لینک های سریع
- پایان دادن به منو نشان می دهد که سرآشپز اسلوویک زالزالک را با مهمانان داخل خانه به عنوان مجازاتی برای ثروت بیش از حد و خودنمایی آنها می سوزاند.
- برنامه سرآشپز اسلوویک این است که مهمانان کم عمق و بی ارتباط خود را قبل از مرگ احساس ناتوانی و خجالت کند و نخبه گرایی صنعت را برجسته کند.
- مارگوت اجازه خروج دارد زیرا نشان دهنده ارتباط با ریشه های سرآشپز اسلوویک است و لذت غذای ساده و آماده را به او یادآوری می کند.
در پایان سرآشپز اسلوویک، تایلر و مارگوت چه اتفاقی افتاد منو در سال 2022 به یکی از بزرگترین بحث ها در بین طرفداران فیلم تبدیل شد - و منو پایان توضیح داده شده با تمام مضامین آشکار، دلیل آن را واضح می کند. به کارگردانی مارک مایلود بر اساس فیلمنامه ای از ست ریس و ویل تریسی، منو یک کمدی سیاه است که سرآشپز مشهور جولیان اسلوویک (رالف فاینز) را دنبال می کند که مهمانان مرفه رستوران خود را در یک تجربه ناهار خوری مانند هیچ چیز دیگری قرار می دهد - اما نه به دلایلی که کسانی که برای غذا خوردن در هاوتورن به ازای هر سر 1250 دلار می پردازند انتظار دارند. هنگامی که 11 مهمان، از جمله تایلر (نیکولاس هولت) و مارگوت (آنیا تیلور-جوی)، از کشتی اجاره شده پیاده شدند، اوضاع شروع به خراب شدن کرد. گفتگوی پرتنش تایلر با آشپز آشپز به مخاطبان سرنخ اولیه می دهد که همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست، و مهمانان شام اسلوویک به زودی متوجه می شوند که او ممکن است آنها را برای چیزی بسیار شوم تر از غذاهای لذیذ دعوت کرده باشد.
منو بازیگران دارای ترکیبی فوق العاده قوی از جمله رالف فاینس، آنیا تیلور جوی و نیکلاس هولت. در حالی که اوج آن کمی مبهم به نظر می رسد، منو پایان به خوبی موضوعات اصلی فیلم را توضیح داد. در پایان منو سرآشپز اسلوویک، همراه با چیزهایی که از کارکنانش باقی مانده، زالزالک را با همه مهمانان - به جز مارگوت - که هنوز داخل آن هستند، می سوزاند. مارگوت فرار میکند و تماشا میکند که هاثورن با تایلر و مهمانهای دیگر که در داخل آن به دام افتادهاند آتش میگیرد - به دلیل ثروت بیش از حد و خودپسندی توسط اسلوویک مجازات شدهاند. تماشای صحنه به خودی خود یک نقطه صحبت است، اما این رمز و راز و تفسیر عمیق اجتماعی است که باعث شده است منو پایان بسیار الهام گرفته این یک پایان تاریک برای فیلمی است که با حفظ لحن کمدی تیره و تار خود به شدت خشونت آمیز می شود. منوها داستان دارای لایه های زیادی است که آماده جداسازی و کاوش هستند.
طرح اسلوویک در منو: چرا سرآشپز می خواست همه را بکشد
منو پایان توضیح داد که برنامه های سرآشپز اسلوویک برای عصر، که او به آرامی بعد از هر دوره فاش می کرد، شوم بود، اما بی هدف نبود. خشونت، قتل، و سوزاندن هاثورن تصادفی یا سادیستی نبود. سرآشپز اسلوویک در حال تنبیه میهمانان هاثورن است، زیرا آنها عامل پرمدعا و نخبه گرایی صنعت غذاخوری هستند - که هر دو در طول حرفه اش لذت آشپزی او را از بین بردند.
ثروت میهمانان صنعت غذا را به جلو سوق داده است، اما تجربه غذاخوری را نیز پرهزینه کرده است، شکاف بین طبقات اجتماعی-اقتصادی را بیشتر کرده و زندگی و لذت را از تجربه مزه کردن خارج کرده است. سرآشپز اسلوویک سایهای از خود سابق خود را احساس میکند، و رنجش او از نخبگان پرخور که از فرود آمدن میز در زالزالک به عنوان نشان دادن موقعیت استفاده میکنند، آنقدر شدید شد که مجبور شد عمل کند.
سرآشپز اسلوویک (رالف فاینس) می خواست کاری کند که مهمانانش که همگی به ثروت عادت کرده اند و به آنها اجازه می دهد بدون عواقب زندگی کنند، از زمان پایان آن احساس خجالت و آزرده خاطر کنند. منو - و مسیر نهایی کشنده آن - چرخید. مشتریان اسلوویک کم عمق، خودخواه و جدا از تجربه اصیل انسانی هستند – چیزی که او به دنبال رفع آن است.
سرآشپز مشهور کاری کرد که مهمانانش احساس ناتوانی در برابر رحمت دیگران را تجربه کنند. او می خواست آنها قبل از مرگ طعم ناتوانی واقعی را بچشند. این واقعیت که نخبهگرایی مصرفگرایانه آنها نیز مسئول از بین رفتن هنر آشپزی در چشم اسلوویک بود، تنها به خشم او دامن زد و در پایان منو، او فرصت های زیادی برای عمل بر اساس تنفر سرکوب شده دهه ها داشت.
چرا به مارگو اجازه داده شد در پایان منو ترک شود؟
در سراسر منو سرآشپز جولیان اسلوویک از حضور مارگو گیج شده است. همانطور که فیلم باز می شود، مخاطبان متوجه می شوند که سرآشپز اسلوویک نقشه بسیار خاصی دارد و مارگوت به سادگی قرار نیست بخشی از آن باشد. مارگوت (آنیا-تیلور جوی) ثروتمند یا پرمدعا نیست و غذاهای او را چیزی جز غذا نمی داند تا تجربه. سرآشپز اسلوویک در او نوعی روحیه خویشاوندی پیدا میکند، کسی که میداند بزرگ شدن با اندک چیز چگونه است، اما به نوعی با سیستم بازی کرده است تا جلوتر باشد. را منو پایان توضیح داد که سرآشپز اسلوویک می خواهد نخبگان را مجازات کند، اما نه مارگوت (آنیا تیلور-جوی)، که به کسی یا کل صنعت آسیبی نرسانده است.
سرآشپز اسلوویک به خاطر منوهای بسیار دقیق Hawthorn شهرت دارد و تجربههای ناهارخوریای را خلق میکند که هزاران هزینه دارد. با این حال، مارگوت از غذای خود و ارائه آن تحت تأثیر قرار نمیگیرد و نمیداند موضوع مهم چیست. مارگو که سرآشپز اسلوویک را برای درست کردن یک همبرگر خوشمزه به چالش میکشد، او را غافلگیر میکند، اما همین درخواست - و موافقت مارگوت با غذا - به همین دلیل است که مارگوت اجازه خروج دارد.
مارگو ریشه های سرآشپز اسلوویک و لذت خوردن یک غذای آماده را یادآوری می کند. این واقعیت که مارگوت در مورد همبرگر پر زرق و برق نیست نشان میدهد که او تجربه مزه کردن آگاهانه غذا را بیش از هر یک از مهمانان پرمدعا سرآشپز اسلوویک درک میکند، و از آنجایی که او هیچیک از ثروت یا شکوهی که او از آن رنجیده است، ندارد، او اجازه نمیدهد. او را ترک کند تا زنده بماند
چرا تایلر در منو خود را کشت (و سرآشپز با او چه زمزمه کرد؟)
منو پایان توضیح داد که تایلر واقعا چقدر کلاهبردار بوده است. در طول شب، تایلر دائماً در تلاش است تا خود را به سرآشپز اسلوویک با نام بردن از محصولات و روشهای مختلفی که سرآشپز برای تولید غذاهای خاص خود استفاده میکند، ثابت کند. اسلوویک با دعوت از تایلر به آشپزخانه، حتی دادن کت سرآشپز به او و درخواست از تایلر برای مهمانانش غذا درست می کند. اتفاقی که برای تایلر می افتد این است که او به طور تصادفی یک بره نیم پز درست می کند و خود را در مقابل قهرمانش و همه مهمانان اسلوویک تحقیر می کند. سرآشپز اسلوویک سپس چیزی را در گوش تایلر زمزمه می کند که تایلر قبل از عذرخواهی پاسخ می دهد 'بله، آشپز'. خیلی زود معلوم شد که هرچه سرآشپز اسلوویک زمزمه کرد، باعث شد تایلر خودش را با کراوات خودش حلق آویز کند.
در حالی که هرگز به طور کامل آشکار نشده است که سرآشپز به تایلر چه گفته است منو ، احتمالاً چیزی در امتداد خطوط 'خودت را بکش' بود. یکی از بزرگترین پیچ و تاب های آن شب این است که تایلر از نقشه اسلوویک آگاه بود اما به هر حال در شام شرکت کرد و مارگوت را با وجود اینکه می دانست همه خواهند مرد. تایلر از قبل مرگ خود را انتخاب کرده بود، او زودتر از آنچه انتظار می رفت منقضی شد.
شوالیه تاریکی بر روی هولو برمی خیزد
آوردن مارگوت بدون توجه به زندگی او، نشان دهنده انزجار او نسبت به طبقه پایین و کارگران خدماتی است. تایلر تمام زندگی خود را صرف بت دادن به اسلوویک کرد، فقط برای اینکه قهرمانش او را تحقیر کند و در مقابل تماشاگران ثابت کند که او یک کلاهبردار است. تایلر از قبل آماده بود تا برای سرآشپز بمیرد، و پس از چنین تحقیرهایی، خودکشی او به احتمال زیاد تلاشی متعصبانه برای اثبات فداکاری و رستگاری خود بود.
به گفته نیکلاس هولت، آنچه اسلوویک زمزمه می کند هرگز در فیلمنامه وجود نداشت. این بازیگر توضیح داد: نه، نه، آن چیزی که او در گوش من زمزمه می کند، نوشته نشده بود. و رالف فوقالعاده است... و چیزهای مختلف میفرستاد... چیزهای مختلف در گوش من... نمیخواهی بدانی چه میگوید. . این کاملاً نشان می دهد که چه چیزی این زمزمه را بسیار مهم می کند. اگرچه مخاطبان می توانند آنچه را که سرآشپز اسلوویک به تایلر گفته است استنباط کنند منو زمزمه، تاکتیک های دستکاری تخصصی اسلوویک را یک راز نگه می دارد و نشان می دهد که اسلوویک چقدر قدرت بر مهمانان خود دارد و در عین حال تماشاگران را وادار می کند بدترین دیالوگ ممکن را تصور کنند.
مطالب مرتبط: سرآشپز در منو به تایلر چه گفت؟
چیزبرگر منو به چه معناست
تصویر سفارشی توسط ویرایشگر تصویر SR
از آنجایی که مهمانان کم کم متوجه می شوند که پس از اینکه اپراتور کشتی مشخص شد گیاهی توسط اسلوویک است، هیچ راه فراری برای آنها وجود ندارد، مارگوت سعی می کند نقشه فرار خود را طراحی کند. او به سمت آشپزخانه می رود و به اسلوویک می گوید که غذای او را دوست ندارد و هنوز گرسنه است. اسلوویک می پرسد که چه می خواهد، و مارگوت با یادآوری تصویری که در کابین خود دیده بود، یک چیزبرگر با سیب زمینی سرخ کرده می خواهد.
اسلوویک با مهربانی این غذا را برای او درست می کند و وقتی او از او می خواهد که برود، یک کیف سگ به او می دهد و او از طریق کشتی فرار می کند. شات آخر مارگوت را در کشتی میبیند که چیزبرگر خود را میخورد در حالی که زالزالک روی زمین میسوزد. چندین نظریه در مورد آنچه چیزبرگر در آن وجود دارد پدید آمده است منو نمایندگی. یکی از آنها این است که همبرگرها از گوشت انسان (احتمالاً تایلر و آشپز آشپز) تهیه می شوند. دیگر اینکه چیزبرگر در منو مسموم شده است، که توضیح می دهد که چرا مارگوت اجازه خروج داشت زیرا اسلوویک انتظار داشت که او به هر حال بمیرد.
با این حال، منو پایان توضیح داد که چیزبرگر بیش از هر چیز نمادین است. چیزبرگر در منو نشان می دهد که سرآشپز مشهور جولیان اسلوویک از کجا شروع به آشپزی کرد و عشق او به آشپزی از کجا شروع شد. مارگو بعد از اینکه به او اشاره کرد که دیگر هیچ لذتی در هنرش نمی یابد متوجه این موضوع می شود و او در پایان از چیزبرگر می خواهد. منو در آخرین تلاش برای روشن کردن نوعی جرقه برای سرآشپز.
خوشبختانه برای مارگوت، این کار می کند. سرآشپز اسلوویک می بیند که او با سایر مهمانانش متفاوت است و به او اجازه می دهد که آنجا را ترک کند. اشتیاق اسلوویک به غذا از زمانی شروع شد که او یک آشپز خطی بود، همانطور که تصویر داخل کابینش نشان می دهد، و او لذت خود را در تهیه غذاهای ساده و البته خوشمزه یافت. درخواست ساده مارگو برای یک چیزبرگر در منو پس از سالها خدمت به حامیانی مانند مهمانان محکوم به هلاکت هاوثورن، عشق اسلوویک به هنر خود را دوباره زنده کرد.
چرا فرودو در پایان می رود
چرا سایر مهمانان هرگز به درستی سعی نکردند از دست سرآشپز اسلوویک فرار کنند؟
یک انتقاد ماندگار از منو پایان این است که مهمانان تلاش بسیار کمی برای حفظ خود انجام می دهند. همانطور که بسیاری از بینندگان خاطرنشان کردند، اگر همه آنها مقاومت می کردند، ممکن بود سرنوشت آنها اجتناب ناپذیر نبود. با این حال، اینجا جایی است منو پایان لایه دیگری از پیچیدگی دارد و این «نقد» در واقع فقط به نقطه قوت دیگر طرح اشاره می کند. سرآشپز اسلوویک به مهمانان می دهد منو فرصتی برای ترک هاثورن و جزیره دورافتاده است، اما به نظر می رسد مهمانان آنقدر تلاش نمی کنند - دقیقاً به همین دلیل است که آنها را برای عصر انتخاب کردند و دعوت نامه فرستادند.
اسلوویک دقیقاً میدانست که چه چیزی آنها را وادار میکند و چگونه واکنش نشان میدهند، و پیشبینی میکرد که احتمالاً هیچ تلاشی واقعی برای ترک انجام نخواهند داد. با این حال، سرآشپز مشهور بهعنوان یک گاوصندوق، از داشتن مطالب باجگیری نیز اطمینان حاصل کرد. چرا مهمانان برای زنده ماندن بیشتر تلاش نمی کنند؟ منو یکی از معدود نکات داستانی است که منتقدان فیلم می توانند به عنوان نقص به آن اشاره کنند، اما در واقع پاسخ آنها ثابت است. زمانی که با جزئیات بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. مهمانان هنوز احساس می کردند که گیر کرده بودند زیرا اسلوویک اطلاعاتی در مورد آنها داشت که نمی خواستند عمومی شوند. بیشتر این اسرار در دوره تاکو فاش شد، که در آن حکاکیهای فردی روی تورتیلاها نشان داده شد که کارهای مخفیانه مهمانانش را نشان میداد.
برای مثال، نوشتههای لیلیان بهعنوان منتقد مواد غذایی، رستورانهای بسیاری را تعطیل کرده بود و ریچارد یک زناکار زنجیرهای بود. برایس، دیو و سورن پول اختلاس می کردند - و حکاکی تاکو جورج پوستر فیلمی بود که او صرفاً برای پول انجام داد. مهمانان در منو سطح یا منطق یا استدلال عاطفی مشابه بینندگان را ندارند. مهمانان زالزالک همگی افراد وحشتناکی هستند که به حدی دچار مشکلات روحی و روانی می شوند. بیننده عادی البته سعی می کند از زالزالک فرار کند، اما مهمانان سرآشپز اسلوویک با دقت انتخاب کرده اند. منو بیننده معمولی نیستند
با هر دوره در منو سرآشپز اسلوویک می دانست که شهرت و غرور مهمانانش بر غریزه بقای آنها ارجحیت دارد. منو پایان توضیح داد که پول بیش از هر چیز دیگری صحبت می کند، و منوها مهمانان ترجیح می دهند با مرگ مواجه شوند تا اینکه با عواقب انتشار اطلاعات خاص سرآشپز اسلوویک مقابله کنند. علیرغم اینکه مردان 45 ثانیه شروع کردند، آنها آنقدرها تلاش نکردند که فرار کنند و به راحتی توسط کارکنان اسلوویک پیدا شدند. از سوی دیگر، زنان اصلاً تلاشی برای فرار نکردند. در عوض، آنها به داخل سالن غذاخوری هاثورن بازگشتند و با یکدیگر صحبت کردند و در نهایت سرنوشت خود را پذیرفتند.
چرا کارکنان زالزالک با طرح سرآشپز اسلوویک در منو همراهی می کنند؟
منو پایان توضیح داد که کارکنان سرآشپز اسلوویک تنها به یک دلیل با نقشه فریبنده او همراه شدند: فداکاری. این ارادت نسبت به منو شخصیت شرور در درجه اول از طریق السا و آشپز اسلوویک نشان داده می شود. آشپز اولین مرگ عصر است، وقتی اسلوویک تأیید می کند که غذایش خوب است، اما به اندازه کافی خوب نیست، به سر خود شلیک می کند. السا واقعاً نشان میدهد که وقتی میخواهد مارگوت را بکشد چقدر سرمایهگذاری کرده است، زیرا اسلوویک از مارگوت خواست تا بشکه را برای غذای دسر پیدا کند، نه او.
در تمام طول شب، ارادت بی پایان کارکنان به رهبرشان کاملاً واضح است. هر خواسته ای با یک لباس پاسخ داده می شود بله سرآشپز !»، و اخلاق کاری تقریباً نظامیگرایانه آنها، آنها را بهعنوان یک نیروی کنگلومرا میبیند تا افراد منفرد. به هر دلیل فردی، سرآشپز اسلوویک کارکنانی پیدا کرده است که صرف نظر از هزینه، به دیدگاه کلی او اختصاص دارد. این نیز تفسیری است در مورد عنصر غیرانسانی کار در کترینگ و غذاخوری خوب.
موضوع فرعی این است که ارادت به زالزالک و مشتریان آن تأثیری مشابه بر کارکنان داشته است که بر اسلوویک دارد، اگرچه برخلاف رهبر قاتل و در عین حال خود مختار آنها، کارکنان در عوض به پوسته هایی تقریباً بی فکر تبدیل شده اند که فقط برای پیروی از دستورات وجود دارند. و تحویل منوی عصرانه را سرو کنید، حتی اگر این یک برنامه غذایی کشنده باشد که به مرگ آنها ختم می شود.
هویت واقعی مارگوت: چرا او نام واقعی خود را پنهان می کند و چگونه ریچارد را می شناسد
Anya-Taylor Joy's منو شخصیت مارگوت، مانند همه افراد فیلم، آن چیزی نیست که می گوید. با این حال، تا زمانی که سرآشپز اسلوویک متوجه او نمیشود، فاش میشود که چیزی در مورد داستان او اشتباه است. مارگوت در واقع یک کارگر جنسی است که نام اصلی او ارین است. ثابت شده است که ارین مشتریان پردرآمدی دارد، زیرا ریچارد که با همسرش به هاوثورن میرود، قبلاً مارگو را استخدام کرده است. کار مارگوت برای سرآشپز اسلوویک جذاب است و او معتقد است که آنها بر خلاف سایر مهمانان در منو ، یکدیگر را به گونه ای درک کنید که هیچ کس دیگری نمی تواند یا نمی تواند. مارگوت یک اسنوب ثروتمند نیست، بلکه کسی است که مانند تایلر زیر بار ثروتمندان می رود و در عین حال از آنها سود می برد.
مطالب مرتبط: منو یکی از قدیمیترین (و بدترین) فیلمهای ترسناک را برمیگرداند
معنای موضوع منوی شام و دوره نهایی The Human S'mores چیست
دوره پایانی در پایان منو یک ظرف s'mores مرتفع است. بعد از اینکه کارکنان کف را با کراکرهای له شده گراهام و سس های مختلف پوشانیدند، مهمانان مجبور می شوند تا نوعی کتانی از مارشمالو و کلاه های ساخته شده از شکلات بپوشند. منو پایان توضیح داد که اسلوویک این غذای خاص را انتخاب کرد زیرا ترکیبی عجیب از طعم ها است که فقط به دلیل آتش عالی درست می شود. پس از این توضیحات، کل رستوران به آتش کشیده می شود و مهمانان زنده زنده می سوزند و آرزوهای اسلوویک را برآورده می کنند. s'mores پاسخ دیگری به شروع فروتنانه سرآشپز مشهور است، اما معنای واقعی که در سخنرانی او یافت می شود این است که آنها با آتش کامل می شوند و نقشه جنایتکارانه او را در حالی که مهمانانش را به آتش می کشد، کامل می کند.
هر دو منو و الهامبخش زندگی واقعی آن، بررسی فرهنگ مصرفکننده گزاف، غذاخوریها، و سطحی نگری ثروتمندانی است که معتقدند در حالی که واقعاً از آن لذت میبرند، تجربهی غذاخوری خوب را ارائه میکنند. این فیلم در مورد منشأ غذایی که مهمانان سرآشپز اسلوویک از آن لذت می برند - از طبقه کارگر و فقیر در درجه اول - حرف های زیادی برای گفتن دارد و اینکه چگونه این غذا، زمانی که بیش از حد تجاری شود و به عنوان تجربه ای برای ثروتمندان تلقی شود، خلاقیت و لذت کمتری پیدا می کند. زمان. نمونهای از این، اشتیاق سرآشپز اسلوویک به ایجاد وعدههای غذایی است که محو میشود، زیرا مهمانهایش واقعاً طعم غذا را نمیچشند، و به جز لذت غذا، به جزئیات غذا وسواس دارند.
منو همچنین تفسیری است بر شکاف طبقاتی و این که چگونه ثروتمندان تجارب را - مانند غذاخوری خوب - به ارمغان میآورند و آنها را بدون هیچ دلیلی جز اینکه از نظر اجتماعی منحصر به فرد باشند، برای همه غیر از نخبگان غیرقابل دسترس میسازند. این در وسواس تایلر در استفاده از مواد اولیه توسط سرآشپز اسلوویک نشان داده می شود - تایلر به خود غذا اهمیت زیادی نمی دهد، او اهمیت می دهد که بتواند از آن استفاده کند تا نسبت به همه افرادی که معتقد است از کار اسلوویک قدردانی نمی کنند، مانند مارگو، احساس برتری کند. این اسنوبیسم و اشتیاق تایلر برای اغماض از آن، در نهایت سرنوشت او را در منو پایان مییابد، اما این واقعیت که مهمانها بهعنوان S'mores انسانی میمیرند (غذایی که هر چیزی جز پرمدعا است)، لایهای از کنایه را اضافه میکند که با این وجود، مضامین شکاف طبقاتی را کاملاً روشن میکند.
آنچه که پایان منو در مورد فرهنگ ناهار خوری خوب بیان کرد
تک تک قسمت های منو، از افتتاحیه تا پایانی، غرق در فرهنگ واقعی غذاخوری است. خدمه تمام تلاش خود را کردند تا تمام تجربیات ناهار خوری و کار در یک رستوران با ستاره میشلن را ثبت کنند. کارگردان مارک مایلود با سرآشپزهای برنده ستاره میشلن برای ایجاد رستوران و غذا در آن کار کرد منو (از طريق لس آنجلس تایمز ). Dominique Crenn، سرآشپز آتلیه Crenn در سانفرانسیسکو که غذاهای خود را در قالب شعر خلق می کند، به مایلود نشان داد که چگونه سرآشپزها در آشپزخانه کار می کنند. آشپز توضیح داد، این فقط در مورد جزئیات غذا نبود. این جزییات همه چیزهایی بود که قرار داده شده بود، حرکت، رقص، روشی که سرور بطری را حمل می کند، یا ساملیه.
کرن همچنین با فاینز کار کرد و به او آموخت که چگونه در پایان کار خود مانند یک سرآشپز خوب رفتار کند، به همین دلیل است که عصبانیت سرآشپز اسلوویک در آن بسیار واقعی بود. منو پایان دادن وزن قابل توجهی که بر روی شانههای Slowik سرآشپز وجود دارد، همانطور که فاینس در سراسر آن به تصویر کشیده است منو بهعنوان اصیل شناخته شد، مثل اینکه واقعاً ناشی از دههها کار در صنعت رستورانداری بود، که برای انتقال معنا و مضامین اصلی ضروری شد. منو . در حالی که ممکن است عجیب به نظر برسد، سرآشپز گرانت آچاتز حتی در ارائه داستان های فوق العاده در منو پایان نیز - پایان انفجاری هنگامی که اسلوویک رستوران را به آتش می کشد تحت تأثیر دسرهای رومیزی زنده شبیه به جکسون پولاک آچاتز بود.
آیا منو دنباله ای خواهد داشت؟
هیچ برنامه ای برای آن وجود نداشته است منوی 2، و این چیز بدی نیست در حالی که استقبال فوق العاده مثبت منتقدان و مخاطبان از منو و پایان فوق العاده پیچیده آن ممکن است دنباله ای را از نظر عددی توجیه کند، ادامه آن می تواند فیلم اول را کمرنگ کند. با تمام لحظات تکان دهنده اش، منو در نهایت یک فیلم با یک پیام است. ابهام پایان - از اینکه چرا سرآشپز اسلوویک به مارگوت اجازه داد تا اهمیت چیزبرگر چیست - یک عنصر اساسی است.
از بسیاری جهات، تجربه بسیاری از سرآشپزها و کارکنان آشپزخانه در سرتاسر جهان را منعکس می کند - یک روز کامل از هرج و مرج و استرس که پس از پایان غذا و خروج غذاخوری ها تقریباً بی معنی به نظر می رسد. این یکی از موضوعات کلیدی بود منو، سطوح نامتناسب فداکاری و فداکاری کارکنان برای ایجاد یک وعده غذایی واحد در میان بسیاری از مشتریان در طول زندگی خود خورده اند. آن پاسخ کمی گیج کننده ' چه اتفاقی افتاده' از بین مخاطبان یکی از سرآشپزهای واقعی وجود دارد و کسانی که در کیترینگ های سطح بالا کار می کنند می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند.
اگر دنبالهای ساخته میشد، منو 2 این تاثیر را کاهش خواهد داد. فشار اجتناب ناپذیری وجود خواهد داشت منو 2 برای توضیح وقایع منو، یا برای توضیح بیشتر در مورد منشأ سرآشپز اسلوویک، یا حتی ایجاد روایتی با مارگوت که او را به عنوان سرآشپز قاتل بعدی (یا احتمالاً، در مورد مارگوت، یک اسکورت) قرار می دهد. در حالی که این ایده ها ممکن است در ابتدا وسوسه انگیز به نظر برسند، اما همگی تاثیر آن را کاهش می دهند منو پایان دادن به آنها به این دلیل است که نمایشهای بسیار زیادی ایجاد میکنند، یا آخرین عمل سرآشپز اسلوویک را صرفاً نقطهی میانی یک داستان گستردهتر میسازند.
وجود دارد بدون عاقبت منو 2 در حال کار است، و هیچ یک از بازیگران یا تیم خلاق هیچ اشارهای مبنی بر تلاش برای توسعه یک (یا حتی علاقهمند) ندادهاند. در حالی که دنبالهها و فرنچایزها در دهه 2020 کاملاً مناسب به نظر میرسند، بسیاری از فیلمهای مستقل فقط به این دلیل خوب کار میکنند که داستانی محدود دارند. پایان دادن به منو یکی از بحثانگیزترین بحثهای دهه تا کنون بود و همه دلایل جذاب بودن آن این بود تحت تاثیر منفی اگر منو 2 جلو رفت
چگونه مدیر منو، مارک مایلود، پایان منو را توضیح می دهد
در حالی که مضامین تقسیم طبقاتی و قشربندی اجتماعی و منو پایان کاملاً واضح است، بسیاری از فیلم هنوز قابل تفسیر است. با این حال، کارگردان Mark Mylod به طور قطعی پایان فیلم را توضیح داده است منو (از طريق لانه گیک ). اگرچه Slowik توسط مارگو در داخل دستکاری شده است منو در پایان، مایلود معتقد است که اسلوویک مطیع بود و نه آنقدر که از او پیشی گرفته بود. مایلود توضیح داد: او همچنین متوجه شد که او او را دستکاری می کند اما او به او اجازه می دهد که برنده شود. تمام ناگفته ها در گفتمان نهایی بین آنها و همبرگر است . اسلوویک پس از اینکه آگاهانه مات شد، مارگوت را رها کرد.
تاریخ انتشار جدید جنگ ستارگان سرکش
مایلود به فیلم سوررئالیستی محصول 1962 اشاره می کند فرشته نابودگر به عنوان یک تأثیر بزرگ، که به خودی خود گویا است. فرشته نابودگر فرضیه مشابهی در مورد گروهی از مهمانان شام ثروتمند دارد که در یک مهمانی شام به دام افتاده اند و این نماینده اشراف در اسپانیا فرانسیسکو فرانکو است. کارگردان درباره این فیلم عمیق می گوید: احساس مقصر بودن آن غذاخوریها، که ما سعی میکنیم کل دورهی فیلممان را با آن آغشته کنیم، بنابراین تا پایان قطعه، تقریباً احساس بیگناهی از طرف غذاخوریها وجود دارد. از این نظر، مایلود، سرآشپز اسلوویک را به عنوان می بیند منو فرشته
این واقعیت که مایلود معتقد است سرآشپز اسلوویک به عنوان یک فرشته نشان داده می شود، زمانی که کارگردان توضیح می دهد که چرا اسلوویک مهمانان را می کشد، بیشتر ثابت می شود. منو . این کارگردان افزود، از دیدگاه سرآشپز اسلوویک، آنها به قدرت خود نمی رسند، آنها در حال رهایی هستند، آنها در حال تولد دوباره هستند. سرآشپز اسلوویک ممکن است به صورت مجازی یا تحت اللفظی یک فرشته نباشد، اما مطمئناً معتقد است که فرشته است. در هر صورت، از نقطه نظر مایلود، اسلوویک فکر نمی کرد که با زنده سوزاندن یک دوجین شخصیت با عنوان کار اشتباهی انجام می دهد. منو پایان یافت، اما او همچنین فکر نمی کرد که آنها را می کشد.