از آنجا که سوپراستور در یک فروشگاه بزرگ اتفاق می افتد، اکثر صحنه ها شخصیت ها را در حال کار نشان می دهد. با این حال، اکثر این شخصیتها شعار «همه کار و هیچ بازی باعث میشود جک پسر کسلکنندهای میشود» را کمی بیش از حد جدی گرفتند، بنابراین نیمی از زمان خود را به شوخیکردن با همکاران خود یا تنبلی در اتاق استراحت صرف کردند تا اینکه زمان ساعت فرا رسید. بیرون
ملاقات با آقای مظلوم در پسران آنارشی به چه معناست؟
مطالب مرتبط: Superstore: The Main Characters, Ranked by Wealth
وفادار ماندن به تصویر دقیق آن از کار در یک فروشگاه خرده فروشی، سوپراستور شخصیت هایی با ویژگی های منحصر به فرد و سطوح مختلف تعهد به کار خود خلق کرده اند. در حالی که برخی از اخلاق کاری قوی داشتند که به صورت نیاز وسواسی به فراتر رفتن از وظیفه تجلی میکرد، برخی دیگر ترجیح میدادند حداقلها را انجام دهند و یک چشم روی ساعت نگه دارند تا ساعت کاریشان تمام شود.
گرت
گرت نفرت خود را از شغلش پنهان نمی کرد. او بیشتر بهعنوان گوینده فروشگاه کار میکرد و بازده را نیز انجام میداد، بنابراین هر روز با مشتریان تعامل داشت. با اینکه از کار زیاد گله می کرد، اما نسبت به مشتریان کاملا متمدن بود و آنچه را که از او می خواست انجام می داد. او حتی یک بار گفت که آنقدر کار می کند که اخراج نشود.
از آنجایی که او بر اساس این اصل زندگی می کرد، به این نکته توجه داشت که تا زمانی که برای آن پولی دریافت نمی کند، کار اضافی انجام ندهد یا فراتر از ساعات کاری رسمی خود بماند. او همچنین با کمال میل بهانهای برای کار نکردن میآورد، بدون هیچ سؤالی، مانند زمانی که جونا به او گفت که در حال پیادهروی هستند و گرت همهچیز را رها کرد بدون اینکه منتظر شنیدن ماجرا باشد.
مارکوس
مارکوس وقتی کارش را شروع کرد خیلی قابل توجه نبود اما با گذشت زمان کمی برای کارش اشتیاق پیدا کرد. او مخصوصاً برای ارتقاء خود به سرپرست انبار در فصل 2 هیجانزده بود، حتی اگر این افزایش دستمزد به همراه نداشت، و در واقع کاملاً به آن اختصاص داشت. به نظر می رسید که او نیز می دانست که چگونه کار خود را به خوبی انجام دهد.
با این حال، او تمایل داشت که به راحتی با چیزهای غیرمرتبط با کار خود رانده شود. خواه بازی کردن در فروشگاه یا دفاع از حقوق مردان با جونا بود که متوجه شد شرکت مادر جدید فروشگاه، زفرا، یک مدیر عامل خانم دارد.
شاین
شاین علیرغم سن کمش تعهد چشمگیری به کار داشت. چه زمانی سوپراستور او باردار بود و تا زمانی که به معنای واقعی کلمه زایمان کرد سر کار ماند تا یک روز کار یا پول را از دست ندهد. اگرچه این امر بیشتر به عدم ارائه مرخصی زایمان با حقوق توسط شرکت نسبت داده می شد، اما او ترجیح داد به هر حال سر کار بیاید حتی زمانی که بهانه خوبی برای عدم ارائه آن داشت.
با پیشروی فصل ها، شاین از یک کارمند فروش به سرپرست طبقه تبدیل شد و به طرز شگفت انگیزی در این کار خوب بود. او از روشهای غیر متعارف، اما سرگرمکننده برای انجام تکالیف شیفتی استفاده میکرد، که به بهبود روحیه کارکنان بقیه همکارانش نیز کمک کرد. با این حال، اعتیاد او به تلفن، گاهی اوقات بر تعهد او به کار غلبه می کرد.
آیا می توانید بازی های ps1 را روی ps4 دریافت کنید
گلن
گلن چند فصل را به عنوان مدیر فروشگاه Cloud 9 گذراند که سریال روی آن متمرکز بود. اگرچه او خیلی خوب نبود، اما نکات مثبت خود را داشت. پست مدیریتی همیشه او را تحت فشار قرار می داد، که منجر به توقف او در هنگام تصمیم گیری و بسیاری از بدبختی های دیگر می شد. با همه اینها او همیشه سر کار حاضر می شد و تمام تلاشش را می کرد که سر کار از هم نپاشد.
مطالب مرتبط: Superstore: 10 مورد از خنده دارترین نقل قول های گلن
زمانی که از سمت مدیری صرف نظر کرد و کارگر طبقه شد، مشتاق انجام کارش بود که نشان از اخلاق خوب او در کار بود، فارغ از موقعیتی که در آن قرار داشت.
یونس
در بسیاری از اوقات، احساس میکرد که جونا روز کاری خود را در تعقیب امی، انجام حرکات عاشقانه یا صحبت با سایر کارمندان، یا حمایت از انواع دلایل سپری میکند. جونا به ندرت کار خود را جدی می گرفت، از شوخی بازی گرفته تا بازی ساده در حین کار.
گاهی اوقات، او صحنههایی داشت که در آنها نشان داده میشد که در انبار مشغول به کار است یا در پیشخوان کمک میکند، اما به غیر از آن، بههرحال روی صفحه نمایش به سختی کار میکرد. اما زمانی که کار به پایان رسید، گاهی یونا کار اضافی را انجام می داد - معمولاً برای اثبات یک نکته - مانند داوطلب شدن برای یک کار خاص، با وجود اینکه نمی دانست این کار برای کمک به اهدای توله سگ ها سرگرم کننده است.
ساندرا
در یکی از قسمتها ساندرا اشاره کرد که فقط برای رسیدن به محل کارش مجبور بود چهار اتوبوس بگیرد. مشکلات حمل و نقل او موضوع بسیاری از مشکلات دویدن او در اتاق استراحت و همچنین شواهدی از تعهد او به کار بود. او تمام کارهایی را که به او محول شده بود بدون شکایت انجام داد، حتی زمانی که به او محول شده بود که از شر لانه های هورنت خلاص شود.
تا زمانی که نمایش به پایان رسید، او به سمت دستیار مدیر برای مرکز تکمیل جدید که جایگزین فروشگاه آنها شد، ارتقا یافت. او این موقعیت را به لطف نگرش جدید خود در مسئولیت پذیری و تلاش سخت خود در طول سال ها تضمین کرد.
جاستین
اگرچه او از نظر فنی یک شخصیت اصلی نبود، اما جاستین چندین بار در سریال به عنوان یک شخصیت فرعی حضور داشت. او همیشه اظهاراتی می کرد تا از نظر جنسی ماجراجو به نظر برسد، که متئو، دینا و سایر شخصیت ها همیشه آنها را سرنگون یا رد می کردند.
آیا اریک در فصل 8 برمی گردد؟
مرتبط: شخصیت های اصلی، رتبه بندی شده بر اساس دوست داشتنی
تعیین تعهد او به کار سختتر بود زیرا او کمتر در برنامه حضور داشت. با این حال، در طول فصل 3، 'مدیر منطقه'، امی اشاره کرد که جاستین یک سختکوش بود. بر خلاف برخی از شخصیت های دیگر، او به سختی در شوخی ها یا بازی ها شرکت می کرد، مگر اینکه مربوط به کار باشد.
متیو
از همان لحظه ای که متئو در اولین روز خود در قسمت آزمایشی خود را معرفی کرد، مشخص بود که او آنجاست تا سخت کار کند و دنیا را تغییر دهد. در طول شش فصل نمایش، او به این کلمات وفادار ماند و مایل بیشتری را برای مرتب کردن لباس ها بر اساس سبک، فصل و یک سری چیزهای دیگر طی کرد.
متئو بیشتر به دلیل رقابت پذیری او بود، به خصوص در برابر جونا که همزمان با او در Cloud 9 شروع به کار کرده بود. اما فراتر از آن رقابت اولیه، او اخلاق کاری خوب خود را در زمانی که سرپرست طبقه و بعداً دستیار شخصی امی بود، حفظ کرد، که با وجود داشتن یک دفتر کوچک و کثیف، بسیار جدی گرفت و به خوبی انجام داد.
امی
رشد شغلی امی ادامه دارد سوپراستور تاثیرگذار بود پس از سال ها در فروشگاه، او ناظر طبقه، سپس مدیر فروشگاه و در نهایت مدیر تجربه مشتری شد. امی تمام موفقیت های خود در محل کار را مدیون تلاش سخت خود در طول سال ها و اخلاق کاری خوب است.
او هر بار سر کار حاضر می شد و هر مشکلی را که پیش می آمد برطرف می کرد. هنگامی که گلن در پایان فصل اول به دلیل اینکه به شاین تعلیق حقوقی به عنوان مرخصی استحقاقی زایمان داده بود، اخراج شد، امی در اعتراض به اخراج از کار کناره گیری کرد. به همان اندازه که او سخت کار می کرد، او نیز سخت بازی می کرد، گاهی اوقات در مرکز شوخی های یونا و بسیاری چیزهای سرگرم کننده دیگر قرار می گرفت.
حقیر
هیچ شخصیت دیگری به اندازه دینا به کار خود اختصاص نداشت. او کار را جدی گرفت تا جایی که در مورد آن کمی وسواس داشت و وادار کردن دیگران به کار بیشتر هم. او فصل را به عنوان دستیار مدیر شروع کرد و مدتی خود را به امید شروع رابطه با جونا تنزل داد، سپس با غیرت بیشتر به آن بازگشت.
آنچه در پایان کمیک مردگان متحرک اتفاق می افتد
او سختتر از هر کس دیگری کار میکرد، گاهی اوقات در حصول اطمینان از رعایت قوانین کمی بیش از حد پیش میرفت. هنگامی که نمایش به پایان رسید، او مدیر مرکز تحقق جدید جایگزین Cloud 9 بود، موقعیتی که او به دست آورد زیرا شرکت تشخیص داده بود که او چقدر در کارش خوب است و اخلاق کاری شگفتانگیز او.
بعدی: 10 کمدی کمدی در محل کار که اگر سوپراستور را دوست دارید، می توانید پرخوری کنید