شخصیتهای مجموعه درام جنایی، گناهکار، همه از نظر اخلاقی پیچیده هستند. در اینجا قهرمانانه ترین و شرورترین آنها هستند.
که در تیم مرد آهنین در جنگ داخلی حضور دارد
هشدار محتوا: مقاله زیر حاوی بحث هایی در مورد خودکشی و افکار خودکشی، سوء استفاده فیزیکی و عاطفی و خشونت جنسی است.
من مجبور شدم لوله را بکشم. باید باور میکردی که داری میمیری نیک همین کار را برای من انجام داد. جیمی این را پس از بیرون آوردن او از قبر به هری گفت. این یکی از وحشتناک ترین آزمایش هایی بود که هری امبروز با آن روبرو شده بود گناهکار . همه قاتلی که هری امبروز در نمایش با آنها ملاقات کرد، شرور نبودند، اما برخی مانند کورا در واقع قهرمان بودند.
مطالب مرتبط: گناهکار: 10 بدترین کاری که شخصیت ها انجام داده اند، رتبه بندی
هیچ راهی وجود ندارد که بفهمیم چه چیزی باعث شده است که کسی در نمایش به قتل برسد، بدون اینکه به اندازه کافی به آنها نزدیک شود تا بتوان آنها را درک کرد، به همین دلیل کار هری امبروز بسیار سخت است. برخی از مظنونینی که او مورد تحقیق قرار داده است، تنها بدتر شده و حتی تهدیدی برای او شده است. او همچنان سعی می کند به هر کسی که مرتکب یک قتل مرموز می شود، حتی بدترین آنها، کمک کند.
هری امبروز
هنگامی که هری برای رهبری تحقیقات در مورد قتل فرانکی بلمونت فراخوانده شد، او با کورا به عنوان یک شرور رفتار نکرد، اگرچه او قاتل بود. او خودش قربانی ضربه های روحی از دوران کودکی است که افکار تاریکی به او می دهد و گاهی اوقات او را به خودکشی وا می دارد، بنابراین می فهمد که رنج عاطفی به چه معناست.
او سعی می کند به هر مظنون آشفته ای که ملاقات می کند با درک وضعیت ذهنی آنها در زمان قتل قبل از تلاش برای وادار کردن دادگاه ها به بررسی جنبه آنها از داستان کمک کند. رویکرد او به جنایت، کورا تانتی و جولیان واکر را از گذراندن زندگی در پشت میلههای زندان نجات داد. وقتی نوبت به جیمی، یک قاتل زنجیره ای رسید، هری همچنان کارهای لازم را انجام داد و دنیا را نجات داد.
کورا تانتی
کورا توسط متعصبانی بزرگ شد که او را به خاطر بیماری خواهرش سرزنش می کردند که تقصیر او نبود. مادر او را مورد آزار جسمی و روحی قرار داد در حالی که خواهرش فیبی از عشق کورا برای دستکاری او استفاده کرد. فیبی از او برای زندگی کردن خیالات بدخواهانه خودش استفاده کرد تا اینکه به دردسر افتاد. کورا همه چیز را فدا کرده بود تا به فیبی کمک کند تا کمی شادی کند، حتی زمانی که به او آسیب می رساند.
کورا مجبور شد با خاطره وحشتناک مرگ خواهرش در میان اعتیاد اجباری به مواد مخدر زندگی کند تا خاطره او را پاک کند. به نوعی، با آن همه رنج، کورا شخص بزرگی بود. او برای شوهر و پسرش ایستاد و حتی از خاطره خواهرش در برابر مادر آزارگرش محافظت کرد. او یک بازمانده واقعی بود.
چه زمانی بلر و چاک به هم می رسند
ورا واکر
ورا مادر رویایی هر کودکی و دوست رویایی هر کسی خواهد بود. او به ماسوود آمد تا رنج عاطفی خود را درمان کند اما در نهایت قربانی آزار لیونل جفریس شد. او کمون را برگرداند و شروع به محافظت از اعضا از جمله مارین (مادر جولیان) از جفریس کرد.
او سپس جولیان را گرفت که مارین او را رها کرد و از پسر کوچک پرستاری کرد و از او در برابر مادرش و رهبر بدنام کمون محافظت کرد. او بسیار شبیه هری بود و همیشه مایل بود به دیگران کمک کند و حتی زمانی که او را به دردسر می انداخت. او حتی حاضر بود به خاطر جولیان یک جنایتکار شود.
هدر نواک
هدر نواک بهترین شریکی است که هری امبروز در سه بازی اول داشته است فصل های گناهکار . او سعی کرد به مارین کمک کند، اما مورد آزار و اذیت بیش از حد مادرش قرار گرفته بود و مورد تجاوز جنسی جک قرار گرفت.
صداهایی در نحوه تربیت اژدهای خود
مطالب مرتبط: گناهکار: 10 صحنه ای که تماشای آنها سخت بود، رتبه بندی شده
وقتی هدر متوجه شد که مارین مادر جولیان است، به عنوان پسر خودش برای او جنگید. او تنها کسی بود که به جز ورا بسیار به پسر کوچک اهمیت می داد. خیلی غمگین بود که پدرش عامل این همه آشفتگی بود. هدر در نهایت نتوانست مارین را نجات دهد، اما او اطمینان داد که عدالت در مورد پدرش اجرا می شود و جولیان بهترین مراقبت را که می تواند داشته باشد داشته باشد.
میسون تانت
J.D یک جنایتکار خطرناک بود، اما میسون همچنان او را به تنهایی پذیرفت و سعی داشت بفهمد چه اتفاقی برای کورا افتاده است. او در تلاش بود تا زنی را نجات دهد که شاهد ضربات چاقو به مردی در ساحل بود، کاری که بسیاری از همسران انجام نمی دادند.
او برای قضاوت عادلانه کورا مبارزه کرد و حتی پس از اینکه او را به زندان بردند در کنار او ایستاد. او همچنین قول داد که با وجود تمام اتفاقات، پسرشان را برای دیدن او در زندان بیاورد. او قهرمان کورا در تاریک ترین لحظه اش بود.
سونیا بارزل
سونیا میدانست که جیمی میآید تا او را بکشد، اما همچنان میماند، به این امید که بتواند به او برسد و او را متقاعد کند که جلوی قتل را بگیرد. او قبلاً از تلاش برای قتل توسط نیک جان سالم به در برده بود، اما نمی ترسید. او شجاع ترین زنی بود که هری تا به حال دیده بود. او همچنین متوجه شد که رنج عاطفی برای کسی چه معنایی دارد، به همین دلیل سعی کرد به هری و حتی جیمی کمک کند. او به شکل کوچک خودش یک قهرمان بود.
جولیان واکر
جولیان واکر وحشتناک ترین قتل را در این سریال انجام داد، اما این همه تقصیر او نبود. او پسر جوانی بود که در یک فرقه بزرگ شده بود و به او آموزش می دادند که فردی که دروغ می گوید مرده است کشتن آنها ضرری نداشت . او همچنین فکر می کرد این زوج او را می ربایند و به همین دلیل آنها را کشت.
آیا دنباله ای برای فیلم من شماره چهار هستم وجود دارد؟
مطالب مرتبط: 10 اپیزود برتر The Sinner، رتبه بندی شده بر اساس IMDb
وقتی هری به کمک او آمد و به او کمک کرد تا اشتباهش را بفهمد، جولیان مایل بود با حقیقت روبرو شود و زمان را انجام دهد. جولیان همچنین زمانی که در خانه گروه مورد آزار و اذیت قرار گرفت و بعداً در زندان به او سر زد، از خود دفاع کرد. او یک جنتلمن بزرگ در سنین جوانی بود که بسیار شگفت انگیز بود.
لیلا برنز
لیلا پس از کشتن فالگیر، امنیت کودکش را به جای جیمی انتخاب کرد. او گذشته تاریک خود را از او پنهان کرده بود، و زمانی که به او رسید و شروع به آزار خانوادهاش کرد، لیلا در وسط گیر افتاد. با این حال، او اجازه نمی داد که کودکش به خاطر او رنج بکشد.
او سعی کرد به او کمک کند در حالی که فکر می کرد فقط مرگ نیک است که با آن دست و پنجه نرم می کند، اما همه چیز سریعتر از آنچه او انتظار داشت از کنترل خارج شد. سپس تصمیم گرفت با شهادت دادن علیه او در پلیس، تمام دنیا را نجات دهد. با این حال، او هنوز او را دوست داشت، به همین دلیل است که او را برای آخرین لحظه قبل از مرگش روی پنجره گذاشت.
فیبی لیسی
فیبی تمام عمرش درد داشت اما آدم خوبی نبود. والدینش او را متقاعد کردند که کورا است علت رنج او . او آن دروغ را به جهنمی برای کورا تبدیل کرد و او را برای انجام هر کار بدی که فیبی در ذهنش تصور میکرد دستکاری کرد.
او کسی بود که کورا را به دستان جی دی انداخت و بعداً کورا را مجبور کرد که او را به باشگاه ببرد، زیرا به خوبی می دانست که ممکن است بمیرد. وقتی مادرشان او را به خاطر اشتباهات فیبی تنبیه کرد، او هرگز کاری برای محافظت از کورا انجام نداد. در نهایت او مرد و کورا به خاطر خاطرات وحشتناک مرگش مرتکب قتل شد.
اتفاقی که برای همسر کینز در کیین افتاد می تواند منتظر بماند
جیمی برنز
دو فصل اول سریال قاتلین بار اولی داشت که از آزار دادن مردم لذت نمی بردند و از کارهای خود پشیمان می شدند. در فصل سوم، هری مجبور شد با یک قاتل سریالی که از کارهایش پشیمان نمیشد دست و پنجه نرم کند. او در تمام آن سالها خود را از نفوذ نیک کنترل کرده بود، به همین دلیل ناتوانی او در کنترل خود پس از مرگش را نمیتوان به گردن نیک انداخت.
هری و لیلا سعی کردند به جیمی کمک کنند تا به مردم آسیب نرساند، اما او آنها را رد کرد. او حتی سعی کرد قبل از اینکه دنبال دوستان و خانوادهاش برود، هری را به خدمت بگیرد تا شریک زندگیاش شود. جیمی خطرناک ترین مردی بود که هری در سریال با او ملاقات کرد و مرگ او باعث تسکین او شد.
نیک هاس
را خاطره نیک تقریباً باعث شد که جیمی بچه اش را بکشد و بعداً او را مجبور به کشتن دو نفر کرد. هر حضور نیک هاس در نمایش فقط شیطان محض بود. او تسلیم تاریک ترین افکار خود شد و می خواست تمام دنیا را با خود به زیر بکشد.
فلسفه او از شاد بودن مردم تنها زمانی که در آستانه مرگ زندگی می کنند خطرناک بود، به همین دلیل جیمی را به یک هیولا تبدیل کرد. او خودش کسی را نکشت، اما قرار بود با سونیا شروع کند قبل از اینکه جیمی با ماشین تصادف کند و او را بکشد. اگر بیش از این زنده بود، به قاتل زنجیره ای بدتر از جیمی تبدیل می شد.