ورود از حماسه گرگ و میش فیلمها هیاهوی جهانی را ایجاد کردند که به ندرت در خارج از آن دیده شده است هری پاتر حق امتیاز . طرفداران به سرعت شیفته شخصیت های داستان عشق خون آشام شدند و بحث هایی مانند 'تیم ادوارد یا تیم جیکوب؟' که بازتاب بحث های بین طرفداران است Buffy the Vampire Slayer .
در حالی که بسیاری از طرفداران در انتخاب ایده آل خود برای علاقه عاشقانه بلا قرار دارند، برخی دیگر متوجه می شوند که شخصیت های مورد علاقه آنها کاملاً خارج از بازیگران اصلی هستند. به عنوان گرگ و میش جهان گسترش یافت، چندین شخصیت فرعی به اندازه شخصیت های اصلی جذاب بودند. طرفداران اغلب این شخصیت های کوچک را به همان اندازه دوست داشتنی تر از گروه اصلی می یابند.
جین
جین از لحظه ای که شخصیت او معرفی شد به یکی از منفورترین شخصیت های فرعی تبدیل شد را حماسه گرگ و میش. جین ممکن است یکی از اعضای رده پایین شورای خون آشام قدرتمند، ولتوری باشد، اما او به راحتی بی رحم ترین است و از درد و عذاب دیگران لذت می برد.
برش تئاتر بلید رانر در مقابل برش کارگردان
مطالب مرتبط: 10 TikToks خنده دار گرگ و میش که روز شما را می سازد
توانایی ویژه جین به او اجازه می دهد تا ذهن دیگران را دستکاری کند و بدون نیاز به نیروی فیزیکی توهم درد ایجاد کند. جین که از فریادهای بلا برای رحمت بی حوصله نشده بود، بارها ادوارد را شکنجه می کند تا اینکه آرو به او دستور توقف داد و موقعیت او را به عنوان یکی از منفورترین شخصیت های سریال تثبیت کرد.
پیروزی
برخلاف رفتار سرد و حسابگر جین، ویکتوریا در شکارش غریزی و بی نظم است. بلا و خانواده کالن . توانایی ویکتوریا برای پنهان شدن و فرار از خطر پس از تبدیل شدن به یک خون آشام افزایش یافت و او را به یکی از سرسخت ترین دشمنان کالن ها و گله گرگ سم تبدیل کرد.
در رمان، ویکتوریا در مورد نزدیک شدن به عهد ناآشنا بسیار محتاط تر بود، اما گرگ و میش ویکتوریا را به عنوان یک شرکت کننده مشتاق در شکار و عذاب فورک توسط جیمز به تصویر کشید. در حالی که ویکتوریا گذشته جالب و داستانی در کتاب ها دارد، وسواس منحصر به فرد او برای انتقام از مرگ جیمز او را به یکی از کم دوست داشتنی ترین شخصیت های مجموعه فیلم تبدیل می کند.
جسیکا استنلی
بسیاری از دوستان انسانی بلا شخصیت های دوست داشتنی نیستند، اکثر همکلاسی های او موقعیت های ترسناکی را ایجاد می کنند که تماشای آنها دشوار است. در حالی که جسیکا یک شخصیت معمولی دختر پست نیست، اما با سرکوب غیرفعالانه و پرخاشگرانه دیگر دانش آموزان برای جبران ناامنی هایش، بسیار نزدیک می شود.
جسیکا در ابتدا با بلا دوست می شود تا بهانه ای باشد تا دختری را که چشم همه پسرهای مدرسه را به خود جلب می کند، زیر نظر داشته باشد. جسیکا که اغلب توسط آنجلا کنترل می شود، به تدریج به دوست واقعی بلا تبدیل می شود. در حالی که جسیکا شخصیت سختی است که نمی توان آن را دوست داشت، اما کنایه های او آرامشی کمیک ایجاد می کند و او را دلپذیرتر از دیگران می کند.
توجه کنید
در حالی که آرو یکی از سه رهبر پیمان ولتوری است، او عملاً حرف آخر را در مورد همه تصمیمات عهد می زند و مارکوس و کائیوس را بیشتر به رهبران مجازی تبدیل می کند تا به معنای واقعی کلمه. آرو که مجذوب خونآشامهایی با تواناییهای خاص بود، دههها تلاش کرد تا خونآشامیهایی مانند ادوارد و آلیس را متقاعد کند که به ولتوری بپیوندند و قدرت او را تقویت کنند.
با وجود کنترل بی رحمانه آرو بر جمعیت خون آشام ها، علاقه او به ادوارد و آلیس او را کمی جذاب تر می کند. بازی مایکل شین در نقش آرو با لحن منحصربهفرد و خندههای وهمآورش که به رمز و راز رهبر ولتوری کمک میکند، اکثریت دوستداشتنی شخصیت را تشکیل میدهد.
لیا کلیرواتر
شخصیت لیا به راحتی سزاوار زمان بیشتری در صفحه نمایش بود تا موقعیت منحصر به فرد خود را به عنوان تنها کویلوت ماده ای که تا به حال تبدیل به یک تغییر شکل در گله گرگ های سام اولی شده است، کشف کند. لیا بیشتر اوقات رک و طعنه آمیز است که می تواند او را برای بینندگان منفعل دوست نداشته باشد. حماسه گرگ و میش ، اما دلایل خشم او او را بسیار جالب تر می کند.
پس از جدا شدن توسط سم، لیا مجبور می شود رابطه جدید خود را با امیلی تماشا کند و همه چیز را از طریق ارتباط تله پاتیک آنها می شنود. اشتیاق و وفاداری لیا چیزی است که او را به شخصیتی دوست داشتنی تبدیل می کند. با وجود دلشکستگی که احساس می کند، او در کنار برادرش می ایستد و به عنوان یک بتا در بسته جیکوب تزلزل ناپذیر باقی می ماند.
لوران
لورن ابتدا به عنوان یکی از اعضای خانواده جیمز و ویکتوریا معرفی میشود و در کنار آن عشایری که شهروندان فورک را به وحشت انداختهاند، معرفی میشود. در حالی که او در ابتدا یک شرور به نظر می رسد، لورن با هشدار دادن به کالن ها در مورد مهارت های شکار جیمز و برنامه او برای شکار بلا، به سرعت ثابت می کند که نمی خواهد با دستور کار جیمز و ویکتوریا کاری انجام دهد.
مطالب مرتبط: یک میم که به طور کامل هر شخصیت اصلی گرگ و میش را خلاصه می کند
لورنت در مقایسه با همسر انتخابی خود آرام و پیچیده است، با صدایی که فوراً دیگران را راحت می کند. اگرچه او دائماً بین دو طرف حرکت می کند، شخصیت او هرگز کاملاً شرور یا قهرمان نیست. اتحادهای لورن همیشه به سمت هر کسی تغییر میکند که میتواند به بهترین نحو برای بقای او مفید باشد و او را به یکی از جذابترین و دوستداشتنیترین شخصیتها تبدیل میکند.
بنیامین
بنجامین یکی از اعضای عهد مصری، یکی از قدرتمندترین خون آشام های موجود با توانایی دستکاری چهار عنصر زمین، باد، آتش و آب است. قدرت بنیامین او را مستعد کسانی کرد که می خواستند او را برای منافع خود کنترل کنند، از جمله ولتوری ها.
بازی رامی ملک در نقش بنجامین او را تبدیل به یکی از شخصیتهای فرعی با بیشترین پتانسیل شخصیت اصلی کرد. در چند لحظه پس از ملاقات با رنسمی و کالن ها، بنجامین می تواند آنها را با مهربانی و قدرت چشمگیر خود مجذوب خود کند و به بخشی ارزشمند از مبارزه با ولتوری ها تبدیل شود.
چارلی سوان
چارلی سوان مورد علاقه در میان است گرگ و میش طرفداران یکی از بهترین سبیل های پدر در تاریخ سینما. چارلی نیز مانند بلا، برای بیان احساسات خود تلاش می کند و تمایل دارد که تنها باشد. رفتار خشن و لحن طعنه آمیز چارلی سطحی از کمدی را به صحنه های او اضافه می کند که به مقابله با طرح دراماتیک کمک می کند.
در میان هرج و مرج که با یک عاشقانه ماوراء طبیعی پر از خون آشام ها و گرگینه ها همراه است، چارلی دوز بسیار مورد نیاز از واقعیت را برای قرار دادن داستان در متن دنیای واقعی فراهم می کند. اظهارات هوشمندانه چارلی و نگاه های ناپسند به ادوارد کالن شخصیت او را بسیار دوست داشتنی تر می کند.
ست کلیرواتر
ست برادر کوچکتر لیا کلیرواتر و جوانترین گرگی است که در طول سریال تغییر شکل داده است. وضعیت ست به عنوان بچه گروه کاملاً با شخصیت بازیگوش او مطابقت دارد و او را به ساده ترین شخصیت برای دوست داشتن تبدیل می کند. شور و شوقی که ست در گله گرگ جیکوب نشان می دهد، بازتابی از وفاداری بی پایان اوست.
مربوط: 10 میم گرگ و میش که رابطه آلیس و جاسپر را به خوبی خلاصه می کند
اگرچه ست به اندازه دیگر شخصیتهای فرعی از صفحه نمایش استفاده نمیکند، اما اثری از خود بر جای میگذارد حماسه گرگ و میش با جنگیدن فداکارانه برای دوستانش و حمایت از کولن ها در مبارزه با ولتوری ها. شخصیت ست با بازی بوبو استوارت شایان ستایش، مطمئناً یکی از دوستداشتنیترین شخصیتها از لحظهای که روی پرده ظاهر شد، خواهد بود.
آنجلا وبر
آنجلا به راحتی یکی از بهترین شخصیت های فرعی بود حماسه گرگ و میش و مطمئنا دوست داشتنی ترین دوستان بلا. از اولین معرفی او، سبک عجیب و غریب و طبیعت شیرین آنجلا آشکار است. در حالی که به نظر میرسد جسیکا و مایک انگیزههای پنهانی نسبت به مهربانی خود نسبت به بلا دارند، آنجلا هرگز ناصادق نیست.
عکاس خجالتی و نرمی که توسط کریستین سراتوس به تصویر کشیده شده بود در طول فیلم ها شکوفا شد و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد و حس شوخ طبعی خود را در صحنه ها نشان داد. آنجلا به سرعت مورد علاقه طرفداران قرار گرفت و به وضوح نشان داد که دوستی آنجلا با بلا باید در فیلم ها بیشتر مورد بررسی قرار می گرفت، همانطور که در کتاب ها وجود دارد.
بعد: 10 جمله ای که ثابت می کند آلیس بهترین شخصیت در گرگ و میش است