ماجرا را آشکار می کند. توهم فلاش کناری تنها زمانی اثر می‌گذارد که فردی قبلاً در دنیای واقعی مرده باشد. فقط در آن واقعیت جایگزین، شخصیت‌ها «تمام زمان مرده بودند». متأسفانه، این تصور نادرست خاص زمانی که بیشتر مورد توجه قرار گرفت گمشده آخرین تیتراژ پایانی تصویری از لاشه هواپیما در ساحل جزیره بود که هیچ بازمانده ای در آن دیده نمی شد. دیمون لیندلوف و کارلتون کیوز شدیداً انکار کردند که چنین چیزی به عنوان بخشی از نمایش در نظر گرفته شده است.

جیکوب و مرد سیاه پوش همه چیز را کنترل می کردند

یکی از بزرگترین شکایات در مورد گمشده این است که فصل های پایانی به یک مورد از deus ex machina خلاصه می شود که در آن دو شخصیت قدرتمند به شکل یعقوب و مرد سیاه پوش ، چه کسی بین آنها دیکته می کند که قوس داستانی هر شخصیت چگونه از بین برود. اگرچه این دو موجود اسرارآمیز مطمئناً دست زیادی داشتند گمشده در پایان، گمراه کننده است که بگوییم آنها رویدادها را کنترل کردند و اراده آزاد را از شخصیت های انسانی سریال دور کردند.

MIB دستکاری می کند، وسوسه می کند و فساد می کند، اما انتخاب های نهایی قربانیان او همیشه آزادانه انجام می شود. MIB از ناامیدی بن استفاده می کند و او را مجبور به کشتن جیکوب می کند و از ناامیدی لاک برای یافتن معنایی در جزیره علیه او استفاده می کند. در هر دو مورد، هر شخصیت یک انتخاب دارد که یا تسلیم شود یا مقاومت کند. همین را می توان در مورد دسیسه های یعقوب گفت. فداکاری جک به دلیل احساس وظیفه و میل به محافظت از دیگران انجام می شود، نه به این دلیل که جیکوب آن را اراده کرده است، و افرادی مانند سایر و کیت فرار می کنند زیرا دلایلی برای زندگی در دنیای بیرون پیدا کردند و می خواستند به خانه بروند. اضافه شدن جیکوب و MIB همیشه مخالفانی خواهد داشت، اما متهم گمشده آوردن حل داستان از منبع الهی بی دلیل است.

جیکوب و مرد سیاه پوش خدایان بودند

به دلایلی که در بالا ذکر شد، هم جیکوب و هم مرد سیاه پوش به طور منظم به عنوان خدایان، خدایان، موجودات اولیه یا سایر اصطلاحات ماوراء طبیعی از این قبیل نام برده می شوند و این واقعیت که آنها کاملاً انسانی هستند اغلب در این میان گم می شود. انصافاً، این فرض مستقیماً از آن ناشی می شود گمشده تصویری از دو شخصیت به عنوان موجودات پرستش پیری که توسط قوانینی که برای انسان های معمولی اعمال نمی شود، مقید شده اند. داستان اصلی واقعی آنها تایید می کند که این دو برادر زمانی که مادر باردارشان سقوط کرد به جزیره آمدند. پس از زایمان، مادر بیولوژیکی پسران توسط یک زن مرموز که قبلاً در جزیره زندگی می کرد کشته شد و نوزادان را به عنوان متعلق به خود گرفت و توانایی های ویژه ای را از طریق آب گرفته شده از منبع به آنها اعطا کرد - همان روشی که جک و هرلی قدرت خود را به دست آوردند. .

مطالب مرتبط: گمشده: معادله والنزتی و نحوه پیوند آن با اعداد توضیح داده شد

از این نظر، جیکوب و MIB هیچ تفاوتی با بازماندگان Oceanic 815 ندارند. اگر جسد پائولو و نیکی به قلب جزیره پرتاب می شد، آنها نیز ممکن بود به هیولاهای دود تبدیل شوند. در همین حال، جک و هرلی هر دو از خواص منحصر به فرد جیکوب استفاده می کنند گمشده فصل آخر هر تصوری مبنی بر اینکه این شخصیت های معمایی به نحوی ذاتاً متفاوت هستند، درست نیست، حتی اگر گمشده روایت خود اسطوره را تداوم می بخشد.

قلب جزیره

از همه گمشده عناصر غیرقابل توضیح، قلب جزیره شاید کمترین چیزی را برای طرفداران فراهم کند تا ادامه دهند. حقایق بسیار کمی در مورد آنچه که مرکز آن به نظر می رسد فاش شده است گمشده اساطیر و در نتیجه، بسیاری از بینندگان آنچه را که چوب پنبه سنگی غول پیکر قرار است نشان دهنده آن باشد، اشتباه تفسیر کردند. این جزیره در جیب های انرژی الکترومغناطیسی پوشیده شده است، اما منبع در قلب جزیره، ریشه این نیرو است و مسئول بسیاری از اتفاقات تخریب فیزیک است که رخ می دهد. بدون چوب پنبه در جای خود، جزیره ویژگی های عرفانی خود را از دست می دهد و کسانی که از آن نیرو می گیرند به انسان های معمولی تبدیل می شوند.

ارتباط بین قلب جزیره و دنیای خارج اغلب نادیده گرفته می شود. اکثر ارزیابی ها از گمشده در پایان به این ایده فکر کنید که جزیره بدون منبع نابود خواهد شد و مرد سیاهپوش آزاد خواهد بود تا در زمین پرسه بزند. این بیشتر این ایده را تحت الشعاع قرار می دهد که برداشتن قفسه قلب جزیره می تواند مستقیماً باعث آخرالزمان شود. در اطلاعات گسترده ای که در فلاش بک به دوران کودکی جیکوب و MIB رخ می دهد، مادر می گوید که اگر نور قلب جزیره خاموش شود، همه جا خاموش می شود این نشانه نسبتاً قطعی است که سرنوشت جزیره مستقیماً با ایمنی جهان مرتبط است، اما توقف آرماگدون توسط جک و کیت به طور کلی کم رنگ یا کاملاً نادیده گرفته می شود.

فینال معنی نداشت

بیشتر از هر سریال تلویزیونی دیگری که پایان می یابد ( قله های دوقلو دیگر پیشتاز بودن)، گمشده فینال متهم شده است که منطقی نیست، اما به سادگی اینطور نیست. مسلماً ابهام از گمشده پایان فیلم به مذاق همه خوش نمی آید و فصل آخر را می توان به خاطر تمرکز بیش از حد بر دنیای بی اثر فلاش کناری و کافی نبودن بر عناصر کلیدی مانند قلب جزیره مورد انتقاد قرار داد. اما اینکه بگوییم فینال ذاتاً معنی ندارد، گامی بسیار دور است.

مطالب مرتبط: گمشده: The Whispers Explained (آنها دیگران نیستند)

علیرغم اینکه در جاهایی مبهم باقی می ماند، هر چیزی که در آن اتفاق می افتد گمشده اپیزود پایانی توضیح داده می‌شود و تمام قطعات لازم برای درک آنچه در هر مقطعی در حال وقوع است و چرا اتفاق می‌افتد به مخاطب داده می‌شود. به عنوان مثال، حتی اگر هیچ کس دقیقاً نداند که اگر جزیره خالی بماند چه اتفاقی می‌افتد، بینندگان می‌دانند که چرا جک باید اوضاع را درست کند و چرا او به‌ویژه کسی است که با این جزیره مبارزه می‌کند. مرد سیاه پوش . به طور مشابه، برخی ممکن است صحنه نهایی کلیسا را ​​احساساتی، بیش از حد معنوی یا ساختگی بدانند. اما هنوز هم در چارچوب آن معنا دارد گمشده سریال، با پدر جک تمام توضیحات لازم را برای درک اینکه دنیا دقیقا چیست و چرا همه به طور همزمان به آنجا می‌رسند را ارائه می‌دهد. گمشده پایان بندی هرگز نظرها را از هم جدا نمی کند، اما هر انتقادی به جای اینکه سریال از پوشش مبانی روایی خود غفلت کرده باشد، ناشی از ترجیح شخصی است.

بیشتر: گمشده: توضیح واقعی برای خرس قطبی

فصل بعدی پادشاهی کی است