آناتومی گری مملو از تراژدی ، درام و اشک است ، اما همچنین صحنه های دلخراشی زیادی بین پزشکان و همچنین با بیماران آنها وجود دارد.
هرکسی که تماشا کرده باشد آناتومی گری می داند که این یک درام است این نمایش که یکی از محبوب ترین درام های پزشکی در تمام دوران ها است ، دارای صحنه های اعصاب خردکن و شدید شامل موارد اضطراری و حتی مرگ است. هیچ کس در این نمایش کاملاً ایمن نیست و پزشکان بیمارستان Gray Sloan Memorial باید برای نجات جان مردم سخت کار کنند.
اما با وجود همه درام و تراژدی ، گاهی اوقات ، صحنه های حساس و احساسی در نمایش وجود دارد. پزشکان اتفاقاتی دارند که در زندگی شخصی آنها رخ می دهد و اینها بهترین لحظات نمایش است. شخصیت ها دقیقاً مثل بقیه هستند. آنها افراد واقعی هستند و صحنه های دل انگیزی از جمله این 10 صحنه دارند که هیچ کس نمی تواند آنها را فراموش کند.
10وقتی الکس از مردیت مراقبت می کند
دوستی های به یاد ماندنی زیادی در وجود دارد آناتومی گری، از جمله پیوند الکس کاروف (جاستین چمبرز) و مردیت گری (الن پمپئو). بعد از اینکه کریستینا یانگ (ساندرا اوه) از آنجا دور شد ، الکس قدم به قدم گذاشت تا شخص مردیت شود. او مهم بود و سیستم پشتیبانی او ، مهم نیست.
در قسمت 12 سریال صدای سکوت ، مردیت به طور غیر منتظره ای توسط یک بیمار مورد حمله قرار می گیرد. الکس تسلیم نمی شود و به همه در بیمارستان یادآوری می کند که آنها خانواده او هستند. او به آنها احتیاج دارد. وقتی مردیت از خواب بیدار شد ، گیج شد و شروع به هق هق كرد. الکس به تخت بیمارستان او صعود می کند و او را آرام می کند ، حتی بعد از اینکه فهمید چقدر با از دست دادن بهترین دوستش نزدیک است ، گریه می کند.
آخرین صحنه ای که پل در فیلم خشمگین 7 فیلمبرداری کرد چه بود؟
9هر زمان مردیت و رقص کریستینا
کریستینا همیشه شخص مردیت خواهد بود ، حتی اگر اکنون در سوئیس زندگی کند. برخی از بهترین لحظات نمایش بین دو دوست است. آنها می توانند در مورد هر چیزی با یکدیگر صحبت کنند و می دانند که چگونه بعد از یک روز پراسترس یکدیگر را تشویق کنند.
این شامل رقص است. هر زمان مردیت و کریستینا آن را رقصیدند ، این نمادی از دوستی آنها بود. آنها همه معضلات خود را با هم برقصند.
8وقتی کریستینا به مردیت گفت که او خورشید است
تماشای دور شدن کریستینا در پایان فصل دهم نمایش دلخراش بود. این پایان تعامل روی صفحه بین کریستینا و مردیت بود. قبل از عزیمت ، کریستینا توصیه های ارزشمند و الهام بخشی در مورد ازدواج مردیت با همسرش ، درک شپرد (پاتریک دمپسی) ارائه می دهد.
کریستینا می گوید ، اجازه نده آنچه شما می خواهد آنچه را که شما نیاز دارید ، گرفت. او بسیار رویایی است ، اما خورشید نیست - شما هستید. درست است که مردیت نباید رویاهای خود را فدای درک کند. او یک ستاره است و می تواند در مورد شغل خود تصمیم بگیرد. کریستینا به مردیت اعتقاد دارد و هیچ کس هنگام تماشای این صحنه نمی تواند اشکهای خوشحال و احساسی را برطرف کند.
7وقتی بیلی رئیس جراحی می شود
یک لحظه با اهمیت است که یک پزشک به عنوان رئیس جراحی نامگذاری می شود. این فرد دارای رتبه بالایی در بیمارستان است و برای تصمیم گیری مهم در مورد کل بیمارستان با هیئت مدیره همکاری می کند. ریچارد وب (جیمز پیکنز ، جونیور) یک رئیس با سابقه است ، اما او با شروع فصل دوازدهم نمایش (برای همیشه) کنار می رود. میراندا بیلی (چاندرا ویلسون) به عنوان رئیس جدید منصوب می شود ، و او بهترین فرد برای این سمت است.
وقتی هواداران برای اولین بار در فصل اول نمایش با بیلی آشنا شدند ، او نسبت به کارآموزان جدید سخت گیری می کند. با این وجود ، در طول سال ها ، او به یک شخصیت مورد علاقه طرفداران تبدیل شده است. او در بیمارستان صدای عقل است و یک رهبر است. وقتی ریچارد به او گفت که رئیس جدید (و اولین رئیس زن جراحی در بیمارستان) است ، او گوشی پزشکی خود را تحویل می دهد و به او می گوید که او یک رهبر است. و او به حق این عنوان جدید را به دست آورد.
6وقتی الکس راحتی ایزی
در طول فصل دوم نمایش ، Izzie Stevens (کاترین هیگل) احساسات عاشقانه ای نسبت به یکی از بیماران بیمارستان دارد ، دنی دوکت (جفری دین مورگان). او از او مراقبت می کرد و طرفداران دوست داشتند او زنده بماند. با این حال ، بعد از پیوند قلب ، ایزی با اشکریت تصمیم به قطع سیم LVAD خود گرفت و اندکی بعد درگذشت.
تماشای صحنه دلخراش دشوار است ، اما همچنین دیدن الکس که به وضوح به ایزی احساس می کرد ، او را بلند کرده و در حالی که هق هق گریه می کرد او را دلداری می داد بسیار دلگرم کننده است. او به عنوان یک دوست از او مراقبت می کند ، احساسات خودش را برای حمایت از ایزی نادیده می گیرد.
5وقتی مردیت برنده جایزه هارپر اوری شد
در این نمایش ، جایزه هارپر اوری (بعداً به جایزه کاترین فاکس تغییر نام داد) یکی از معتبرترین جوایزی است که یک جراح می تواند دریافت کند. مادر مردیت ، الیس گری (کیت برتون) ، دریافت کننده دو بار بود. آیا مردیت می تواند به اندازه مادرش درخشان باشد؟
در فصل 14 قسمت چه کسی زندگی می کند ، چه کسی می میرد ، چه کسی داستان شما را می گوید ، مردیت نامزد دریافت جایزه هارپر اوری است. با این حال ، به طور معمول مردیت گری ، او مراسم را انجام می دهد تا یک عمل اورژانسی انجام دهد ، و ثابت می کند که به حرفه خود پایبندی دارد. جکسون اوری (جسی ویلیامز) از طرف وی جایزه را می پذیرد ، و او سخنرانی تکان دهنده و دل انگیزی را در مورد اینکه مردیت برای نجات جان انسانها دردسر بزرگی انجام می دهد ارائه می دهد.
4هنگامی که مردیت برای درک خانه ای شمع درست می کند
در فصل چهارم آزادی ، مردیت و درک با آزمایش بالینی بیماری آلزایمر به موفقیت دست یافتند. روابط آنها در طول تحقیق فراز و نشیب های بسیاری داشت ، بنابراین دلگرم کننده است وقتی که مردیت با تفریح در نقشه طبقه خانه رویایی خود ، ساخته شده با شمع در قطعه زمینی که درک قبلاً برای آینده آنها خریداری کرده بود ، درک را غافلگیر کرد.
این یکی از رمانتیک ترین حرکات نمایش است و نویدبخش آینده آنها بود. در حالی که مردیت اعتراف می کند که خنک است ، اما این دلیل هم بودن آنهاست. او به او گفت ، زیرا من معتقدم که ما می توانیم با هم فوق العاده باشیم تا اینکه جدا از هم معمولی. چه کسی می تواند با آن بحث کند؟
3هنگامی که درک پیشنهاد مردیت است
در فصل پنجم نامه عاشقانه آسانسور ، درک به عالی ترین روش برای دو پزشک پیشنهاد می کند: با علم. مردیت و درک یک زوج قدرت هوشمند هستند و به همان اندازه حرفه های خود را دوست دارند.
درک سرانجام در آسانسور بیمارستان ، تزئین دیوارهای آسانسور با اشعه ایکس از موارد مختلف پزشکی که به اعتقاد او به او کمک کرد تا درک کند مردیت یکی از مواردی است که برای او ساخته شده است. او هنگام کار بر روی این موارد عاشق او شد و اکنون اینها بخشی از پیشنهاد او بودند. او به او گفت ، شما بدتر زنده مانده اید و می دانید که ما نیز زنده خواهیم ماند.
دووقتی مردیت و درک زولا را پذیرفتند
در فصل هفتم عروسی سفید ، مردیت و درک با زولا ، یک کودک شش ماهه از مالاوی ، که برای یک عمل نجات زندگی به سیاتل آورده شده بود ، ملاقات می کنند. زن و شوهر بلافاصله به او وابسته شده و می خواهند او را به فرزندی قبول کنند. آنها حتی برای قانونی شدن ازدواج خود به دادسرا می روند.
روند فرزندخواندگی برای زوجین طولانی و چالش برانگیز است. ازدواج آنها تقریباً به همین دلیل رنج می برد ، اما همه چیز در فصل هشتم ، ناگهان ارزشمند است. مددکار اجتماعی برای تأیید اینکه اکنون حضانت کامل دارند به خانه مردیت و درک می رسد. زولا دختر آنهاست و والدین از اینکه سرانجام زولا را در خانه خود دارند بسیار خوشحال هستند.
1وقتی که مردیت برای الکس و ایزی عروسی اش را رها می کند
در قسمت پنجم فصل ، 'چه تفاوتی یک روز ایجاد می کند' ، مردیت و درک قرار است ازدواج کنند. با این حال ، تشخیص سرطان ایزی پیشرفت کرده و شدیدتر از آن است که تصور می کردند. مردیت متوجه می شود که الکس و ایزی ممکن است وقت زیادی برای ازدواج نداشته باشند ، بنابراین عروسی خود را به آنها می دهد. در عوض ، مردیت و درک بعداً در یادداشت های Post-It نذورات وانمودانه خود را با یکدیگر تلاوت می کنند. آنها قول می دهند یکدیگر را دوست داشته و تکریم کنند. این عروسی ایده آل آنهاست - فقط دو نفر از آنها.
عروسی الکس و ایزی عالی است. این یک صحنه باغ جادویی است و آنها در سخنرانی های مهیج عشق خود را به یکدیگر متعهد می شوند. قبل از مراسم ، ایزی لحظه ای صمیمانه را با مردیت تقسیم می کند. او می داند که مردیت عروسی خود را برای ایزی متوقف کرد ، در حالی که قدردانی خود را نشان می دهد ، اشکهایش را پس می زند. سخاوتمندانه ترین ، هدیه ای فداکارانه است