در تاریخ ژاپن فئودالی، تعداد کمی از شخصیت ها به اندازه اسرارآمیز و قانع کننده هستند یاسوکه . منشأ 'سامورایی سیاه' در هاله ای از رمز و راز پنهان است، اما سوء استفاده ها و نزدیکی او با اودا نوبوناگا مورد توجه تاریخی زیادی بوده است. متأسفانه، حقیقت پشت روزهای اولیه یاسوکه (و در واقع، سال های گرگ و میش او) تا حد زیادی ناشناخته است. سری جدید انیمیشن نتفلیکس، یاسوکه ساخته شده توسط LeSean Thomas، نسخه ای فانتزی از سال های بعدی یاسوکه، پس از مرگ نوبوناگا را روایت می کند.
در نسخه ای از ژاپن فئودالی که با جادو و ربات ها بسته شده است، یاسوکه ریشه های تاریخی شخصیت یاسوکه را می گیرد و آن را با تمام شگفتی ها و عرفانی که طرفداران انیمه انتظار دارند مخلوط می کند. LaKeith Stanfield به عنوان شخصیت اصلی بازی می کند، در حالی که موسیقیدان تحسین شده Flying Lotus به عنوان تهیه کننده اجرایی و آهنگساز فعالیت می کند. این انیمیشن توسط استودیوی تحسینشده MAPPA انجام میشود که در فصل چهارم و آخر سریال Attack on Titan نیز کار کرده است.
مطالب مرتبط: 10 بهترین سریال و فیلم تلویزیونی در ژاپن
در حالی که ترویج انتشار یاسوکه در نتفلیکس، خالق LeSean Thomas با TVMaplehorst در مورد کار خود در این سریال و همچنین حرفه خود به عنوان یک هنرمند و سازنده انیمیشن صحبت کرد. او درباره تاریخچه خود به عنوان یک طرفدار انیمه صحبت می کند، یک تیم رویایی از استعدادها را جمع آوری می کند تا روی Yasuke کار کنند، و در مورد خلق داستان هایی با حضور افراد قهوه ای صحبت می کند. او یاسوکه را یک «انیمه دروازه» می نامد، نوعی نمایش که برای طرفداران ژانر جذاب است و در عین حال دارای عناصر منحصر به فردی است که برای جذب مخاطبان گسترده تری طراحی شده است که ممکن است با انیمیشن های ژاپنی دیگر آشنا نباشند.
یاسوکه 29 آوریل در نتفلیکس منتشر می شود.
من خیلی خوشحالم که این فرصت را دارم که با شما چت کنم، لسین.
hbo هم اکنون در تلویزیون هوشمند ال جی 2018
از اینکه از برنامه خود برای صحبت با من وقت گذاشتید متشکرم!
هی، هر زمان هر زمان که کسی یک انیمه بیسابقه میسازد، من آنجا هستم.
هی تو گفتی نه من!
کسی که مت بومر در داستان ترسناک آمریکایی بازی می کند
مخصوصاً وقتی آنها از برانکس هستند!
اوه؟ شما اهل کجا هستید؟
برانکس! و نمایش باحالی ساختی
تو مرا تواضع کردی، بسیار سپاسگزارم. بدون کمک کل تیم نمی توانستم این کار را انجام دهم. من واقعاً از استعدادهای باورنکردنی و مشتاق زیادی برخوردار شدم. همه فقط برای نرده ها چرخیدند تا کاری منحصر به فرد، جدید و تازه انجام دهند. من واقعاً خوشحالم که در مورد آن صحبت می کنم و آنها را جشن می گیرم و در مورد آنها به گونه ای مثبت صحبت می کنم. من تمام روز این کار را انجام داده ام و هیجان انگیز بوده است.
بچه انیمه بودی؟
کاملا. بدیهی است که نه به سطحی که بچه های انیمه امروزی هستند.
معمای گیت گیت divinity original 2
آنها بسیار هاردکور هستند.
برای من وقتی بچه بودم دسترسی زیادی نداشتم. من به OVA ها دسترسی داشتم، انیمیشن های ویدیویی اصلی، چیزی که به آنها می گفتند. بنابراین با چیزهایی مانند Bio Booster Armor Guyver، City Hunter، قسمت های اولیه Yu Yu Hakusho، Bubblegum Crisis مواجه شدم... در آن زمان واقعاً به OVA های زیادی علاقه داشتم. من در آن زمان به تصویرسازی کتاب های مصور علاقه داشتم و سپس واقعاً در معرض آن چیزها قرار گرفتم. من فقط OVA ها و فیلم ها را دنبال می کنم. اینها چیزی بود که من تماشا کردم. من چیزهایی مانند Dragonball Z را تماشا نمیکردم. من داستان های کوتاه را دوست دارم و دوست دارم همه چیز به پایان برسد. من بیشتر یک مرد OVA/ویژگی ها بودم. من هرگز به چیزهای طولانی Shōnen علاقه نداشتم. اما بله، من یک بچه انیمه بودم.
این خنده دار است، زیرا آن چیزهای OVA ژاپنی به نوعی شبیه پیشرو بود... آنها می گویند ما در عصر طلایی تلویزیون هستیم. فصل ها کوتاه ترند. شش، هشت، ده قسمت. آنها هفت تا ده سال 25 قسمت در سال نیستند. حتی Cowboy Bebop، قسمتها فقط نیم ساعت طول میکشد، بنابراین واقعاً در حال پرواز است.
نکته جالب این است که Cowboy Bebop یک داستان اصلی بود. بیشتر انیمه هایی که مصرف می کنیم اقتباسی از مانگای در حال انجام است. بنابراین تا زمانی که مانگا ادامه دارد، نمایش نیز ادامه دارد. ما کاملاً آن را در ایالات متحده نداریم. ما کمیک بوک های طولانی مدتی نداریم که در حال اقتباس باشند. مثل یک وان پیس یا اژدها یا حتی تا حدی شینگکی نو کیوجین (حمله به تایتان)، می دانید منظورم چیست؟ اکنون، با شروع با جوجوتسو کایسن، میدانید، بیشتر آن انیمههای طولانیمدت بر اساس مانگای طولانی ساخته شدهاند. من واقعاً خیلی از آنها را تماشا نکردم. به طور معمول، من فقط چیزهای OVA را تماشا می کنم. من داستان کوتاه را دوست دارم، و به نظر می رسد که این مسیری است که می رود.
با یاسوکه، پیدایش آن ایده برای شما چه بود. داشتم به این فکر میکردم... من از خانوادهای لاتین تبار از طرف مادرم آمدهام و از نظر انیمیشن احساس میکردیم که Speedy Gonzales داریم و اساساً همین بود.
اوه، این خشن است، مرد.
بنابراین، برای شما، آیا میخواهم یک قهرمان جذاب برای بچههایی که انیمه دوست دارند، اما شبیه هیچ یک از شخصیتها نیستند، بسازم؟
90 روز نامزد قبل از 90 روز به همه بگویید
این واقعاً نکته خوبی است. بنابراین، موضوع برای من اینجاست. این یک سوال واقعا خوب است. من همیشه این کار را انجام داده ام اولین کتاب کمیک اصلی من Cannon Busters بود و شخصیت های اصلی همگی شخصیت های قهوه ای بودند. این یک کمیک بود که من کشیدم. و سپس با یک سریال انیمیشنی اقتباس شد، انیمیشنی از Satelight در ژاپن، با نتفلیکس. و قبل از آن، من یک خلبان کوتاه به نام Children of Ether، که در آن یک افرو-لاتینا بازی می کرد، برای کرانچی رول انجام دادم.
این عالیه
این همیشه با من بود، طراحی شخصیت هایی که شبیه من هستند! درست مانند همتایان سفید پوست من در صنعت، که شخصیت هایی شبیه به آنها را ترسیم می کنند. برای من عادی بود این هرگز مانند 'ارائه کردن...' نبود، مگر اینکه سعی می کردم به فیل در اتاق خطاب کنم، اما فکر نمی کنم این هرگز برای من انگیزه ای بوده باشد. برای من، همیشه در مورد یک تولید کننده محتوای شایسته بوده است. رنگ پوستم همینی که هست میشه یاسوکه یک فرصت بود. این یک فرصت منحصر به فرد برای سوار شدن بر شور و شوق یک شخصیت تاریخی بود که هیچ ملکی مالک آن نیست. هیچ کس یک داستان رسانه ای محبوب در اطراف او نگفته است، و او به طور اتفاقی آفریقایی تبار است. برای من، برای یک انیمه عالی است! اگر اهل داستانگویی و ایدههای خلاقانه هستید، یک سامورایی سیاهپوست که به نوبوناگا خدمت کرده است، واضح است که این به خودی خود یک فیلم است! اما وقتی زمان ساخت یک سریال انیمیشنی فرا رسید، بحث این نبود که «اوه، میخواهم از او یک شخصیت سیاه پوست بسازم». من Boondocks را انجام دادم، من روی Legend of Korra کار کردم که نقش اول قهوه ای و زن داشت، Black Dynamite را انجام دادم... همه این نمایش ها چه وجه اشتراکی دارند؟ تمام قهوه ای سرب. برای من، این کاری است که انجام می دهم. من «یاسوکه» را ارائه نمیکنم. این فرصتی دیگر برای من است که داستانی را در مورد شخصیتی که به دیدنش عادت کردهام تعریف کنم، و برای هر کس دیگری که عادت به دیدن آن ندارد، این فرصتی است، مانند: 'وای، این مرد بیانیه میدهد! ما معمولاً این را نمی بینیم! شما می دانید منظورم چیست؟
باید با افرادی که از شما در مورد ساختن می پرسند سر و کار داشته باشید... این عبارت می تواند «داستان سیاه» باشد. اگر سیاه پوست هستید، این فقط یک داستان است.
من فکر میکنم که این موضوع کمتر به داستان ربط دارد، و بیشتر به محیط زیست، جامعهای که در حال حاضر در آن هستیم. آنچه را که مشروط به دیدن آن هستیم، معیارهای زیبایی ما چیست. چه جذاب است، چه جذاب نیست. این اطلاع رسانی از آن نوع سوالاتی است که مردم از من می پرسند. آنها به دیدن آن عادت ندارند، بنابراین 'باید' یک دستور کار وجود داشته باشد، نوعی برنامه، اما نه واقعا! اگر من در غنا زندگی می کردم و این نمایش را می ساختم، هیچ کس از من این سؤالات را نمی پرسید، می دانید؟
مطمئن!
این به دیدگاه های مختلف از عادی بودن برمی گردد. من آن را در آغوش می کشم، آن را تشویق می کنم، و این طبیعت فرهنگ آمریکایی است، می دانید؟ فرهنگ آمریکایی فرهنگ مهاجرت است، می دانید؟ همیشه یکی وجود دارد که میگوید: «هوم، من قبلاً تو را ندیدهام، قبلاً آن را ندیدهام» و فکر میکنم این هیجانانگیز است. من فکر می کنم مهمتر از همه، این نمایش برای نوجوانان است. این برای بچه های جوان است که این چیزها را ببینند. یک نفر هر روز 18 ساله می شود. و فکر می کنم این یک فرصت منحصر به فرد برای من است.
این خیلی خوب است. شما می توانید ذهن هایی را شکل دهید که به این چیز جالب توجه می کنند، پس چرا خونسرد نباشید و، می دانید، کمی آموزشی و تأییدی!
آن را سرگرم کننده کنید. ایده این بود که نه... من طرفدار «آموزش و سرگرمی» و طرفدار درام های تاریخی جدی نیستم. من فکر می کنم آنها شخصا خسته کننده هستند. گروه بسیار کوچکی از مردم هستند که می خواهند یک درام تاریخی واقعاً جدی ببینند. هیچ سریال انیمه تاریخی درام معروفی وجود ندارد که در حال حاضر در حال اجرا باشد، که مانند هاردکور تاریخی باشد. بدون سرگرمی، بدون فانتزی، فقط یک چیز جدی است. آنها هرگز واقعاً محبوب نیستند. آنها در میان افرادی که علاقهمند به تاریخ هستند محبوب هستند، اما علاقهمندان به تاریخ گروه کوچکی از مردم هستند و ما میخواهیم مخاطبان بیشتری را تامین کنیم. بنابراین میخواهیم نمایش را با موتیفهای سرگرمی پر کنیم که دکمههای خاصی را میزند، میدانید منظورم چیست؟ و این هدف پشت این نمایش بود. ما نمی خواستیم کاری انجام دهیم که به اصطلاح کشش باشد.
منظورم این است که من داشتم قسمت اول را با زمینه کاملاً صفر تماشا می کردم، تریلر را ندیده بودم و آنها فقط قسمت ها را برای من ارسال کردند، و من اینطور گفتم: 'هوم، باشه، این کاملا واقعی است... اوه، حالا آنها جادو دارم اوه، حالا آنها یک ربات دارند! بیایید GOOO!
فکر می کنم همین است. ایده، نه فقط از داستان، بلکه نحوه تولید تولید بود. شما یک استودیوی انیمیشن ژاپنی معروف در MAPPA دارید، میدانید، امید این است که بتواند طرفداران خروجی MAPPA را برای تماشای نمایش در ژاپن جذب کند. و سپس شما LaKeith Stanfield را دارید که طرفداران زیادی در هالیوود دارد. تعداد زیادی از طرفداران او احتمالاً طرفدار انیمیشن نیستند، اما آنها این را تماشا خواهند کرد زیرا LaKeith در آن بازی می کند. او اکنون نامزد اسکار است! و Flying Lotus جهان هواداران خاص خود را دارد. و مردم معمولاً باید دو یا سه سال صبر کنند تا آلبوم FlyLo منتشر شود. بنابراین، شنیدن موسیقی کاملاً جدید FlyLo بر روی یک اثر بصری که او همچنین یک EP در آن است، و او در مورد آن هیجانزده است، باعث میشود طرفداران او را نمایان کند. این به نوعی ماهیت پروژه است. در داستان و خارج از داستان، افزودن مواد مختلفی که برای افراد خاصی که ممکن است طرفدار انیمه هاردکور نباشند جذاب باشد، اما اشکالی ندارد! این انیمه دروازه است، می دانید منظورم چیست؟
خوب، شما آن را میخکوب. نمایش فوق العاده است. من نمی توانم برای فصل 2 صبر کنم، اگر آن روی میز باشد...
من، اوه، آه، من نمی دانم! هر چیزی ممکن است! (می خندد)
سریعترین راه برای جوجه کشی تخم در پوکمون گو
بعدی: شورانر متیو بوئی مصاحبه: عصر سامورایی: نبرد برای ژاپن