Game Of Thrones: 5 Ways Olenna Was The Worst Tyrell (و 5 Ways Margaery Was)

چه فیلمی را ببینید؟
 

به سرسی بگو. من می خواهم او بداند که من بودم. اولنا با نام مستعار ملکه خارها درست قبل از مرگ به جیمی گفت. او تمام تلاش خود را برای محافظت از هاوس تایرل، ارثی که از آن او نبود، انجام داده بود. اولنا یکی از باهوش ترین بازیکنان 'بازی' در وستروس و همچنین یکی از خطرناک ترین زنان در بازی تاج و تخت .





مطالب مرتبط: بازی تاج و تخت: 5 چیز درباره مارگری تایرل که هرگز امروز پرواز نمی کند (و 5 مورد که می خواهد)






اولنا حیله‌گر و حساب‌گر راهی برای جذب نوه‌اش در Red Keep و The Crown در بدهی تایرل‌ها پیدا کرد. مارگری نوه و بهترین شاگرد او بود، اما همانطور که معلوم شد، او به اندازه کافی خوب نبود. این دو زن هر دو جاه طلب بودند و اگر سرسی جلوی آنها را نمی گرفت، در نهایت بر هفت پادشاهی حکومت می کردند. پس کدام یک از دو ملکه های باغ، بدترین تایرل ها بود؟



اولنا: نامزدی خواهرش را دزدید

ویولا ردواین خواهر اولنا بود که در ابتدا با لوتور تایرل، وارث High Garden نامزد شد، اما اولنا کاری غیرقابل تصور را انجام داد تا به عضویت خانه تایرل درآمد. او خودش نامزد یک تارگرین بود اما نامزدی را رد کرد زیرا موهای نقره ای او را دوست نداشت. سپس اولنا در راه رفتن از کلاس گلدوزی‌اش گم شد و یک روز قبل از اینکه لوتور کوچولو از ویولا خواستگاری کند، راهش را پیدا کرد.

روز بعد، لوتور به دلیل کاری که اولنا شب قبل با او انجام داد، نتوانست راه برود، بنابراین برای خواستگاری از ویولا بیچاره حاضر نشد. لوتور آن روز عاشق هر چیزی بود که اولنا به او می داد، و این تنها چیزی بود که می توانست به آن فکر کند. اینگونه بود که اولنا با The Oaf ازدواج کرد که باعث شد او وارث High Garden و The Reach شود.






مارگری: ازدواج با معشوق برادرش

رنلی براتیون همجنس‌گرا بود و این یک ویژگی ناخواسته در هفت پادشاهی بود. نه اینکه در خفا انجام نمی شد. با این حال، همجنس گرایی رنلی برای بسیاری از مردم در کینگز لندینگ شناخته شده بود، همانطور که رابطه او با لوراس تایرل شناخته شده بود. به دلیل اینکه وارث های های گاردن و پسر اولنا بود، تمایلات جنسی لوراس برای هاوس تایرل نیز مشکل بود.



ریک و مورتی فصل سوم قسمت نهم

اولنا و میس سپس مارگری را با رنلی نامزد کردند، و او با او ازدواج کرد، اگرچه این ازدواج برای تمام دو هفته ای که طول کشید هرگز انجام نشد. مارگری به خوبی می‌دانست که این ازدواج به نتیجه نمی‌رسد و لوراس عاشق رنلی است، اما او همچنان وارد ازدواج شد.






اولنا: او با لنیسترها متحد شد

The Rains Of Castemere یک آهنگ محبوب در وستروس بود که به همه هشدار می داد که اتحاد با تایوین لنیستر چگونه پایان می یابد اما به نظر می رسد اولنا فراموش کرده است. تایوین خطرناک ترین مرد در وستروس بود و اولنا این را می دانست اما پس از مرگ رنلی باراتیون همچنان با او متحد شد.



مطالب مرتبط: بازی تاج و تخت: 5 فیلم کریسمس که خانه لنیستر دوست دارد (و 5 فیلم از آنها متنفر باشد)

اتحاد او با تایوین آغاز پایان خانه تایرل بود، و او آشکارا می دانست که چقدر خطرناک است زیرا وقتی تایوین او را مجبور کرد با ازدواج لوراس با سرسی موافقت کند، به وحشیگری تایوین اعتراف کرد. اولنا گزینه های زیادی از جمله راب استارک و استنیس باراتیون داشت، اما به هر حال لنیسترها را انتخاب کرد.

مارگری: او سانسا را ​​بازی می کرد

مارگری می دانست که چگونه به لطف ترفندهای مادربزرگش به اوج بجنگد، اما مجبور نبود آن را به صورت سانسا بمالد. رفتار او با سانسا یکی از سردترین رفتارهایی بود که سانسا در زمان حضور در کینگز لندینگ دریافت کرد. سانسا یک یتیم بی گناه بود که همه چیز را از دست داده بود اما در اطراف ماند و سعی کرد زنده بماند.

مارگری به جافری اهمیت نمی داد، فقط تاج و تخت. او همچنین می‌دانست که سانسا در مقابل تایرل‌ها و لنیسترها شانسی ندارد، بنابراین کمترین کاری که می‌توانست انجام دهد این بود که با یتیم ساده لوح همدردی کند. او تصمیم گرفت به جای آن با احساسات سانسا بازی کند و فقط درد او را بدتر کرد.

اولنا: او جافری را در عروسی اش کشت

مرگ جافری احتمالاً تنها کار خوبی است که اولنا انجام داد بازی تاج و تخت اما این او را به یک قدیس تبدیل نکرد. قتل آنقدر وحشتناک بود که حتی اولنا هم ترسید.

در حالی که اکثر طرفداران موافق هستند که مرگ او یک تسکین بود، روشی که اتفاق افتاد وحشیانه بود و اولنا برای انجام آن همچنان یک هیولا بود. او پسر را در عروسی خودش، درست پس از نامزدی نوه اش با او کشت. اگر او تا این حد مشتاق محافظت از مارگری بود، هرگز نباید اجازه می داد که این اتحادیه در وهله اول اتفاق بیفتد. بهتر از این، او می توانست پس از عروسی راه دیگری برای کشتن او پیدا کند.

مارگری: اغوا کردن تامن

مارگری تایرل مایل بود با هر کسی که او را به سلطنت برساند ازدواج کند، بنابراین وقتی جافری درگذشت، تامن شکار بعدی او بود، با این تفاوت که او یک پسر 9 ساله بود. تامن هیچ چیز در مورد عاشق شدن نمی دانست، او فقط یک پسر فقیر بود که مجبور شد خیلی سریع بزرگ شود زیرا مادر و پدربزرگش به یک پیاده نیاز داشتند.

ترفندهای مارگری جواب داد زیرا لنیسترها انتخاب بهتری برای ملکه نداشتند، اما هزینه آن بسیار بالا بود. زمانی که جنگ بین لنیسترها و تایرل ها و اسپارو به اوج خود رسید، تامن بی گناه عاشق شد و او را قربانی کرد. ازدواج محکوم از کودک آزاری به قتل تبدیل شد، زمانی که پسر فقیر خودکشی کرد زیرا 'معشوق' او مرده بود.

اولنا: او سانسا را ​​برای قتل جافری قاب کرد

اولنا کارهای نفرت انگیزی برای خانواده‌اش انجام داد، اما توافق با بیلیش برای استفاده از سانسا در بدترین زمان‌هایش بسیار از او بد بود. اول، او سعی کرد سانسا را ​​با لوراس ازدواج کند تا کنترل وینترفل را در دست بگیرد، سپس برگشت و او را به دشمن تایوین تبدیل کرد، جایی که حتی خود اولنا هم دوست نداشت.

مربوط: Game of Thrones: 5 بزرگترین بازنده (و برنده) در نبرد حرامزاده ها

بهترین نسخه بلید رانر چیست؟

وقتی اولنا با سانسا تماس گرفت و از او در مورد جافری پرسید، دختر بیچاره را مجبور کرد تا اعتراف کند که جافری یک هیولا است اما به هر حال او را دوست داشت. سپس اولنا تصمیم گرفت از آن برای نجات مارگری در حین نوشتن حکم اعدام سانسا استفاده کند. کمترین چیزی که سانسا انتظار داشت متهم شدن به قتل جافری بود.

مارگری: اعتماد به گنجشک بلند

مارگری می‌دانست که چگونه پارسا بازی کند و عشق مردم عادی را به دست آورد، اما گنجشک بلند حتی با معیارهای او بیش از حد رادیکال بود. مارگری به عنوان یک ملکه، بهتر از اینکه در کنار یک رهبر فرقه علیه فردی خطرناک مانند سرسی باشد، می دانست. گنجشک بلند مرد خطرناکی بود که تقریباً تمام اشراف وستروس را به خاک و خون کشید. او حیله گر بود و نمی شد به او اعتماد کرد و مارگری با آن همه آموزش باید این را می دانست.

وقتی خودش را در سلول های اسپارو بالا یافت، وقت آن بود که درس هایی را که مادربزرگش درباره «اعتماد به افراد باهوش» به او گفته بود، به کار گیرد. با این حال، مارگری به وصیت‌های مبارز مذهبی اعتراف کرد و به اتهامات ساختگی اعتراف کرد و موافقت کرد که با کسی همکاری کند که آشکارا سیاستش آینده‌ای در کینگز لندینگ نداشت.

اولنا: او باغ بلند را از دست داد

مانند استارک‌ها در شمال، تایرل‌ها بهتر می‌دانستند که شمشیرهای خود را در برابر اگون فاتح بلند کنند. آنها زانو را خم کردند و در عوض نامشان را گذاشتند Lords Paramount of The Reach ، موقعیتی که تایرل ها را برای بیش از سیصد سال خانه ای بزرگ ساخت.

وقتی اولنا خود را مسئول یافت، آنچه را واقعاً مهم بود از دست داد و زمان زیادی را صرف مشاجره با لنیسترها کرد. لنیسترها هیچ شانسی در مقابل یک High Garden متحد نداشتند زیرا این سبد نان کینگز لندینگ بود. اولنا بیش از حد حریص شد و بدون برنامه ریزی مناسب وارد اتحاد شد و The Reach را در مقابل سرسی آسیب پذیر کرد.

مارگری: او سرسی را دست کم گرفت

سرسی لنیستر همانطور که تیریون اشاره کرد خطرناک ترین زن جهان بود و بدترین اشتباه تایرل ها دست کم گرفتن او بود. هنگامی که سرسی در سوگ جافری حواسش پرت شد، مارگری از سوء استفاده کرد و خود را به عنوان ملکه تامن نامید. این یک پیروزی کوچک بود اما مارگری دست از مالیدن آن به صورت سرسی بر نمی داشت.

او همچنین از گنجشک عالی حمایت کرد تا از او برای خلاص شدن از شر سرسی استفاده کند و فراموش کند که سرسی کنترل شورای کوچک و بیشتر منابع تاج را در دست دارد. در روز محاکمه، تامن هیچ نمایشی نداشت، نشانه‌ای که مارگری باید زودتر می‌خواند، اما او نمی‌دانست تا اینکه سپتامبر در آستانه انفجار بود.

بعدی: بازی تاج و تخت: 10 بهترین لحظه اولنا تایرل