اخطار: حاوی اسپویلر برای من در فکر پایان دادن به چیزها هستم!
- دنیای فانتزی پیچیده جیک جلوه ای از تنهایی و حسرت عمیق اوست.
- زن جوان حاصل تخیل جیک است و نماینده دختری است که او هرگز جرات صحبت کردن با او را نداشت.
- تماسهای تلفنی مرموز، جیک است که با ناخودآگاه خود صحبت میکند و آشفتگی درونی او را منعکس میکند.
درام شگفت انگیز چارلی کافمن من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم پایان قرار نیست به طور کامل درک شود. در سرتاسر فیلم، نکاتی مبنی بر اینکه چیزی درست نیست، رها می شود، که منجر به پیچ و تاب هایی می شود که تا زمان پخش تیتراژ، سوالات متعددی را به وجود می آورد. بر اساس کتابی به همین نام از ایین رید، من هستم فکر کردن به پایان دادن به چیزها زنی ناشناس (جسی باکلی) را دنبال می کند که دوست پسرش جیک (جسی پلمونز) را به خانه دوران کودکی او برای ملاقات با والدینش همراهی می کند.
نگهبانان کهکشان در استریم نتفلیکس
این زن در مورد رابطه خود فکر دومی می کند، از این رو عنوان فیلم به دست می آید، اما به هر حال سوار آن می شود. هنگامی که آنها به خانه خانواده جیک می رسند، زن جوان شروع به زیر سوال بردن رابطه او و به زودی واقعیت او می کند. پایان فیلم نشان می دهد که اکثر اتفاقات فیلم در ذهن جیک رخ داده است. او هرگز زن جوان را ملاقات نکرد. او فقط از سالها پیش او را تحسین می کرد. پدر و مادر او نیز مدت هاست که از دنیا رفته اند. فیلم در مورد تنهایی و پشیمانی توضیحی قوی ارائه می دهد. من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم پایان رمان را تغییر داد، اما همچنان بحث برانگیز بود.
من به پایان دادن به کارها می اندیشم جدول زمانی: سرایدار کیست
تریلر روانشناختی کافمن با نماهای گاه به گاه یک سرایدار مسنتر که در دبیرستان کار میکند تلاقی میکند - این تنها لحظات فیلم هستند که واقعاً اتفاق میافتند. آن سرایدار مسن تر همان چیزی است که جیک در زندگی واقعی به نظر می رسد. هر صحنه ای که جیک و زن جوان را درگیر می کند، در ذهن جیک می گذرد، در حالی که او در گذشته زندگی می کند، غرق در پشیمانی است و در حلقه ای از آنچه می توانست باشد گیر کرده است. این فیلم زندگی او را طوری روایت میکند که آرزو میکرد تا آن زمان پیش میرفت من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم پایان دادن
حتی اگر فانتزی جیک در فیلم اصلی نتفلیکس پر از یک دوست دختر و والدین دوست داشتنی است، تنهایی در ذهن او مشهود است. پالت رنگ روی صفحه نمایش در طول فانتزی او سرد و تیره است، به ظاهر آبی - که مترادف با غم و اندوه است. زمان در تخیل او در یک کولاک می گذرد که بر آن احساس سردی می افزاید. جو سرد و منزوی در سرنخ هایی پیچیده شده است که جیک در حال به یاد آوردن دورانی از دهه ها پیش است.
جیک در خانه پدر و مادرش عکس سیاه و سفید پیری از سگش را به زن جوان نشان میدهد و او نگاهی اجمالی به مادرش میگیرد که در دهه 1960 لباس میپوشید. جیک زن جوان را به یک بستنی فروشی می برد که کارمندان زن نیز به نظر متعلق به دهه 1960 هستند. واضح است که جیک در وضعیت ذهنی فعلی خود یک مرد مسن تنها است، بنابراین او وقت خود را صرف تصور اینکه زندگی اش چگونه باید باشد می گذراند. لحظاتی از زمان واقعی او به عنوان یک مرد جوان، ناخودآگاه خود را در اطراف فانتزی استادانه او می پیچند.
سرنوشت جیک در I'm Thinking Of Ending Things توضیح داده شده است
جیک در نهایت مردی تنها و پر از حسرت شد. زندگی آنطور که او میخواست پیش نرفت، بنابراین او روزهایش را با تصور کردن زندگی آنطور که میتوانست سپری میکرد - پدر و مادر دوست داشتنی و یک دوست دختر. دانشآموزان او را اذیت میکنند، اما او مشتاق پذیرش است. در سکانسهایی با جیک قدیمی، دانشآموزان دبیرستان مشغول تمرین موزیکال هستند اوکلاهما! را من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم صحنه پایانی یک نسخه جایگزین از جیک قدیمی را نشان میدهد که یک جایزه را میپذیرد و آهنگی از موزیکال - با عنوان 'اتاق تنهایی' - را برای تماشاگران مشتاق اجرا میکند.
جیک پیر چنان ناامید از حس رفاقت و تعلق است که حتی آرزو می کند در دبیرستانی که در آن کار می کند، ستاره نمایش موزیکال باشد. این فقط یک سکانس فانتزی دیگر است. در واقع، جیک یک شب سرد و برفی را به پایان می رساند و مدرسه را تمیز می کند. او به ماشینش برمی گردد و دچار اختلال روانی می شود. او لحظاتی از زندگی خود را زنده می کند - خاطرات والدینش و لحظات مختلف از کودکی. در طول این شکست، او برهنه می شود و تصور می کند یکی از فانتزی های دبیرستانی خود را دنبال می کند. در شات پایانی فیلم، ماشین جیک کاملا پوشیده از برف است. او هرگز از ماشینش بیرون نیامد و احتمالاً همان جا مرده است.
مرد مورچه ای و زنبور پس از جنگ بی نهایت است
عنوان از من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم معنای دوم تیره تری دارد - جیک به شدت افسرده است. او هرگز به زندگی ای که ناامیدانه می خواست را نداشت و احتمالاً به پایان دادن به همه چیز فکر می کرد. این فیلم باعث شد که مخاطبان در ابتدا فکر کنند که در مورد جدایی است، در حالی که همه اینها لایه دیگری از زندگی فانتزی جیک بود. او بیش از حد در افسردگی خود فرو رفته بود که نمی توانست خود را از یک موقعیت خطرناک رهایی بخشد - واضح است که او حداقل مرگ را راهی برای نجات می دانست. من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم پایان در نهایت یک تراژدی است. زندگی همیشه آنطور که کسی می خواهد معنا پیدا نمی کند. زندگی با پشیمانی و اندوه عمیق، می تواند عواقب مخرب و طولانی مدت داشته باشد.
اتفاقی که برای والدین جیک افتاد در فکر پایان دادن به چیزها هستم
والدین جیک از همان ابتدا بداخلاق به نظر می رسند. به این دلیل که جیک آنها را از دوره های مختلف زندگی خود تصور می کند. جیک در زندگی واقعی یک مرد مسن است، بنابراین والدینش احتمالا سال ها پیش فوت کرده اند. در سکانسهای فانتزی که آنها با زن جوان آشنا میشوند، روی جیک حنایی میکنند - بهویژه مادرش. اما، در من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم در پایان، جیک پیر در رنج روانی نشان داده می شود و خاطرات یک زندگی دردناک را زنده می کند. تماشاگران جرقه ای از مشاجره والدین او را می بینند. می توان حدس زد که او رابطه پیچیده ای با والدینش داشت و آرزو می کرد که کاش می توانست باعث افتخار آنها شود.
رابطه جیک با والدینش نیز ممکن است عمیق تر از این باشد. در حالی که او و زن جوان به ملاقات والدینش می روند، آنها در زمان های مختلف زندگی خود نشان داده می شوند - میانسالی، به عنوان بزرگسالان جوان تر، و سپس در اواخر عمرشان. سرنخها در سکانسهایی پراکنده میشوند که در آن میانسال هستند، زیرا سلامتی آنها شروع به از بین رفتن کرده است. پدر جیک از نظر جسمی ناخوشایند به نظر می رسد و به نظر می رسد مادرش از نظر روحی خوب نیست. سکانس پایانی با والدینش، مادرش را در پایان زندگی نشان میدهد که نمیتواند از خودش مراقبت کند و پدرش به سختی کار میکند.
مشخص نیست که پدر و مادرش چه زمانی در رابطه با جایی که جیک در جدول زمانی کنونی است، رفتند. اما بدون آنها، جیک واقعا تنها است. خواه او دوست دارد زمان بیشتری با آنها داشته باشد یا میتوانست با زمانی که آنها به اشتراک گذاشتهاند سپری کند، به وضوح به این فکر میکند که آیا کاری میتوانست در رابطه با آنها متفاوت انجام دهد. از آنجایی که او نمی تواند، من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم جیک پیر را می بیند که زندگی با والدینش را آنطور که آرزو می کند تصور می کند.
چند عمل در کشتن گلدسته
مربوط: من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم پایان پیچ و تاب و معنای واقعی توضیح داده شده است
چه زمانی نیروی نخبه موش های آزمایشگاهی در نتفلیکس است
آیا لوسی رئال است؟ زن جوان در من به پایان دادن به چیزهایی که توضیح داده شده فکر می کنم
زن جوان دوست دختر جیک نیست، بلکه زنی است که او سال ها پیش او را تحسین می کرد. در سراسر من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم ، داستان این زن جوان مدام تغییر می کند. جیک از او با نام های مختلف یاد می کند، او داستان نحوه ملاقات آنها را تغییر می دهد، حرفه او دائماً تغییر می کند و دوران کودکی او حتی کمی تغییر می کند. دلیلش این است که او از نظر فنی زاییده تخیل اوست. همانطور که در من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم در پایان، او را سالها پیش از راه دور در یک بار میدید، اما هرگز جرات صحبت کردن با او را پیدا نکرد.
زن جوان و جیک پیر در دبیرستان جیک با هم درگیر شدند من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم پایان، جایی که او به اشتراک می گذارد که جیک هرگز در بار به او نزدیک نشد. او فقط او را تماشا کرد، و او به یاد می آورد که چقدر ناراحت کننده بود. جیک پشیمان است که هرگز با زن جوان صحبت نکرده است، بنابراین او تصور می کند که زندگی با او چگونه بوده است. او آنقدر به این زن جوان فکر می کند که لحظاتی از زندگی روزمره اش بر داستانی که درباره او می سازد تأثیر می گذارد. در زندگی واقعی خود به عنوان یک سرایدار، مخاطب جیک را در زمان استراحت ناهار در حال تماشای یک کمدی رمانتیک می بیند که در آن نقش اصلی زن یک پیشخدمت است.
در سکانس بعدی فانتزی خود، جیک تصمیم می گیرد که دوست دختر احتمالی او نیز یک پیشخدمت باشد. جیک زن جوان بار را به عنوان کسی که فرار کرده است می بیند. می توان حدس زد که او هرگز در زندگی خود یک دوست دختر یا هیچ نوع دوستی عاشقانه ماندگاری نداشته است، بنابراین او زنی را که آرزو دارد در تمام آن سال ها قبل دوست دخترش می بود، عاشقانه می کند. جیک به قدری تنها است که تنها راهی که اکنون می تواند شادی پیدا کند این است که تصور کند دختر زیبایی که سال ها پیش در یک بار دیده بود چه چیزی می توانست باشد. او یکی از بزرگترین پشیمانی های جیک است، بخشی ذاتی از دنیای فانتزی او.
تماس های تلفنی در من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم چیست؟
در سراسر من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم ، شخصیت اصلی لوسی از یک صدای مرموز تماس های تلفنی دریافت می کند که این تماس ها هرگز به طور کامل توضیح داده نمی شوند. در حالی که تفاسیر زیادی در مورد اینکه چه کسی این تماس های تلفنی را انجام می دهد وجود دارد، من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم به شدت نشان می دهد که این تماس ها در واقع جیک است که با ناخودآگاه خود صحبت می کند. این نه تنها از نظر موضوعی با فیلم مطابقت دارد، بلکه یکی از تماس های تلفنی حتی مستقیماً خطی را نقل می کند که سرایدار در ابتدای فیلم می گوید و ثابت می کند که تماس ها به نوعی به هم مرتبط هستند.
مطالب مرتبط: من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم: تماس گیرنده تلفن کیست
معنای واقعی من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم
من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم روایت سوررئالیستی مملو از هزاران ایده مختلف است که چارلی کافمن می خواست بیان کند، اما ایده اصلی بدون شک تنهایی است . کل فیلم درباره این است که چگونه تنهایی جیک او را به سمت جنون کشانده است و او برای کنار آمدن با کمبود روابط در زندگی خود، رویای این دنیای فانتزی را می بیند. با این حال، این فانتزی ها به وضوح برای جیک ناسالم هستند، زیرا با ادامه فیلم او را به موقعیت های بدتری سوق می دهند. من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم یک داستان واقعا غم انگیز است که تنهایی جیک در مرکز معنای واقعی فیلم قرار دارد.
-
من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم
- تاریخ انتشار:
- 04-09-2020
- قالب:
- جسی باکلی، جسی پلمونز، کولبی مینیفی، تونی کولت، دیوید تیولیس، جیسون رالف
- کارگردان:
- چارلی کافمن
- ژانرها:
- ترسناک، هیجان انگیز، درام
- رتبه بندی:
- آر
- زمان اجرا:
- 134 دقیقه
- نویسندگان:
- چارلی کافمن
- استودیو (ها):
- نتفلیکس
- توزیع کننده(های):
- نتفلیکس