به کارگردانی مارتین اسکورسیزی، راننده تاکسی به یک نقطه اوج خونین می رسد و با توالی مرموز وقایع پایان می یابد - رویدادهایی که ممکن است در سر تراویس بیکل باشد. وقتی به معنای واقعی کلمه تفسیر شود، فیلم 1976 با یک راننده تاکسی تنها به نام تراویس بیکل به پایان می رسد که یک روسپی نوجوان را با کشتن دلال هایش نجات می دهد و سپس تبدیل به یک قهرمان شهر نیویورک می شود که ظاهراً سرنوشت خود را برآورده می کند. با این حال، نگاه دقیق تر نشان می دهد که زندگی تراویس به جهنمی تجسمی ختم می شود که او در سراسر آن به آن اشاره می کند راننده تاکسی .
در ظاهر، تراویس (رابرت دنیرو) تنها نمونه اولیه را نشان می دهد که از واقعیت جدا شده است. او یک تفنگدار دریایی ایالات متحده است که قبلا در ویتنام خدمت کرده است، یا حداقل این چیزی است که او ادعا می کند، و برای برقراری ارتباط با آشنایان، مانند جادوگر (پیتر بویل)، و علاقه عاشقانه، بتسی (سایبیل شپرد)، داوطلب کمپین انتخاباتی برای نامزد ریاست جمهوری تلاش می کند. چارلز پالانتین (لئونارد هریس). در اولین قرار ملاقات، شخصیت عنوانی که رابرت دنیرو به تصویر کشیده بود، بتسی را با بردن او به یک فیلم پورنو و نشان دادن ساده لوحی خود ناراحت می کند. پس از طرد شدن، تراویس سرنوشت خود را پیش بینی می کند راننده تاکسی با گفتن این موضوع به بتسی تو در جهنم هستی و مثل بقیه در جهنم خواهی مرد.
مطالب مرتبط: چرا مارتین اسکورسیزی از فریم های فریز زیادی در فیلم هایش استفاده می کند؟
در خانه، تراویس تمرین می کند و سعی می کند سازماندهی شود. او در دفتر خاطرات خود می نویسد که 'تنهایی تمام زندگی من را دنبال کرده است' و به جادوگر اطلاع می دهد که او به انجام کاری فکر می کند 'بد' پس از برخورد عجیب و غریب با مشتری، به تصویر کشیده شده توسط اسکورسیزی، که قصد دارد همسرش را بکشد. که در راننده تاکسی، همه چیز برای تراویس تغییر می کند پس از اینکه او یک فاحشه 12 ساله به نام آیریس (جودی فاستر) را دید. حالا، ضدقهرمان فیلم مارتین اسکورسیزی ظاهراً هدفی پیدا کرده است و قصد دارد به هر نحوی که میتواند به دختر کمک کند. 'ناگهان، یک تغییر وجود دارد،' او می گوید 'هرگز هیچ انتخابی برای من وجود نداشته است.' اکنون تراویس که یک بحران بزرگ وجودی را تجربه می کند، برای جنگ آماده می شود.
تحول: واقعی
هنگامی که یک تراویس نظامی شده در یک گردهمایی پالانتین ظاهر می شود، با لباس های موهاوک و هوانوردی، هویت واقعی خود را پشت سر گذاشته است. پیش از این، جادوگر توضیح میدهد که چگونه یک مرد میتواند به شغل او تبدیل شود (در این مورد، یک راننده تاکسی)، و اکنون تراویس کاملاً به شخص دیگری تبدیل شده است - مرد کهنالگوی بدون نام. پیش از این، او به عنوان یک فرد مشکوک پس از دروغ گفتن به یک مامور سرویس مخفی در طول تجمع Palantine شناسایی شده بود. در این لحظه او قصد ترور سیاستمدار را دارد اما موفق نمی شود.
جفری دین مورگان دوستت دارم
این نسخه از تراویس (که یکی از به یاد ماندنی ترین دگرگونی های فیلم رابرت دنیرو است) نشان می دهد که او دچار توهم است و کاملاً از واقعیت جدا شده است. مدت کوتاهی قبل از سوءقصد، او نامه ای به والدینش می نویسد و تلویحا می گوید که این کار را انجام می دهد. 'کار حساس' برای دولت، و اینکه او با بتسی قرار می گیرد. تراویس همچنین به آیریس می گوید که او 'باید کاری برای دولت انجام داد' و اینکه او 'ممکن است برای مدتی راهی را طی کند.' اما، او صرفاً تصویری را به نمایش می گذارد که به او امکان می دهد دنیایی را که در آن زندگی می کند درک کند. 'تمام زندگی من نیاز به احساس جایی برای رفتن بود.' تراویس در اوایل می نویسد راننده تاکسی . اکنون، او آن مکان را به عنوان جهنم روی زمین شناسایی کرده است.
صعود تراویس به جهنم روی زمین: واقعی
تراویس در این فیلم فوقالعاده مارتین اسکورسیزی به یک فتالیست تبدیل میشود. او معتقد است که قرار است پالانتین را بکشد - مردی که ادعا می کند نماینده آن است 'مردم.' تراویس همچنین معتقد است که نجات خواهد داد 'Iris شیرین' با پاکسازی نمادین 'کثافت' یعنی متیو، دلال عنبیه (هاروی کایتل). این همان چارچوب ذهنی است که در آن به نمایش گذاشته شده است راننده تاکسی که متأسفانه الهام بخش جان هینکلی جونیور برای ترور واقعی رونالد ریگان رئیس جمهور ایالات متحده بود. در واقع، هینکلی امیدوار بود که توجه او را جلب کند راننده تاکسی بازیگر نقش آیریس، فاستر فوق الذکر.
مطالب مرتبط: قد رابرت دنیرو چقدر است؟
برنامه تلویزیونی در مورد مری ملکه اسکاتلند
که در راننده تاکسی ، تراویس متیو را می کشد و سپس چند لحظه منتظر می ماند تا به جهنم روی زمین، ساختمانی در شهر نیویورک که در آن مردان برای داشتن رابطه جنسی با روسپی های نوجوان پول می پردازند، صعود کند. از لحاظ زیبایی شناختی، کل این سکانس - که در نهایت تنش رو به رشد مارتین اسکورسیزی را می بیند. راننده تاکسی جوشاندن به شکلی به یاد ماندنی زشت - الهام گرفته از تحسین اسکورسیزی از کاراواجو، هنرمند باروک ایتالیایی است که به خاطر آمیختن امر مقدس با امر ناپسند شهرت دارد. ابتدا تراویس دست یک دلال محبت را منفجر می کند و در نهایت به سر او شلیک می کند. تراویس با نجات آیریس از آسیب، a ناسزا تهدید و محافظت شده الف مقدس شکل. هر یک از جلوههای بصری اسکورسیزی میتواند مقدمهای برای نقاشی کاراواجو باشد، زیرا این هنرمند ایتالیایی اغلب خشونت شدیدی را در آثارش وارد میکند، حتی تا آنجا پیش میرود که سر بریده خود را در «دیوید با سر جالوت» به تصویر میکشد. به عنوان یک شخصیت، تراویس با رنگ آمیزی دیوارها به رنگ قرمز (مفهومی که در فیلم 2019 مارتین اسکورسیزی تکرار شده است رویکرد مشابهی اتخاذ می کند. ایرلندی ) و سپس خود را قربانی کند. با این حال، در یک پیچ کوچک، نقشه تراویس زمانی که گلوله هایش تمام می شود شکست می خورد.
بقا و دستگیری تراویس: واقعی نیست
تراویس در اثر جراحاتش می میرد راننده تاکسی پس از رسیدن پلیس؛ لحظه ای که قبلاً پیش بینی شده بود، زمانی که او پیشنهاد می کند که بتسی خواهد بود 'مثل بقیه در جهنم بمیر.' طعنه آمیز این است که تراویس به یکی از این گروه تبدیل می شود، یک جنایتکار مرده که معتقد بود اقدامات او هدف بالاتری را دنبال می کند. از نظر بصری، اسکورسیزی از بالا شلیک میکند تا به مخاطب یادآوری کند که از بالا به تراویس و سایر قربانیانی که در جهنمی که خود ساختهاند نگاه میکنند. یک چهره فرشته با لباس سفید، آیریس، تنها بازمانده است و در کنار تصاویر مذهبی قاب شده است. در سمت چپ قاب: ناسزا . در سمت راست قاب: مقدس . در وسط: تراویس - تلفیقی از هر دو مفهوم کاراواگی.
برای تقویت این ایده که تراویس در آن می میرد راننده تاکسی دوربین فیلم مارتین اسکورسیزی به آرامی اتاق را ترک می کند در حالی که پلیس صحنه را ارزیابی می کند و در شوک یخ زده است. دوربین در نهایت در خیابان قرار می گیرد تا نشان دهد که یک آشفتگی عظیم هنوز وجود دارد. مفهوم: تراویس چیزی را پاک نکرد، اما در عوض به کثیفی کمک کرد. هنوز، راننده تاکسی تفسیر بقیه فیلم را به عهده تماشاگر می گذارد. آیا تراویس فقط در اعمالش بود؟ یا ذهن متوهم تراویس و درستی اخلاقی او بهترین نتیجه را به دست آورد؟ اساساً اسکورسیزی پایان کارواگی را در اختیار مخاطب قرار می دهد. تراویس را می توان به عنوان یک مشاهده کرد مقدس چه کسی زندگی می کند یا می توان به او به عنوان یک نگاه کرد ناسزا قاتلی که در برزخ یا جهنم گیر کرده است.
نامه پدر آیریس: واقعی نیست
راننده تاکسی در پایان به نظر می رسد که این شخصیت رابرت دنیرو شکست خورده جان سالم به در برده و برای نجات آیریس جوان، که پدرش نامه تشکری را از طریق صداپیشگی می خواند، به قهرمان شهر نیویورک تبدیل شده است. اما اگر به دقت گوش کنید، الگوی نوشتار و گفتار مرد آینه نوشتههای خاطرات و روایت تراویس است. و بنابراین تراویس یا زنده است و روایت نادرستی دیگری برای توجیه اعمال خود می آفریند، یا در حال تصور نسخه ایده آلی از وقایع در لحظه مرگ خود است. بر اساس شواهد بصری اسکورسیزی، نامه پدر آیریس حاصل تخیل تراویس است.
مطالب مرتبط: هر تصویری از مارتین اسکورسیزی در فیلم های خودش توضیح داده شده است
تراویس و بتسی دوباره متحد می شوند: واقعی نیست
وقتی بتسی در وسیله نقلیه تراویس ظاهر می شود راننده تاکسی ، ظاهراً این دو دوباره به هم می رسند و یک عشق احتمالی را دوباره شروع می کنند. با این حال، به نظر می رسد این نسخه ایده آل دیگری از رویدادهایی است که تراویس تصور می کند. خیابانها در پایان این فیلم خشونتآمیز و جنایتآمیز به طرز مشکوکی تمیز هستند و موهای بتسی مانند یک فرشته در باد میوزد. و این تصادفی به نظر نمی رسد که او لباس سفید می پوشد. این مال اسکورسیزی است مقدس پایان یافتن برای راننده تاکسی : فرشته ای با چهره بتسی از تراویس به بهشت استقبال می کند.
لحظات پایانی: واقعی نیست
اسکورسیزی در نهایت بینندگان را با یک ناسزا به پایان می رسد راننده تاکسی . پس از اینکه تراویس و بتسی به راه خود رفتند، یک لحظه کوتاه از طراحی صدای آشفته مخاطب را به واقعیت باز می گرداند، هر چه که باشد. و نگاه در چشم تراویس نشان می دهد که او مطمئناً در یک مکان آرام نیست. راننده تاکسی به سوار شدنش ادامه می دهد، اما او در قلمروی جهنمی است و همان حلقه را تکرار می کند. به نقل از بتسی از اوایل فیلم، شخصیت رابرت دنیرو است بخشی از حقیقت، بخشی تخیلی... یک تناقض در حال حرکت.
divinity original sin enhanced edition witch build
آیا پایان راننده تاکسی همچنان پابرجاست؟
راننده تاکسی کار خارقالعادهای انجام میدهد تا مخاطبان را به سمت جنون محسوس همراه کند، اما اینکه آیا پایان کلاسیک 1976 همچنان پابرجاست یا نه، یک سوال نسبتاً قطبی است. به راحتی می توان فهمید که چرا این مفهوم تقریباً 50 سال بعد به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است، اما پایان اسکورسیزی هنوز برای فیلم عالی است. تراویس بیکل پشت فرمان است راننده تاکسی کل سواری آزاردهنده؛ واضح است که او دیوانه و خطرناک است، اما تا حد زیادی نحوه ارائه روایت را کنترل میکند (مثلاً نوشتههای خاطراتش که از طریق صداگذاری خوانده میشود و نگاه صمیمی و فضولی به زندگی روزمرهاش). پس از آشنایی کامل با روان تراویس، طبیعی است که بینندگان آن را تجربه کنند راننده تاکسی از دریچه جدا شده و هذیانی او نیز به پایان می رسد. علاوه بر این، قسمت پایانی پر از مرگ فیلم مارتین اسکورسیزی هم فضایی اثیری هدفمند و هم رویدادهای عجیب و غریب و بعید را ارائه می دهد که کاملاً با آنچه قبلاً در فیلم رخ داده است مطابقت ندارد. این عناصر نگاهی حتی بیشتر به روان آشفته تراویس و ادراک ناقص خود از خود پس از (یا در حین) مرگش می دهند، در حالی که به وضوح به بینندگان نشان می دهند که این خلاصه تنها بسط روایت غیرقابل اعتماد تراویس است.
سایر پایان های اسکورسیزی مبهم شگفت انگیز
مارتین اسکورسیزی مطمئناً در پایان های مبهم فوق العاده مهارت دارد. بارزترین مثال در این مورد، سال 2010 است جزیره شاتر به پایان می رسد. هر چند متفاوت از راننده تاکسی از بسیاری جهات، این مهیج روانشناختی فوقتاریک، نوع مشابهی از ناراحتی ناشی از عذاب را به مخاطب القا میکند. جزیره شاتر با تدی دانیلز/اندرو لیدیس (لئوناردو دی کاپریو) به ظاهر به آگاهی از اینکه واقعاً کیست و چگونه قرار است لوبوتوم شود (اگرچه کسانی که دستور انجام این عمل را می دهند، فکر می کنند که او هنوز هذیان دارد) به پایان می رسد. اما، در چرخشی دیگر، فیلم مارتین اسکورسیزی با ارائه وهمآور لئوناردو دی کاپریو به این پرسش فلسفی بسته میشود: این مکان باعث تعجبم می شود که چه بدتر است... به عنوان یک هیولا زندگی کنم یا به عنوان یک مرد خوب بمیرم ؟ خود این سوال مهم و قابل تامل است و به موازات آن می باشد جزیره شاتر ذات. با این حال، مقدار زیادی در هوا باقی مانده است. آیا تدی/اندرو به یاد دارد که واقعاً کیست؟ در مورد داستان هایی که انسان ها برای زنده ماندن به خود می گویند، تفسیرهای مبهم و ضمنی زیادی (که قابل تفسیر است) وجود دارد.
مطالب مرتبط: طرح مرد ایرلندی در واقع با استفاده نادر مارتین اسکورسیزی از CGI بهبود یافته است.
دو فیلم دیگر مارتین اسکورسیزی با پایانهایی وجود دارد که اگرچه کاملاً مبهم نیستند، اما مطمئناً به سطح خاصی از تفسیر بیننده واگذار شدهاند. مافیای ایرلندی و درام با محوریت مجری قانون توسط نویسنده در سال 2006 رفتگان درست پس از کشته شدن کولین سالیوان (مت دیمون) در آپارتمانش به پایان می رسد. مرگ شخصیت او از نظر کارمایی پاداش دارد، زیرا او یکی از چندین ' موش ها در سراسر فیلم بلندپایه مارتین اسکورسیزی که مخفیانه برای طرف دیگری کار می کند. سپس دوربین به سمت یک موش واقعی با یک ساختمان دولتی در پسزمینه حرکت میکند. البته این شباهت آشکاری با موش بودن سالیوان و دو چهره بودن برخی از شخصیت های خیانتکار فیلم است. با این حال، چیزی بیش از این در آن وجود دارد. این ساختمان همچنین نمادی است که چگونه فساد و جنایت در هر دولتی بیداد می کند - چه رسد به شهری مانند بوستون - که برای هر دو شهرت بدنام دارد. با این حال، دقیقاً آنچه اسکورسیزی در مورد آن می گوید یک ابهام وجود دارد. موش ها و فساد؛ مخاطبان باید خودشان تصمیم بگیرند.
همچنین یک فیلم دیگر با بازی رابرت دنیرو با بازی مارتین اسکورسیزی با پایانی نیمه مبهم وجود دارد: پادشاه کمدی . این درام با کمدی سیاه محصول 1982 به داستان استندآپ کمدین روپرت پاپکین (دنیرو) پس از سقوط از شر او پایان می دهد. ظاهراً او به خاطر نقشهی جنونآمیز آدمربایی خود به زندان رفته است، و تنها پس از چند سال گذراندن خدمت بهصورت مشروط ترک کرده است. او زندگینامه جدیدی منتشر کرده است و از زمان مشکلات قانونی خود به طرز شگفت انگیزی در تجارت نمایشی موفق بوده است. پادشاه کمدی با گوینده ای به پایان می رسد که نسخه های مختلف و ستایش آمیز ' را تکرار می کند خانم ها و آقایان، روپرت پاپکین ! پسندیدن راننده تاکسی ، این پایان اسکورسیزی انسان را به این فکر وا می دارد که چگونه هر یک از اینها ممکن است. همانند نسخه تراویس بیکل از رویدادها، به ظاهر غیرممکن است که آنچه به تصویر کشیده می شود واقعیت عینی باشد. همچنین مانند در راننده تاکسی ، پادشاه کمدی با نوعی واقعیت به پایان می رسد که قهرمان عمیقاً معیوب آن است می خواهد باور کردن واقعی است، در حالی که هیچ راهی وجود ندارد که وقایع چیزی جز نوعی روایت غیرقابل اعتماد از یک شخصیت اصلی بیحرکت باشد. با این حال، پایان توهمآمیز و کاملاً دلخراش فیلم، و همچنین نحوه ارتباط آن با تفسیر هنری در مورد تجارت نمایشی، بسیار ذهنی است.
بعدی: توضیح درباره مرگ شگفت انگیز مارتین اسکورسیزی در فیلم The Departed