نقد و بررسی نهایی سریال 'Spartacus: War of the Damned'

چه فیلمی را ببینید؟
 

در حالی که اسپارتاکوس و کراسوس در میدان نبرد در فینال 'Spartacus: War of the Damned': 'پیروزی' با یکدیگر دیدار می کنند ، سریال حماسی خود را به پایان می رساند.





باور اینکه مجموعه ای که بیش از سهم خود در مبارزات داشته است دشوار است - هم با عبور بی موقع سریال اصلی ، اندی ویتفیلد و هم تعداد زیادی از افرادی که اسپارتاکوس از همان اوایل ، به اشتباه تصور می کردم که این امر صرفاً برای منافع نابخردانه است - در واقع این کار را تا آنجا که این برنامه انجام داد ، انجام داد.






اما همانطور که به قسمت های آخر نزدیک می شدیم جنگ اسپارتاکوس ملعون ، این مجموعه به راحتی نشان داد که چگونه توانسته است به یکی از لذت بخش ترین برنامه ها ، خوش نویسندگی و در عین حال غم انگیزترین برنامه های تلویزیونی تبدیل شود.



تازه شاهزاده بل در نتفلیکس

و هرچه سری به سمت پایان پیش می رفت - که مطمئناً تصور می شود خیلی زود باشد - مشخص بود که حتی اگر داستان می توانست از حالت فشرده خارج شود و با ضربات کوچکتر ترسیم شود ، اما جاده 'پیروزی' مورد توجه زیادی قرار گرفته بود استفان اس. دکونیت و تیم نویسندگانش. به همین دلیل است ، حتی اگر آخرین ساعت از اسپارتاکوس مقدار زیادی از سنگین وزن برای انجام ، سکانس آغازین (که همچنین به عنوان یک ادای احترام به دیگری اسپارتاکوس ) پیام سریال و میراث همه این شخصیت هایی را که ما شناختیم و به خاطر آنها احساس می کنیم کاملاً نشان می دهد.

مسلماً ، در آن لحظه آغازین که گانیکوس این عبارت را بر زبان می آورد 'من اسپارتاکوس هستم' به نظر می رسید برخی از ترفندها ممکن است پا باشد. اما نویسندگان به جای بازی درمورد اجتناب ناپذیری سرنوشت شخصیت هایشان ، به سادگی و به طور م demonstثر نشان دادند که چگونه اسم اسپارتاکوس به چیزی مهمتر از یک فرد مجرد تبدیل شده است. نام اسپارتاکوس چیزی به اندازه قدرتمند و پرمفهوم است 'آورنده باران' باتیاتوس بود قبل از اینکه مترادف با عذاب او شود. نام اسپارتاکوس به یک نماد و حرکتی تبدیل شده بود که می تواند توسط همه تشنه آزادی آزاد شود.






این مفهوم برای بار آخر مشخص شد ، زیرا اسپارتاکوس و گانیسیوس بحثی آرام دارند که در آن آنها کشف می کنند که مسیرهای کاملاً واگرای آنها تقریباً در همان مکان پایان یافته است: مایل به مردن تا دیگران بتوانند برای ادامه کار و انتشار آنچه زندگی می کنند ، اسم اسپارتاکوس به معنای واقعی بود. ترکی آن را با گفتن 'زندگی همان چیزی است که آن را تعریف می کند. نه مرگ رومی ها ، نه ما ، و نه کسانی که ما را برای جنگ دنبال می کنند. اما زندگی سیبیل یا لائتا. مادر و فرزندش ... همه آنها سوره هستند و من می توانم آنها را زنده ببینم. '



ازدواج در نگاه اول شانس دوم ونسا

ایجاد این هدف و انتقال دقیق پیام این سریال باعث شد تا 'پیروزی' به تدریج به یک موج اکشن شدید و نفسگیر تبدیل شود که با خوشرویی انتظارات بینندگان را بازی می کرد بدون آنکه هدف و معنای اوج گریزناپذیر را به هم بزند. از همان آغاز ، مشخص شد که تعداد اسپارتاکوس از چه تعداد فراتر است ، موضع گیری برای او در برابر قدرت رم چقدر احمقانه به نظر می رسید ، و در این حالت ما به چگونگی سقوط کریکسوس یادآوری می کنیم. و هنوز هم ، علی رغم احتمالات غیرقابل غلبه و قطعیت سرنوشت خود ، اسپارتاکوس نمایش درخشان را به نمایش می گذارد و برای لحظه ای کوتاه از بیننده دعوت می شود که باور کند تاریخ ، در هر صورت ، به هر حال ، می تواند بازنویسی شود.






حرکت حیله گرانه و بی امان اسپارتاکوس باعث می شود که رومی ها لحظه ای روی پاشنه خود بمانند - مخصوصاً وقتی گانیسیس می آید ، توجه ارتش را تقسیم می کند و با سلاح های نیزه رومی کراسوس و سزار را به سختی از دست می دهد. اما به محض این که لوگو شروع به چرخش (به معنای واقعی کلمه) چکش آتشین مرگ می کند ، حرکت شروع به تغییر می کند و شخصیت های آشنا به زندگی پس از مرگ فرستاده می شوند. خواه آنها را از همان لحظات اول سریال بشناسیم ، در طول Gods of the Arena، انتقام یا حتی در حین جنگ نفرین شده ، با سقوط هر شخصیت در نبرد ، مرگ آنها با تأثیر شگفت انگیزی روبرو می شود.



اما 'پیروزی' به رویارویی های ساده و یک کاره بسنده نمی کند. درعوض ، با لحظاتی مانند اسپارتاکوس که کراسوس را از اسب بیرون می کشد ، پس از تعقیب او در بالای تپه ای و قتل چندین نفر از او ، متوقف کردن روش امضای کراسوس و استفاده از آن علیه او خوشحال می شود. این شبیه خود نبرد بود: یک تلاش بازنده ، اما تلاشی که پر از لحظات باورنکردنی و فراموش نشدنی بود.

و در حالی که این نبرد برای رم به پیروزی رسیده بود ، (به نوعی) مانند تاریخ که آن را به یاد می آورد ، هزینه هر دو طرف بسیار زیاد بود. کراسوس پیروزی خود را بدست می آورد ، اما به قیمت شکوه کامل و بدتر از آن ، زندگی کره. در همین حال ، گانیسوس چیزی را یافت که ارزش زندگی را دارد و برای آن مصلوب می شود ، اما اوئوموموس و خروش عرصه ای که روزگاری در آن خدا بود ، مورد استقبال قرار می گیرد.

'پیروزی' (و سریال) با آگرون ، نصیر و دیگر بازماندگان پایان می یابد ، و به مردی که آزادی آنها را نشان داده بود نگاه می کند و اسپارتاکوس را در زیر یک مار قرمز قرار می دهد - همانطور که از زمان شروع سریال پیش بینی شده بود.

کشیدن این نوع حلقه ها به ابتدای سریال راهی فوق العاده م effectiveثر در پایان بود اسپارتاکوس و به ما کمک کرد تا یک بار دیگر نشان دهیم که این مجموعه از آغاز به ظاهر ناموزون آن تا چه حد پیش رفته است. این نوع سریالی است که فرد امیدوار است خیلی زود فراموش نشود. نگاه کردن به اسپارتاکوس به طور کلی ، وجود آن غیرممکن به نظر می رسد.

شخصیت معروف ارباب حلقه ها

———