یک داستان کریسمس: 15 نقل قول نمادین که همیشه به یاد می آوریم

چه فیلمی را ببینید؟
 

تعداد کمی از فیلم ها می توانند ادعا کنند که به اندازه نقل قول های به یادماندنی یک داستان کریسمس افتخار می کنند ، و در اینجا 15 خط مطلق مورد علاقه ما از فیلم آورده شده است.





آنچه رالف 'رالفی' پارکر 9 ساله برای کریسمس می خواهد یک تفنگ بادی Red Ryder Carbine-Action 200 Shot Range Model است - یک اسلحه BB. یک داستان کریسمس زندگی رالفی را در روزهای منتهی به کریسمس و تلاش های متعدد و شکست های بعدی او برای تأمین هدیه مناسب تعطیلات ، شرح می دهد.






مربوط: 10 مکان فیلمبرداری از یک داستان کریسمس - پس از آن در حال حاضر



یک داستان کریسمس از طریق مه آلودی نوستالژیک به دوران کودکی رالفی نگاه می کند: زمانی که سانتا هنوز وجود دارد و سخت ترین واقعیتی که کودک باید با آن روبرو شود قلدر حیاط مدرسه است. کانون دنیای رالفی هر چقدر هم ناقص باشند ، هنوز خانواده او هستند و رالفی تنها با زنده ماندن این حوادث به عنوان یک راوی بزرگسال ، بهترین خاطرات کریسمس را که داشته است با خاطرات خوش بازگو می کند. این احساسات مسری است ، و یک داستان کریسمس به کلاسیک تعطیلات تبدیل شده است. مثل هر فیلم عالی ، یک داستان کریسمس اثری پاک نشدنی در چشم انداز فرهنگ پاپ برجای گذاشته است. در اینجا 10 نقل قول برجسته از یک کریسمس داستان ما همیشه به یاد خواهیم داشت

به روز شده توسط لیانا تدسکو در تاریخ 13 دسامبر سال 2020: یک داستان کریسمس حتی از سالهای 2020 هنوز نمادین است. وقتی ماراتن 24 ساعته فیلم در شب کریسمس در TBS شروع می شود ، حتی یک نفر نمی تواند حداقل دو بار بنشیند و آن را تماشا کند. در حالی که برخی از جنبه ها وجود دارد که به خوبی پیر نشده اند - همانطور که طبیعی است یک فیلم با یک دهه تعریف شود - هنوز هم به همان اندازه که هنگام اکران فیلم در سال 1983 خندید ، خنده آور است ... فقط بخاطر داشته باشید که از خود فیلمبرداری نکنید چشم بیرون






پانزده'شما چشم خود را شلیک خواهید کرد.'

رالفی موانع زیادی برای غلبه بر دستان خود دارد تا بتواند اسلحه Red Ryder BB را بدست آورد. او به اندازه کافی زرنگ و دانا است که می تواند با ارسال پیام های مخفی شروع کند: تبلیغات را در مادرش بچسبانید نگاه کن مجله با این حال ، شور و شوق پسرانه او دقیقاً به حدی می رسد که بتواند آنچه را که برای کریسمس می خواهد به مادرش بزند. پاسخ او در مورد 'You'll shoot your out out' هم انکارکننده است و هم ویران کننده.



آیا من تنها کسی هستم که در اینجا یک جواب می دهد؟

یک چاه بی حد و حصر از خرد بی چون و چرا وجود دارد که مادران در مورد رفاه فرزندان خود هستند. منبع نگرانی آنها متفاوت است و برخی از آنها حدس و گمان بیش نیست. 'تو چشم خود را شلیک خواهی کرد' برای Ralphie هم کرم گوش می شود ، و او نماینده هر بچه ای است که رویاهای او را با بدبینی بزرگسالی نابود می کند.






14'I triple-dog-dare ya!'

فریاد نبرد در زمین بازی که توسط یکی از بهترین دوستان رالفی ، شوارتز گفته شد ، و یکی دیگر از دوستانش ، فلیک را ترک کرد ، چاره ای جز دفاع از مردانگی در حال رشد نیست. چگونه دیگر می توانید کسی را وادار کنید که زبان خود را به یک میله پرچم یخ زده بچسباند؟ شوارتز مصمم است که هم چهره خود و هم پدرش را نجات دهد.



هر کودک و بزرگسالی می داند که جسارت کسی روشی است برای طعنه زدن به ناخواسته در عملی که دلیل خوبی برای ترس از آن دارد. به داستان کریسمس یک رویه پارلمانی حیاط مدرسه را که کاملاً فکر کرده است ، معرفی می کند و 'من سه قلبه جرات می کنم!' به روش نهایی برای تعطیل کردن کسی یا مجبور کردن وی تبدیل می شود.

13'من نمی توانم بازوهایم را پایین بگذارم.'

برادر کوچکتر رالفی ، رندی در آستانه ای است: هنوز در سنی است که او از مزایای بچه گویی مادرش بهره می برد اما تأثیرات خسته کننده شدن مادر را با شکایت معتبر وی مبنی بر 'من نمی توانم اسلحه هایم را پایین بگذارم' احساس می کند. تلاش مادر رندی و رالفی برای محافظت از پسرش در برابر کوچکترین اثرات برنده ایندیانا ، خنده آور و دوست داشتنی است.

مرتبط: تعطیلات مبارک: 5 دلیل یک داستان کریسمس بهترین فیلم کریسمس است (و 5 چرا خانه تنها است)

رندی بندرت بدون غر زدن صحبت می کند. لوکسی که به کوچکترین خواهر و برادرش تعلق می گیرد. احساس بدی برای رندی سخت است زیرا تنها جایی که می تواند در برابر ناراحتی های کوچک زندگی بهتر محافظت شود رحم است.

12'فقط یک چیز در جهان می توانست مرا از درخشش نرم جنسیت الکتریکی که در پنجره می درخشد دور کند.'

چراغ پایه یک پایه تبلیغاتی فیلم است. پیرمرد پارکر 'جایزه بزرگ' نور توری است که در وجود او در غیر این صورت پیش پا افتاده است. از نظر همسرش ، این یک چشم چرانی است: خیالی که او مجبور شده است در اتاق کاملاً معین خود به نمایش بگذارد. مادر پارکر دفع می شود ، اما لامپ اصرارهایی را در رالفی جوان بیدار می کند که هیچ ارتباطی با برق ندارند.

چند نسخه از آیفون وجود دارد

مادرش می تواند او را 'دور از درخشش نرم رابطه جنسی الکتریکی که در پنجره برق می زند' فریب دهد یتیم کوچولو آنی ، اما او نمی تواند او را برای همیشه در برابر آن دامن حاشیه دار محافظت کند. در حالی که برخی از پسران دزدکی نگاهی به کاتالوگ لباس زیر یا خواهران بزرگتر دوستانشان می روند ، هورمون های رالفی توسط چراغ کمپی شروع می شوند.

یازده'گوشت گوشت ، مایه گوشت ، چغندر دو نفره. من از گوشت گوشت متنفرم. '

رندی به عنوان یک شخصیت واقعی کمتر از آنچه که وی نمایندگی دارد قابل پذیرش است - خواهر یا برادر کوچکتر همیشگی ، بیشتر آزار دهنده و گاه سرگرم کننده. او چیز زیادی برای کمک به مکالمه ندارد ، اما ، وقتی انجام می دهد ، می تواند طنین انداز شود. Meatloaf یک شام طبقه متوسط ​​است که حداقل هفته ای یک بار در میلیون ها خانوار انتخاب می شود. جذابیت بسیار کمی در مورد این غذا برای بزرگسالانی وجود دارد که بتوانند آن را فقط مکیده و بپذیرند هیچ گزینه دیگری وجود ندارد.

گوشت گوشت ، مایه گوشت ، چغندر دو نفره. من از گوشت گوشت متنفرم. ' در این مشاهده هیچ چیز دهان آبریزی وجود ندارد ، اما به لطف رندی که ترجیح می دهد با غذای خود بازی کند تا اینکه آن را بخورد ، جذابیت این مورد خاص در فهرست را خلاصه می کند.

10'او مانند یک اسم حیوان دست اموز عید پاک بهم ریخته است.'

ارزیابی پیرمرد پارکر از لباس رالفی از عمه کلارا ، 'او مانند یک اسم حیوان دست اموز عید پاک به نظر می رسد' یادآوری دو م componentsلفه اجتناب ناپذیر کریسمس است: هدایای بد و اقوام. تحقیر کامل رالفی در مورد مجبور شدن به رژه رفتن با لباس اسم حیوان دست اموز صورتی ، تبدیل شدن به تمسخر پدرش ، و حتی بدتر ، برادر کوچکترش ، یک عذاب قابل بازگشت است.

مرتبط: 5 فیلم کریسمس در تلویزیون بیش از حد بازی می شوند (و 5 مورد به اندازه کافی پخش نشده اند)

تعطیلات با خانواده می تواند شاد باشد ، اما یک صمیمیت وجود دارد که ما را آسیب پذیر می کند. لحظه هایی که رالفی نه ساله هرگز دوست ندارد دوستانش ببینند. همچنین هر ساله هدایایی وجود دارد که نشان خود را از دست می دهند. اتفاقاً رالفی خیلی مهمتر از هر چیز وحشتناکی است.

9'فقط من نگفتم' فاج '. من کلمه ، بزرگ ، ملکه مادر کلمات کثیف ، کلمه 'F-dash-dash-dash' را گفتم!

لحظات اساسی در زندگی یک کودک وجود دارد ، و یکی زمانی است که آنها می لغزند و اجازه می دهند اولین کلمه لعنت خود را پرواز دهند. یک داستان کریسمس ممکن است در یک زمان معصوم تر و در یک مکان ایده آل تر تنظیم شود ، اما حتی امروز ، کودکی که کلمه F را می گوید ، منفی است.

سنی وجود دارد که زیبا و حتی خنده دار است (عمدتا به این دلیل است که آنها چیزی را که شنیده اند بدون درک معنای آن تکرار می کنند) و زمانی است که دیگر جرم قابل مجازاتی نیست ، اما رالفی در همین بین قرار می گیرد. رالف فقط با یک ثانیه ثانیه دیر متوجه می شود که سرنوشت خود را بسته است و درست چند روز قبل از کریسمس چیزی کمتر از این ندارد.

8'پاک کردن!'

چیزهای زیادی وجود ندارد که پیر مرد پارکر کار کند: سگهای شکاری بوی بد همسایه ، رادیاتور و اولدزموبیل خسته او در بالای لیست قرار دارند. اما ، وقتی چراغ گرانبهای او توسط مادر پارکر 'به طور تصادفی' شکسته شود ، غضب او فقط بر خشم او غلبه می کند. با آشکار شدن احساسات واقعی همه در مورد جایزه پیرمرد ، نبرد ظریف و یک طرفه بین زن و شوهر درگیر جنگ همه جانبه می شود.

پیرمرد پارکر که تمایلی ندارد و نمی تواند چراغ را خاموش کند ، تمام تلاش خود را برای نجات آنچه باقی مانده انجام می دهد ، اما سرنوشت علیه او کار می کند. مادر پاركر به او اطلاع می دهد كه هیچ چسبی وجود ندارد كه بتواند پای خرد شده را به هم بریزد. او که متقاعد شده است کل این یک توطئه است ، با عجله برای تهیه لوازم ، تأکید می کند که همسرش با بیان 'نادافینگا!' دست دیگری روی آنچه از زن دیگر زندگی او باقی مانده است نمی گذارد.

7! 'Fra-GEE-Lay!' باید ایتالیایی باشد! '

وقتی پیرمرد پارکر می فهمد که سرانجام در یک مسابقه برنده شد ، مطمئن شد که جایزه باید زیاد باشد. وقتی جعبه می رسد ، نوشته های بیرون انتظارات او را تأیید می کند ، 'شکننده'. یا همانطور که او آن را 'Fra-GEE-Lay' می بیند.

این شاید خنده دارترین و به یادماندنی ترین خط در کل فیلم باشد. علاقه مندان به سینما در این کره خاکی وجود ندارند که اگر آنها را دیده باشند یک داستان کریسمس 'Fra-Gee-Lay' را هنگام برخورد با چیز ظریف بیان نکرده است. تفسیر پیرمرد پارکر مترادف با رسیدگی با احتیاط است - صرف نظر از محتوای آن.

6'او چشمان زرد داشت! پس خدایا کمکم کن! چشم زرد!

Scut Farkus بدترین چیزی بود که رالفی ، برادرش و دوستانش از آن می ترسیدند. یک دیو کلاه پوشیده از پوست پوست به یاد رالفی ، 'او چشمان زرد داشت! پس خدایا کمکم کن! چشم زرد! کما اینکه این شرور کک و مک رشد ، با چیزی غیر طبیعی یا خارج از یک فیلم ترسناک هم تراز است.

Star Trek short treks را به صورت آنلاین و رایگان تماشا کنید

Scut Farkus یک قلدر کم اجاره است ، که چشمان سیاه را بهم می زند و پسرهای جوان را گریه می کند 'عمو' ، اما رالفی اژدهای توانا را می کشد ، ثابت می کند که هیولاها از کودکی ما معمولاً خیلی ترسناک نیستند.

5'شوارتز با پرش از جرات سه گانه و درست رفتن به حلق ، آداب و معاشرت را کمی نقض کرد!'

به عنوان یک کودک جوان ، واضح است که وقتی صحبت از جسارت سایر بچه ها برای انجام کارها می شود ، سلسله مراتبی وجود دارد ، به ویژه هنگامی که اقدامات جدی برای اطمینان از پیگیری جرات انجام می شود.

از نظر سن رالفی ، تقریباً یک عمل ممنوع است که کسی از کنار همه نعمت های جسارت های متعدد بگذرد و - همانطور که خودش روایت می کند - «مستقیم برای گلو» حرکت کند. این اقدامی خشن ، جسورانه و کاملاً ناشناخته در گروه دوستانش بود و تا به امروز ، ما هنوز در فکر این هستیم که شوارتز یک قهرمان بود یا فقط بسیار بسیار گستاخانه؟

4'در گرماگرم جنگ ، پدر من ملیله فحاشی را بافته است که تا آنجا که می دانیم هنوز در فضا بر فراز دریاچه میشیگان معلق است.'

بیشتر مردم در یک نقطه یا نقطه دیگر شاهد شهادتهای پر از پدر و مادرشان بوده اند. هنگامی که صحبت از پدر رالفی شد ، تقریباً شاعرانه بود که چگونه ذات گستاخانه او با شکوه کلمات لعنتی توصیف می شود.

روشی که رالفی از منظر معصوم و کودک پسند این صحنه را توضیح می دهد چیزی نیست که یک ارکستر در پایان اجرا به آخرین کرنشو برسد. برای همه اهداف ، 'ملیله فحاشی' احتمالاً هنوز بالای دریاچه میشیگان معلق است. اگر چیز دیگری نباشد ، قطعاً برای همیشه در ذهن ما نقش بسته است.

3'در طول سالها من کاملاً یک متخصص صابون بودم.'

این لحظه ای بود که کسانی که به خوبی با صفحات صابون آشنا می شدند همراه با رالفی خرد می شدند و کسانی که این کار را نمی کردند جای تعجب نداشتند که یک قالب صابون واقعاً چه طعمی دارد.

هرچند که زیاد تعجب نکنند ، زیرا رالفی مطمئن بود که این طعم های دقیق را در جمله ای که به دنبال این جمله آمده توضیح می دهد: 'گرچه علاقه شخصی من به Lux بود ، من دریافتم که Palmolive بعد از شام یک عطر و طعم خوب و جذاب دارد - سنگین ، اما با لمس صافی ملایم. از طرف دیگر ، نجات غریق ... 'لحظه ای بود که بسیاری از مردم فهمیدند که چقدر خوب بودند وقتی تنها مجازات این بود که یک هفته تلویزیون نداشته باشد.

دو'چی میتونه باشه؟ گیوتین؟ آویزان صندلی؟ قفسه؟ شکنجه آب چینی ها؟ هممف فقط بازی کودکانه در مقایسه با چیزی که مطمئناً منتظر من بود. '

به همین ترتیب ، حتی یک نفر در آنجا نیست که قبلاً احساس ترس نکرده باشد. با این حال ، این نوع ترس متفاوت است وقتی که خشم والدین به شدت از گردن فرد نفس می کشد ، و انتظار از یک کار بد مطمئناً آرام آرام و تا پایان مجازات کاهش می یابد.

مربوط: 10 بهترین فیلم کریسمس در همه زمان ها (به گفته Rotten Tomatoes)

کنایه سرگرم کننده رالفی از نظم و انضباط پدرش چیزی از احساس او در کودکی چیزی نبود که می دانست کار بسیار بسیار اشتباهی را انجام داده است و به عنوان بیننده ، حتی یک نفر نبود که با آن عرق کند. او در آن لحظه دقیق

1'حتما اوولتین خود را بنوشید. اوولتین؟ یک تجارت تند و تیز؟

البته ، برای پیگیری این گفته موارد دیگری وجود دارد ، اما نیازی به گفتن نیست ، پس از آنکه او زمان زیادی را در حمام به انتظار باز کردن پازلی که خیلی آرزو می کرد ، ناامیدی رالفی ملموس بود.

اگرچه اوالتین عالی است ، اما دقیقاً یک پیام محرمانه نیست ... و مطمئناً چیزی نیست که کسی دور آن آویزان شود و به خاطر آن در دستشویی مخفی شود. افسوس ، ناامیدی نیز به بیننده تبدیل شد ، زیرا رالفی فهمید که تنها چیزی که باید منتظر آن باشد (علاوه بر کریسمس) تبلیغات از طریق رمزگشایی است.