جنگ ستارگان قسمت اول - تهدید شبح نماینده بدی می شود به دلایل زیادی قابل توجیه است، اما به لطف چشمک های نوستالژی که همه ما برای سه گانه اصلی داشتیم، رنج می برد. بیایید با آن روبرو شویم، جنگ ستارگان همیشه سردتر از خوب بود. دیالوگهای شیک، مزخرفات عطف به ماسبق، و آنتاگونیستهای هدر رفته که مثل عوضیها بیرون میروند، چیز جدیدی نبود. حداقل دارث ماول موفق شد یک شخصیت اصلی را بکشد، برخلاف بوبا فت که موفق شد یکی از عوامل خود را بکشد و بس.
مربوط: تاریخچه کامل دنیای جنگ ستارگان، قسمت اول - همه چیز تا تهدید فانتوم
که پاندا از شخص کامل است
بدترین کاری که پیش درآمدها انجام دادند هدر دادن چیزی بود که می توانست بزرگترین داستان منشأ تمام دوران باشد، یعنی. آناکین، اگرچه این بیشتر در مورد 2 فیلم دیگر است. جار جار بینکس مطمئناً توهین آمیزی بود، اما او برای مسموم کردن کل فیلم کافی نبود. در گذشته، تهدید فانتوم بسیار اصلی تر از نسخه کربنی بود نیرو بیدار می شود ، و دارای نکات مثبت زیادی برای متعادل کردن معایب بود، و سوابق زیادی را برای سریال در آینده ایجاد کرد.
بهتر: دارث مول
نه کاملاً بدجنس اما شاید حتی سردتر از دارث ویدر. یا برعکس بسته به تعاریف شما. در هر صورت، دارث ماول با وجود اینکه با هیچ صدایی چیزی نگفت، چه رسد به جیمز ارل جونز، یکی از شرورهای بزرگ سینما باقی می ماند.
او علاوه بر ظاهر منحصربهفرد و شمشیر نوری خود، در مبارزه اوج ضعیف بود.
بدتر: دارث مول
اما افسوس که مانند بوبا فت قبل از او، خیلی راحت شکست خورد و این بار تقریباً خوب بازی نکرد. پس از تماشای شکست کویگون و اوبیوان مانند یک رئیس، مجبور شدیم او را بیحرکت ببینیم و کاری انجام ندهیم که اوبیوان او را شکست دهد، که عدالت شخصیتی را رعایت نکرد.
بهتر: کیفیت جلوه های بصری
ILM همیشه در خط مقدم جلوههای بصری قرار داشته و ابتدا وارد موج جدید C.G.I شده است. با جنگ ستارگان و مومیایی.
اثرات آنچنان خوب باقی نمی ماند، اما در روزهای قبل ارباب حلقه ها هیچ کس تا به حال چنین چیزی را ندیده بود و C.G.I. به طرز ماهرانه ای برای تقویت جهان داستانی استفاده شد.
چند فصل از افراد مورد علاقه وجود دارد
بدتر: اجرای جلوه های بصری
با این اوصاف، C.G.I. بیش از حد مورد استفاده قرار گرفت و بسیار نازک پخش شد، که منجر به افکت های بسیاری شد که خوب به نظر می رسیدند اما به دلایلی که نمی توانستیم انگشت خود را روی آن بگذاریم، متقاعد نشدند.
مطالب مرتبط: 10 خطای پیوستگی در جنگ ستارگان: تهدید شبح
علیرغم مبارزات بیوقفه Jedi v droid در تنظیمات قانعکننده صفحه سبز، این فناوری وجود نداشت که به شخصیتها اجازه دهد با محیط تعامل داشته باشند، و دعواها هیچ زخمی بر روی دروید یا مناظر باقی نگذاشتند. همه چیز خیلی تمیز بود
بهتر: عمل
یکی از پیشرفت های قابل توجه در سه گانه اصلی، مبارزات شمشیرهای نوری بود. آنها بهبود یافته بودند بازگشت جدی مطمئناً، اما پیش درآمدها با دوئل های شمشیر نوری پیچیده طراحی شده که دوئل اصلی اوبی وان ویدر را شرمنده کرد، سطح را بالا برد. نه اینکه آنها کامل بودند، اما مطمئناً گامی اساسی در مسیر درست بودند.
بدتر: کنترل خلاقانه لوکاس
جورج لوکاس معروف بود که از نبود کنترل خلاقانه تولیدکنندگان اجازه میداد تا او را ناله کند. خوب، او با پیش درآمدها به آنچه می خواست رسید.
دیگر تولیدکنندگان نمی توانستند تخصص او را زیر سوال ببرند. و او اکنون وزن بیشتری نسبت به ستارگان سینما داشت. متأسفانه، این منجر به دیالوگ های بی روح و اجرای روباتیک شد. و البته جار جار.
بهتر: موسیقی
زمانی که جان ویلیامز یک موضوع اصلی را کنار گذاشت، ناگزیر به قوی ترین نماد نگاری در هر سریال تبدیل می شود. مرد فولادی بدون آن احساس توخالی می کرد.
آیا همه در مردگان متحرک می میرند؟
اما برخلاف دنیای ژوراسیک و سریال Avengers The Phantom Menace که دائماً به مضامین اصلی خود باز می گشتند، موسیقی خیره کننده دیگری به ارمغان آورد.
بدتر: سهام
یکی از مشکلات پیش درآمد این است که ما از قبل سرنوشت شخصیت های اصلی را می دانیم و بیشتر آنها را شکست ناپذیر می کنیم، مانند آرتور دنت در فیلم راهنمای هیچکدام کتاب ها
مطالب مرتبط: جنگ ستارگان: 10 بهترین نقل قول از The Phantom Menace برای جشن گرفتن بیستمین سالگرد
به آن لحظات شیرینی مانند پیروزی ابی وان بر دارث ماول و انگیزه منفجر کردن یک ستاره مرگ در هر فیلم را اضافه کنید و هرگز احساس نمی شود که شخصیت های اصلی در خطر واقعی قرار دارند.
بهتر: بازیگران
جنگ ستارگان از همان ابتدا توانست بازیگران درجه یک را به دام بیاندازد، اما در زمان پیش درآمد این مجموعه به درستی انتخاب خود را داشت. بازیگران فیلم Phantom Menace فوق العاده بودند و ایوان مک گرگور در نقش الک گینس بسیار نابغه بود.
چه زمانی فصل 3 عدالت جوان در نتفلیکس پخش خواهد شد
بدتر: اجراها
هریسون فورد زمانی این قدرت را داشت که سر فیلمنامه را بالا ببرد و دیالوگهایش را بازنویسی کند و به برخی از به یاد ماندنیترین خطوط این فرانچایز منجر شود.
متأسفانه، با افزایش جورج، قدرت بازیگران از بین رفت و منجر به شخصیت ها و بازی های غیرقابل قبولی توسط بازیگران بزرگی مانند ناتالی پورتمن و ساموئل ال جکسون شد.
بهتر: جهان سازی
با پیشرفت تکنولوژی، لوکاس توانست ما را به دنیای جدید (در آن زمان) غوطه ور ببرد و در مورد شخصیت های بیگانه تنوع بیشتری را برای ما به ارمغان بیاورد.
باز هم، منطق پشت برخی از تصمیمات خلاقانه امروز پابرجا نیست، اما باز هم، در آن زمان هیچ کس هرگز چنین چیزی را ندیده بود.
بدتر: لور
و ما فقط در مورد میدیکلریان صحبت نمی کنیم. علیرغم اینکه جهان جنگ ستارگان را باز کردیم و به طور مؤثر افرادی مانند پالپاتین را درآوردیم، در پایان، تهدید فانتوم برای از بین بردن داستان جنگ ستارگان بیشتر از بهبود آن انجام داد.
اما تیمی که پشت این فیلم قرار دارد، هنوز هم برای امتحان کردن چیزی جدید، مانند پارک ژوراسیک III. این روزها جنگ ستارگان و هالیوود به طور کلی فقط کپیهای بدون ریسک پایینتری از آثار قبلی میسازند، که برای همه کسانی که بار اول زنده بودند خستهکننده است. وقتی کایلو رن بلستر را در هوا گرفت بسیار عالی بود. و آن چیزهایی با سرعت نور در آخرین جدای ? اوف...
بعدی: جنگ ستارگان: 10 بهترین لحظه در تهدید شبح، رتبه بندی شده