علیرغم اینکه با واکنش متفاوتی از سوی تماشاگران مواجه شد، رستاخیزهای ماتریکس جایی که دیزنی موفق می شود جنگ ستارگان سه گانه نمی تواند. هر دو جنگ ستارگان و ماتریکس فرنچایزهایی هستند که از اوایل دهه 2000 در سینماها دیده نشده بودند و هر دو اخیراً توسط شرکت مادرشان از قبر زنده شده اند. دیزنی داد جنگ ستارگان یک جوانسازی کامل، با یک سهگانه پرچمدار جدید، چندین اسپینآف برنامههای تلویزیونی Disney+ و حتی چند مجوز جدید بازی ویدیویی. با این حال، از سوی دیگر، برادران وارنر به لانا واچوفسکی روی آورد تا به طور خاص یک قسمت دیگر را کارگردانی کند. ماتریس سلسله.
تخم مرغ های عید پاک را مانند جادوگر اونس جستجو کنید
لانا به جای دو برابر کردن و صرفاً بازسازی یا راهاندازی مجدد سریال، این ایدهها را در مفهومی برای دنبالهای مستقیم ترکیب کرد و داستانی را به همان اندازه متا و واقعی میبافد. این بار، نئو و ترینیتی (و در کمال تعجب مامور اسمیت) دوباره وارد یک ماتریکس جدید می شوند، ماتریکسی که همه آنها را به این باور رسانده است که وقایع سه فیلم اول کاملاً در یک بازی ویدیویی اتفاق می افتد. تنها با کمک افزودههای جدید فرنچایز است که شخصیتهای ما فرصتی برای فرار و کشاندن مبارزه به ماشینها پیدا میکنند.
مطالب مرتبط: Matrix Resurrections' The One Retcon توضیح داده شد
حتی اگر هر دو سه گانه دنباله و چهارم ماتریس این فیلم دنبالهای بر فرانچایزهای قدیمیتر و دوستداشتنی است که هر دوی آنها واکنشهای متفاوتی از سوی منتقدان و تماشاگران دریافت کردند. علیرغم اینکه یک گیشه پرفروش نبود، رستاخیزهای ماتریکس واکنشی متفاوت دارد که الهامبخش واکنش تند و پرشور طرفداران است و به این دلیل است که موفق میشود در واقع موجودیت خود را به عنوان یک اثر هنری به دست آورد.
رستاخیزهای ماتریکس ساخت یک دنباله را توضیح می دهد و توجیه می کند
برای بهتر یا بدتر، انقلاب های ماتریسی در سال 2003 سؤالات بی پایان زیادی را برای طرفداران به جای گذاشت تا مغزشان را به هم بزنند. به ویژه، فداکاری نئو و راه اندازی مجدد شبیه سازی صلح آمیز جدید که پس از مرگ او انجام شد، همگی ایده هایی بودند که مخاطبان را با سؤالات بیشتری نسبت به پاسخ مواجه کرد. بنابراین با رستاخیزهای ماتریکس، لانا واچوفسکی این فرصت عالی را داشت تا دنیایی را که خودش و خواهرش خلق کردهاند را دوباره مرور کند و به برخی از آن سوالات باز پاسخ دهد. این منجر به فیلمنامهای شد که به این پرسشها پاسخ داد و جامعهای را به ما داد که در آن بشریت و برخی از ماشینها توانستند پس از یک جنگ داخلی که شهر ماشین را به دو دسته اصلی تقسیم کرد، در کنار هم زندگی کنند.
اما حتی فراتر از آن، فیلم با احیای نئو در شبیه سازی به عنوان خالق «ماتریکس»، یک بازی ویدیویی بسیار محبوب «برادران وارنر»، به قلمروی بسیار متا منحرف می شود. خواستار دنباله ای برای. تنها راهی که او از شرطی سازی روانی که شبیه سازی او را در آن گرفتار کرده است، فرار می کند، یادآوری عشق او به ترینیتی و قدرت مشترک آنهاست. این یک چیدمان بسیار هوشمندانه است که هم خود را بهعنوان یک دنباله روایی مستقیم توجیه میکند که ارتباط بین دو شخصیت اصلی ما را دوباره تأیید میکند و در عین حال آن را به عنوان فیلمی قرار میدهد که در مورد وضعیت فعلی فرهنگ IP استودیو و وسواسهای هالیوود حرفهای زیادی برای گفتن دارد. با دنباله ها، راه اندازی مجدد و بازسازی.
آشوب آشوب (قبلاً smoosh) - آیا آن را احساس می کنید؟
سه گانه دنباله جنگ ستارگان دیزنی هرگز خودش را توجیه نکرد
برعکس، بزرگترین مشکل سه گانه دنباله دیزنی کمی پارادوکس است: به نظر می رسد که هیچ طرح ثابتی وجود نداشته است، اما همچنین ظهور اسکای واکر کاملا غیر اصیل و مشتق شده احساس می شود. به غیر از آخرین جدای (که هنوز از واکنش شدیداً تفرقهانگیز مستثنی نبود)، کل آزمایش لایو اکشن جنگ ستارگان دیزنی به دلیل نیاز به توجه طرفداران و سری اصلی، از انجام هر کاری جدید بازمانده شده است و منجر به ساخت فیلمها و پروژههایی میشود که کیهان را به هیچ جا پیش نبرید حتی اگر پایان از بازگشت جدی نوید تغییرات عمده در جهان را می دهد، زمانی که ما دوباره سال ها بعد در جهان انتخاب می کنیم نیرو بیدار می شود، ما در کهکشانی هستیم که یک بار دیگر در حال جنگ است و ظاهراً تغییر بسیار کمی دارد.
مطالب مرتبط: نظریه رستاخیز ماتریکس: فیلم فقط یک بازی ویدیویی دیگر است
علاوه بر این، اکثر فیلمها فاقد هر گونه علاقه موضوعی واقعی یا کاراکتر واقعی هستند، و به قیمت ارزانتر کردن برخی پیشرفتهای داستانی که در سهگانه اصلی به ما داده شده است، خدمات ساده و آشنایی با طرفداران را انتخاب میکنند. مثلا، رستاخیزهای ماتریکس فداکاری نئو را با ایجاد صلح واقعی بین گروهی از ماشین ها و انسان ها گرامی می دارد، در حالی که جی. آبرامز فداکاری آناکین اسکای واکر و پیروزی شورشیان را با بازگشت پالپاتین خنثی می کند. ظهور اسکای واکر. به جای دادن مهر جدید و قطعی به کیهان بر روی چه چیزی جنگ ستارگان است و آنچه می تواند باشد، سه گانه دنباله با یک ناله موضوعی به پایان می رسد و به خاطر کسب درآمد از طرفدارانی که بلافاصله تصاویر ارائه شده به آنها را تشخیص می دهند، به راحتی و آشنایی به عقب می افتند.
چرا رستاخیزهای ماتریکس در جایی موفق شد که دنبالههای جنگ ستارگان شکست خوردند؟
به بیان ساده، نیت هنری جایی است که جنگ ستارگان دنباله ها شکست خوردند دیزنی یک فرنچایز محبوب را احیا کرد و از آن برای راه اندازی یک ماشین پولساز استفاده کرد و محتوای زیادی را در اختیار ما قرار داد که از نظر کیفیت متفاوت است، اما وجه مشترک آن میل به درآمدزایی است. به همین دلیل است که همه چیز بسیار آشنا به نظر می رسد - از کتاب بابا فت به ظهور اسکای واکر، همه چیز جدید با در نظر گرفتن خدمات قابل تشخیص طرفداران طراحی شده است تا از دور شدن چیزها فراتر از چیزی که به مخاطبان احساس راحتی می کند، جلوگیری کند. و در شرایطی که ایده های جدیدی مطرح شد، مانند آخرین جدای یا قسمت 9 ساخته نشده کالین تروورو، به دلیل عدم برنامه ریزی از سوی دیزنی، بیشتر نادیده گرفته شدند یا کاملاً رها شدند.
از سوی دیگر، رستاخیزهای ماتریکس، در حالی که قطعاً کامل نیست، فیلمی است که هر دو قهرمان داستانی هستند که قبلاً گفتهاند در حالی که در نوع خود کاری کاملاً جدید انجام میدهند. این فیلمی است که کاری را انجام میدهد که بسیاری از بلاکباسترهای مدرن با آن دست و پنجه نرم میکنند، و آن این است که راهی برای هیجانانگیز و اکشن بودن و در عین حال تفکر برانگیز و از نظر موضوعی جذاب پیدا میکند. برای مدتی، مخاطبان مطمئن نبودند که از چه چیزی انتظار دارند رستاخیزهای ماتریکس، اما به نظر می رسد که به نفع فیلم عمل کرده است، زیرا انتظارات نامطمئن برای یک ماجراجویی داستانی مهیج ایجاد شده است، برخلاف آنچه در سال ها دیده شده است.
بعدی: چرا صحنه های اکشن Resurrections بدتر از سه گانه اصلی ماتریکس هستند؟
پخش کننده Gears of war co op 4