استنلی کوبریک یک پرتقال ساعتی امسال پنجاهمین سالگرد خود را جشن می گیرد. این فیلم کلاسیک که بر اساس رمانی به همین نام آنتونی برگس ساخته شده است، دروگ الکس و گروهش را دنبال می کند که در خشونت شرکت می کنند و در نهایت از طریق درمان تجربی به دنبال رستگاری هستند. برای جشن گرفتن این مناسبت، برادران وارنر است انتشار فیلم با کیفیت 4K Ultra HD .
مربوط: A Clockwork Orange: عنوان فیلم واقعاً به چه معناست
TVMaplehorst صحبت کرد یک پرتقال ساعتی مالکوم مک داول، ستاره و اسطوره زنده، درباره همکاری با کوبریک، چگونگی تغییر رابطه او با فیلم در طول زمان و کارگردانی که میخواهد با او کار کند.
TVMaplehorst: امسال پنجاهمین سالگرد آن است یک پرتقال ساعتی . چه حسی دارد؟ آیا احساس می کنید این مدت زمان گذشته است؟
مالکوم مک داول: نه، واقعاً برای من تکان دهنده است. خوب، برای من تکان دهنده است که یکی گفت شما نه تنها زنده هستید، بلکه 50 سال بعد کار می کنید، من می خندیدم، می خندیدم. اما وقتی جوان هستید، برای همیشه ادامه مییابد، و ناگهان برمیگردید و 50 سال میگذرد. اما، گوش کن، 50 سالی که در آن بسیار سرگرم میشوی، زمان بسیار سریعی به نظر میرسد. اگر در یک سلول زندان بودید، فکر نمیکنم به این سرعت پیش برود.
و بنابراین، همه چیز به کاری که شما انجام می دهید بستگی دارد و من با زندگی، خانواده ام، و همه این چیزها بسیار خوش شانس بوده ام. پس بله، واقعاً عجیب است. عجیب است، من آن را اینطور بیان می کنم. اما با این حال، صحبت در مورد این فیلم، گواهی بر بسیاری از عناصر خارق العاده است. و حدس میزنم سه عنصر اصلی آنتونی برگس، استنلی کوبریک هستند و من باید خودم را در آنجا بگذارم زیرا در هر فریم فیلم هستم. و کار بر روی آن بسیار طبیعی به نظر می رسید.
آهنگ نگهبانان کهکشان جلد 2و به نظر می رسید زمانی که سبک ایجاد شد و ما آن را پیدا کردیم، پس از آن سفر بسیار آسان تر بود. بازی کردن بسیاری از این صحنه ها بسیار سرگرم کننده بود و نقش بسیار خوبی بود. و استنلی خیلی خوب بود. او بسیار مطیع بود. هیچ وقت صدایش را بلند نکرد. منظورم این است که او دوست خوبی بود، او واقعاً برای مدت طولانی بود و بعد با هم اختلاف پیدا کردیم. اما چیز مهمی نیست. که گاهی اوقات اتفاق می افتد.
بنابراین اشاره کردید که پنج دهه است درباره این فیلم صحبت می کنید. وقتی داشتم سوالاتی را مطرح میکردم، به این فکر میکردم که 'چطور میتوانم به چیزی برسم که او درباره آن صحبت نکرده است؟' و نمیدانم ممکن است یا نه، اما شما در طول سالها مصاحبهها، پرسش و پاسخهای بیشماری درباره این فیلم انجام دادهاید، و من فکر میکردم سوال شماره یک مردم در رابطه با این فیلم چیست؟ یک پرتقال ساعتی ?
مالکوم مک داول: کار کردن با استنلی کوبریک چگونه است؟ البته. و من صادقانه می گویم، 'خب، هیچ پاسخ آسانی برای آن وجود ندارد.' وقتی با کسی کار می کنی چطوره؟ گاهی اوقات عالی است و گاهی اوقات آنقدرها هم عالی نیست. این مسئولیت بزرگی بود زیرا کوبریک تعدادی از نمادین ترین فیلم ها را ساخته بود، Paths of Glory، Lolita، Strangelove، 2001.
2001، منظورم این است که این یک فیلم تاریخی است. و من رفتم تا آن را روی یک صفحه منحنی بزرگ در سینما، یا فکر کنم در آن زمان در سوهو نامیده می شد، ببینم. و من همانجا نشستم، یعنی از قدرت محض آن خیره شدم. حتی 45 دقیقه اول فقط با میمونها، یعنی اگر فقط یک فیلم بود، میگفتی 'وای، چه فیلمی!' اما هیچ کس حتی برای 45 دقیقه صحبت نمی کند. منظورم این است که برای زمانی که بیرون آمد، ذهن آور است. حالا، خوب، مردم کارهای مشابهی انجام داده اند، اما بعد. و قبل از سال 2001، فیلم های علمی تخیلی تقریباً فلش گوردون و مجموعه های مقوایی بودند. یعنی همین بود.
و بنابراین زمانی که استنلی یک عنصر فلسفی کامل را به این فیلم و داستان آن آورد، بدیهی است که [آرتور سی.] کلارک این کار را بسیار شگفت انگیز انجام داد. و سپس تمام افکتهای شگفتانگیز را اضافه میکنید که میدانم استنلی تقریباً به ایجاد آن کمک کرده است. اما کریستین به من گفت، در واقع، کل ماجرای انفجار سیاهچاله در پایان، پایان خلقت، هر چه که باشد، در آشپزخانه او تیراندازی شده است. با یک ظرف آب جوش که عمق آن یک اینچ بود و دوربین دقیقاً روی پوز با بخار پایین آمد و آنها این قطرههای گلیسیرین را داشتند و این رنگهای مختلف را گذاشتند و میچرخند. و همین بود، و به نظر می رسد، خدای من، پایان خلقت، پایان جهان که ما می دانیم. منظورم این است که این فقط تکان دهنده است.
تاریخ انتشار sons of anarchy فصل 8
پس بیایید در مورد زمان صحبت کنیم یک پرتقال ساعتی منتشر شد. از آنجایی که شما در 20 سالگی خود هستید، بنابراین من کنجکاو هستم که رابطه شما با فیلم در زمان اکران چگونه بود و چگونه در طول زمان تکامل یافت.
مالکوم مک داول: خب، البته، وقتی منتشر شد، هیجانزده شدم. مردم آن را تشخیص داده اند. من کمی آشفته بودم که به نظر می رسید آنها فکر می کردند این فیلم بسیار خشن است. و من صادقانه فکر میکردم که آنها موضوع را از دست دادهاند، زیرا این بخش واقعاً طنز است. منظورم این است که بله، خشونت است، خشونت بیشتر، خشونت روانی است، که البته تحمل آن سخت تر است. اما مطمئناً مانند فیلم سام پکینپا خشن نیست. منظورم این است که خشونت واقعی همه در حرکت آهسته و اجساد در حال انفجار و بقیه آن است. اما حتی این برای من مانند یک باله بود.
بنابراین وقتی برای اولین بار منتشر شد، من کاملاً هیجان زده بودم. نقدها زیبا بودند، به نظر من اکثر آنها فوق العاده بودند. چند مورد بد، اما در واقع نه به این تعداد. و این مهم نبود، زیرا، صادقانه بگویم، خطوط اطراف بلوک سینما در سراسر جهان به اندازه کافی گواهی بود. منظورم این است که وقتی خطوطی از این قبیل افراد دریافت میکنید، واقعاً به بررسیها اهمیت نمیدهید، بنابراین خیلی مهم نبود. و بعد فکر میکنم ظرف یک یا دو سال، کمی از آن خسته شدم، زیرا هیچکس نمیخواست من کار دیگری انجام دهم جز بازسازی آن. من یک بازیگر هستم، یک بازیگر حرفه ای. من مطمئناً با انجام این کار بی وقفه خودم را تکرار نمی کنم. و یادم میآید که در آن روزها یک میلیون دلار را رد کردم، که پول زیادی بود، برای رفتن به ژاپن برای انجام یک تبلیغ برای شیر.
حالا که گفتند، گفتم: «آره. بنابراین چقدر؟ اوه خدای من. آره.' اما بعد آنها گفتند: 'آره، اما باید مژه را بپوشی، کاسه زنی' و من گفتم: 'نه. نه، من نمی توانم این کار را انجام دهم. منظورم این است که من از انجام آن به عنوان خودم خوشحالم، اما به عنوان آن شخصیت این کار را انجام نمی دهم. و من باید از آن چشم پوشی می کردم، که سخت بود. در آن روزها این مبلغ سرسام آور بود.
کورتنی و جیسون از ازدواج در نگاه اول
آن خیلی زیاد است. من باید تصور کنم که در این دوره زمانی وجود دارد که در نهایت می گویید 'لطفاً از من در مورد این فیلم سوال نپرسید.' من فیلم های دیگری ساختم.
مالکوم مک داول: نه، نه، کاملاً حق با شماست. فکر میکنم، صادقانه بگویم، در 10 سال اول، من واقعاً شروع به عصبانیت از این موضوع کردم و گفتم: «تمامش کردم. اوه به خاطر خدا در مورد چیز دیگری صحبت کنید. در مورد این فیلم های فوق العاده ای که من در لیندسی اندرسون ساختم چطور؟ بیایید در مورد آنها صحبت کنیم، یا هر چیز دیگری. من واقعاً از آن راضی نبودم، اما فکر می کنم تقریباً 10 سال پس از انتشار آن، متوجه شدم که بخشی از چیزی هستم که بسیار خارق العاده است. میتوانی آن را بپذیری، لبخند بزنی، با آن همراه شوی، یا دیگر دربارهاش حرف نزنی. و تصمیم گرفتم، گوش کن، فیلم خونین را ساختم. من خیلی از خودم را در آن بخش گذاشتم و به آن افتخار می کنم. من دوست داشتم با استنلی کار کنم. و در بیشتر موارد، ما اوقات خوبی را سپری می کنیم. بنابراین فکر میکنم راه را در پیش بگیرم، بله، به آن افتخار میکنم. عاشقشم. خودشه.
خوب، ما افتخار می کنیم، و این وحشی است زیرا شما این فیلم و نقش شما را در همه جا در نقش های مختلف می بینید. اخیراً به عنوان نسخه جدید آن را مشاهده کرده ایم فضای جام جم . نمی دونم دیدی یا نه
مالکوم مک داول: بله، بله، می دانم. اجازه استفاده از من را گرفتند. اما این عالی است. گوش کنید، این تنها چیزی است که در مورد فیلم وجود دارد این است که واقعاً از همه جنبه های فرهنگی عبور کرده است. منظورم این است که ژان پل گوتیه مجموعه کاملی از پرتقال ساعتی روی الکس، کاسهزن، مژه، عصا، همه چیز، قطعه قطعه کار کرد. و، البته، مدونا به اطراف و دیوید بووی، او تمام کار ساعت را انجام داد. من فکر میکنم که واقعاً وقتی به آن فکر میکنید بسیار شگفتانگیز است، و قرار گرفتن در مرکز آن، حواسپرت و عالی است.
شما در ابتدا اشاره کردید که چقدر سرتان شلوغ است و حق با شماست. من به IMDB شما نگاه کردم و می گویم: 'اوه خدای من، من حتی نمی دانم از کجا شروع کنم.' بنابراین در این مرحله من فقط کنجکاو هستم، آیا در حال حاضر فیلمساز، بازیگر یا حتی یک فرانچایز وجود دارد، کسی که هنوز با او کار نکرده اید که دوست داشته باشید با او کار کنید؟
دره ستاره ای بهترین محصول بهاره سال 1
مالکوم مک داول: تارانتینو، تارانتینو، تارانتینو. من او را دوست دارم، عاشق فیلم هایش هستم. او همیشه به عنوان یک فیلمساز بسیار هیجان انگیز است. من او را دوست دارم. اما، البته، موارد عالی وجود دارد. من عاشق کار با افراد جدید هستم و دوست دارم آنها را در ابتدای سفر ببینم.
من دارم به پایان کار خود می رسم، اما این نمایش را در حال حاضر در نیوفاندلند، که دورترین شرقی است که می توانید در قاره آمریکا بروید، انجام می دهم و این نمایش شگفت انگیز را می سازم. و من در مورد آن بسیار هیجان زده هستم. اسمش پسر کریچ است! پس خواهیم دید. من فکر می کنم واقعاً فوق العاده خواهد بود. و این یک کمدی درباره یک خانواده است، این خانواده در نیوفاندلند در دهه 80 و از چشم یک پسر 11 ساله دیده می شود. و واقعا جذاب و خنده دار و بسیار تکان دهنده است. بنابراین، خواهیم دید. من واقعا در مورد آن هیجان زده هستم. اگر هیجان زده باشم، این نشانه خوبی است. من واقعاً می خواستم این کار را انجام دهم. وقتی آن را خواندم، بلافاصله گفتم: بله. آره.'
بعدی: 10 فیلم برتر مالکوم مک داول
یک پرتقال ساعتی اکنون در 4K Ultra HD در دسترس است.