با جوزف گوردون-لویت اخیراً به وقت خود زنگ زده است (500 روز از تابستان یک تجربه 'ویژه' و 'سرگرم کننده' (از طریق نمایشگاه Vanity Fair ، به نظر می رسد که طرفداران تنها کسانی نیستند که فیلم را دوست دارند. ( 500 روز از تابستان همیشه یک فیلم مستقل منحصر به فرد برای رام کام و دوستداران فیلم بوده است، زیرا چگونه انتظارات طرفداران را زیر و رو کرده است و به بازی های قدیمی تبدیل نمی شود. تماشای آن خام، واقعی و حتی گاهی دردناک بود. با این حال، راه را برای رامکامهای آینده نیز هموار کرد تا کاری کمی متفاوت انجام دهند.
در حالی که ممکن است بیش از یک دهه پیش آمده باشد، اما در مورد آن بسیار زیاد است (500 روز از تابستان امروز هم صادق است به عنوان فیلمی که برای بسیاری از افرادی که با جدایی اخیر سروکار دارند، در آزمون زمان مقاومت کرده است. درسهایی که این فیلم آموخت، چشمان بسیاری از جوانان را در سراسر جهان به اشتباهاتی که ممکن است در رابطهشان رخ داده باشد باز کرد و به آنها کمک کرد تا با واقعیتی که تمام شده است کنار بیایند.
به روز شده در 13 می 2022 توسط Kayleigh Banks: ممکن است در سال 2009 منتشر شده باشد، اما بسیاری از طرفداران موافق هستند که درس ها و پیام های زندگی در (500) روز تابستان هنوز هم تا به امروز صادق هستند. چه به دلیل طرح داستانی مرتبط، توصیه های عاقلانه و عاقلانه شخصیت ها باشد، یا نمادی که در صحنه ها وجود دارد، بسیاری از مخاطبان به دنبال این فیلم هستند به این امید که در سخت ترین زمان ها آرامشی برای آنها فراهم کند (خواه به این دلیل است که آنها خودشان در حال جدایی هستند یا سعی می کنند تا حدودی در مورد رابطه خود شفافیت پیدا کنند).
دیگران در قبال آن چیزی که شما فکر می کنید مسئول نیستند
تام ایده های بزرگی برای رابطه اش با سامر (زویی دشانل) دارد و فکر می کند که آنها برای همیشه ادامه خواهند داشت. مخاطب افکار واقعی او را در مورد نحوه درک تابستان و انتظارات از رابطه آنها می بیند، اما واقعیت ندارد.
مطالب مرتبط: 10 فیلم عاشقانه که کاربران Reddit فکر می کنند بهترین تصویر عشق و روابط هستند
تام زمانی که سامر از او جدا میشود غمگین میشود و اصلاً آن را نمیبیند تا حدی به این دلیل که فکر میکند تابستان کاملاً متوجه نیست که او واقعاً چه کسی است و در عوض بیش از حد رابطه آنها را عاشقانه میکند. (500 روز از تابستان توضیح داد که تابستان یک شرور نبود و یادآوری خوبی برای مخاطبان است که دیگران مسئول نحوه نگاه افراد دیگر به آنها نیستند.
اگر در گذشته زندگی می کنید نمی توانید ادامه دهید
اگرچه پس از یک رویداد غم انگیز (مثل یک جدایی سخت) غمگین شدن منطقی است، اما این فیلم زندگی و افسردگی تام را پس از پایان رابطه اش با سامر روایت می کند.
در نهایت، تام میتواند از رابطه خارج شود و متوجه میشود که میتواند دوباره احساس خوشبختی کند، حتی اگر با سامر نباشد و در واقع تنها است. تنها دلیلی که او توانست ادامه دهد این بود که به جای زندگی در گذشته توانست تابستان را رها کند.
چند نفر در میدان نبرد بازی می کنند 4
بد نیست بر روی شغل بیش از عاشقانه تمرکز کنید
تام وسواس فکری عاشقانه دارد و از اینکه همیشه در یک رابطه باشد ناامید است و بیشتر زمان فیلم را صرف یافتن شریک زندگی می کند. وقتی تابستان همه چیز را تمام می کند، ویران می شود، اما، در نهایت، می تواند ادامه دهد.
به جای پرش به یک رابطه جدید، تام می آموزد که می تواند تمرکز خود را به حرفه خود تغییر دهد و زمان و انرژی خود را صرف تبدیل شدن به یک معمار موفق کند که شغل رویایی او بوده است. این فیلم ثابت می کند که همه چیز در مورد روابط نیست و اشکالی ندارد که روی شغل یا اهداف شخصی تمرکز کنید و گاهی اوقات سالم تر است.
ایده 'یکی' واقع بینانه نیست
در طول بیشتر فیلم تام کاملاً متقاعد شده است که 'یکی' را در تابستان پیدا کرده است. او فکر می کند که جست و جو برای عشق واقعی اش به پایان رسیده است و هر دو تا ابد در خوشبختی زندگی خواهند کرد، اما معلوم می شود که اینطور نیست.
مطالب مرتبط: 10 بهترین آهنگ در (500) Days of Summer
تام پریشان است و فکر می کند که دیگر هرگز کسی را پیدا نخواهد کرد و سامر شریک کاملی بود و با شکست در رابطه زندگی اش را خراب کرد. اما، این فیلم ثابت میکند که تام میتواند تا پایان فیلم شفا پیدا کند، حرکت کند و حتی با فرد جدیدی ملاقات کند و ایده «یک» را غیرواقعی کند.
مجرد/تنها/مستقل بودن اشکالی ندارد
یکی از بدیهای تام در فیلم این است که فکر میکند باید در یک رابطه باشد و اگر نباشد، زندگیاش را تلف میکند. این یک مشکل بزرگ و احتمالاً یکی از بزرگترین دلایلی است که او انتظارات زیادی از رابطه خود با سامر داشت.
در نهایت، اگر فردی نداند که چگونه به تنهایی راحت باشد، نمی تواند در یک رابطه سالم و مثبت باشد. مطمئناً، گاهی اوقات ممکن است تنها باشد، اما مهم است که یاد بگیرید که گاهی اوقات تنها بودن اشکالی ندارد.
شما نمی توانید کسی را مجبور کنید که شما را دوست داشته باشد
کل فیلم حول محور دیدگاه تام از آنچه که از رابطه اش با سامر می خواهد می باشد. او خیلی تلاش کرد تا او را به همان شکلی که دوستش داشت دوست داشته باشد، اما این کار هرگز کاملاً از بین نرفت. مهم نیست که چقدر تلاش کرد و چقدر خواست، تابستان هرگز آن احساسات را نداشت.
نمی توان مردم را مجبور کرد که دیگران را دوست داشته باشند. هر کسی انتخاب ها و احساسات خود را دارد و گاهی اوقات برای دیگران راحت نیست.
انتظارات شما هرگز مانند واقعیت نخواهد بود
یکی از نمادینترین صحنههای فیلم، انتظارات در مقابل واقعیت لحظهای است که تام پس از جدایی، تابستان را دوباره میبیند. او تصور می کند که آنها یک شب فوق العاده دارند و حتی به آنها اشاره می کند که دوباره با هم هستند. در واقع، آنها تمام شب را با هم صحبت نمی کنند و تام ناراحت به خانه می رود.
مطالب مرتبط: 10 بهترین Rom-Com Meet-Cutes
این خطرناک است که اجازه دهیم انتظارات در مورد چگونگی نتیجه یک رابطه ذهن را به خود مشغول کند. داشتن آنها اشکالی ندارد، فقط مراقب باشید چقدر برای موفقیت روی آنها فشار وارد می شود.
نشانه های یک رابطه آسیب دیده را نادیده نگیرید
وقتی سامر با تام قطع رابطه می کند، به این نکته اشاره می کند که این رابطه کارساز نبوده است. تام قبل از اینکه افسرده شود غافلگیر و دلشکسته می شود. پس آیا او نشانه های کهنه شدن رابطه را ندید؟ یا فقط از دیدن آنها امتناع کرد؟
ممکن است نادیده گرفتن نشانه های یک رابطه آسیب دیده آسان تر و کمتر دردناک به نظر برسد، اما در واقعیت، همه چیز را سخت تر می کند. این یک فانتزی است که در نهایت از بین می رود زیرا یک رابطه دو طرف دارد.
زیبایی و هیولا کجاست
مهم است که در همان صفحه باشید
یکی از بزرگترین دلایلی که رابطه تام و سامر سخت میشود، این است که آنها هرگز در یک صفحه نبودند. تام هرگز به سامر بیان نکرد که واقعاً چه احساسی دارد و واقعاً چه چیزی از رابطه می خواهد. در حالی که سامر اوایل به او گفته بود که کجا ایستاده بود، این موضوع دیگر مطرح نشد و تام متوجه شد که با جدیتر شدن آنها همان احساس را ندارد.
به همین دلیل، وقتی تام متوجه شد که سامر آنقدر که فکر میکرد به این رابطه اختصاص ندارد، رابطه آنها تیره شد. اگر تام در اوایل احساس خود و آنچه را که میخواست بیان میکرد، ممکن بود این رابطه کمی بیشتر دوام بیاورد.
اجازه ندهید شادی شما به شخص دیگری وابسته باشد
شاید یکی از مهم ترین درس ها از (500 روز از تابستان این است که خوشبختی نمی تواند به شخص دیگری وابسته باشد. تابستان تنها منبع شادی تام می شود و به همین دلیل خود را از دست می دهد.
بی انصافی است که این فشار را به کسی وارد کنیم. مطمئناً به طرز وحشتناکی پایان می یابد و هر کسی را که درگیر افسردگی عمیقی مانند تام است، فرو می برد. این بدان معنا نیست که مردم نمی توانند یکدیگر را خوشحال کنند، بلکه فقط به این معناست که نمی توان به یکی از شرکا به عنوان تنها منبع شادی در رابطه اعتماد کرد.
فقط به این دلیل که خوب شروع شد، به این معنی نیست که همیشه خوب خواهد بود
در آغاز، رابطه تام و سامر به وضوح رابطه خوبی است. آنها علایق یکسانی دارند و به راحتی با هم کنار می آیند و رابطه عاشقانه بین این دو قابل ستایش است. واضح است که با گذشت روزها تغییر می کند و بی نقص نمی ماند.
هر رابطهای فراز و نشیبهای خودش را دارد، و این همان چیزی است که رابطهای است. مهم است که در نظر داشته باشید که همیشه خوب نخواهد بود، و گاهی اوقات هرگز به حالت خوب باز نمی گردد.
دوست داشتن همان گروه به این معنی نیست که شما باید باشید
تام ابتدا عاشق تابستان می شود زیرا متوجه می شود که او هم سلیقه موسیقی او را دارد و ظاهراً قبلاً چنین چیزی را تجربه نکرده است. این کاتالیزور کل فیلم و یک لحظه نمادین در فیلم می شود. با این تفاوت که واقعیت به این سادگی نیست.
قرار نیست یک شخص فقط به خاطر داشتن علایق با کسی باشد. ممکن است برای لحظهای هیجانانگیز باشد که کسی همان گروه را دوست داشته باشد، اما این احساس میگذرد و عناصر بسیار بیشتری وجود دارند که باعث میشوند عاشق کسی شوند. صادقانه بگویم، همه آنها مهمتر از این هستند که یک گروه را دوست داشته باشند.
یک رابطه همیشه دو طرف و احساس دارد
نکته ( 500 روز از تابستان این است که مخاطب همه چیز را از چشم مردی می بیند که از او جدا شده است. در اواسط راه، تماشاگران از تابستان عصبانی هستند. دوست داشتن تابستان سخت است زیرا او قلب قهرمان داستان را شکسته است. این همان چیزی است که وقتی یک رابطه را فقط از یک طرف می بینید.
مطالب مرتبط: 10 بهترین عاشقانه های آهسته در فیلم و تلویزیون، رتبه بندی شده
جف قاتل چه شکلی است
این فیلم به ما می فهماند که دیدگاه تام لزوماً حقیقت نیست، بلکه نسخه ای مغرضانه از وقایع است. هر رابطه ای شامل دو نفر است و بنابراین دو طرف یک داستان و دو احساس. احساسات یک نفر احساسات دیگری را باطل نمی کند، و در یک رابطه مهم است که یک قدم به عقب بردارید و چیزها را از منظر دیگری ببینید.
می توانید عشق را در غیرمنتظره ترین مکان ها پیدا کنید
اگرچه تام و سامر ممکن است در کنار یکدیگر خوشبختی پیدا نکرده باشند، حتی پس از اینکه تلاش زیادی کردند تا آن را به نتیجه برسانند، این بدان معنا نیست که عشق با آنها تمام شده است. همانطور که ازدواج سامر با همسرش و رابطه عاشقانه احتمالی تام با پاییز (مینکا کلی) نشان میدهد، به نظر میرسید که آنها احتمالاً شخص مناسبی را پیدا کردهاند، در حالی که حتی به دنبال آن نبودند.
این ایده که عشق را میتوان در غیرمنتظرهترین مکانها پیدا کرد، ایدهای است که برای مخاطب صادق است زیرا زندگی پر از چیزهای تصادفی و غیرقابل پیشبینی است. اگرچه ممکن است یک فرد در آن زمان متوجه آن نشود، یک مکالمه در واقع می تواند به لحظه ای منجر شود که زندگی را تغییر دهد. شاید فکر کردن به آن ترسناک باشد، اما همچنین می تواند هیجان انگیز باشد.
استفاده از یک فرصت زمانی که لحظه فرا می رسد
هنگامی که فیلم برای اولین بار شروع شد، تماشاگران دیدند که تام چندان مطمئن نیست که از دیگران درخواست کند، زیرا او این ایده را در سر داشت که آنطور که او انتظار داشت پیش نمیآید. با این حال، در پایان فیلم، به نظر می رسد که او یک فرد کاملاً متفاوت است زیرا به نظر می رسد که او شانس بیشتری برای مردم می گیرد و از فرصت های بیشتری نیز استفاده می کند.
این فقط تام نیست که به نظر می رسید این تجلی را نیز داشته باشد. اگرچه او تنها حدود پنج دقیقه از تماشای نمایش استفاده میکرد، اما بینندگان میتوانستند ببینند که پاییز قبلاً از آن آدمهایی نبوده که ریسک کند. با این حال، به دلایلی، او تصمیم گرفت که نوشیدن یک نوشیدنی با تام ارزش لغو برنامههایی را که در ابتدا با دوستانش انجام داده بود، داشته باشد. قطعاً این احتمال وجود دارد که این فرصت ها به نتیجه نرسند، اما برای برخی افراد، ممکن است هنوز از نتیجه راضی باشند، زیرا این بدان معناست که آنها با 'چه می شد؟'
مردم را روی یک پایه قرار ندهید
از همان ابتدا کاملاً مشخص است که تام سامر را روی یک پایه قرار داده بود. به نظر میرسد که او به این نکته اشاره میکند که معتقد است تابستان برای او فرد مناسبی است، زیرا آنها چیزهای مشترک زیادی دارند و انتظار زیادی دارد که او در نهایت احساسات او را جبران کند (زیرا این همان چیزی است که در دنیای ایدهآل او اتفاق افتاد). با این حال، چیزی که او درک نمی کند این است که با این کار، فشار زیادی به او وارد می کرد.
مطالب مرتبط: 10 بهترین فیلم مستقل به سن بلوغ
بسیاری از مردم موافق هستند که این کاری است که هیچ کس نباید انجام دهد، زیرا این کاملاً ناعادلانه است که از یک فرد انتظار داشته باشیم همیشه کامل باشد. هرکسی معایب خود را دارد و مطمئناً مرتکب اشتباه می شود، اما همه اینها بخشی از زندگی است. این عادلانه نیست که آنها را به خاطر برآورده نکردن انتظاراتی که دیگران از آنها در نظر می گیرند احساس گناه کنند.
وقتی همه چیز آنطور که انتظار دارید پیش نمی رود، تند تند نباشید
وقتی صحبت از تام می شود، نظرات مختلفی در مورد اینکه آیا او یک قهرمان داستان دوست داشتنی است یا نه وجود دارد. در حالی که لحظات خاصی از فیلم وجود داشت که بینندگان میتوانستند با او همدردی کنند، موارد دیگری نیز وجود داشت که او مانند یک تند رفتار میکرد (که مخصوصاً زمانی که او در تابستان عصبانی شد به دلیل امتناع از برچسب زدن به رابطه آنها یا نحوه رفتارش دیده شد. به او توهین کرد که با انتظاراتش مطابقت نداشت).
فیلم سیاره میمون ها به ترتیب
اگرچه داشتن مهارتهای ارتباطی قوی میتوانست بسیاری از مشکلات این زوج را حل کند، اما تام حق نداشت که مانند یک احمق رفتار کند و در تابستان به دلیل برآورده نکردن انتظاراتش عصبانی شود. او همیشه در مورد آنچه که از رابطه میخواهد صحبت میکرد، بنابراین بیانصافی بود که وقتی او متوجه شد که نظرش را تغییر نداده است، از دست او عصبانی شود. این می تواند برای زندگی واقعی نیز صدق کند. فقط به این دلیل که ممکن است همه چیز آن طور که انتظار می رود پیش نرود، به هیچ کس این حق را نمی دهد که مانند یک آدم تند و تیز با دیگران رفتار کند، مبادا در نهایت به عنوان شرور داستان خود تبدیل شوند (مثل برخی معتقدند تام است).
زندگی بعد از جدایی ادامه دارد، اما ناراحتی خوب است
تام جدایی اش از سامر را سخت می گیرد. مثل یک قطار باری به او برخورد می کند و او برای بهبودی از آن تلاش می کند. با این حال، در نهایت او این کار را می کند. خودش را برمی دارد و می رود. او حتی با زن دیگری ملاقات می کند که ممکن است عاشق او شود.
هر جدایی سخت است، این اجتناب ناپذیر است. همچنین اشکالی ندارد که بعد از یک روز غمگین شوید و برای بهبودی زمان بگذارید. هیچ کس به همان شکل غمگین نمی شود و هر کس با سرعت خودش درمان می کند. با این حال، زندگی ادامه خواهد داشت. این پایان جهان نیست. ممکن است احساس خوبی داشته باشید، اما یک یا دو ماه به آن فرصت دهید تا بهبود محسوس باشد.
بعدی: 10 شخصیت اصلی که کاملاً به سن میرسند