ساموئل ال جکسون در Pulp Fiction شگفتانگیز بود، و ما برخی از دقیقترین جملات جول را برای به خاطر سپردن و لذت بردن از آن گردآوری کردهایم.
90 روز نامزد با خوشحالی همیشه پس از اسپویل
در سال 1994، داستان عامهپسند صحنه مستقل را به عنوان فیلم تعیین کننده دهه انتخاب کرد. این فیلم در سالهای پس از اکرانش تأثیر فوقالعادهای بر سینما داشته است، اما شاید بزرگترین تأثیر آن، رونق زیادی بوده است که به حرفه بازیگری ساموئل ال. جکسون داد.
مربوط: بهترین صحنه های تخیلی پالپ که طرفداران هنوز به آن فکر می کنند
نه تنها انجام داد داستان عامهپسند جکسون را به یک ستاره تبدیل کنید. نوع شخصیتی را که او تا آخر عمر بازی خواهد کرد را مشخص می کرد. مردی که بیان می کند، مردی که به زبان خود توجه نمی کند، مردی که مونولوگ های طولانی و پر پیچ و خم را به صدا در می آورد که برای نمادین طلایی می شوند. داستان عامهپسند نقل قول هایی از گانگستر مورد علاقه همه با استعداد نقل قول های دراماتیک و قلب طلایی. جولز وینفیلد نقشی بود که جکسون را به عنوان یک بازیگر و جولز را تعریف کرد. داستان عامهپسند نقل قول ها برخی از به یاد ماندنی ترین لحظات تاریخ سینما هستند.
به روز شده در 17 ژوئن 2021 توسط کریستی امبروز: یکی از چیزهای مهم در مورد Pulp Fiction، فاکتور تماشای مجدد است، و این شامل تمام نقل قول های عالی می شود. به هر حال به اندازه کافی سرگرم کننده است که بتوانیم چندین بار از آن عبور کنیم، و هر بار که آن را تماشا می کنیم، یک نقل قول عالی دیگر از ژول وجود دارد که ما را وادار به فکر کردن، خندیدن یا حبس نفس می کند. به راحتی می توان این فیلم درخشان را برای یافتن بهترین جملات داستانی پالپ از جولز وینفیلد، جنایتکار مورد علاقه همه با قلب طلا استخراج کرد. نقل قول های مختلف ساموئل ال. جکسون از Pulp Fiction به تبدیل شدن آن به یکی از قابل نقل ترین فیلم های تمام دوران کمک می کند.
'معمولاً، هر دو الاغ شما مثل مرغ سوخاری مرده میشوند، اما در حالی که من در یک دوره انتقالی هستم، این را میکشید، بنابراین نمیخواهم شما را بکشم، میخواهم کمک کنم. شما.'
این داستان عامهپسند نقل قول ساموئل ال جکسون بخشی از اوج فیلم و نقطه اوج همه چیزهایی است که از زمان صحنه افتتاحیه که اکنون بدنام است، اتفاق افتاده است. مخاطب میداند که ما از جایی که همه چیز شروع شد، با نامهای احمقانه حیوانات خانگی و سرقت خود به خود در یک کافه، به دور کامل رسیدهایم.
این برای مخاطب تایید می کند که از اینجا به بعد، ژول یک مرد تغییر یافته خواهد بود. او نه تنها به سارقان مسلح بلکه به بیننده نیز این اظهارات را می دهد. تماشاگران ژول را دیده اند که مردم را می کشد و از این طریق می دانیم که او جدی است.
دوباره بگو 'چی'! من به شما جرات می کنم! جسارت می کنم، مادرم****، لعنتی یک بار دیگر بگو «چی»!
همانطور که ژول در صحنه ای که احتمالاً نمادین ترین صحنه با برخی از بهترین ژول ها است از برت بازجویی می کند. داستان عامهپسند در کل فیلم نقل قول می کند، برت مدام می گوید، چی؟ او وحشت زده است زیرا تعدادی گانگستر در آپارتمان او ظاهر شده اند و او در دردسر بزرگی قرار دارد. ژول خیلی واضح صحبت میکند، اما او همچنین خیلی سریع صحبت میکند و از زبان رنگارنگی استفاده میکند که برت برای پیروی از آن تلاش میکند.
در ابتدا، ژول در مورد پاسخ برت به همه چیز به سادگی شوخی می کند، چه چیزی؟ اما در نهایت، او آنقدر این را گفته است که جولز به نقطه شکست خود می رسد، اسلحه اش را بیرون می آورد، آن را به صورت برت نشانه می گیرد و او را جرأت می کند که دوباره آن را بگوید.
'آنها به چه زبانی انگلیسی صحبت می کنند؟'
این یکی از جوکهایی است که ژولز را تشکیل میدهد و به تنهایی یک نقل قول زیبای Pulp Fiction است. این یکی از آخرین چیزهایی است که او قبل از شلیک به همه افراد حاضر در اتاق به جز ماروین می گوید. 'معجزه گلوله های از دست رفته'، حادثه ای که قوس شخصیت ژولز را به حرکت در می آورد، بلافاصله دنبال می شود.
صحنه آغازین فیلم، که در آن جولز و وینسنت کسب و کار آشفته ای را مرتب می کنند، گنجینه ای از نقل قول های کلاسیک جولز وینفیلد است. به نظر می رسد که بین آن دو، ژول بیشتر صحبت می کند، در حالی که وینسنت به عنوان یک اراذل در پس زمینه ظاهر می شود.
ممم، این همبرگر خوشمزه است!
یکی از ویژگیهای بارز فیلمهای کوئنتین تارانتینو این است که او هیچ قراردادی برای فروش محصول نمیپذیرد. بنابراین، به جای خوردن و نوشیدن و سیگار کشیدن مارک های واقعی، شخصیت های او توسط مارک های تخیلی که استفاده می کنند به هم مرتبط می شوند. به عنوان مثال، همه در آیه تارانتینو سیگار سیب سرخ میکشند، به طوری که کارگردان مجبور نیست پولی به یک شرکت بزرگ دخانیات بدهد.
همین موضوع در مورد Big Kahuna Burger، فست فود هاوایی که برت و هم اتاقی هایش صبحانه خود را خریدند، صدق می کند. بنابراین، ژولز وقتی از یک همبرگر لقمه می گیرد و می گوید، مام، این یک همبرگر خوشمزه است، از یک برند واقعی تعریف نمی کند! هیچ نقل قولی از جولز وینفیلد هرگز نمی تواند یک محصول صادقانه باشد مگر اینکه برای ماساژ پا باشد.
من استاد پا هستم.
هنگامی که جولز و وینسنت به آپارتمان برت می روند تا او را ترسانده و کارهایی را برای مارسلوس والاس انجام دهند، آنها در مورد شایعه ای صحبت می کنند که درباره ترسناک آنتوان تونی راکی شنیده بودند. مارسلوس تونی را از پنجره طبقه چهارم پرت کرد و شایعاتی که در اطراف وجود دارد این است که به این دلیل است که تونی پاهای همسرش را ماساژ داده است. برخی از بهترین ها داستان عامهپسند نقل قول هایی از ژول و وینسنت از این صحنه آمده است.
این موضوع آن دو را وارد موضوع مالش پا میکند که وقتی متوجه میشوند کمی زودتر به آپارتمان برت رسیدهاند، آن را عمیقاً بررسی میکنند. وقتی وینسنت شروع به گفتن به ژول در مورد ماساژ پاها می کند، ژولز به او می گوید که او استاد پا است.
دارم تلاش میکنم رینگو من خیلی تلاش می کنم که چوپان باشم.
پس از ایراد سخنرانی حزقیال 25:17 برای بار دوم، ژول تکراری داستان عامهپسند نقل قولی که قوس شخصیت او را تنظیم می کند، او شروع به گفتن شخصیت کلاهبردار معمولی تیم راث، کدو تنبل، در مورد معنای پشت قطعه می کند. در ابتدا، او فکر کرد که این فقط یک چیز جالب است که قبل از کشتن کسی بگوید.
مرتبط: بهترین تئوری های طرفداران تخیلی پالپ، به گفته Reddit
اما پس از آن او به سختی از مرگ اجتناب کرد و فکر کرد که این مداخله الهی است، بنابراین شروع به ارزیابی مجدد کل زندگی خود کرد. این به معنای ارزیابی مجدد معنای نقل قول کتاب مقدسی بود که او برای همه قربانیان خود خوانده بود. او به رینگو میگوید که قبلاً فکر میکرد مرد عادل است، اما اکنون میخواهد چوپان باشد.
اگر پاسخ های من شما را می ترساند، پس باید از پرسیدن سوالات ترسناک دست بردارید.
این یکی از عاقلانه ترین است داستان عامهپسند به نقل از جولز او یک مرد بسیار فلسفی است، همه چیز را در نظر گرفته است. وقتی او تکههایی از جمجمه ماروین را از ماشین بیرون میکشد و از صندلی عقب خون میپاشد، نمیتوانست به فلسفه اهمیت بدهد.
با این حال، در کل، او یک مرد روحانی است که بسیار نزدیک با خودش و دنیای اطرافش در ارتباط است. او در اینجا قاعده علت و معلول را خلاصه می کند. اگر نمیخواهید چیزی ترسناک بشنوید، سؤال ترسناک نپرسید. اگر سوال ترسناکی نپرسید، جواب ترسناکی نخواهید گرفت.
مغز بزرگ برت را بررسی کنید!
هنگامی که ژول وارد آپارتمان برت می شود، با خوردن لقمه ای از برگر برت، موقعیت غالب را به دست می آورد. این او را به یاد مکالمه رویال با پنیر می اندازد که با وینسنت در ماشین داشت – شاید نمادین ترین مکالمه در فیلم – و او از وینسنت می خواهد که به بچه ها بگوید که در فرانسه به آن کوارتر پوندر با پنیر می گویند.
جولز از اتاق می پرسد که چرا این اتفاق افتاده است و برت به درستی دلیل آن را سیستم متریک تشخیص می دهد، بنابراین از هوش او تعریف می کند و او را یک مادر باهوش می نامد. حالا همه می دانند رویال با پنیر چیست و چرا به آن می گویند
از اینجا به بعد، می توانید الاغ من را بازنشسته بدانید.
برخی از طرفداران تارانتینو حدس می زنند که دریفت پیانو که ساموئل ال جکسون در یک حضور کوتاه در آن می نوازد. بیل را بکش در واقع نسخه قدیمی ژول از داستان عامهپسند . ژول پس از اصابت گلوله و عدم اصابت یک گلوله، معتقد است که با مداخله الهی نجات یافته است و تصمیم می گیرد که در خیابان ها سرگردان شود و ببیند دنیا او را به کجا خواهد برد.
در این صورت، مشخص میشود که بعداً در زندگیاش پیانو مینواخت در یک شهر تصادفی که عروس در آنجا ظاهر شد. قبلاً ثابت شده بود که تمام فیلمهای تارانتینو در یک جهان اتفاق میافتند.
'این یکی است که می گوید Bad Motherf*****.'
البته در کیف پولش هست. اسمش هست، اینطور نیست؟ این یکی از ساده ترین و کوتاه ترین ساموئل ال جکسون است داستان عامهپسند نقل قول می کند اما می تواند بهترین تعریف کننده نگرش ژولز باشد.
مطالب مرتبط: ساموئل ال جکسون و 9 بازیگر دیگر که باید در فیلم پایانی تارانتینو حضور داشته باشند
کیف پول چیز خاصی نیست در واقع، به نظر یکی از آن چرمهای تاشو ساده است که میتوانید آن را در یک بازار محلی یا نمایشگاه شهرستانی بخرید و سپس افراد پشت پیشخوان آن را با پیام یا تصویر انتخابی خود علامتگذاری کنند. با این حال، برای مخاطب، قیمتی ندارد.
متاسفم، آیا تمرکز شما را شکستم؟
این داستان عامهپسند نقل قولی از ژول به برت درست پس از کشتن دوستش روی مبل می گوید. تماشاگران از خنده نفس می کشند، تا حدی از شوک، زیرا آنها حتی نمی توانند بفهمند که او شوخی می کند یا نه، اما مرد روی کاناپه به طور قطع مرده است.
نقش آن مرد را بر استیرز بازی میکرد که دارد در سال های اخیر پذیرفته شده است که او بعد از فیلمبرداری شخصیتش به اشتباه گرفتن برداشت ها ادامه داد: چیزی که بیشتر به یاد دارم، این بود که چطوری خوب شدم. من برای بیشتر صحنه مرده بودم. اما جاهای خالی آنقدر بلند بودند که نمیتوانستم تکان بخورم. بنابراین، آنها این کار را با فرانک ویلی، یا هر کس دیگری که او در [آن صحنه] شلیک کرد، انجام میدهند، و آنها میرفتند و من میگفتم: «آههه!» قرار بود بمیرم، اما نه.
مادری که می گفت s*** هیچ وقت مجبور نشد تکه های ریز جمجمه را به خاطر الاغ خنگت بردارد.
یکی از تکان دهنده ترین پیچش ها در داستان عامهپسند زمانی اتفاق می افتد که وینسنت به طور تصادفی به سر ماروین در عقب ماشینشان شلیک می کند. این منجر به سومین داستان از سه داستان گلچین فیلم، وضعیت بانی می شود، که در آن جولز و وینسنت باید خون و مغز ماروین را از صندلی عقب ماشین پاک کنند.
مربوط:Pulp Fiction و 9 فیلم دوم دیگر که در حد فیلم اول کارگردان بود
وینسنت به ژولز میگوید که یک فلسفه قدیمی میگوید که اگر کسی به اشتباه خود اعتراف کند، فوراً از آن اشتباه تبرئه میشود. سپس ژولز پاسخ میدهد که فردی که این کار را انجام داده است، هرگز مجبور نیست از طرف شخص دیگری تکههای جمجمه شکسته را تمیز کند.
من از شکستن نفس تو متنفرم، اما این اولین بار نیست که اسلحه به سمتم نشانه می رود.
جولز سعی کرد خوب باشد و با این کار به کدو تنبل فرصت بدهد داستان عامهپسند نقل قولی که به عنوان یک هشدار می آید. مخاطب چیز مهمی را می داند که نمی داند و لحظه ای پرتنش است. حیف که کدو حلوایی اول به کیف پول نگاه نکرد، بعد شاید بتوان از کل این سرقت تقریباً ناموفق جلوگیری کرد.
خوشبختانه برای دو دزد که صبح آن روز کافه اشتباهی را انتخاب کردند، جولز به پایان شخصیت خود می رسد و تصمیم می گیرد از کشتن مردم دست بردارد.
راه انسان صالح...
البته، واضح ترین نقل قول ژول، سخنرانی حزقیال 25:17 است:
راه انسان عادل از هر سو با گناهان خودخواهان و ظلم و ستم انسان های شرور محصور شده است. خوشا به حال کسی که به نام نیکوکاری و نیکوکاری، ضعیفان را در وادی تاریکی شبانی کند، زیرا او به راستی نگهبان برادر و یابنده فرزندان گمشده است. و کسانی را که قصد مسموم کردن و هلاکت برادرانم را دارند با انتقام و خشم شدید بر تو خواهم زد. و هنگامی که انتقام خود را از تو بگیرم، خواهی دانست که نام من خداوند است!
بعدی: 5 چرخش غیرمنتظره ترین داستان Pulp Fiction (و 5 تکان دهنده ترین صحنه مرگ)