گناهکار: شخصیت های اصلی، رتبه بندی شده بر اساس هوش

چه فیلمی را ببینید؟
 
منتشر شده در 22 آوریل 2021

The Sinner در طول اجرای خود هم با قاتلان و هم با قربانیان سروکار داشته است. برخی حیله گر و زیرک بودند در حالی که برخی دیگر اشتباهات آشکار بسیاری مرتکب شدند.










'هیچ کس واقعاً نمی داند وقتی می میرید چه اتفاقی می افتد. هری امبروز به جولیان واکر بعد از اینکه پسر کوچولو درمورد دردش به او اعتماد کرد، گفت: اگر آنها می گویند دروغ می گویند. هری فقط کاری را انجام می داد که در آن به بهترین وجه انجام می دهد گناهکار ; کمک به افراد خوب تحت فشار افکار تاریک گذشته خود برای ارتکاب قتل. هری امبروز بودن به قلب بزرگ و ذهن تیز نیاز دارد.



مربوط: گناهکار: 5 بار هری درست می گفت (و 5 بار او اشتباه می کرد)

سه فصل اول این درام جنایی بر رویکرد هری امبروز به قاتلان به عنوان قربانیان احتمالی تروما و نه قاتل های خونسرد متمرکز شده است. رویکرد منصفانه هری، شخصیت های اصلی را از مسئولیت سنجش عواقب اعمالشان قبل از انجام هر کاری رها نمی کند. برخی از شخصیت‌های اصلی، مانند نیک هاس، چیزهای مهم را فراموش کردند و همه چیز را در این راه از دست دادند.






جیمی برنز

جیمی برنز اولین مظنون قتل بود که هری امبروز باید بکشد زیرا او فقط او را تا مرزها هل داد. جیمی چیزهای زیادی برای او داشت، از جمله همسر دوست داشتنی با یک نوزاد زیبا و کار عالی با دانش آموزانی که او را می ستودند. او تصمیم گرفت همه اینها را دور بیندازد زیرا می‌خواست «چیزی را احساس کند».



او کسی است که نیک هاس را به زندگی خود بازگرداند تا اتفاقات غم انگیزی را که منجر به همه این مرگ ها شد، رقم بزند. او دور از ذهن نبود، جیمی فقط به تأثیر اعمالش بر خودش و دیگران اهمیت نمی داد. غم انگیزترین قسمت این است که او حتی بعد از کشتن همه آن افراد پشیمان نشد.






فیبی لیسی

مادر فیبی لیسی او را متقاعد کرد که بیماری لاعلاج او ناشی از گناهان کورا است و او در تمام زندگی خود این را باور داشت. او می دانست که کورا برای کاری که انجام نداده احساس گناه می کند، اما فیبی به جای خواهر شدن، به کابوس کورا تبدیل شد. او زندگی کورا را به خطر انداخت و حتی از اینکه کورا به خاطر اشتباهات فیبی رنج می برد، احساس پشیمانی نکرد.



آیا دنباله ای برای آلیتا وجود خواهد داشت؟

او فقط به فشار دادن ادامه داد تا اینکه همه صدمه دیدند. او حق داشت که بخواهد با شرایط خودش بمیرد، اما مجبور نبود زندگی کورا را در حین آن خراب کند. رفتن به باشگاه Beverwyck در آن شب بی پروا بود، همانطور که خوابیدن در کنار فرانکی بود که می دانست قلبش نمی تواند آن را تحمل کند.

نیک هاس

تنها کاری که نیک هاس برای زنده ماندن باید انجام می داد معقول بود. اگر به جیمی گوش می داد و کمی بیشتر از او به خودش اهمیت می داد، نمی مرد. او مردی تحصیلکرده بود که پول کافی داشت و یک زندگی کامل در پیش داشت اما قدر آن را نمی دانست. او بیشتر به زندگی در حاشیه و آسیب رساندن به خود و دیگران علاقه داشت.

مربوط: گناهکار: 10 غم انگیزترین چیز درباره نیک

وقتی به خانه جیمی آمد، متوجه شد که دوستش از خانواده اش خوشحال است و همین باعث حسادت او شده است. او سعی کرد جیمی را با خودش به تاریکی برگرداند و حتی وقتی جیمی از او التماس کرد که ماشین را متوقف کند، گوش نکرد. او هرگز به عواقب احتمالی اعمال خود اهمیت نمی داد و این احمقانه بود.

کورا تانتی

کورا تانتی به اندازه کافی قوی بود که بتواند از این همه ضربه جان سالم به در ببرد و با یک شوهر مهربان و یک پسر زیبا در سمت خوب ظاهر شود. کورا که توسط پدری متعصب و بدسرپرست بزرگ شده بود، چاره ای جز محافظت از خواهرش نداشت.

او هنوز داشت آزادی نه گفتن با دستکاری فیبی، و این می توانست بسیاری از مردم را نجات دهد. هنگامی که او با میسون ازدواج کرد، باید حقیقت را در مورد بخش هایی از گذشته تاریک خود که به یاد داشت و احتمالاً بسیاری از مردم را نجات می داد، به او می گفت.

میسون تانت

میسون تانتی یک پدر و شوهر عالی بود که وقتی کورا فرانکی بلمونت را در ساحل چاقو زد، خود را در موقعیت غیرممکنی قرار داد. کورا قربانی حوادث تلخی شد و جنایت تقصیر او نبود.

میسون مجبور شد به دنبال J.D باشد تا تلاش کند همسرش را نجات دهد و در عین حال از پسرشان در برابر نفرتی که در محله به آنها پرتاب می شود محافظت می کند. او بی پروا بود که بدون برنامه به دنبال فروشندگان مواد مخدر برود اما پدر خوبی بود. او در نهایت توانست همه را نجات دهد.

سونیا بارزل

سونیا بارزل شجاع ترین زنی بود که هری در این برنامه با او آشنا شد و به همین دلیل عاشق او شد. او ثروتمند و با استعداد بود اما به این موضوع اهمیتی نمی داد. او می‌خواست بداند مردم چه احساسی دارند و مانند هری به ته چیزها بپردازد و این او را در معرض خطر قرار می‌دهد.

تنها زندگی کردن در چنین املاک وسیعی با آثار هنری ارزشمند بسیار بی پروا بود. او همچنین وقتی آنجا نشست و منتظر بود تا جیمی که قبلاً دو نفر را کشته بود، خود را به خطر انداخت تا او را بکشد. او با استعداد، باهوش و شجاع بود، اما خیلی مراقب نبود.

هدر نواک

هدر به پدرش به‌عنوان الگوی خود نگاه می‌کرد و می‌خواست روزی مانند او کارآگاه بزرگی شود، اما در مورد او اشتباه می‌کرد. پدرش به بهترین دوست و معشوقش تجاوز کرده بود اما او نمی دانست زیرا هر دو آن را از او پنهان کردند.

مربوط: گناهکار: شخصیت های اصلی، رتبه بندی شده توسط قدرت

او هنوز بهترین دوست مارین بود که برای او جنگید حتی زمانی که مارین او را دور کرد. او اشتباه می کرد که به ورا به عنوان یک شرور نگاه می کرد، اما او فقط سعی داشت از جولیان محافظت کند. او همچنین یک کارآگاه بزرگ بود که اجازه نمی داد ارتباطش در مسیر عدالت قرار بگیرد و مطمئناً بهتر از پدرش بود.

جولیان واکر

کمون ماسوود مکان نامناسبی برای بزرگ شدن هر کودکی بود، اما جولیان واکر یک بچه عادی نبود. او پسری با اراده بود که کسی را در معرض خطر قرار نمی داد حتی اگر به این معنی باشد که باید رنج بکشد. کمون به او یاد داده بود که هر کس دروغ می گوید باید بمیرد و اگر چنین شخصی را بکشد اشتباه نیست، بنابراین او این کار را کرد.

هنگامی که دو پیرو Mosswwod دروغ گفتند و او را ربودند، او از دانش خود در مورد گیاهان برای کشتن آنها استفاده کرد. با این حال، او یک کودک بود، و وقتی متوجه شد کاری که انجام داده اشتباه بوده است، واقعاً پشیمان شد. او آنقدر نجیب بود که فرصتی برای فرار از کشور و بازگشت برای مواجهه با حکم جرمش را رد کرد.

ورا واکر

ورا واکر یک غریزه طبیعی مادرانه داشت و این او را فداکار، اما مهمتر از همه، بسیار عاقل کرد. لیونل جفریس، بنیانگذار Mosswood Grove، مربی او بود، اما زمانی که راه خود را گم کرد، ورا راهی برای حفظ کمون پیدا کرد. او The Beacon را فریب داد تا کنترل خود را بر جامعه قبل از اینکه آن را به مکانی دوستانه برای قربانیان تبدیل کند، رها کند.

بوش آمی براون آلاسکا چند ساله است

وقتی مارین ثابت کرد که مادر بدی است ورا برخاست و از جولیان به عنوان پسر خود پرستاری کرد و نقشی را بر عهده گرفت که هیچ کس دیگری نمی پذیرد. او با احتیاط موقعیت جولیان را هدایت کرد و از اشتباهات اجتناب کرد و در این روند با هری دوست شد. او همچنین باهوش بود که جولیان را به پلیس بازگرداند تا بتواند در آینده یک شهروند درستکار شود.

هری امبروز

همه ما افکار سیاهی داریم... ما فقط یاد می گیریم با آنها زندگی کنیم، هری به جیمی برنز گفت که علی‌رغم تمام کمک‌هایی که به او می‌شود، از ریل خارج می‌شود. در حالی که بقیه قاتلان را افراد خطرناکی می‌دانند که مستحق زندان هستند، هری امبروز از آنها دفاع می‌کند و در عوض به دنبال درک وضعیت ذهنی آنها و تاریکی است که باعث می‌شود آنها مرتکب جنایت شوند.

او در محافظت از خود و خانواده اش خیلی خوب نیست، اما تمام تصمیماتی که هری می گیرد برای منافع عمومی است. او همیشه در مورد قضاوت کردن هر کسی محتاط است و در نهایت در سمت راست همه چیز قرار می گیرد.

بعد: The Sinner: The Main Characters، رتبه بندی شده از قهرمان تا شرورترین